متاسفانه هفته دفاع مقدس با هفته جنگ اشتباه گرفته شده است. هفته جنگ براي رژيم بعث صدام افتخارآفرين بود. براي آنها اين هفته احساس غرور به همراه داشت، چون هفته آغاز جنگ بود، ولي جالب است كه ما اين روزها را تحت عنوان هفته جنگ به همديگر تبريك ميگوييم!
كدام ملت سالروز تجاوز به خاكش را جشن ميگيرد؟ درحالي كه هفته دفاع مقدس يادآور مقاومت، ايستادگي و داشتن احساس غرور از اين مقاومت و پايندگي است.
متاسفانه هفته دفاع مقدس با هفته جنگ اشتباه گرفته شده است. هفته جنگ براي رژيم بعث صدام افتخارآفرين بود. براي آنها اين هفته احساس غرور به همراه داشت، چون هفته آغاز جنگ بود، ولي جالب است كه ما اين روزها را تحت عنوان هفته جنگ به همديگر تبريك ميگوييم!
كدام ملت سالروز تجاوز به خاكش را جشن ميگيرد؟ درحالي كه هفته دفاع مقدس يادآور مقاومت، ايستادگي و داشتن احساس غرور از اين مقاومت و پايندگي است.
متاسفانه برنامههايي كه در مطبوعات و رسانهها نيز براي اين هفته به نمايش در ميآيند، نمايشگر جنگي است كه از آن هيچ احساس غروري نميكنيم. درحالي كه ما به وفور ميتوانيم خاطرات جنگ را از زبان عراقيها و اسناد به جاي مانده از آنها بيابيم.
در شناخت و بررسي دفاع مقدس، نهايت افتخار ما به خرمشهر بسنده شده است، درحالي كه ما شهرهاي بزرگي مانند گيلانغرب را داشتيم كه زنان و مردان اين شهر بدون كمك ارتش و سپاه توانستند از شهر خود دفاع كنند، اما بسيار به ندرت از آنها يادي مي شود.
درست است كه عراق خوزستان ما را عربستان ناميد و فكر ميكرد كه اگر به خوزستان حمله كند تمام اعراب اين شهرها به عراق خواهند پيوست و در نهايت فهميد كه اين اتفاق نخواهد افتاد و اين قسمت از سرزمين براي ما ارزش بسياري دارد، اما در غرب نيز ما با همين رويه مواجه بوديم.
در آن جا نيز عراق فكر ميكرد كه عشاير غرب به استقبال ارتش عراق خواهند آمد، ولي اين قسمت از تاريخ جنگ ما گمشده است؛ چون ما هفته دفاع مقدس را فراموش كرده ايم. چون همه برنامهها دور جنگ ميگردد و نهايتا در اين برنامهها گزارش تعداد كشتهها، اسرا و مقدار خاك باز پسگيري شده از عراق گفته مي شود.
ريشههاي هشت سال دفاع مقدس را هيچكس ارائه نميدهد. اين جنگ، جنگي نبود كه در دو سال اول انقلاب از سوي عراق براي حمله به ايران طرحريزي شده باشد. برنامه حمله عراق به ايران، ريشه در رژيم گذشته داشته است كه با پيروزي انقلاب به اين دوران منتهي شد.
بحث حمله به ايران در زمان قبل انقلاب، گرفتن خاك بود، اما حمله بعد از انقلاب، چند هدف عمده و مهم را در بر داشت. يكي از اين اهداف ساقط كردن نظام اسلامي بود. هدف ديگر سيطره كشورهاي قدرتمندي مانند آمريكا و شوروي بوده است. اما ما اينها را نشان نداديم و وقتي كه نشان ندهيم، چيزي براي باليدن نداريم. بايد به چه چيزي بباليم؟
در همه برنامههاي رسانه اعم از روزنامه ها و صدا وسيما، آمده اند مترسكي مثل بنيصدر درست كردهاند كه همه ناكارآمدي ها را به گردن او مياندازند. آيا فقط بنيصدر بود كه تصميم گيرنده بود؟ آيا همه تلخي ها و شكست ها، توسط بنيصدر در روزهاي اول جنگ گرفته ميشد؟ پس تمام آن پيروزيها و مقاومت هايي كه در طول هشت سال دفاع مقدس توسط رزمندگان رخ داد چه شده است؟ چرا آنها به نمايش گذاشته نمي شود؟
ما داريم كاري ميكنيم كه نسل جوان از جنگ فقط تعداد كشته و زخميها و اسيران را بفهمد. ما هنوز نتوانستيم آوازه پيروزيهايمان را در دنيا فرياد بزنيم.
ما در مقابل عراق از روز اول هم پيروز بوديم. ما از پيروز شدن كشورهايي كه به پشتيباني عراق آمده بودند جلوگيري كرديم. حتي شكست هاي ما در جنگ پيروزي بود، اما هيچ گاه نه از پيروزي ها به طور كامل صحبت شده، و نه يادي از شكست ها مي شود.
ما دفاع مقدس مان را از آن بعد زيبا و عظيمي كه غربي ها از جنگ ايران به آن مي نگرند، نگاه نميكنيم. مثلا غربي ها درباره جنگ ما كتاب مينويسند كتابي مثل سوداگري مرگ . اما ما منتظر نشستهايم كه آنها براي ما جنگ را كارشناسي كنند.
حدود سي سال از آغاز اين جنگ ميگذرد. بايد دقت كرد، كار كارشناسي كرد. تا كي ميخواهيم در برابر تهديدهاي مغرضانه و ليبراليستي ساكت باشيم كه مثلا اگر ما لانه جاسوسي را اشغال نميكرديم، عراق به ما حمله نميكرد و جنگ شروع نميشد . اصلا گرفتن لانه جاسوسي ربطي به اين جنگ ندارد.
كارشناسان و تحليلگران ايراني ميآيند چند تا كتاب ميخوانند و از ديد خودشان جنگ را تحليل ميكنند. كارشناسان ما از جنگ تحليل درستي ندارند. من بسياري از تحليلگران كشورهاي ديگر حتي از كشورهاي عربي ميشناسم كه تحليل هاي جالبي از جنگ ما داشتهاند. بياييم تحليل هاي آنها را درست نگاه كنيم. با آنها كليشهاي برخورد نكنيم.
دفاع مقدس، اقيانوس عظيمي است كه ما، نهايتا پاچههاي شلوارمان را بالا زده ايم و وارد آن شده ايم، ما از اين امكان استفاده نمي كنيم كه وارد اين اقيانوس شويم تا از درون آن، مرواريدهاي درشت و گنج هاي عظيم و بسيار بدست آوريم.
به گفته مقام معظم رهبري جنگ ما يك گنج بود . اما مهم اين است كه چطور بتوانيم از اين گنج استفاده نماييم. اگر اكنون نتوانيم به تحليل درستي از جنگ برسيم، مطمئنا نسل هاي آينده اين كار خواهند كرد. نسل ما چون با اين مسئله مواجه بوده برايش چندان اهميتي ندارد. اما چند نسل آينده با كاوش، به نتايج درخشان تري از ما در خصوص دفاع مقدس خواهند رسيد. اما بهتر است كه اين اتفاق اكنون بيفتد؛ چون آن موقع رزمندهاي و شاهد جنگي وجود ندارد كه بتوان از آن استفاده كرد.
من يكي دو كشور غربي را سراغ دارم كه شديد روي فرهنگ جبهه و جنگ ما كار ميكنند. اگر به همين منوال پيش رويم، زماني خواهد رسيد كه ما مجبوريم براي استفاده از اسناد و مدارك جنگ خودمان به كتابخانههاي فرانسه و يا ديگر كشورهاي غربي مراجعه كنيم. مانند اين است كه به موزه لوور فرانسه بروي و آن جا قطعاتي از تاريخ ايران و تخت جمشيد را ببيني! آن وقت چه احساسي به انسان دست ميدهد؟
كشورهاي اروپايي آمده اند روي يك كتاب 120 صفحهاي زنده باد كميل هزار و دويست صفحه پاياننامه در دانشگاه ها مطلب عرضه كرده اند، اين درحالياست كه ما هنوز نتوانستيم فعاليت چشمگيري در اين باره داشته باشيم.
بياييم به هشت سال دفاع مقدس ، با ديد متفاوت تري نگاه كنيم.