پاسخ به:لطایف زیبای تاریخی
جمعه 15 بهمن 1389 5:14 PM
صبر بر مصیبت
ابو طلحه یكی از یاران رسول خدا است. زنی با ایمان داشت به نام امّ سلیم. این زن و شوهر پسری داشتند كه مورد علاقه هر دو بود. ابوطلحه، پسر را سخت دوست میداشت. پسر بیمار شد، بیماریش شدّت یافت، به مرحله ای رسید كه امّ سلیم دانست كار پسر تمام است.
امّ سلیم برای اینكه شوهرش در مرگ فرزند بیتابی نكند او را به بهانه ای به خدمت رسول اكرم فرستاد و پس از چند لحظه طفل جان به جان آفرین تسلیم كرد.
امّ سلیم جنازه بچه را به پارچه ای پیچید و در یك اطاق مخفی كرد، به همه اهل خانه سپرد كه حق ندارید ابو طلحه را از مرگ فرزند آگاه سازید. سپس رفت و غذائی آماده كرد و خود را نیز آراست و خوشبو نمود.
ساعتی بعد ابو طلحه آمد و وضع خانه را دگرگون یافت، پرسید: بچه چه شد؟ امّسلیم گفت: بچه آرام گرفت.
ابو طلحه گرسنه بود، غذایی خواست.
امّ سلیم غذایی را كه قبلاً آماده كرده بود حاضر كرد و دو نفری غذا خوردند و همبستر شدند.
ابو طلحه آرام گرفت.
امّ سلیم گفت: مطلبی میخواهم از تو بپرسم؟
گفت: بپرس. گفت: آیا اگر به تو اطلاع دهم كه امانتی نزد ما بوده و ما آن را به صاحبش رد كرده ایم خشمگین میشوی؟
ابو طلحه گفت: نه، هرگز، ناراحتی ندارد، امانت مردم را باید پس داد.
امّ سلیم گفت: سبحان الله، باید به تو اطلاع دهم كه خداوند فرزند ما را كه امانت او بود نزد ما، از ما گرفت و برد.
ابو طلحه از این بیان زن تكان سختی خورد، گفت: به خدا قسم من از تو كه مادر هستی سزاوارترم كه در سوگ فرزندمان صابر باشم. از جا بلند شد و غسل جنابت كرد و دو ركعت نماز بجا آورد و رفت به حضور رسول اكرم و ماجرا را از اول تا آخر برای آن حضرت شرح داد.
رسول اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: خداوند، امروز شما را قرین بركت قراردهد و نسل پاكیزه ای نصیب شما گرداند. خدا را سپاس میگزارم كه در امّت من مانند «صابره» بنیاسرائیل قرار داد.
آری این است تأثیر ایمان و مذهب در تصفیه سختیها و مشقّتها بلكه در تبدیل آنها به خوشی و لذّت و سعادت.
کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش
بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت