0

قطعات ادبی

 
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی
جمعه 15 بهمن 1389  4:52 PM

حجاب
گل عفاف، در بوستان حجاب می روید.
بی حجاب، همچون شاخه‎ای بیرون از حصار باغ است، كه طمع هر رهگذر را به سوی خود جلب می كند.
حجاب، دژ و قعله‎ای برای پاسداری از گوهر عفاف است، نه زندانِ محدود كننده زنان.
كسی به خود آرایی و خودنمایی می پردازد كه احساس كمبود شخصیّت می كند.
فاقدان كمال سیرت، می كوشند جمال صورت را به نمایش عمومی بگذارند.
هیچ كس با نام «آزادی» دیوار خانه خود را بر نمی دارد و شبها درِ حیاطش را باز نمی‎گذارد.
گوهر عفاف و پاكی، كم ارزشتر از پول و جواهرات نیست.
كسی كه «كودك عفاف» را جلوی صد‎ها گرگ گرسنه می برد و به تماشا می گذارد، روزی هم «پشت دیوار ندامت» اشك حسرت بر دامن پشیمانی خواهد ریخت.
حجاب، همچون یك توری، مانع ورود حشراتِ نگاههای مسموم است.
كسی كه راه ورود مگسهای مزاحم را می بندد، خود را «مصون» ساخته است، نه محدود.
زن، به خاطر كرامت و ارزشی كه دارد، نباید خود را حرّاج كند و در بازار سوداگران شهوت، خود را به چند نگاه و لبخند بفروشد.
حجاب، مثل درِ یك شیشه عطر، مانع پریدن عطر عفاف می شود. نباید گذاشت پای بیگانه، وارد مزرعه نجابت شود و بوته‎های نورسِ عصمت را لگد مال كند.
حجاب، زندان نیست كه زنان در آن محبوس باشند، بلكه قلعه و دژی است كه از ورود غارتگران و مهاجمان جلو گیری می كند. زنان با حجاب، قلعه نشینانی‎اند كه به مزاحمان، اجازه ورود به حریم عفاف نمی دهند.
پیروان آرایش و تجمّل، ویترین و بوتیك سیاّر دیگرانند.
اگر چشم، دریای هوس شود، قایق گناه در آن حركت می كند.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها