0

كرامات امام زمان (عج)

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:كرامات امام زمان (عج)
سه شنبه 12 بهمن 1389  7:47 PM


هديه ي شب نيمه ي شعبان
 

سي سال راننده‌ي ماشين‌هاي سنگين بودم. آن شب خسته از بندر امام به قم بازگشتم. قرار بود صبح روز بعد به همراه همسرم به كرج برويم، اما صبح نمي‌توانستم از جايم بلند شوم. اولش فكر كردم پاهايم خواب رفته‌اند، بعد متوجه شدم زانوهاي پايم تا ران مثل چوب خشك شده است. يك‌باره فرياد زدم يا امام زمان (عج). فرزندانم كنارم آمدند. از هيچ‌كس كاري ساخته نبود. 17 _ 18 روز در خانه ماندم.
پزشكان اعلام كردند حتماً تحت عمل جراحي قرار بگيرم. غروب شب نيمه‌ي شعبان از همسرم خواستم هرچه در خانه چراغ داريم روشن كند، خودم هم رفتم كليدهاي برق ايوان را روشن كردم و چهار دست و پا به رختخواب برگشتم. سپس عرض كردم: «آقا من از اول زندگي‌ام از شما خواسته‌ام كه اگر قرار شد روزي بيچاره و زمين‌گير شوم و در خانه بنشينم، همان موقع مرگ مرا برسانيد» آقا اين‌ها مي‌خواهند مرا عمل كنند. اگر مصحلت مي‌داني، نگذار پاي من به اطاق عمل برسد. »
از فرزند بزرگم خواستم تا همه‌ي فاميل را صبح روز بعد در خانه جمع كند تا با آن‌ها خداحافظي كنم و خود را براي عمل آماده كنم. صبح روز نيمه‌ي شعبان دخترم در حالي‌كه مي‌گريست، گفت: «بابا شب پيش كه تولد امام زمان (عج) بود، خواب ديدم دكتري آمد و مي‌خواست پاهاي تو را مالش دهد. يك مرتبه آقاي سيد تشريف آورد و گفت بگذاريد من پايش را مالش ‌دهم. بابا به دلم افتاده كه به جمكران برويم. براي حضرت (عج) نذر كرده‌ام كه آش بپزم».
وسايل آش را تهيه كردند. خودم نيز در پاك كردن سبزي‌ها كمك كردم. قبل از حركت از باجناقم خواستم مرا به حمام ببرد، تا با بدن پاك وارد مسجد شوم. صبح روز بعد قصد عزيمت به جمكران كرديم، اما پاهاي من خيلي درد مي‌كرد. نمي‌توانستم از رختخواب بلند شوم. خطاب به امام زمان (عج) عرض كردم:
«يا صاحب الزمان (عج) من مي‌آيم و اگر در جمكران خوبم نكني برنمي‌گردم».
در مسجد كنار ستوني كه كتابخانه‌اي پر از قرآن و مهر داشت نشستم و گفتم: «يا امام زمان (عج) پايم را از خودت مي‌خواهم. از خستگي و درد خوابم برد. در عالم رؤيا ديدم كسي تكانم مي‌دهد و مي‌گويد يك قرآن بردار و به سر و صورت و سينه‌ات بگذار. اطاعت كردم. يك‌باره از خواب بيدار شدم و شروع به دويدن كردم، چنان با عجله حركت مي‌كردم كه چند مرتبه به زمين خوردم. كساني كه اطرافم بودند مي‌گفتند، در خواب پاهايت را محكم به زمين مي‌زدي. بحمدالله با توسل به امام زمان (عج) آقا پايم را شفا داد و الآن هيچ‌گونه دردي ندارم.
دكتر سعيد اعتمادي بعد از معاينه‌ي كاملم نوشت:
بعد از معاينه‌ي بيمار و مشاهده‌ي ام آر آي (MRI) رفع علايم و از بين رفتن همه‌ي نشانه‌هاي واضح ديسكوپاتي مي‌توان گفت كه يك معجزه‌ي كامل و غيرقابل انكار و واقعي اتفاق افتاده است.

آقاي 60 ساله _ راننده ي اهل قم راوي:  

   منبع:    پايگاه اطلاع رساني www.jamkaranqom.ir       

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها