0

داستان راسخونی

 
parvaz_j
parvaz_j
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : دی 1392 
تعداد پست ها : 9
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:داستان راسخونی
چهارشنبه 20 آبان 1388  9:33 AM

و داستان ناتمام باقی می ماند....و پسرک مامان و باباش اسمشو در کاربران راسخون دیدند و پشیمون شدند که اونو گذاشتند یتیم خانه و اومدند دنبالش و اونو بردند خونه پیش خودشون تا از راسخونی ها جداش کنند.
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها