0

روزي جنگي بود 5

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:روزي جنگي بود 5
جمعه 8 بهمن 1389  1:51 PM

ن والقلم

همه سرشان را با صداي انفجار خمپاره‌ي 60 و سر و صداي پيك دسته بيرون آوردند. محمد غلامي از بچه‌هاي گنبد شهيد شده بود. جلو رفتم.
خمپاره درست، به فرق سرش اصابت كرده بود. همين‌طور مات و مبهوت به او نگاه مي‌كردم كه كاغذ و خودكاري كه در دست داشت توجهم را جلب كرد.
هنوز نوك خودكار روي كاغذ بود. كاغذ را از دستش بيرون كشيدم. روي كاغذ را خون مغز و موي سرش پوشانده بود، آن‌ها را كنار زدم. باورم نمي‌شد نوشته بود: «خدايا مرگ مرا شهادت در راه خودت قرار بده». بدنم مي‌لرزيد آن‌جا آيه‌ي ن والقلم و ما يسطرون برايم تفسير شد.
   

منبع: ماهنامه سبزسرخ   -  صفحه: 8

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها