پاسخ به: روزي جنگي بود 3
جمعه 8 بهمن 1389 1:03 PM
شاهدان تشنه
سال 1360 بود كه در جبههي آبادان به ما اعلام كردند، عقبنشيني كنيد. اما به علت سرعت پيشروي سربازان عراقي به ناچار پيكر شهدا و مجروحين را نتوانستند به عقب انتقال دهند. من هم از ناحيهي دست مجروح بودم. به علت شدت خونريزي آنجا ماندم. منبع: كتاب روايت حماسه
دو شبانه روز آنجا ميان دو خاكريز ايران و عراق، بر روي خاكهاي داغ مانديم. بعضي از مجروحان هر از چند گاهي به هوش ميآمدند و با ناله ميگفتند: «يا حسين (ع)، آب، آب» از صداي فريادشان تمام بدنم ميلرزيد.
چند مرتبه سربازان عراقي از صداي آنها به سمت ما آمدند. آنها بيرحمانه مجروحين را به شهادت رساندند. يكبار نيز به كنار من آمدند، اما من بيحركت و بدون اينكه نفس بكشم آرام بر روي خاكها خوابيدم و آنان به گمان اينكه من جزو شهدا هستم، از كنارم گذشتند.
راوي: شهيديدالله تقي يار