پاسخ به: روزي جنگي بود 2
جمعه 8 بهمن 1389 12:30 PM
حديث با بچهها از تمرين ورزش بر ميگشتيم: زنگ مدرسهي دخترانه به صدا درآمد و همه به آنها خيره شديم. مهدي (1) سرش را پايين انداخته بود. منبع: سالنامه ستاره ها 1378
جلوتر كه رفتيم، گفت: « يه حديث ميگم هر كسي ترجمهاش كند، صد تومان جايزه دارد. » آن وقتها صد تومان خيلي ارزش داشت. با بدبختي حديث را ترجمه كرديم.
گفت: بايد در جمع بخوانيد. خوانديم. « هر گاه به نامحرم رسيديد، چشمانتان را ببنديد. »
تازه منظور مهدي را فهميديم.
(1) شهيد مهدي شوشتري