پاسخ به:آزادگان و امام خميني (ره)
پنج شنبه 7 بهمن 1389 8:38 PM
عبدالمجيد رحمانيان
|
|
| سرنوشت جنگ |
يک بار نمايندگان صليبسرخ به اردوگاه آمده بودند (معمولاً، آنها هر وقت ميآمدند سه روز در اردوگاه ميماندند و عراقيها هم سعي ميکردند آزادي بيشتري به ما بدهند). در يکي از اين روزها، يکي از نگهبانهاي عراقي به پشت پنجره آسايشگاه ما آمد و با اصرار و التماس گفت: در نامههاي تان به خانوادههايتان بنويسيد تا به[امام]خميني بگويند که جنگ را تمام کند. ما به آن سرباز گفتيم: اتمام جنگ دست ما نيست و ربطي به ما ندارد و کاري از دست ما ساخته نيست. آن سرباز ناراحت شد، لذا يکي از برادران به او گفت: ناراحت نباش، خداکريم است. ولي آن سرباز دوباره اصرار کرد وگفت: نه، فقط شما بنويسيد که خميني جنگ را تمام کند. او ميگفت:اين جنگ (نعوذ بالله) از دست خدا هم در رفته و فقط خود (امام )خميني بايد تمامش کند.
منبع: كتاب رمزمقاومت جلد3 - صفحه: 50