0

کوتاه و خواندنی > لطائف

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > لطائف
دوشنبه 4 بهمن 1389  6:04 PM

من هم حاضرم بروم زير تانك

داشت براي نيروهاي تازه وارد از خصوصيات يك رزمنده‌ي بسيجي و مخلص مي‌گفت: «‌ تو شرايط عادي همه شجاع هستند. همه سلحشورند. همه از خود گذشته و فداكار و جلودار و پيشكسوت‌اند، اما كي راست مي‌گويد: آن‌هايي كه وقتي كار گره مي‌خورد، براي لو نرفتن عمليات يا براي اين كه دستشان خالي است، فرار را بر قرار ترجيح نمي‌دهند، مي‌مانند و مقاومت مي‌كنند. ماشين جنگي دشمن را وقتي با سرب نشد با گوشت و استخوان و خون خود متوقف مي‌كنند. مثل شهيد حسين فهميده. چند نفر حاضرند اين جوري بجنگند؟ يعني زير تانك دشمن بروند. »
يكي از بچه‌ها حرف مربي را قطع كرد و بلند گفت: « ما آقا، ما حاضريم بريم زير تانك. » و او در جوابش گفت: « لابد تانك سوخته‌اي كه كالبيرش هم از كار افتاده باشد؟ » و او خيلي جدي گفت: « نه اتفاقاً زير تانك سالم. چون وقتي هوا گرم باشد و جان پناهي هم نباشد، زير تانك، سايه‌ي خوبي دارد. »
مربي رو به جمع كرد و گفت: « برادر! چند نفر مثل اين جوان در جمع شماست؟ چون تو جنگ خصوصاً در جنوب و گرما گرم نبرد، تنها امثال اين برادر هستند كه مي‌توانند ... خوب بخوابند، بقيه خيلي زود گرما‌زده مي‌شوند.

منبع :مجله شميم عشق -  صفحه: 62

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها