پاسخ به:کوتاه و خواندنی > لطائف
دوشنبه 4 بهمن 1389 5:47 PM
غذاي اضافه
غذاي من در منطقه نسبت به بقيهي بچهها زياد بود. هرچه ميخوردم، سير نميشدم. مهم نبود چه باشد، از سنگ سختتر يا از كلوخ نرمتر. روزهاي اول كه غذا كم بود، بچهها با اشاره و كنايه سعي ميكردند حواس مرا متوجه اطرافيان كنند، ولي بعد فهميدند كه اثري ندارد. در نتيجه مستقيماً وارد ميدان شدند. از آن به بعد وقتي غذا به اندازهي كافي نبود، يك برگه مينوشتند و ميگذاشتند جلوي من: «غذاي اضافي شما را خريداريم!»
منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) - صفحه: 97