پاسخ به:کوتاه و خواندنی > لطائف
دوشنبه 4 بهمن 1389 5:45 PM
عرفان كه برود بالا
تازه حرفها گل انداخته بود و بچهها گرم گفتوگو بودند كه او بلند شد و مثل هميشه از ايمان و عشق و مراتب سير و سلوك داد سخن برآورد كه «فادخلي في عبادي وادخلي جنتي» و حديث شهود شهدا و ظرايف و دقايق و رموز خاص الخاص شدن.»
تازه داشتيم ميرفتيم تو حال، يكدفعه يكي بلند شد و گفت: «نه داداش ما نيستيم، عرفان كه برود بالا، خمپارهي 60 پايين ميآيد. ما زن و بچه داريم، آرزو داريم، ما كه رفتيم.» همه از شوخي او خنديدند و پس از تجديد روحيهي جمع، او خود، دوباره بحث عشق به خدا را آغاز كرد و مجلس را گرم نمود.