0

کوتاه و خواندنی > لطائف

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > لطائف
دوشنبه 4 بهمن 1389  1:21 PM

روحيه ي بسيجي

سال 66 جلسه‌اي در قرارگاه برگزار شد و فرماندهان تيپ لشگرها حضور داشتند. قرار شد جلسه‌ي بعدي فرماندهان سپاه در تيپ 48 فتح برگزار شود. به هر نحو در يك كانتينر جلسه را تشكيل داديم. مشغول بحث و گفتگو بوديم. آقا محسن، آقا رحيم و همه‌ي بچه‌هاي فرمانده‌ي تيپ لشگرها حضور داشتند. ناخودآگاه يك تيري به كانتينر اصابت كرد و از طرف ديگر بيرون رفت.
همه مضطرب بوديم كه نكند حادثه‌اي رخ داده باشد. به همديگر نگاه مي‌كرديم. يك دفعه در كانتينر باز شد، يك بسيجي آمد و بدون توجه به ما به سقف كانتينر نگاه كرد و با زبان ساده‌ي بسيجي گفت:‌« پيش » ديدي گفتم مي‌رود بيرون و سريع برگشت.
همه تعجب كرده بوديم. نگو دو تا بسيجي بحث كرده بودند كه تير كلاش از كانتينر عبور مي‌كند يا نه و به خاطر اين كه به دوست بسيجي‌اش ثابت كند، بدون اين‌كه متوجه باشد كسي در كانتينر است يا خير، شليك كرده بود و سريع آمده بود تا ببيند تير از كانتينر رد شده يا خير.
بعد هم گفت: « ديدي من برنده شدم!!»
خلاصه خيلي خنديديم و جلسه را ادامه داديم.
سردار جعفري مسئول معاونت فرهنگي ستاد مشترك

منبع :ماهنامه وصال


 
 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها