پاسخ به:کوتاه و خواندنی > لطائف
دوشنبه 4 بهمن 1389 1:16 PM
دنيادوروزاست
بنده خدا عادت داشت قبل از اينكه اسامي بچهها را بخواند و برگههاي مرخصي را بين آنها پخش كند، چند كلمهاي هم موعظه كند، آن روز هم طبق معمول داشت نصيحت ميكرد، كه «برادرا، از آدم فقط دو چيز ميماند يكي خوبي و يكي بدي، و دنيا دو روز است و ....»
صحبت از دو روز مرخصي شد و دو روز دنيا كه يكي از ميان جمع بلند شد و گفت: «بهتر نيست برادر، حالا كه به قول خودتان دنيا دو روزه، سه روز هم تو راهي (براي رفت و برگشت) بدين بدهيد تا بشه پنج روز؟»
صداي انفجار خنده گردان بلند شد و بچهها برگههاي مرخصي را گرفتند و پراكنده شدند.
منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها)