0

ادبیات دفاع مقدس

 
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:ادبیات دفاع مقدس
شنبه 2 بهمن 1389  2:53 PM

حديث بى قرارى قصه - نيم نگاهى به دفاع مقدس در ادبيات داستانى

کافى است نام جنگ تحمیلى یا دفاع مقدس را به زبان بیاورى تا خیلى از واژه ها سرریز کنند به این مغز کوچک، که گنجایش آن در حجم و اندازه واژه هاى یک رمان نیستند یا اگر هم باشند اتفاق خیلى بزرگى نمى افتد مگر آن که ...
این شروع خوبى براى گزارش حاضر نیست یا اگر هم باشد، نیاز به بازبینى دارد و این واژه( که همان بازبینى باشد) مشکل عمده داستان دفاع مقدس یا به عبارتى محدود به زمان و مکان داستان هاى جنگ است. معضلى که به هر تقدیر مانع روایت بخشى از بى قرارى ماست در فهم تاریخ معاصر.
چه مخالف، چه موافق، دفاع مقدس بخشى از ماست، بخشى ازتاریخ این آب و خاک که نمى توان به راحتى از کنار آن گذشت اما این ایستادن هم، امروز آنگونه که باید و شاید نبوده و به قول بزرگى، عزمى بلند بایدش.
بارى بحث اصلى ما داستان هاى دفاع مقدس و پرداختن قلم به دستان اینگونه ادبى تاریخى است که در اثبات موجودیت ما و ادامه حیات در جغرافیایى که در هر دم از تاریخ شاهد تکه تکه شدن آن بودیم بسیار سرنوشت ساز بوده است،نه، آسمان و ریسمان به هم نمى بافیم بلکه قصد، نشان دادن اهمیت این اتفاق و پرداختن به آن مهم است؛ تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
سمیرا اصلان پور داستان نویسى که با نوشتن زندگى نامه و روایت داستانى زندگى شهید حسن باقرى به نوعى به تاریخ حماسه خرمشهر و سوم خرداد پرداخته است .
سمیرا اصلان پور معتقد است، روایت هایى داستانى درباره اشغال خرمشهر به رشته تحریر درآمده اما در مورد آزادسازى آن گونه که باید و شاید کار در خورى صورت نگرفته است .
او یکى از داستان هاى گراهام گرین نویسنده معاصر انگلیسى را با عنوان «امریکایى آرام» مثال مى زند که به نوعى سیاست امریکا در تهاجم به ویتنام را از دیدگاه سیاست هاى انگلیس مورد انتقاد قرار مى دهد.
این داستان به تعبیر اصلان پور نمونه اى از یک داستان خوب در این حوزه است که مى تواند شاهدى باشد براى داستان نویسانى که مى خواهند به این حوزه بپردازند. البته او منظور دیگرى هم دارد به گفته این داستان نویس، بخش عمده اى از مشکلات داستان هاى جنگ، پیرنگ هاى ضعیف داستانى و تحمیل موضوع به خواننده است، به طورى که نویسنده به شکلى کاملاً غیر حرفه اى سعى مى کند موضوع مورد نظرش را به خورد مخاطب بدهد.
به زعم وى اساساً ساختارهاى داستانى در میان نویسندگان ایرانى معطوف به تئورى است ومتاسفانه این تئورى  ها هیچ گاه لباس عمل نمى پوشند.
ضعف طرح هاى داستانى، تحمیل نگاه نویسنده به مخاطب، نبود پرداخت داستانى و روایت بدون ساختار از جمله معضلاتى است که در نظر این نویسنده، داستان دفاع مقدس را با مشکل هاى ساختارى بسیارى مواجه کرده است.
به باور اصلان پور ساختار تصنعى داستان و حضور تصنعى شخصیت هاى واقعى در داستان از جمله مشکلات قابل رفع براى روایت است که متاسفانه کمتر به آن توجه مى شود.
از سوى دیگر کامران پارسى نژاد که پیش تر با نگارش رمان «خورشید در آتش» جایگاه خود را به عنوان یک داستان نویس صاحب سبک به اثبات رسانده بود، پرداختن به تاریخ جنگ در بستر داستانى را از جمله کاستى هاى غیرقابل انکار ادبیات معاصر مى داند.
به گفته این داستان نویس، در بخشى از ادبیات و سینماى جنگ امریکا مخاطب با درست نمایى، اسطوره سازى و حماسه نمایى اتفاقات عادى مواجه است و اتفاقاً این گونه داستان ها به دلیل پرداخت خوب و قابل توجه داستان و از سوى دیگر نوع روایت هاى گوناگون مورد اقبال و استقبال جامعه کتابخوان مواجه مى شود در حالى که حماسه هاى واقعى در طى دوران هشت ساله دفاع مقدس از دید و نگاه نویسندگان این ژانر کمتر مورد توجه بوده اند در حالى که اغلب اتفاقاتى که در طى دوران هشت ساله دفاع مقدس رخ داده اند قابلیت داستانى شدن دارند.
البته پارسى نژاد منکر این قضیه نیست که نویسندگان دفاع مقدس به لحاظ تجربه هاى داستان، تکنیک، ساختار زبان و روایت داستان بسیار پیشرفت کرده اند اما آنچه این داستان نویس سعى دارد توجه نویسندگان را به آن جلب کند، قضیه اندیشه فلسفى و مطالعه تاریخ این هشت سال است.
این موضوع، به زعم وى کمتر درنظر بوده، به طورى که به گفته او بخش عمده اى از نویسندگان جنگ، یا به قضیه تاریخ بى توجه بوده اند و یا آنقدر به تاریخ پرداخته اند که وجه قصه بودن روایت، تاریخى شده است.
به باور پارسى نژاد داستان دفاع مقدس نیازمند پوست اندازى است تا مگر از این رهیافت بخشى از تاریخ این مرز و بوم احیا شود.
خارج شدن از مدار تعادل
اما مجید قیصرى، نقصان کار را در جاى دیگرى مى بیند.
به گفته این نویسنده که پیش تر آثارى از او با محوریت آزاد سازى خرمشهر و اشغال آن در مجموعه داستان «سه دختر گلفروش» و یا «ضیافت به صرف گلوله» و «باغ تلو» خوانده ایم، زمانى که یک اتفاق قابلیت داستانى پیدا مى کند که تعادلى برهم بخورد.
او بر این اعتقاد خود پافشارى دارد که اساساً داستان زمانى قابلیت روایت پیدا مى کند که تعادل منطقى یک رویداد، یک جغرافیا و یا یک تاریخ بر هم خورده باشد و این بر هم خوردن تعادل، پتانسیلى براى داستان و روایت یک واقعه است و این پتانسیل پیش از آنکه در پیروزى دیده شود، در اشغال به وجود آمد به طورى که آثار خوبى در این زمینه داریم.
او براى روشن تر شدن این موضوع مثال هایى مى آورد: خون تا وقتى که در رگ انسان قرار دارد حلال است و در صورت خروج از رگ و ریخته شدن بر سنگفرش، حرام مى شود.
تا زمانى که سدى ساخته مى شود؛ ما در تعادل هستیم و این تعادل درست موقع ریزش یا نشست آن بر هم خورده و داستان را ایجاد مى کند.
البته قیصرى از آوردن این مثال منظورى را دنبال مى کند و آن منظور را این گونه بیان مى کند: «در سقوط خرمشهر یا مهران مى توان همان پتانسیلى را براى روایت یافت که در فتح به دنبال آن مى گردیم»به طورى که در بخشى از داستان هاى بهت آور سقوط و اشغال همان جلوه هاى ابهت، افتخار و فرهنگ عاشورایى را مى توان دنبال کرد.
روایت در حاشیه داستان
به گفته بخش عمده اى از نویسندگان دفاع مقدس، خاطره نویسى امروز وجه غالب داستان هاى دفاع مقدس بوده و این موضوع باعث کم توانى در حوزه داستان است و کمتر رمان یا داستانى را مى توان یافت که بدون لودادن موضوع، به این اتفاق اشاره تاثیرگذارى داشته باشد و نمونه هایى چون «اسیر زمان»( نوشته اسماعیل فصیح که در آن یک مهندس شرکت نفت روایتى هر چند کوتاه از خرمشهر، آبادان، محمد جهان آرا و فتح خرمشهر ارایه مى کند) کمتر تکرار مى شوند هر چند که به تعبیر سمیرا اصلان پور این گونه پراختن در ادبیات داستانى ایران بسیار نازل است و نمى توان نمونه هاى قوى و تاثیرگذارى را نام برد که توانسته باشند به شکلى اثربخش، دفاع مقدس این جغرافیا را در حاشیه داستان به تصویر بکشند.
به گفته وى اسیر زمان و داستان ها و رمان هایى از این دست نتوانسته اند چیزى را به گونه اى اثربخش در حاشیه داستان روایت کنند و به تعبیرى مى توان مدعى شد که اسیر زمان اثرى است تخیلى که هیچ گونه واقعیتى را از شخصیت شهید جهان آرا منعکس نمى کند.
البته او هم به مانند مجید قیصرى و پارسى نژاد به تاثیرگذارى این گونه روایت هاى در حاشیه اذعان دارد و بر این باور است که در صورت پرداخت قوى و طرح و پیرنگ قابل توجه و تامل از ذهن خلاق مى توان از این گونه روایت ها به عنوان روایت هاى اثربخش یاد کرد.اما این داستان واقعى چگونه باید در ساختار روایت و قصه تخیلى نویسنده جاى بگیرد که هم به روایت داستان اصلى خدشه اى وارد نکند و هم تصنعى جلوه نکند؟
این پرسش در نظر اول بسیار بدیهى مى نماید و عموماً پاسخى ساده را به ذهن متبادر مى کند؛ پاسخى مانند: تجربه داستان، پرداخت قوى، بدنه و ساختار مشخص و ... اصلان پور براى مشخص شدن ماجرا یک مثال ساده مى زند.
در نظر او رمان «بیمار انگلیسى» مى توانست هر زمان دیگرى را به عنوان حاشیه و زمینه اتفاق مطرح کند اما نویسنده آن را به شکلى سامان داده که جنگ جهانى دوم به هیچ وجه تصنعى نیست و درست برعکس، جذابیت هایى نیز به قصه داده که معنویات، افکار و دیدگاه هاى نویسنده به شکلى کامل و جامع در آن نمایان مى شود.
هر کسى به قدر وسع خویش
البته مجید قیصرى قضیه را از یک زاویه دیگر مى نگرد. به اعتقاد این نویسنده، ادبیات داستانى در حوزه دفاع مقدس نیاز به یک بازنگرى دارد.
به طورى که مى توان مدعى شد که ما در حوزه داستان کوتاه دفاع مقدس (به مانند دیگر ژانرهاى داستان کوتاه) بسیار قدرتمند تر از رمان بوده ایم چرا که اساسا رمان و رمان نویسى در این حوزه به مانند نهالى نورسته است و از سوى دیگر بافت و ساختار ریزش نقش و ایجاز موجب شده تا در داستان کوتاه موفق تر ظاهر شویم، البته رمان هاى قابل توجه دیگرى هم هستند که نمى توان از اهمیت آنها گذشت و هر نویسنده اى تلاش کرده تا به قدر وسع خویش، چراغى را بر این واقعیت تاریخى (سوم خرداد) بیفکند و زاویه اى را بنمایاند.

سادات عزیزى
روزنامه جوان
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها