0

ادبیات دفاع مقدس

 
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:ادبیات دفاع مقدس
شنبه 2 بهمن 1389  9:38 AM

ترکش‌های صلح

نویسنده و کارگردان: علی شاه‌حاتمی
تهیه‌کننده: مجتبی فرآورده (محصول مؤسسه فرهنگی سینمایی زیتون)

مدیر فیلمبرداری: رسول احدی
تدوین: عباس گنجوی
صدابردار همزمان: عباس رستگارپور
طراح گریم: فریدون کشن‌فلاح
طراح صحنه: مصطفی آل احمد
بازیگردان: کیهان ملکی
بازیگران: نعمت سلطانی، عبدالحمید دارچی‌پوران، فرامرز مهرجو و امیر ایرانیان.

خلاصه داستان
در شهری مرزی، نوجوانی به نام «جمعه» همراه با تعدادی دیگر از اهالی به کار جمع‌آوری ضایعات جنگی، همچون ورقه‌های حلبی، پوکه‌های فشنگ، کشتی و آهن‌آلات قراضه مشغول است. «جمعه» و دوستش «عود» همه‌ی درآمد فروش ضایعات را برای مادر و خواهرشان می‌فرستند که در یکی از شهرهای منطقه زندگی می‌کنند و آن دو در یک کشتی تجاری زندگی می‌کنند که در رودخانه‌ای واقع در جزیره‌ی مینو به گل نشسته است. برای خواهر «جمعه» خواستگار می‌آید و «جمعه» در صدد مهیا کردن جهیزیه برای خواهرش است. او به فردی به نام «عزت» که ضایعات را می‌خرد، پیشنهاد می‌کند که از یک میدان مین قدیمی، مقدار زیادی نبشی و قله‌های خورشیدی جمع‌آوری کنند. عزت می‌پذیرد و مقداری پول به عنوان بیعانه به جمعه می‌پردازد. عبود می‌کوشد جمعه را منصرف کند، اما...

علی شاه‌حاتمی
متولد 1339 تهران. فعالیت‌های هنری خود را با نوشتن نمایشنامه، کارگردانی و بازیگری تئاتر آغاز کرد و از سال 1360 با پیوستن به حوزه هنری (حوزه هنر و اندیشه اسلامی) کار خود را به شکل حرفه‌ای در سینما شروع کرد.
وی در آن سال‌ها به عنوان بازیگر، دستیار کارگردان و منشی صحنه در تولیدات حوزه حضور داشت. «شاه‌حاتمی» به عنوان کارگردان ابتدا فیلم کوتاه «گورکن» را ساخت و پس از آن در سال 1367 نخستین فیلم بلند خود با عنوان «تعقیب سایه‌ها» را جلوی دوربین برد.دیگر فیلم‌های او عبارت‌اند از: پرنده آهنین (1370)، آخرین شناسایی (1372)، لاک‌پشت (1375)، ترکش‌های صلح (1378)، دوستان (1380)، کولی (1381) بر مدار چلیپا (1381) و ...

یادداشت کارگردان
«جنگ تجربه‌ی آشکار مرگ است و رنج وی...
سرزمین کوچکی را روی زمین می‌شناسم که از تازیانه‌های جنگ تنش زخم برداشته و مردمانی که مرگ را در سکوت تجربه می‌کنند. نامشان «ضایعاتی» بود و کارشان جمع‌آوری ضایعات جنگ. چهره‌های دردمندشان را آفتاب می‌سوزاند و تن‌های خسته‌شان را مین‌ها و خمپاره‌های به یادگار مانده از جنگ. من در سرزمینی سوخته از جنگ در جستجوی حقیقت بودم؛ در جستجوی دردی پنهان از بشر ...»

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها