پاسخ به:معرفی استان اصفهان
جمعه 3 شهریور 1391 7:40 AM
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
اصفهان به سبب پيشينه تاريخي کهن خود در طول تاريخ با نام هايي چون: آپادانا، آصف هان، اَسباهان،اِسبهان، اِسپهان، اسپينر، اسفاهان، اِسفهان، اصفهان، اصفهانک، انزان، بسفاهان، پارتاک، پارک، پاري، پرتيکان، جي، داراليهودي، سپاهان، شهرستان، گابا، گابيان، گابيه، گبي، گي، نصف جهان و يهوديه نيز خوانده شده است. بسياري از پژوهش گران بر اين باورند که اختصاص اين ناحيه در پيش از اسلام - به ويژه در دوران ساسانيان – به گرد آمدن سپاهيان مناطق جنوبي ايران، مانند : کرمان، فارس، خوزستان، سيستان،. . . وجه تسميه آن به « اِسپهان »، بوده و سپس در بعد از اسلام تحت تأثير زبان عربي به « اصفهان » تغيير شکل داده است. شهر اصفهان، مرکز اين منطقه مهم روزگاري پايتخت ايران به شمار مي رفته است و در دوران ايلامي ها، استان کنوني اصفهان يکي از ايالت هاي کشور « اَنزان » يا « اَنشان » بوده است. در زمان هخامنشيان نام اين ايالت و مرکز آن، از اَنزان به گابيان (گابا/گادوگاي) تبديل يافته و به سبب آباداني، محل زندگي پادشاهان هخامنشي نيز بوده است. در دوران اشکانيان اين منطقه يکي از ايالت هاي پهناور پادشاهي اشکاني و شهر اصفهان پايتخت آن بوده، حاکم آن عنوان شاه داشته است. اردشير پاپکان مؤسس سلسله ساساني، در تعقيب اردوان پنجم - آخرين پادشاه اشکاني - از مداين به منطقه اصفهان آمده، با غلبه بر ساتراب (استاندار) آن، اصفهان را گشود. در زمان ساسانيان، منطقه اصفهان اهميت بسياري داشته و جنبه دفاعي و نظامي آن، که مرکز گردآوري سپاه بوده، بر ارزش جغرافيايي اش، افزوده است. در اين دوره خانواده بزرگ ايراني « اسپوهران » يا « هفا » بر اصفهان حکمراني مي کرده اند. بر اساس پاره اي از پژوهش ها، در اواخر اين دوران، يزدگرد به خواهش همسرش « شوشن دخت » يک کلني يهودي در مرکز آن ( گي ) ايجاد کرد. گِي که بعدها « اليهوديه » يا کوي يهودي ها ناميده شد، آن بخش از شهر کنونيِ اصفهان است که بازار بزرگ اصفهان در آن قرار دارد. از اين روي، بيش تر مکان هاي اسلامي کنوني اين بخش، در گذشته متعلق به يهودي ها بوده است.
هنگام ورود مسلمانان به ايران، اصفهان شامل دو شهر بود، جي و يهوديه در باختر جي بود، كه اصفهان كنوني همان يهوديه است. در 23 يا 24 هـ . ق، اصفهان به دست مسلمانان افتاد و تا حدود 300 سال، حاكماني از سوي خلفا در آن جا فرمانروايي مي كردند. پس از روي كار آمدن ديلميان، حسن ركن الدوله ديلمي، اصفهان را پايتخت خود كرده در توسعه آن كوشيد. به دستور وي ديوار ميان كوي هاي جي و يهوديه را برداشته بارويي به دور شهر كشيده شد، كه دورش حدود 21 هزار گام بود.
در محرم سال 433 هـ . ق، طغرل سلجوقي پس از يک سال محاصره در دومين لشگرکشي خود به اصفهان آن را گشود و حکومت ديالمه کاکويه را از اين منطقه بر انداخت. طغرل 12 سال در اصفهان زندگي کرد و پانصد هزار دينار خرج ساختمان ها و امور خيريه، مسجدها و خانقاه ها کرد. پس از سال 633 هـ . ق، که اصفهان توسط سپاهيان اوکتاي قاآن، جانشين چنگيز گشوده شد، اين منطقه در سيطره مغولان قرار گرفت. عمق و غناي فرهنگي ايرانيان به اندازه اي بود که در کمتر از نيم قرن اين قوم خونريز را آداب و فرهنگ آموختند. چنان که در زمان حکومت سلطان محمد اولجايتو که در آغاز سده 8 هـ. ق به حکومت رسيد در اصفهان همانند ديگر نقاط ايران مسجد و بناهاي متعددي ساخته شد. يکي از مشهورترين و زيباترين اين آثار، محرابي است گچ بري در مسجد جامع اصفهان که به محراب اولجايتو معروف گرديده است. پس از در گذشت ابو سعيد بهادر خان، سومين ايلخان مسلمان مغول، شاهزاده گان و اميران بر شهرها ومناطق ايران چيره شدند و چندي فرزندان امير چوپان در اصفهان حکومت کردند و سپس شاه شيخ ابو اسحاق اينجو، بر آن دست يافت. حکومت خاندان اينجو با کشته شدن ابواسحاق به دست مظفريان پايان يافت، و حکومت مظفريان نيز در اواخر سده 8 هـ. ق، با کشته شدن شاه منصور آخرين پادشاه اين خاندان در نزديکي شيراز به دست تيمور لنگ، به سرانجام خود رسيد. تيمور سپس رهسپار اصفهان گشت و در ماه رجب سال 795 هـ. ق، اصفهان را گشود. اصفهان در اواخر دوره تيموري، چندي نيز در قلمرو ترکمانان قراقويونلو قرار گرفت.
هر چند پس از تأسيس سلسله صفوي به دست شاه اسماعيل صفوي در سال 906 هـ. ق، وي تبريز را به عنوان پايتخت برگزيد؛ اما از سال 1000 هـ. ق شاه عباس کبير پايتخت را به اصفهان انتقال داده در طول 42 سال حکومت خود، پيوسته به عمران و آبادي کشور، به ويژه اصفهان پرداخت. ايجاد ميدان بزرگ نقش جهان، عالي قاپو، مسجد شيخ لطف الله و سردر قيصريه، مسجد شاه، بازار شاهي، خيابان چهار باغ، شهرک جلفا، کليساهاي تاريخي،. . . در اين شهر نتيجه گام ها و تلاش هاي شاه عباس بزرگ است. پس از شاه عباس، هر يک از شاهان صفوي نيز به نوعي در آباداني اصفهان کوشيدند. شاه صفي بناي امام زاده اسماعيل را در محل آن، به خوبي تعمير و تزيين کرد. هم چنين دَرِ بزرگ مسجد شاه را نقره پوش و طلا کاري نمود. شاه عباس دوم بناهايي چون کاخ پادشاهي چهل ستون و ساختمان پل خواجو و ساختمان هاي سلطنتي کرانه زاينده رود، مانند هفت دست، آيينه خانه، و نمکدان را ساخت و باغ پهناور سعادت آباد را ايجاد کرد. شاه سليمان کاخ هشت بهشت را بنا نمود و شاه سلطان حسين نيز مدرسه سلطاني يا مدرسه چهار باغ، سراي فتحيه (محل مهمانسراي شاه عباس) و بازارچه شاهي را بنا کرد. در سال 1135 هـ. ق، شاه سلطان حسين اصفهان را پس از هفت ماه محاصره و قحطي شديد به محمود غلجايي تسليم کرد. چون تهماسب ميرزا در قزوين از استعفاي پدرش آگاه شد، خود را شاه خواند و براي پس گرفتن پايتخت به تلاش افتاد. محمود غلجايي ( محمود افغان ) سرانجام پس از 30 ماه حکومت، در سال 1137 هـ. ق، به دست پسر عمويش اشرف غلجايي کشته شد و اشرف در اصفهان به حکومت رسيد. در دوران قاجاريان نيز، اگرچه پايتخت، ديگر به تهران منتقل گرديده بود؛ اما اصفهان هم چنان از اهميت فوق العاده اي برخوردار بود. در اين دوران در پاره اي از بنا ها تغييراتي داده شد. يکي از حاکماني که در اين دوران مدت طولاني بر اين شهر حکم راند، ظل السلطان فرزند ناصرالدين شاه بود.