0

گریه ی شبانه

 
sadra_sn
sadra_sn
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 302
محل سکونت : زنجان

چشمی کنار پنجره ی انتظار
سه شنبه 28 دی 1389  11:22 PM


ای دل ، به کوی او ز که پرسم که یار کو
 در باغ پر شکوفه ، که پرسد بهار کو
 نقش و نگار کعبه نه مقصود شوق ماست
 نقشی بلند تر زده ایم ، آن نگار کو
جانا ، نوای عشق خموشانه خوش تر است
 آن آشنای ره که بود پرده دار کو
ماندم درین نشیب و شب آمد ، خدای را
 آن راهبر کجا شد و آن راهوار کو
ای بس بسنم که بر سر ما رفت و کس نگفت
 آن پیک ره شناس حکایت گزار کو
 چنگی به دل نمی زند امشب سرود ما
 آن خوش ترانه چنگی شب زنده دار کو
 ذوق نشاط را می و ساقی بهانه بود
 افسوس ، آن جوانی شادی گسار کو
یک شب چراغ روی تو روشن شود ، ولی
 چشمی کنار پنجره ی انتظار کو
 خون هزار سرو دلاور به خک ریخت
ای سایه ! های های لب جویبار کن
 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها