0

انسان و خدا (دكتر چمران)

 
karevane69
karevane69
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 1355
محل سکونت : البرز

پاسخ به:انسان و خدا (دكتر چمران)
دوشنبه 27 دی 1389  8:51 PM

نفس و روح

    در قرآن هم اگر دقتي كنيم اختلاف فاحشي بين نفس و روح وجود دارد. مي‌بينيم كه نفس يك واعقيتي است كه مفرد و جمع آن بكار رفته است، نفس، نفوس، انفس، درحاليكه روح در قرآن هميشه بطور مفرد ذكر مي‌شود. ارواح ديده نمي‌شوند، درست است كه در لغت ما ارواح را بكار مي‌بريم ولي در لغت قرآن «روح» فقط مفرد بكار برده شده است. «قٌلِ‌الْرُّوحُ مِنْ اَمْرِ رَبّي، وَ ما اُتيتُمْ مِنَ‌الْعِلْمِ اِلاّ قَليلاً».

    يكي از بحث‌هاي مفصل و مفيدي كه شايد امشب بتوانم تمام كنم درباره نفس خواهد بود كه نشان مي‌دهد اين نفس در تغيير و تحول است و تكامل پيدا مي‌كند «اِنَّ اللهَ لا يُغَيِّرُوا ما بِقَومٍ حَتّي يُغَيِّرُوا ما بِاَنْفُسِهِمْ» و يا «كلُ نَفْسٍ ذائِقَةٌ الْموت». اين نفس است كه تمام اين تكامل و تغيير و تحولات در آن بوجود مي‌آيد. اما مروح هر كجا كه مي‌آيد مفرد است و امر خداست «وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُّوحي» همين، (روح خود را در او دميدم). حدود بيست مورد روح در قرآن آمده و همه به اين صورت كه امريست از خدا، تجلي است از خدا و بس. يعني روح اشتباه نمي‌كند، بيراهه نمي‌رود. روح، پيغمبر درون آدمي است و آن تجلي خدا كه در هر انساني وجود دارد در اين روح گذاشته شده است. در حالتي كه نفس ما از مراحل بسيار پائين شروع مي‌شود تا مراحل بالا بسوي تكامل مي‌رود.

    آن آدم لجني كه عموماً ذكر مي‌كند در همين نفس گذاشته شده نه در روح، اين نفس است كه از مراحل ابتدايي و پائين شورع مي‌كند و تا درجات خدايي بالا مي‌رود، تا بجايي مي‌رسد كه جز خدا نمي‌بيند. بنابراين، اين نقسيم‌بندي را كه براي شما بيان كردم مي‌بينيد يك نقسيم‌بندي جديدي است كه كمي با نفسير و تعبيري كه اثر گويندگان و نويسندگان مي‌كنند تفاوت دارد و علت آن را بعداً شرح مي‌دهم.

    جسم براي ما واضح است، جسمي است كه اين بدن ما، اين فيزيولوژي و بيولوژي ما از اين جسم تشكيل مي‌شود. يعني جسم از بيولوژي و فيزيولوژي تركيب مي‌شود و آن چيزيست كه  علم ما و تجربه ما و فيزيك و شيمي و غيره درباره اين جسم گفتگو مي‌كند، آنچه سخن مي‌گويد علم است، تجزيه‌ها و تحليل‌ها و شناختي كه از اين انسان بوجود مي‌آيد همه شناخت و تجربه علمي است.

    اما قسمت دوم، نفس كه به لغت انگليسي آن را سل Soul اسم‌گذتري مي‌كنند از مجموعه احساسات، اكتسابات، تمايلات و آن چيزي را كه با احساس آدمي، با شخصيت آدمي سروكار دارد تشكيل يافته است، و بطوركلي از اين قسمت دوم شخصيت آدمي نتيجه مي‌شود، يعني انسان‌ها در روح باهم مشترك‌اند. اگر روح تجلي خداست امر من الله و در انسان‌ها يكسان است آنچه انسان‌ها را از هم متمايز مي‌كند قضيه نفس است، كه تمام اكتسابات و تمايلات و اراده و خواسته‌ها و غيره در قسمت نفس مجتمع مي‌شود و شخصيت انسان را مي‌سازد، كه گذشته آدمي و تجارب آدمي و خوبي‌ها و بدي‌ها و همه‌چيز در داخل اين نفس ذخيره مي‌شود، و آن چيزي كه در روز قيامت انسان را با آن مي‌سنجند نفس است نه روح. يعني خوبي‌ها و بدي‌ها و گناهان و غيره در اين نفس ذخيره مي‌شود و بنابراين با شناخت اين نفس است كه آدمي را در محكمه عدل الهي حاضر مي‌كنند و او را مس‌سنجند. روح، پيغمبر درون است و پاك و مجرد، بنابراين روح پاك و مجرد و خلاصه تجلي خداست، خليه خداست، نماينده خداست در انسان.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها