پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت
دوشنبه 4 بهمن 1389 5:32 PM
عنوان : سينماي دفاع مقدس تبلور هنر ايثارگري
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
برخي معتقدند سينماي دفاع مقدس u1576 به خوبي نتوانسته نسل خود را جدا كرده ومعاني را ازآن روزگار استخراج كرده و حرف جديدي بزند. براي همين يكي از معضلات مطرح شده در اين زمينه برقرار نشدن رابطه درست ميان مخاطب و داستان فيلم است.منتقدان سينماي دفاع مقدس از نبود شخصيت سازي هاي مناسب براي به وجود آوردن يك درام واقعي شكايت كرده اند. از طرف ديگر نويسندگان و كارگردانان اين حوزه از نبود حمايت هاي دولتي و بودجه لازم براي قوي شدن سينماي دفاع مقدس گله كرده اند. همچنين بحث سانسور در سينماي دفاع مقدس مبحث تازه اي است كه در محافل سينمايي مطرح شده و مورد نقد كارشناسان قرار گرفته است. فصلنامه شاهد انديشه اين موضوعات را در يك ميزگرد آزاد با سه تن از كارگردانان مطرح سينماي دفاع مقدس يعني، حجت الله سيفي، ناصرشفق و جمال شورجه به بحث گذاشته است و نظرات آنها را درباره اين موضوعات جويا شده است. برگزاري و هدايت اين ميزگرد بر عهده سيامك صديقي و احمد رنجبر بوده است.
جمال شورجه:
جمال شورجه متولد سال 1333 در شهرستان زنجان است. او رشته كارگرداني را در دانشكده سينما و تئاتر خوانده است و از همان آغاز فعاليت به سمت ژانر دفاع مقدس گرايش پيدا كرد و تقريباً فيلم هاي او در اين ژانر ساخته شده است. شورجه كارگرداني را از سال 66 و با فيلم «شاگرد » شروع كرد و فيلم هاي« روزنه» ،«شب دهم» ،« عمليات كركوك» ،« لبه تيغ »، «حماسه مجنون» ،« عبور از خط سرخ» ،« دلير» ،« سرخ»، «خلبان» و «باشگاه سري » از جمله فيلم هاي اوست. او در سال 82 فيلم «وعده ديدار » را كارگرداني كرد كه به موضوع اسرائيل مي پردازد.
ناصر شفق:
ناصر شفق متولد 1340 و فارغ التحصيل رشته سينما از دانشگاه هنر است. او از سن 18 سالگي با نويسندگي و كارگرداني تئاتر وارد عرصه هنر شد و تا كنون چند فيلم را به عنوان تهيه كننده، توليد كرده است. او در اين سال ها در حوزه بخش خصوصي تهيه فيلم هاي بسياري را در زمينه دفاع مقدس بر عهده داشته است. شفق همچنين به مدت 7 سال مدير انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس بوده است. از جمله فيلم هايي كه توسط او تهيه شده اند، مي توان به فيلم هاي »باغ سيد« ،» پرواز در نهايت «، »حماسه مجنون« ،» يك شب يك غريبه« ، »مرواريد سياه« ،» فرياد « ، »بانوي من « ،» آزادي سرخ « و »تقاطع « اشاره كرد.
حجت الله سيفي:
حجت الله سيفي متولد سال 1333 اهواز و فارغ التحصيل رشته علوم تربيتي از دانشگاه تهران است. او در سال 55 نخستين فيلم كوتاه خود را به نام »آدم هاي خاكستري « ساخت و در سال 61 نخستين فيلم بلند خود را با نام »كيلومتر پنج « كه از اولين فيلم هاي حوزه دفاع مقدس است، كارگرداني كرد. او موسس سينماي جوان ايران و از اعضاي شورا ي سينماي وزارت ارشاد و دبير جشنواره سينماي كيش است. او فيلم هاي »جستجو «، » خانه اي مثل شهر«، »ماه عسل « ، »عروس كاغذي « و »محكومين بهشت « را نيز در كارنامه فيلم سازي خود دارد.
فصلنامه: همه كشورهاي دنيا سينماي جنگ را دارند و فيلم سازان كشورهاي مختلف به نوعي به اين ژانر پرداخته اند و فيلم هاي بسياري به ويژه بعد از جنگ جهاني دوم توليد كرده اند، ولي تفاوتي كه سينماي ما با ديگر كشورها دارد اين است كه اصولاً سينماي دفاع مقدس ما با مفهومي انساني شكل گرفت. خوشبختانه فيلم هاي زيادي هم در اين زمينه ساخته شده است. اما حرف و حديث هايي درباره اين فيلم ها بوجود آمده كه هنوز ادامه دارد كه در جاي خود بايد بحث و بررسي شود. به عنوان آغاز بحث مي خواهيم اين موضوع را بررسي كنيم كه شخصيت هاي ما در فيلم ها از آغاز u1670 چگونه بوده اند، به كجا رفتند و الان تبديل به چه شخصيت هايي شده اند؟
شفق: فكر مي كنم آقاي شورجه به عنوان پيشكسوت صحبت را آغاز كنند.
شورجه: اما دولت ما جوان گراست و جوان ها اين روزها ميدان دارند. خب! منظورتان از شخصيت هاي جنگ و دفاع مقدس شخصيت هاي واقعي است؟
فصلنامه: نه، منظورم شخصيت هايي هستند كه در فيلم ها منعكس شده اند.
شورجه: اجازه دهيد لفظ جنگ را به كار نبريم چون ما اصلا نمي جنگيديم. ما 8 سال از خاك وطن و عزت مان دفاع كرديم. با اين برداشت، هرگونه سينمايي كه به نوعي دفاع را سخت و دست نايافتي و آثار آن را تلخ و نازيبا نشان مي دهد، فيلم هاي دفاع مقدس محسوب مي شوند. دفاع از وطن در فرهنگ ما مقدس است. با اين تعريف جنگ را بايد سلحشورانه، زيبا، تدافعي، حماسي و داراي قهرمان دانست. اين قهرمان پروري شايد
نمادي باشد از امام حسين(ع) يا حضرت عباس(ع) كه در فرهنگ ما قهرمان هستند. ما در جنگ تحميلي شهداي زيادي داشته ايم كه قهرمان بودند؛ شهادت آنها نه تصوير تلخ و نازيبا از جنگ بلكه در تصويري زيبا براي نسل هاي آينده حماسه مي شود. با اين تعريف اگر به شخصيت پردازي در سينماي دفاع مقدس بپردازيم، راحت تر مي توان تصميم گرفت چه فيلم هايي را مثبت و در جهت اهداف دفاع مقدس تلقي كرد و چه فيلم هايي را منفي.
فصلنامه: آقاي سيفي، شما اولين فيلم سازي هستيد كه در سال 61 بعد از آقاي ايرج قادري با حمايت دولتي در ژانر دفاع مقدس فيلم ساخته ايد. به نظر شما تا چه اندازه اين چارچوب ها و قواعد در سينماي دفاع مقدس رعايت شده اند؟
سيفي: البته فيلم آقاي قادري تنها يك درگيري مرزي است و به موضوع جنگ و دفاع مقدس نمي پردازد.
شفق: نه البته فيلم »برزخي ها « به دفاع مقدس هم اشاره دارد.
سيفي: بحث درباره جنگ و سينماي دفاع مقدس فرصت زيادي مي طلبد. 18 سال از جنگ مي گذرد. جنگ ما جنگي متفاوت بود. حتي نگاه مردم به اين جنگ نسبت به جنگ هاي ديگر تفاوت داشت. شما در جنگ هاي جهاني مثبت و منفي براي رفتن به جبهه مي بينيد ولي شخصيت ها در جنگ ما هم مثبت بوده اند، منفي رو به روي ما بود. اين موضوع فضاي ساخت فيلم را براي كارگردان سخت خواهد كرد. فضاي درامي كه بايد ايجاد شود فقط با چند انفجار ايجاد نمي شود. ما در جنگ به شخصيت مثبت و منفي نياز داريم.
فصلنامه: پس چگونه توانستيد حسي درام را وارد فيلم تان كنيد؟
سيفي: من هرگز تصميم نداشتم ايجاد درام كنم، قصد من اين بود كه احساس مردم را مستقل كنم. بگويم در جنگ اين احساس ها وجود دارد. در اين فيلم يك نفر احساسش را نسبت به موقعيت بد جنگ بازگو مي كند. از كمبودها، فقر، آوارگي و ... گله مند مي شود. در كنار او يك نفر ديگر كه دوره مختلف زماني را تجربه كرده و جنگ هايي را قبل از اين ديده، مي گويد من 28 مرداد را ديده ام شهريور 1320 را ديدها م. اين آدم تجربه حضور نيروهاي متخاصم از كشور را دارد، در جنگ نبوده ولي درگير مشكلات بوده است. در آن فيلم اين امكان وجود داشت كه من موقعيت اجتماعي آن زمان را نشان بدهم. به مرور فيلم هايي كه ديگران ساختند تقليدي از فيلم هاي جنگي غربي بود. البته سياست ما در ارشاد اين بود كه اجازه دهيم اين فيلم هاي تقليدي كه حس حماسي و ميهن پرستي را تقويت مي كنند، نشان داده شوند، ولي واقعيت جنگ كه در اين مسايل نبود.
شورجه: يعني همه فيلم هاي جنگي ما در آن دوران تقليدي بود؟
سيفي: نه به مرور فيلم هايي وارد سينما شدند كه نگاه متفاوت تري داشتند.
فصلنامه: فكر مي كنيد دليل رويكرد سينماي ما به اين نوع فيلم هاي متفاوت چه بود؟
سيفي: من زماني كه فيلم جنگي مي ساختم هيچ داستاني درباره جبهه وجود نداشت. هيچ يك از u1575 اتفاقات را كسي تعريف نكرده بود. از سال 63 به بعد ديدگاه هاي شخصي فيلم سازان در قصه پردازي دخالت داده شد. در اين دوران ادبيات پايداري ما همه در حال شكل گيري بود و كم كم سينما گرايش زيادي به ادبيات داستان نويسي جنگ پيدا كرد.
فصلنامه: آقاي شفق، شما مدت زيادي مسئوليت انجمن سينماي دفاع مقدس را برعهده داشته ايد علاوه بر اين فعاليت هاي زيادي در اين حوزه انجام داده ايد. به نظر شما سينماي ما آن طور كه بايد وظيفه خود را در قبال دفاع مقدس انجام داده است؟
شفق: من فكر مي كنم هر چه قدر به سينماي دفاع مقدس پرداخته شود باز هم كم است. هر روز روز دفاع مقدس است. هر روز روز دفاع از عزت و كرامت انساني است. وقتي انقلاب پيروز شد شايد بتوان گفت دو رويداد بزرگ براي نسل بشر اتفاق افتاد كه مي توانست تاريخ بشر را عوض كند. اولين آن پيروزي انقلاب اسلامي بود كه تأثير خود را در دنيا گذاشت. بعدي وقوع دفاع مقدس به خاطر استمرار حركت انقلاب بود. امروز دل هاي مشتاق جوانان در برابر واقعيت هاي گذشته دچار شك و ترديد مي شود. آنها مي گويند چه چيزي راست است و چه چيزي دروغ؟ واقعيت اين است كه سينماي ما در حق دفاع مقدس وظيفه خود را انجام نداده است. دفاع مقدس والاتر، شيرين تر و مهربان تر از همه اين اوصافي است كه ما در فيلم ها مي بينيم.
سيفي: جنگ يك سخني بود كه شعر داشت. الان شعرش را به اشعار تبديل كردها ند ما بايد امروز شعور آن را در سينما تصوير كنيم. اين دليل نمي شود كه از تلخي هاي آن نگوييم.
شورجه: جنگ ما اصلاً تلخي نداشت.
سيفي: تلخي داشت اما اين تلخي براي ديگران بود. كسي كه به جبهه مي رفت شيريني آن را حس مي كرد. ما در اين قسمت مشكل داريم نه در جنگ.
شفق: واقعيت اين است كه جنگ اين قدر شيرين بود كه تلخي نداشت. خيلي كما ند فيلم هايي كه با واقعيت جنگ همخواني دارند. اصلاً واقعيات جنگ آن قدر تابناك است كه درك آن سخت است. متاسفانه ما اين را تنها در تك پلان هاي برخي از فيلم ها مي بينيم. اين فيلم هاي تلخ و گزنده كه از جنگ ساخته مي شود، حاصل داشته هاي فيلم ساز است. به طور مثال او از مرگ مي ترسد و اين ترس خود را در دل قهرمان قصه مي گذارد. نه اين كه در زمان جنگ كسي نمي ترسيد نه، ولي كسي كه مي ترسيد معمولاً زنده مي ماند. خدا دوست نداشت كسي را كه مي ترسد شهيد كند.
سيفي: خدا دوست مستقيم مي خواهد!
شفق: بله آنها كه شهيد شدند به خدا دل داده بودند.
سيفي: نسل جوان جنگ را نديده اند. ما بايد با نشان دادن فيلم هاي مستند آنها را با مفهوم عميق ايثار و ازخودگذشتگي آگاه كنيم. مراكز آموزشي مثل آموزش و پرورش، بچه ها را به بازديد مناطق جنگي مي برند بايد به اين بچه ها بگويند كه بر اي محافظت از خاك اين سرزمين چه كساني قدم برداشتها ند.
شورجه: بايد گفت كه اعتبار اين خاك ارزشمند است.
سيفي: بله، اين خاك چيزي ندارد اما وقتي كسي براي هدف مقدسي آن جا شهيد شده ارزش پيدا مي كند. اين را بايد به بچه بگوييم اما سينما بايد حرف ديگري بزند. مشكل ما اين است كه هر چيز را در سينما سانسور مي كنيم. وقتي چيزي ساخته مي شود آژيرهاي قرمز به صدا در مي آيد.
شورجه: سانسور كه سالهاست از بين رفته است.
سيفي: بله، ولي بايد به فيلمساز اجازه داده شود حقايق جنگ و تلخي و شيريني آن را راحت تر به تصوير بكشد. به عنوان مثال اگر كسي در جبهه نماز مي خواند، او را به زور وادار به نماز خواندن نمي كردند. اذان صبح كه گفته مي شد آن كه اهل نماز بود، شرعي عمل مي كرد. اما بعدها عكس اين را در فيلم ها مي بينيم. اين مسئله فضاي جبهه را كمي متأثر از فشارهاي رواني نشان مي دهد، اما جبهه فضايي فوق العاده داشت و خيلي از افراد تازه وارد به جبهه با از خود گذشتگي هاي همرزم هايشان سر مشق مي گرفتند.
شفق: بله فيلم هايمان يك چيزي را نشان مي دهند ولي در جبهه چيز ديگري بود. اصلاً در جبهه فرمانده به معنايي كه در فيلم ها منعكس مي شود، نداشتيم. فرمانده يعني مهدي يا ابراهيم و... همه يكديگر را با اسم كوچك صدا مي زدند. فرمانده دوست داشتني ترين فرد در جبهه بود. تصميمي گرفته مي شد و همه از يك نفر تبعيت مي كردند. احساس مسئوليت وجود داشت. حتي اگر كسي در عملياتي شهيد نمي شد تا روزها ناراحت بود كه او را براي شهادت انتخاب نكردند. تلخي زماني بود كه يك گردان زودتر از ديگران خاكريز دشمن را فتح مي كرد.
شورجه: اين نگاه تلخ به فيلم ها با موضوعات و مضامين تلخ و گزنده و سياه از دفاع مقدس ايجاد انحراف در مسير حركت كشور است. به نظر مي رسد اين ها يا هدايت شده هستند يا فيلم سازان و تهيه كنندگان از روي جهالت سراغ آن مي روند.
شفق: امروز وقتي گفته مي شود ما مي خواهيم ناگفته هاي جنگ را بگوييم، به اين معنا نيست كه ناگفته هاي جنگ چيزهاي زشت و بدي بودند كه ما در دوران جنگ مقدس نمي توانستيم بگويم و الان فرصت بيان آن ايجاد شده است، اصلاً چنين نيست. ما آن قدر از جنگ نگفتيم كه گفتني هاي جنگ را فراموش كرديم. در جنگ فضايي حاكم بود كه جسم و جان در مسيري حركت مي كردند كه آن را فقط در شعر عرفا مي توان يافت. شايد بعضي ها كه در جبهه حضور داشتند، به شعائر پايبند نبودند، اما پس از مدتي به قدري تغيير مي كردند كه نمي شد آنها را شناخت. همه چيز زيبا بود، صحبت بچه ها، نگاهشان و رفتارشان سرتاسر زيبايي و عشق بود. اصلاً مگر جنگ و شهادت و مفهوم ايثار و گذشت چيز زشتي مي تواند داشته باشد؟ اگر زشت است، پس چرا قرآن و نهج البلاغه پر از مفهوم جهاد و شهادت است؟
سيفي: بله. تعبيري كه هنرمند از شهادت ارائه مي دهد، بايد تعبيري عرفاني و والا باشد. كسي كه بدون سر به شهادت مي رسد، بي شباهت به رقص روحاني و لحظه وصال نيست. ميزان معنويتي كه در جبهه بود خيلي زود بر افراد تاثير مي گذاشت. ممكن است هر كسي با هر رنگي وارد مي شد، ولي خاك روحاني و هواي پاك جبهه چيزي بود كه بر او تاثير مي گذاشت و فرد در نهايت جانبازي حاضر به هر نوع از خودگذشتگي مي شد. من دوستي داشتم كه در دوران جواني با هم ورزش مي كرديم و كشتي مي گرفتيم. آدم چندان مثبتي نبود. بعد از سال ها او را در جبهه ديدم شده بود اسوه مهرباني و گذشت.
شفق: هيچ اشكالي ندارد كه ما در فيلم ها نشان دهيم كه يك آدم بد هم به جبهه مي رود شايد با اختيار خود اين كار را انجام نداده باشد اما به مرور تغيير سياست مي دهد. تغيير آدم ها با خداست.
شورجه: بله. ولي بايد توجه داشت كه اين آدم را طوري نشان ندهيم كه كلاً آدم غير موجه و غير قابل اصلاحي باشد.
سيفي: اين ديگر به خلاقيت فيلم ساز بستگي دارد كه او چگونه به تصوير بكشد. من مي گويم اگر قرار باشد آدمي تغيير كند، لازم نيست به زور او را وارد محيط خاصي كنيم بلكه مسير را بايد به او نشان دهيم.
شورجه: من هم معتقدم جان شخصيت منفي ميت واند شيفته يك سري عقايد باشد كه وقتي وارد جبهه مي شود، به خيلي از پاسخ هايش دست مي يابد. بسياري از مشكلات روحي او آنجا حل مي شود. ولي هرگز آنجا را به مسخره نمي گيرد.
شفق: من به صراحت مي گويم وسعت مروت و دوستي كه در جبهه به وجود آمد، هيچ مقطعي از تاريخ بشر مثل آن را نديده است. به خاطر همين وسعت، هر چه قدر درباره آن بحث شود نمي توان آن را دريافت. در زمان جنگ و جبهه مشكلات فراواني مثل كمبود آب و آذوقه ، گرماي شديد و ... بود ولي چرا وقتي رزمنده اي را به زور به مرخصي مي فرستادند، نمي رفت؟ اين نشان مي دهد كه جبهه سرتاسر زيبايي و آرامش بوده است و رزمنده ها منتظر از خودگذشتگي و ايثار بودند. كاش جوانان ما مي توانستند اين واقعيت را درك كنند. جنگ براي ما بازي بود. يكي از سرگرمي هاي ما اين بود كه قاشق هاي خود را بالاي خاكريز بگيريم ببينيم عراقي ها چه زماني تير مي زنند. در كوران جنگ، يعني بچه ها با خيال آسوده چفيه شان را برروي صورت مي كشيدند و راحت مي خوابيدند.
شورجه: از هر چه بگذريم سخن دوست خوش تر است. اجازه بدهيد بپردازيم به بحث اصلي. همه اين صحبت ها حقايق دفاع مقدس بود. بچه ها شهادت را اوج فضيلت مي دانستند براي همين از هم سبقت مي گرفتند.
شفق: و كسي به شهادت دست مي يافت كه به اوج بي رنگي رسيده باشد.
سيفي: خب، سينماي ما در اين ميان چه كرد؟ آيا اين حقايق را منعكس كرده است؟
شورجه: متاسفانه اين حقايق در سينماي ما جلوه پيدا نكرد.
سيفي: به نظر شما ما بايد تا كي شعار دهيم؟
شورجه: اجازه دهيد مرز شعار و حقيقت و واقعيت را هم روشن كنيم و بگوييم چطور با چماق آن قدر بر سر اين بچه ها زدند كه دچار خود سانسوري شدند.
شفق: اصلاً ديگر نمي توانند حرف بزنند و از ايثار و شهادت در جبهه بگويند.
شورجه: اين حقايق در ذهن رزمندگان ما هست ولي سينماي ما نتوانست وظيفه خود را نسبت به نمايش اين حقايق انجام دهد.
سيفي: به دليل اينكه نهادهاي مسئول حمايت نكردند. وقتي سازماني كه وظيفه دارد براي جريان سازي اين نوع فرهنگ پول خرج كند، براي ساخت فيلم در قبال دادن تانك پول مي گيرد، چه انتظاري مي توان داشت.
شفق: به نظر من هميشه مي توانيم از سينماي دفاع مقدس حرف بزنيم. بايد براي سينماي دفاع مقدس هزينه شود، تجربه و خطا صورت بگيرد. بايد اجازه داد سينماگران راحت بتوانند فعاليت كنند. متاسفانه شاهد هستيم، بعضي از فيلم سازان ما كه زماني فيلم جنگي ساخته اند از اين ژانر كنار كشيده اند. خب، بايد بيشتر هزينه كنيم. اصلاً چرا انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس شكل گرفت؟ چون من سه فيلم با موضوع دفاع مقدس ساختم و ورشكست شدم و كسي هم حمايت نكرد.
فصلنامه: پس كمبود حمايت ها مشكل اصلي فيلم سازان است، همان طور كه هميشه هم درباره آن صحبت مي كنند و از آن شكايت شده است؟
شفق: بله. در دنيا همه كشورها براي مسائل فرهنگي شان هزينه مي كنند. صهيونيست ها با تبليغات در تمام دنيا خود را موجه نشان مي دهند. ما اگر بخواهيم حقانيت خود را ثابت كنيم، بايد بيشتر از اين براي فرهنگ دفاع مقدس مان هزينه كنيم. بودجه گازرساني ازتهران تا ورامين معادل چند برابر بودجه فرهنگي كل كشور است. يعني آيا فرهنگ ما اين اندازه هم ارزش ندارد؟ متأسفانه فرهنگ ناديده گرفته شده، به همين خاطر امروز جانبازان ما در بدترين وضعيت ممكن زندگي مي كنند. آن وقت در بيرون چه جور براي آنها تبليغ مي كنيم؟ كاش ما تمام دنيا را داشتيم به اين جانبازها مي داديم. اگر شما بدانيد اينها چه شخصيت هاي والايي هستند، چه جان فشاني هايي براي مملكت انجام داده اند. آنها نمونه واقعي ايثار و شهادت هستند اصلاً نمونه زنده ا ي هستند كه مي توانند براي شما از شهادت و گذشت حرف بزنند. اما اينگونه تبليغ مي شود كه، آنها پولدار شده اند و بي نيازند. آيا كساني كه اين چنين ادعايي مي كنند، آيا حاضرند جاي جانبازي باشند كه براي تامين هزينه درمانش مجبور است كليه اش را بفروشد؟ آيا جانبازي كه 24 بار چشمش را عمل كرده ديده اند؟ چرا يك بار كمك نمي كنيم او به خارج از كشور برود؟ گيريم در خارج از كشور هم درمان او موثر نباشد ولي آيا يك جانباز ارزش آن را ندارد كه براي او هزينه شود؟ از آن طرف برخي آقايان مدام براي تفريح و به بهانه كار هر روز در كشورهاي مختلف به سر مي برند. قدري بايد انصاف داشت. به نظر من اگر قرار است درباره سينماي پشت جبهه صحبت شود، بايد به جانبازان بهاي بيشتري داد. اينها جزو فرهنگ ما هستند. بايد براي آنها هزينه شود.
سيفي: به قول حضرت امام خميني(ره) انقلاب ما فرهنگي بود. مسئولان فرهنگي نبايد چشم شان را به روي اين حقايق ببندند. سال 60 نشستي با مسئولان فرهنگي درباره تئاتر و سينما داشتيم. من در آن جلسه گفتم ما اين همه چاه نفت داريم، يكي را هم براي فعاليت هاي فرهنگي اختصاص دهيد. نتيجه كار فرهنگي در آينده مشخص مي شود. مثل نهالي است كه امروز مي كاريم و چند سال بعد ميوه مي دهد. بايد بدانيم كه اگر فعاليت فرهنگي نكنيم جوانان ما از دست مي روند.
شفق: محصول فرهنگ عزت آفريني است.
سيفي: احسنت، محصول فرهنگي براي ما عزت، شعور، شرف، مقاومت، ايثار، آينده و پيشرفت به ارمغان مي آورد. نسل جوان ما بايد ياد بگيرد انقلاب ما انقلابي فرهنگي بوده است. من نمي دانم چرا يك نشست نمي گذاريد كه چندتا از اين شخصيت هاي پول به دست در آن باشند تا به من فيلم ساز پاسخ بدهند.
فصلنامه: آقاي شفق شما خيلي ساكت هستيد، وارد بحث نمي شويد؟!
سيفي: آقاي شفق فردي بسيار خوب، كاردان و دلسوزي است. از اين نمونه ها در سينماي دفاع مقدس متاسفانه كم پيدا مي شود.
شفق: تنها كسي كه واقعاً به سينماي دفاع مقدس توجه دارد، مقام معظم رهبري است. هيچ كس مثل ايشان به سينماي دفاع مقدس توجه نداشته و ندارد.
سيفي: من فيلم »كيلومتر «5 را 9 ماه بعد از جنگ و در سال 60 با هزينه زيادي ساختم اما تا الان دستمزدم را
نداده اند.
شورجه: سرمايه گذار آن فيلم كه بود؟
سيفي: ارشاد.
فصلنامه: قرار بود درباره سينماي دفاع مقدس صحبت كنيم. بحث هاي خوبي پيش آمد و لزومي نداشت قطع شود اما اگر بخواهيم همين گونه پيش برويم فكر مي كنم به نتيجه مورد نظر اين بحث نخواهيم رسيد. آقاي شورجه! مي توان سينماي دفاع مقدس را به دو گروه تقسيم كرد. گروه اول مربوط به فيلم هايي است كه در زمان جنگ ساخته مي شدند و هدفشان بيشتر به تصوير كشيدن مفهوم ايثار و شهادت بود. اين فيلم ها كه بيشتر درباره جبهه و جنگ است رويكردي حماسي و تهيج كننده داشتند. گروه دوم فيلم هايي هستند كه مربوط به دوران پس از جنگ مي شوند. در اين دوره رويكرد فيلم ها عوض مي شود و فيلمسازان سراغ سوژه هاي جديد مي روند و سعي مي كنند بازتاب جنگ و آثار آن را در پشت جبهه نشان دهند.
شورجه: بله. در طول 8 سال دفاع مقدس طبيعي بود كه فيلم ها مضموني حماسي داشته باشند و بيشتر اتفاقات درون جبهه را نشان دهند. زمان جنگ بود وآحاد مردم به نوعي بايد در دفع تجاوز حضور مي يافتند. فيلم هاي زيادي ساخته شد و گرايش آنها تبليغي، حماسي، دفاعي وسلحشوري بود. بعد از جنگ يك تلقي نادرستي در سينماي ايران حاكم شد كه بعضي ها فكر كردند هر آنچه ما به دلايل مختلف در دوران دفاع مقدس نتوانسته ايم به آن بپردازيم، الان بايد به شكل اغراق آميز تصور شوند. به نظر من جنگ ما با صدام نبود، بلكه ما با 30 كشور مي جنگيديم، اكنون اگر فكر كنيم جنگ تمام شده و ما مصون هستيم، قطعاً فكري اشتباه است. تا زماني كه در اين كشور روحيه انقلابي، عدالت خواهي، ظلم ستيزي و استكبار ستيزي وجود دارد، هيچ لحظه ما از تهاجم كشورهايي كه اين افكار براي آنها خطرناك است، در امان نيستيم. بنابراين بايد كشور هميشه از لحاظ روحي و عاطفي در آمادگي كامل باشد. براي رسيدن به اين آمادگي در سراسر جامعه رجوع به تاريخ دفاع مقدس بسيار ضروري است. در سال هاي دفاع مقدس هر يك از مردم به روشي در حال دفاع ومبارزه بود. يادآوري اين ها و اين كه كشور با چه بهايي به استقلال رسيد، واجب است. در سينماي دفاع مقدس اين مفاهيم همواره بايد تصوير شوند.
فصلنامه: اين مفاهيم در فيلم هايي كه پشت جبهه را به تصوير كشيده اند بارزتر است. فيلم آژانس شيشه اي خيلي خوب و با كمترين شعار و اغراق گويي مشكلات يك جانباز را نشان مي دهد يا در فيلمي مثل گيلانه بيننده ايثار يك مادر را كاملاً حس مي كند. اما اين گذشت و ايثار را در صحنه جنگ كم تر مي بينيم يا حداقل خيلي كم رنگ هستند؛ فكر مي كنيد دليل اين مسئله چيست؟ چرا آن چه از جبهه پررنگ مي شود، نفس نبرد است نه روحيه رزمنده؟
شورجه : علت اين كه سينماي دفاع مقدس قدري دچار انحراف شد و نتوانست واقعيت هاي جنگ را منتقل كند، چند عامل دارد. يكي از آن ها به خود فيلم سازان برمي گردد. نگاه فيلم سازان ما به مرور تغيير كرد. فيلمسازان ما در دوره اي خالصانه فيلم ساختند ولي كم كم انگيزه ها كمرنگ شد. البته اين هم مي تواند دلايل مختلفي داشته باشد. شايد نگرش دروني شان باشد، شايد هم به خاطر تزريقات بيروني است ولي عمده تأمين لجستيك فيلم هاي جنگي سخت شده، آن به خاطر ضعف در نگارش است. امروز زمان جنگ اين امكانات فراوان بود. فرماندهان نگرش ويژه اي به جنگ داشتند و خيلي راحت كمك مي كردند، اما بعد از جنگ خيلي از اين تجهيزات به سوله ها و انبارها منتتقل شد كه در آوردن آنها خود نياز به يك عمليات دارد! مسئله ديگر مشكل سرمايه گذاري ها براي تهيه سخت افزارهاي جنگ است.
شفق: آقاي شورجه! بخش خصوصي نمي تواند اين كار را بكند. هزينه ساخت يك فيلم براي دفاع مقدس حدود سه برابر ساخت فيلم خانوادگي آپارتماني است.
سيفي: بنابراين ضعف و عدم كارهاي شايسته به مديريت فرهنگي برمي گردد.
شورجه: بله. يك عامل هم مديريت فرهنگي بود كه نتوانست به سينماي دفاع مقدس سامان دهد.
سيفي: بعد از جنگ گفتند اگر درباره جنگ حرف بزنيم، مردم خسته شده اند و از آن استقبال نمي كنند. مدتي بعد ديدند جنگ دارد فراموش مي شود و... .
شفق: اتفاقاً مسئولان اصلي مي گفتند جنگ گنجينه بي كراني است! حتماً درباره آن بگوييد؛ ولي ادبياتي كه سينماي ما را ساخت متأثر از ادبيات ماترياليستي دهه 40 بود. ادبياتي كه با جامعه ما همخواني ندارد.
شورجه: نبود سياست گذاري الازم از طرف مسئولاان فرهنگي يكي از عواملي بود كه نگذاشت واقعيت هاي سينماي دفاع مقدس به گوش همه برسد و دچار ركود شود. فصل به فصل با تغيير مديريت ها و به تبع آن سليقه و نگاه آنها اين سينما نوسان پيدا كرد و حتي در دوره اي به شدت دچار ركود شد. يكي ديگر از مشكلات ما، مشكل نرم افزاري است. ما فيلم نامه خوب نداريم. علي رغم اين كه ادبيات پايداري ما رشد خوبي داشته و توانسته ايم بسياري از رشادت ها را در داستان ها بياوريم، ولي اينجا از اين لحاظ هميشه مشكل داشته و داريم.
سيفي: داستان با سينما خيلي تفاوت دارد. نويسنده كلاام مي نويسد، ولي فيلم ساز بايد آن را نشان دهد. اين خيلي مشكل است.
شفق: تازه در سينما هزينه اش را هم بايد تأمين كرد و اين خيلي سخت تر است.
فصلنامه: خوب شما كه معتقديد سينماي ما در زمينه دفاع مقدس كار نمي كند. در جشنواره سال 85 و 86 شاهد بوديم كه بسياري از آثار اكران شده، در اين ژانر بودند كه به نظر من خيلي حركت مثبت و ويژه اي بود.
شورجه: سينماگران ما ازاين گنجينه استفاده نكردند و تازه به فكر اين كار افتاده اند. مراكزي مثل بنياد فارابي، سينما، حوزه هنري و... كم كم به اقتباس اين آثار رو آورده اند و من هم از اين منظر موافق شما هستم و معتقدم اين حركت بايد زودتر شروع مي شد.
فصلنامه: آقاي شورجه، بهتر است صحبت درباره عوامل ركود سينماي دفاع مقدس و فروش پايين گيشه فيلم ها را ادامه دهيم، به نظر من اگر واقعيات جنگ در فيلم ها نمايش داده مي شد، قطعاً ما در اين زمينه دچار مشكل نبوديم.
شورجه: ببينيد، بحث دفاع مقدس ما يك بحث ملي بود يعني گروهي و جناحي نبود. بحث ارتش و بسيج هم نبود. تمام مردم در آن حضور جدي داشتند. اما نگاه فرهنگي ما به مقوله سينماي دفاع مقدس اين گونه اتفاق نيفتاد. يعني ملي ديده نشد. مجلس بايد اين مقوله را ملي ببيند. براي آن رديف بودجه جداگانه تعيين كند. ما هشت سال دفاع كرديم، ولي به اندازه 200 سال تجربه كسب كرديم. اين كشور به اندازه 200 سال از نظر عاطفي، روحي و نظامي پيشرفت كرد. درست است كه جنگ خسارت هاي خيلي زيادي داشت، ولي از برخي جهات ما پيشرفت كرديم. يكي از واقعيت هاي جنگ ما اين است كه نيروهاي ما آن را اداره مي كردند. اصلاً مردم و دفاع مقدس جدايي ناپذيرند. مردم به عشق شعار مذهبي و به خاطر اعتقادشان به خط مي زدند و به عشق محبت با خدا وارد جبهه مي شدند.
سيفي: تقويت باورهاي مردم براي تحريك شان در جنگ تحميلي خيلي مهم بود.
شورجه: و كساني كه عليه ما جنگ راه انداختند نمي دانستند كه مردم ما با چه باور عميقي اين كشور را به دست گرفته اند و با اكثريت آراء، به جمهوري اسلامي آري گفتها ند. اين مردم را نمي توان شكست داد آنها با همين باور ها هم به جنگ رفتند.
فصلنامه: خوب حالا سينما از چه زاويه اي بايد جنگ را ببيند؟ چگونه آن را بايد به تصوير كشيد؟
سيفي: واقعيت هاي جنگ چند چيز است. عده اي مي روند و كشته مي شوند. يك عده شهيد مي شوند. عده اي ديگر براي زندگي مي روند. عده اي مي روند صدام را دفن كنند. عده اي براي رسيدن به امام حسين(ع)مي روند. اما همه آنها به نوعي در جبهه با مفهوم ايثار و شهادت دست و پنجه نرم مي كنند.
شورجه: اما وجه غالب آن چه بود؟
سيفي: وجه غالب اين بودكه مملكت مورد هجوم واقع شده و بايد از آن دفاع كرد.
شفق: آقاي سيفي، من معتقدم كسي براي كشته شدن نمي رفت.
سيفي: بله. همه به عشق جهاد و شهادت مي رفتند. خب، يكي هم با هدف ديگري مي رود، اما مي دانست ممكن است شهيد شود. من معتقدم جبهه اين را هم داشت. حال كه مي خواهيم درباره جنگ و جبهه و فيلم بسازيم در نگاه ما بايد اين ها هم ترسيم شود.اما بحث اصلي بحث حمايت است، وزارت ارشاد حمايت مالي نمي كند. سينماي دفاع مقدس يك سينماي فرهنگي است. حالا فيلمساز بايد اين سينما را در قالبي بياورد كه بيننده داشته باشد. امروز دو نوع نگاه درباره جنگ وجود دارد. يك نگاه من است كه در برابر دشمن ايستاده ام و يكي نگاه نسل امروز كه به من مي گويد تو براي خودت جنگيدي. چون نمي داند صدام كيست؟ صداي او رانشنيده كه مي گفت من با شما چه ها نخواهم كرد. خب، من مي خواهم براي اين نسل فيلمي بسازم كه هم واقعيت جنگ را به او نشان دهم و هم به گونه اي باشد كه او به سينما بيايد. من مي گويم فيلم مسعود ده نمكي بايد ساخته شود.
فصلنامه: فيلمي مثل »ليلي با من است « تمام اين المان ها را داشت. يعني هم در دورن خود مفاهيم والاي انساني را بيان كرد و هم پاي مخاطبان بسياري را به سينما باز كرد.
سيفي: هر كدام از اين فيلم ها كه به تناسب u1606 نوع نگاه فيلم ساز كه داراي يك شخصيت خاص است به تصوير كشيده مي شود. ديالوگ فيلم ده نمكي ديالوگ قاسم خان است. جوان امروزي كه با جريان هاي اجتماعي روز ارتباط دارد. حالا چون مي خواهد از جنگ فيلم بسازد قصد دارد اتفاقاتي را كه ديده يا شنيده به تصوير بكشد تا هم تجربه فيلم هاي موفق تكرار شود و هم تماشاچي را نگه دارد. ما اين نگاه و ژانر را بايد در آثارمان پيدا كنيم. جبهه علاوه بر تلخي ها، طنز خاص خودش را داشت. اين هم بايد تصوير شود. اتفاقاً خيلي هم از مفاهيم بزرگ در همين گفت و گوهاي رزمنده نهفته است. ادبيات جبهه ما خيلي غني است. در جبهه فقط يا حسين، ياحسين نبود. بچه هاي جبهه هم اهل دل بودند. فضاي جبهه مفرح و دلنشين بود.
شفق: براي همين بود كه كسي دوست نداشت به مرخصي برود.
سيفي: بله. جبهه اين امكان را دارد، ولي طنز آن خيلي متفاوت با طنزي است كه ما خلق مي كنيم. من آدمي را مي شناسم كه آدم شروري بود. اين آدم در جبهه كم كم تغيير كرد و در نهايت به شهادت رسيد. ما امروز اگر بخواهيم با تغيير هويت شخصيت آدم ها، آدم هاي امروزي را براي آن شخصيت ها به كار بريم، اصلاً حركت درستي انجام نداده ايم. نبايد فقط گيشه را نگاه كرد. همه جوانب را بايد در نظر گرفت.
شورجه : فيلمساز بسته به جهان بيني و نگرش خود درباره دفاع مقدس فيلم مي سازد. اما متاسفانه فيلم سازان ما دچار انحراف شده اند. نگاهشان به جنگ و دفاع مقدس تغيير كرده است.
سيفي: چون كه يك عده سوء استفاده كردند. آن زمان كه امكاناتي وجود داشت عده اي وارد شدند، ولي به مرور ثابت شد در افكار و انديشه خود ثابت نيستند. اين باعث شد به فرهنگ ما لطمه وارد شود.
شفق: من فكر مي كنم بايد به نسل جديد اجازه دهيم كه فيلم هاي دفاع مقدس را جدي بگيرند.
سيفي: مگر من و شما بايد اجازه دهيم. چه كسي مسئول است؟ چه كسي بايد پاسخگو باشد؟
شفق: اين يك بسيج عمومي است. مجلس، دولت، وزارت ارشاد و همه سازمان ها بايد حمايت كنند.
شورجه: همان طور كه من اشاره كردم ما مشكل اتاق فكر داريم. من هفته اي چند فيلمنامه مي خوانم باور كنيد اگر يك فيلمنامه خوب به دستم برسد همه كارهايم را رها مي كنم و آن را مي سازم.
سيفي: 6 ماه طول كشيد تا توانستم از »مهار چاه نوروز « فيلم بگيرم. آنجا اتفاقات عجيب و غريبي براي ما رخ داد. مه آمد همه گم شديم، هواپيماي عراق آمد و... شما فكر مي كنيد تا حالا چرا اين فيلم شاخته نشده؟
شورجه: چرا؟
سيفي: به خاطر برخورد جريانات u1587 سياسي و فكري. مي گويم اجازه دهيد ساخته شود. مي گويم فيلم سازي در حوزه هاي دفاع مقدس مثل يك شير آب مي ماند كه اگر مدتي بسته بماند وقتي باز شود آب زنگدار است. بايد اجازه داد اين آب چند دقيقه خارج شود، خواهيد ديد كه چه آب گوارايي است.
شورجه: الان اين مشكل وجود دارد، ولي خوشبختانه سال 85 و 86 يكي از پر رونقت رين مقاطع تاريخ جشنواره بود. به نظر مي رسد اين هم به همت انجمن سينماي دفاع مقدس و يك عده از بچه ها بودكه مشخصاً وارد عمل شدند.
سيفي: مسئولان بايد با فيلم سازان دفاع مقدس جلسه داشته باشند تا اين سوءتفاهم ها حل شود.
شفق: هزار جلسه هم بگذارند. وقتي مسئولان به قضيه تمايل ندارند، چه فايده اي دارد. من بازهم مي گويم تنها كسي كه از سينماي دفاع مقدس آن دوراني كه من در انجمن سينماي دفاع مقدس بودم حمايت مي كرد فقط مقام معظم رهبري بود. با اين حال وقتي پاي دولت وسط آمد، گفتند اين فيلم ها را رها كنيد.
فصلنامه: اين ها مشكلات است كه جا دارد در بحث ديگري به آنها پرداخته شود. اگر مايل باشيد به جنبه ديگري از سينماي دفاع مقدس بپردازيم و آن سينماي روشنفكري يا به تعبيري سينماي انتقادي است. اين فيلم ها جبهه را نشان نمي دهد، ولي مخاطب به راحتي در فضاي جبهه و جنگ قرار مي گيرد. با مفهوم دفاع و شهادت آشنا مي شود. از سويي اين نوع فيلم ها مورد پسند مخاطب قرار مي گيرد؛ حتي در سطح بين المللي هم افتخاراتي به دست مي آورند. سوال اينجاست كه نگاه فيلمسازان ما به اين نوع فيلم ها چگونه است و چرا فقط كساني سراغ اين سبك مي روند كه ما آن را با عنوان فيلم سازان هندي مي شناسيم؟ چرا امثال آقاي شورجه اين گونه فيلم نمي سازند؟
شورجه: من هيچ گاه نگاهم به سينماي دفاع مقدس اين گونه نبوده است. عده اي از دوستان مثل سعيد سعدي، احمدزاده و محمدرضا شرف الدين ديدند فريادشان در زمينه ساخت فيلم هاي دفاع مقدس به جايي نمي رسد، خودشان آستين بالا زدند و براساس تعهد خود عمل كردند. u1575 احمدزاده شخصاً بچه ها را به مناطق جنگي مي برد و با ترسيم ايثار رزمندگان به آنها اطلاعات مي داد.
فصلنامه: حتي آقاي شرف الدين هنگام ساخت يكي از فيلم ها انگشتش را از دست مي دهد، فيلمي كه هرگز اكران نشد.
شورجه: بله. فيلم هايي كه به زعم شما روشنفكرمآبانه است و براساس نگاه تلخ و سياه فيلمسازش ساخته شده، احساس تلخي و نااميدي به مخاطب مي دهد. به مخاطب مي گويد جنگ اين است، آخر و عاقبت رزمنده اينگونه است. اين فيلم ها احساس سلحشوري و شهادت را از بين مي برند. اين سينما ضد دفاع مقدس هستند. من فكر مي كنم اين نوع نگاه به سينماي دفاع مقدس صحيح نيست. اتفاقاً فيلم هايي كه از سطح جهاني جايزه گرفتند همين رويكرد و نگاه را داشتند. چرا كه آنها هرگز نمي پذيرفتند ما اين روحيه رزمندگان و نگرش آنها را نسبت به جنگ به جهان نشان داده ايم. آنها به دنبال اهداف و جهت گيري خودشان هستند.
رزمندگان ما وقتي جنگ را به بازي مي گيرند، توپ و تانك و موشك و و آمريكا و استكبار ارزشي ندارد؛ ديگر ترسي از آنها ندارند. به همين خاطر آنها با اين نوع برداشت شديداً مخالفت مي كنند. براين اساس من خودم هيچ وقت به سمت اين نوع كارهان رفته ون مي روم.
شفق: متاسفانه بعضي ها كلمات را هم مصادره كرده اند. روشنفكر كسي است كه ديد روشني داشته باشد. خيلي از اين روشنفكران تاريك فكر هستند. روشنفكر كسي است كه ريشه در فرهنگ و هويت و ملتش داشته باشد. روشنفكر كسي نيست كه به دفاع مقدس و جنگ فحش بدهد.
فصلنامه: فكر مي كنم كمي سوء تعبير شده است. واقعيتي كه در كشورمان وجود دارد اين است كه به طور كلي سينماي ما نسبت به سينماي پيشرفته دنيا و بويژه هاليوود از نظر امكانات و بودجه بسيار ضعيف تر است. طبيعي است به خاطر همين كمبودها فيلم هاي جنگي كه توليد مي شود با فيلم هاي آنها قابل قياس نباشد. بويژه به لحاظ نشان دادن صحنه هاي نبرد، ولي در فيلم هاي داستاني كه شخصيت محور هستند ما ميتوانيم به نوعي با آنها برابري كنيم. آيا زمان آن نرسيده كه ما حرف هايمان را در اين قالب بزنيم و به ساخت فيلم هاي جنگي–خانوادگي بپردازيم؟
شفق: سينماي دفاع مقدس ژانر اصلي ماست. سينماي دفاع مقدس به عنوان »ابرژانر « يكي از بزرگترين مشخصه هاي فرهنگي ما در دنياست. سينماي دفاع مقدس رنگ و بو دارد چون در دنيا جنگي شبيه جنگ ما وجود ندارد. فيلم هاي جهاني با موضوع جنگ، عموماً به فيلم هاي صهيونيستي تكه مي كنند. اين تعبيرها براي u1583 دفاع مقدس خيلي گزنده جلوه مي كند. بچه هاي جنگ مظلوم هستند ولي تحقير شده نيستند. يعني اگر احساس كنند به آرمان هايشان توهين مي شود، قيام مي كنند. به همين خاطر است كه به سينماي دفاع مقدس زودتر عكس العمل نشان مي دهند وگرنه در فيلم هاي اجتماعي همان ادبيات متأثر از ادبيات كمونيست و ماترياليست و تاريك فكر وجود دارد.
شورجه: من فكر مي كنم اين فيلم ها بيش از آنكه بخواهد فرهنگ ايثار و شهادت را در دفاع ما به جهان نشان دهد، تلاش دارند از تلخي هاي اين جنگ براي مردم دنيا بگويند و اينكه ما از همين جنگ صدمات زياد خورده ايم و هنوز كه هنوز است درگير آن هستيم.
فصلنامه: يك بحث ديگري هم درباره سينماي دفاع مقدس وجود دارد و آن مسئله سانسور در اين حوزه است. از سوي ديگر برخي فيلمنامه ها هم بعد از سال ها توقيف ساخته مي شوند. به عنوان نمونه فيلم »مثل يك قصه « خسرو سينايي كه در جشنواره سال گذشته به نمايش در آمد كه بعد از 24 سال توقيف ساخته شده بود. بسياري از كارگردان ها شكايت مي كنند كه ما قصه جنگي داريم ولي به ما اجازه ساخت داده نمي شود.
شورجه: يعني به آنها اجازه ساخت فيلم هاي جنگي داده نمي شود؟
فصلنامه: بله.
شورجه: نه اين حرف درستي نيست.
شفق: ببينيد سانسور به آن معني در سينماي دفاع مقدس وجود ندارد. برخي از فيلمسازان فيلمساز نيستند. آنها اصلاً فيلم سازي نمي دانند، بعد مي گويند اجازه نمي دهند من فيلم بسازم. بعضي فيلمساز هستند ولي مي گويند من مي خواهم ترشحات ذهني خود را در برابر دفاع مقدس بسازم، شما موظفيد به من امكانات بدهيد. كساني كه ادعاي ساخت فيلم دفاع مقدس را دارند اگر به اين مقوله آشنا نباشند نمي توانند فيلم خوبي بسازند. من خودم تهيه كننده فيلم »فرياد « مسعود كيميايي بوده ام. اما معتقدم ديده بان فيلم قوي تري است. چرا؟ به اين خاطر كه حاتمي كيا آدم ها را بهتر مي شناسد. اين اسم ها نيستند كه فيلم را مي سازند. فيلم سازي دفاع مقدس بايد برخاسته از روح و ناشي از پاكي و صداقت دروني آدم ها باشد. كساني در اين حوزه موفق ترندكه جوان و آشنا به جنگ باشند. و به نظرمن سانسور در سينماي دفاع مقدس وجود ندارد.
شورجه: درباره عده اي از فيلمسازان كه ادعا مي كنند فيلم نامه هايشان سال هاست اجازه ساخت نگرفته. من احساس مي كنم اين فيلم ها قطعاً واقعيات جنگ را نمي سازنند كه به آنها مجوز ساخت داده نمي شود. آنها براساس سليقه هاي شخصي خود فيلم نامه هايي را مي نويسند كه حديث نفس است و در واقع حرف خودشان است كه از زبان جنگ ودفاع مقدس بيان كنند وگرنه تا آنجا كه ما اطلاع داريم هركسي فيلمنامه خوب درباره دفاع مقدس داشته مورد استقبال مسئولان واقع شده است.
سيفي: من حرف هاي دوستان درباره سانسور را قبول دارم ولي مديريت شخصي ما باعث مي شود كه كه سينماي دفاع مقدس هر روز دستخوش تغييراتي شود كه ميتواند بحران بوجود بياورد. تغيير مديريت ها و اعمال سليقه هاي شخصي است كه به سينماي دفاع مقدس لطمه مي زند. همين اعمال سليقه است كه موجب مي شود بحث هاي مربوط به سانسور و عدم موافقت براي ساخت فيلم هاي ارزشمند و ملي مقدس به وجود بيايد.