روزی در شهر «مدینه»، شخصی در خدمت امام حسین(ع) آمد و با غرور و بیادبی به امام گفت: بیا بنشین تا در مباحث دین با یکدیگر مناظره کنیم. حضرت اباعبدالله(ع) برای هدایت آن شخص رهنمود دادند و فرمودند:
«ای مرد! من نسبت به دین خودم آگاهی لازم دارم و هدایت بر من آشکار است. اگر تو نسبت به دین آگاهی نداری، برو و آموزش لازم را ببین. ما را با جدال و فخرفروشی چه کار؟ همانا شیطان انسان را وسوسه و در گوش او زمزمه میکند و به او میگوید: برو با دیگران در مباحث دینی جدل و مباحثه کن، تا تو را ناتوان و جاهل ندانند.
توجّه داشته باش که مجادله چهار قسم است. اوّل: یا تو و هممناظره تو در آنچه که «میدانید» مجادله میکنید. پس هر دو نفر شما پند ناصحان را ترک گفتید و رسوایی را خریدید و علم خود را ضایع کردید.
دوم: یا جاهلانه با هم به نزاع و مناظره میپردازید که جهالت خود را آشکار میکنید و جاهلانه به نزاع میپردازید.
سوم: یا تو «آگاهی» و هم مناظره تو «جاهل» است. پس او در حقّ تو ستم میکند و میخواهد تو را بلغزاند.
چهارم: یا او «علم» دارد و تو حرمت او را حفظ نمیکنی و قدر و ارزش او را نمیدانی. پس مناظره در تمام اقسام یاد شده ناروا است.
کسی که انصاف دارد و حق را پذیرفته، فخرفروشی نمیکند. پس ایمان او محکم است و سخن او در مباحث دینی نیکوست و عقلش را از خطا و لغزش مصون داشته است.»(1)
پینوشت:
1. دشتی، «مجموعه نهجالحیاه»، ج 6، «فرهنگ سخنان امام حسین(ع)»، صص123-124.