0

جامعه و جهان سیاست

 
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:جامعه و جهان سیاست
دوشنبه 20 دی 1389  12:49 PM

صدام (2)
 

صدام در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۶۹ (۲ اوت ۱۹۹۰) به کویت حمله کرده و خاک آن را به عراق ضمیمه کرد و با این کار خود باعث بروز بحران‌های بین‌المللی گشت. اشغال کویت به معنای آن بود که صدام با احتساب ذخایر نفتی عراق دارای ۲۰ درصد ذخایر نفت جهان شده بود. آمریکا در طول جنگ عراق با ایران، میلیاردها دلار به صدام کمک کرده بود ولی این بار چون اشغال امیرنشین ثروتمند کویت به سودش نبود، در بهمن‌ماه سال ۱۳۷۰ (فوریه ۱۹۹۱) با ائتلافی از نیروهای سازمان ملل متحد به کویت یورش برده و نیروهای عراقی را از این کشور بیرون راند.
 

صدام در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۶۹ (۲ اوت ۱۹۹۰) به کویت حمله کرده و خاک آن را به عراق ضمیمه کرد و با این کار خود باعث بروز بحران‌های بین‌المللی گشت. اشغال کویت به معنای آن بود که صدام با احتساب ذخایر نفتی عراق دارای ۲۰ درصد ذخایر نفت جهان شده بود. آمریکا در طول جنگ عراق با ایران، میلیاردها دلار به صدام کمک کرده بود ولی این بار چون اشغال امیرنشین ثروتمند کویت به سودش نبود، در بهمن‌ماه سال ۱۳۷۰ (فوریه ۱۹۹۱) با ائتلافی از نیروهای سازمان ملل متحد به کویت یورش برده و نیروهای عراقی را از این کشور بیرون راند.
جرج اچ دبلیو بوش، رئیس‌جمهور آمریکا در روزهای اول با احتیاط رفتار کرد. کویت قبل از اشغال، از سویی یکی از دشمنان سرسخت اسرائیل بود و جزو کشورهای سلطنتی حوزهٔ خلیج فارس به شمار می‌رفت که با شوروی روابط دوستانه داشت. از سوی دیگر سیاست‌گذاران خارجی، کارشناسان خاورمیانه و منتقدان نظامی واشنگتن و کارخانجاتی که سرمایه‌گذاری‌های سنگینی در منطقه کرده بودند، نگرانی‌های زیادی در مورد ثبات منطقه داشتند. این حمله باعث ترس از این شد که بهای نفت جهانی و در نتیجه اقتصاد جهانی در خطر قرار گیرد؛ کویت تقریباً ده درصد کل ذخایر نفت خام را در اختیار داشت. به احتمال زیاد، هنگامی که مارگارت تاچر نخست‌وزیر سرسخت بریتانیا که از دوستان وفادار آمریکا در دورهٔ ریگان-بوش به شمار می‌رفت به آمریکا رفته بود، بوش را به این کار راضی کرد. بریتانیا نسبت به آمریکا روابط تاریخی بیشتری با کویت داشت. این روابط به سال‌های استعمار کویت از سوی بریتانیا بر می‌گشت. این کشور همچنین سود زیادی از بابت سرمایه‌گذاری‌های خود در کویت برداشت می‌کرد.
همکاری بین ایالات متحده و جماهیر متحد شوروی باعث شد تا موضوع به شورای امنیت سازمان ملل فرستاده شود. این شورا تصمیم گرفت که اگر صدام نیروهای خود را طبق برنامهٔ زمان‌بندی‌شده از کویت خارج نکند، اجازهٔ استفاده از زور بر علیه این کشور را خواهد داد. سیاست‌مداران آمریکایی از این می‌ترسیدند که عراق قصد حملهٔ تلافی‌جویانه به کشور نفت‌خیز عربستان سعودی که از دههٔ چهل میلادی از دوستان نزدیک آمریکا به شمار می‌رفت و مخالف اشغال کویت بود را داشته باشد. پس از آن بود که آمریکا و گروهی از کشورهای متحد دیگر که از کشورهای مختلفی نظیر مصر، سوریه و چکسلواکی تشکیل شده بودند، دسته‌های بزرگی از نیروهای خود را به مرز عربستان و کویت و عراق فرستادند تا ارتش عراق را که در آن زمان بزرگ‌ترین ارتش خاورمیانه بود دور بزنند.
هنگامی که گفتگوها و تهدیدهای پس از جنگ هنوز در جریان بود، صدام توجه مجددی به قضیهٔ فلسطین کرده واعلام کرد که اگر اسرائیل از نوار غربی رود اردن، بلندی‌های جولان و نوار غزه عقب‌نشینی کند او نیز از کویت باز پس می‌نشیند. این پیشنهادِ صدام باعث بروز شکاف بین کشورهای عرب شد و آمریکا و کشورهای عرب غربی را در مقابل فلسطینی‌ها قرار داد. ائتلاف ضداشغال در پایان، هرگونه ارتباطی بین موضوع فلسطین و کویت را رد کرد.
صدام ضرب‌العجل شورای امنیت را نپذیرفت. آمریکا و متحدانش با پشتیبانی شورای امنیت در تاریخ ۲۶ دی ۱۳۷۰ (۱۶ ژانویه ۱۹۹۱) حملهٔ هوایی گسترده‌ای را علیه عراق آغاز کردند. اسرائیل نیز توسط موشک‌های عراقی مورد اصابت قرار گرفت ولی از آنجا که نمی‌خواست کشورهای عرب از ائتلاف ضدعراق خارج شوند درصدد انتقام‌جویی برنیامد. یک نیروی زمینی که اغلب افرادش از قوای مسلح آمریکایی و انگلیسی و تیپ‌های پیاده‌نظام بودند ارتش صدام را در بهمن ماه سال ۱۳۷۰ (فوریه ۱۹۹۱) از کویت بیرون رانده و بخش جنوبی عراق را تا رود فرات اشغال کردند.
جرج اچ بوش در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۷۰ (۶ مارس ۱۹۹۱) با اشاره به درگیری‌های منطقه اعلام کرد: "موضوع، تنها یک کشور کوچک نیست، هدف ما یک عقیدهٔ تازه است- یک نظم نوین جهانی، نظمی که در آن کشورهای مختلف تحت یک جنبش گرد هم آمده تا به آرزوهای جهانی بشریت، یعنی: صلح و امنیت، آزادی و حاکمیتِ قانون دست یابند." که البته بوی نفت بیشتر در گفته هایش به مشام می رسید.
ارتش پرتعداد و کم‌سلاح عراق در نهایت نشان داد که دیگر نمی‌تواند در برابر نیروهای زمینی سریع‌الانتقال ائتلاف و پشتیبانی هوایی قدرتمند آنها دوام بیاورد. تقریباً ۱۷۵,۰۰۰ عراقی اسیر شده بودند و بنابر آمارهای اعلام‌شده از سوی آمریکا شمار تلفات عراقی‌ها به ۲۰,۰۰۰ نفر می‌رسید. منابع دیگر شمار کشته‌ها را تا ۱۰۰,۰۰۰ نفر هم بر آورد می‌کردند. عراق براساس توافقنامهٔ آتش‌بس قبول کرد که همهٔ جنگ‌افزارهای شیمیایی و بیولوژیک خود را از بین برده و به بازرسان سازمان ملل اجازهٔ بازرسی از پایگاه‌های خود را بدهد. تحریم تجاری سازمان ملل تا زمانی که عراق تمامی شروط را اجرا نکرده بود باقی می‌ماند.
 

پیامد جنگ خلیج فارس
 

گروه‌های قومی و دینی عراق با استفاده از وضعیت به وجود آمده زمینه را برای شورشی جدید در کشور آماده دیده و به آن اقدام کردند. با اوضاع جاری پس از جنگ در عراق، ناآرامی‌های اجتماعی و قومی بین شیعیان، کردها و واحدهای نظامی ناراضی می‌توانستند خطر بزرگی برای دولت صدام باشند. شورش‌های کردها در شمال و شیعیان در جنوب و مرکز عراق با بی‌رحمی تمام پاسخ داده شد.
آمریکا که خود، عراقی‌ها را تشویق به شورش بر علیه صدام کرده بود هیچ کمکی جز کنترل منطقهٔ پرواز ممنوع عراق نکرد. ترکیه با هرگونه استقلال کردها مخالف بود و عربستان سعودی و دیگر کشورهای محافظه‌کار عرب از به وجود آمدن یک انقلاب شیعی دیگر مانند انقلاب اسلامی ایران هراس داشتند. صدام که توانسته بود پس از شکست در جنگ، بحران‌ها را نیز کنترل کند، با کشوری مواجه بود که از نظر اقتصادی و نظامی به شدت آسیب دیده بود و او هرگز نتوانست آسیب‌ها را جبران کند. او دائماً بقای خود را نشانهٔ پیروزی عراق در جنگ با آمریکا اعلام می‌کرد. این پیغام صدام شهرت زیادی در جهان عرب پیدا کرد.
صدام با اصرار زیاد می‌خواست خود را مسلمانی مؤمن نشان دهد تا بتواند نظر گروه‌های دینی محافظه‌کار جامعهٔ عراق را به خود جلب کند. بعضی از عناصر شریعت اسلام به قانون عراق بازگردانده شدند. برای نمونه وی در سال ۱۳۸۰ (۲۰۰۱) حکم اعدام همجنس‌گرایان، تجاوزگران و فاحشه‌گان را به قوانین عراق بازگرداند و عبارت «الله اکبر» را با دست‌خط خود به پرچم عراق افزود.
 

۱۳۸۲-۱۳۷۰
 

پس از اتمام جنگ رابطهٔ بین ایالات متحده آمریکا و عراق همچنان متشنج ماند. در فروردین ماه سال ۱۳۷۲ (آوریل ۱۹۹۳) سرویس امنیتی عراق تلاش کرد تا جرج اچ بوش رئیس‌جمهور سابق آمریکا را هنگام دیدار وی از کویت ترور کند اما ماموران امنیتی کویت بمب کار گذاشته شده در یک خودرو را خنثی کردند. آمریکا در پاسخ به این اقدام در تاریخ ۵ تیر ۱۳۷۲ (۲۶ ژوئن ۱۹۹۳) حمله‌ای موشکی به ساختمان مرکزی اطلاعات عراق در بغداد کرد.
تحریم‌های سازمان ملل که به دلیل حملهٔ عراق به کویت وضع شده بودند و از صادرات نفت عراق نیز جلوگیری می‌کردند، همچنان بر جای خود باقی ماندند. این تحریم‌ها موجب سختی اوضاع زندگی و نابودی زیربنای اقتصاد عراق شدند. تنها، قاچاق کالا در مرز سوریه و کمک‌های انسانی باعث بهبود نسبی این بحران می‌شد. سازمان‌های بین‌المللی (مانند یونیسف و بهداشت جهانی WHO) تخمین می‌زنند که این تحریم‌ها بین ۵۰۰,۰۰۰ تا ۲/۱ میلیون مرگ در پی داشته‌اند. اکثر جان‌باختگان، افراد زیر ۵ سال بوده‌اند. برخی افراد دیگر نیز که به این آمار شک دارند، برآورد می‌کنند که ۳۵۰,۰۰۰ تن بین سال‌های ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۰ (۱۹۹۱ تا ۲۰۰۰) بر اثر تحریم‌ها جان خود را از دست داده‌اند و بیشتر مرگ‌ها به خاطر بمباران زیرساخت‌های عراق بوده است. سازمان ملل در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۷۵ (۹ دسامبر ۱۹۹۶) به دولت عراق اجازه داد تا مقدار محدودی از نفت خود را در ازای دریافت غذا و دارو به فروش برساند. درآمد محدودی که از بابت برنامهٔ نفت در برابر غذای سازمان ملل متحد بدست می‌آمد به عراق جاری شد.
سیاست‌مداران آمریکایی همچنان صدام حسین را متهم به تخلف از موارد آتش‌بس نظیر توسعهٔ سلاح‌های کشتار جمعی و دیگر سلاح‌های ممنوعه، خودداری از انتشار اطلاعات دربارهٔ این سلاح‌ها و تخلف از تحریم‌های سازمان ملل و «منطقهٔ پرواز ممنوع» می‌کردند. حملات نظامی یک‌طرفهٔ آمریکا و انگلیس گاه و بیگاه در عراق انجام می‌شدند، که بزرگ‌ترین آنها عملیات روباه صحرا نام داشت که در سال ۱۳۷۷ (۱۹۹۸) انجام شد. دلیل اصلی بحران‌ها بین سال‌های ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۷ (۱۹۹۷ تا ۱۹۹۸) که موجب بمباران شدید عراق از سوی انگلیس و آمریکا در ۲۵ تا ۲۸ آذر ۱۳۷۷ (۱۶ تا ۱۹ دسامبر ۱۹۹۸) گشت، در اختیار داشتن سلاح‌های غیرقانونی توسط عراق اعلام شد. دو سال پس از فعالیت‌های مداوم، جنگنده‌های آمریکایی و انگلیسی در بهمن ماه سال ۱۳۸۰ (فوریه ۲۰۰۱) با شدت بیشتری به پایگاه‌های نزدیک بغداد حمله کردند.
تمام این بازی ها به بهانه اقدام برای دستیابی به سلاح های کشتار جمعی بود که بعد ها معلوم شد صدام سالها پیش از آن دست برداشته است.
پس از جنگ، حمایت از صدام بین حامیان تکریتی وی، اعضای خانواده و دیگر پشتیبانان او تقسیم گشت. آنها مشارکت زیادی در فعالیت‌های سرکوبگرانه و مستبدانهٔ دولت داشتند. سرکوب مخالفان داخلی به شدت افزایش پیدا کرد و پسران صدام، عدی حسین و قصی حسین به شدت نیرومند گشته و موجی از ترورهای پنهان را به وجود آوردند. این دو به احتمال زیاد عوامل مؤثر در فرار دامادهای صدام (حسین کامل و صدام کامل) به اردن در مردادماه سال ۱۳۷۴ (اوت ۱۹۹۵) بودند. دامادهای صدام که جزء رده‌بالاترین نظامیان ارتش عراق به حساب می‌آمدند، پس از بازگشت به عراق در بهمن ماه همان سال (فوریهٔ سال بعد) کشته شدند.
همکاری عراق با بازرسان سازمان ملل در طول دههٔ ۹۰ میلادی متناوب بود. دسترسی بازرسان به پایگاه‌های مورد نظر سرانجام در سال ۱۹۹۸ قطع شد. این طور گفته می‌شود که عراق در حال بازی دادن قدرت‌های غربی و دیگر کشورهای عرب بود و می‌خواست این طور نشان بدهد که مقادیر زیادی مواد ممنوعه در اختیار دارد که با استفاده از آنها می‌تواند به دوران اقتدار خویش بازگردد.
 

حمله به عراق در سال ۱۳۸۲
 

شبکه‌های ماهواره‌ای جهانی در ۱۵ فروردین (۴ آوریل) تصویر رهبر عراق را در حالی که توسط طرفدارانش احاطه شده بود و در خیابان‌های پایتخت بمباران‌شده‌اش قدم می‌زد پخش کردند. دود حاصل از سوختن نفت در دوردست قابل مشاهده بود. در حالی که نیروهای زمینی ائتلاف به رهبری آمریکا در حال پیشروی به سمت پایتخت بودند، صدام حسین با لبانی خندان به مردم سلام کرده و با شعارهای آنها همراهی می‌کرد.
صدام از نقطه‌نظر آمریکایی‌ها همچنان به عنوان تهدیدی برای هم‌پیمانان غربی مثل کشور نفت‌خیز عربستان سعودی و اسرائیل، خطری برای محموله‌های نفتی خلیج فارس و ثبات خاورمیانه به شمار می‌رفت. بیل کلینتون رئیس‌جمهور آمریکا (۱۳۸۰-۱۳۷۲) (۲۰۰۱-۱۹۹۳) که جانشین بوش شده بود، تحریم‌های اقتصادی تازه‌ای در کنار تحریم‌های نظامی برای عراق وضع کرده و منطقهٔ پرواز ممنوع را نیز کنترل می‌کرد.
کلینتون در سال ۱۳۷۷ (۱۹۹۸) در پاسخ به ممانعت عراق از حضور بازرسان سازمان ملل، لایحهٔ آزادسازی عراق را امضا کرد. این لایحه بر تغییر رژیم عراق به منظور "بازگشت عراق به خانوادهٔ بین‌المللی" تأکید داشت و طبق آن دولت آمریکا به گروه‌های تبعیدی خارج از عراق کمک ‌مالی می‌کرد. پس از آن به زودی عملیات سه روزهٔ روباه صحرا انجام گرفت و طی آن کارخانه‌های تولید سلاح صدام منهدم گشتند؛ در حالی که استراتژیست‌های پنتاگون نقشه حمله‌های زمینی به عراق را می‌کشیدند برخی از تحلیلگران آمریکایی بر این باور بودند که فشار خارجی برای ایجاد یک شورش به منظور عزل صدام کافی به نظر می‌رسد. این دو نظر باعث بروز شکاف در تصمیم‌گیری‌های ضد صدام بین دولتمردان واشنگتن شد. اما پس از حملات ۲۰ شهریور ۱۳۸۰ (۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱) توازن سیاسی داخلی آمریکا تغییر کرده و باعث شد تا نومحافظه‌کاران بتوانند در مدیریت کشور آمریکا تأثیر به سزایی داشته باشند. رئیس‌جمهور آمریکا جرج دبلیو بوش (پسر جرج اچ دبلیو بوش) در بیانیهٔ اتحاد خود به کنگره، در دی ماه ۱۳۸۱ (ژانویه ۲۰۰۲) از «محور شرارت» که به زعم وی از کشورهای ایران، عراق و کرهٔ شمالی تشکیل شده‌اند سخن به میان آورد. همچنین او احتمال داد که برای براندازی دولت عراق از زور استفاده خواهد کرد. او اعلام کرد: «رژیم عراق طرح تولید گاز اعصاب و سیاه‌زخم و سلاح‌های اتمی را به مدت یک دهه دنبال کرده است.» او همچین ادامه داد: «عراق همچنان درصدد است دشمنی خود را به آمریکا نشان دهد و از ترور حمایت کند.»
صدام حسین در تاریخ ۵ اسفند ۱۳۸۱ (۲۴ فوریه ۲۰۰۳) و در حالی که وقوع جنگ تزدیک بود، با دَن رَدِر مجری شبکهٔ خبری سی‌بی‌اس نیوز (CBS News) به مدت بیش از سه ساعت مصاحبه کرد. در یک دههٔ گذشته این اولین مصاحبهٔ وی با یک خبرنگار آمریکایی بود. این شبکه یک هفته بعد نوار مصاحبه را به روی آنتن فرستاد.
دولت و ارتش عراق در طول سه هفته پس از حملهٔ آمریکا و هم‌پیمانانش در تاریخ ۲۹ اسفند ۱۳۸۱ (۲۰ مارس ۲۰۰۳) نابود شدند. ایالات متحده دست‌کم دوبار کوشید تا با حملات هوایی، صدام را به قتل برساند ولی در هر دوبار، هدف مورد اصابت واقع نشد. با شروع ماه آوریل (اواسط فروردین) نیروهای ائتلاف بخش زیادی از عراق را اشغال کرده بودند. مقاومت‌های بسیار ضعیف ارتش عراق یا به راحتی در هم می‌شکستند و یا تبدیل به تاکتیک‌های پارتیزانی می‌شدند. این وضعیت، نشان‌دهندهٔ خروج کنترل از دست صدام بود. صدام برای آخرین بار در فیلمی ویدئویی که او را در حومهٔ بغداد نشان می‌داد دیده شد. هنگامی که بغداد در تاریخ ۲۰ فروردین (۹ آوریل) به دست نیروهای ائتلاف افتاد، دیگر کسی صدام را ندید. نا گفته نماند که حمله به عراق که بهانه آن سلاح های کشتار جمعی عراق بود، با اهداف پنهان تری و بالاتری طرحریزی شده بود. حمله ای که دستیابی به نفت عراق و حضور بلند مدت نظامی در خاور میانه از اهداف اصلی آن بود.
 

تعقیب و دستگیری
 

مکان صدام حسین تا هفته‌ها پس از سقوط بغداد و پایان درگیری‌های اصلی نامعلوم بود. افراد زیادی گزارش دادند که وی را دیده‌اند ولی هیچ‌کدام تأیید نشد. یک سری نوارهای صوتی که ادعا می‌شد با صدای صدام ضبط شده‌اند، هر چند وقت یک‌بار پخش می‌شدند ولی اعتبار هیچ‌کدام از آنها مورد تأیید قرار نگرفت.
صدام حسین در بالاترین ردهٔ «فهرست تحت پیگردترین‌ها» قرار گرفت. بسیاری از دیگر رهبران عراق دستگیر شدند ولی تلاش‌های گسترده برای دستگیری وی بی‌ثمر بودند. پسران وی، عدی و قصی که جانشینان سیاسی وی تلقی می‌شدند در تیرماه ۱۳۸۲ (ژوئیه ۲۰۰۳) پس از درگیری با نیروهای آمریکایی و با گزارش یک منبع آگاه عراقی کشته شده بودند.
 

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) در تاریخ ۲۳ آذر ۱۳۸۲ (۱۴ دسامبر ۲۰۰۳) به نقل از جلال طالبانی رهبر کردها، گزارش داد که صدام حسین دستگیر شده است. این گزارش‌ سپس توسط دیگر اعضای هیئت حاکمه، منابع ارتش آمریکا و تونی بلر نخست‌وزیر وقت انگلستان تأیید شد. کمی بعد پل برمر حاکم موقت آمریکایی عراق در کنفرانسی مطبوعاتی در بغداد خبر دستگیری وی را اینچنین اعلام کرد: «خانم‌ها و آقایان، او را گرفتیم.» او را در ساعت ۸:۳۰ به وقت محلی روز ۲۲ آذر (۱۳ دسامبر) در عملیاتی به نام سپیده‌دم سرخ و در یک چاله در خانه‌ای در روستای الدور در نزدیکی تکریت دستگیر کرده بودند. برمر در آن کنفرانس مطبوعاتی تصاویر ویدئویی صدام پس از دستگیری را پخش کرد.
 

تصویر صدام حسین را با صورتی پر از ریش و موی بلند به هم ریخته نشان دادند. کمی بعد هویت وی با آزمایش دی‌ان‌ای (DNA) تأیید شد. وضعیت سلامت وی خوب اعلام شد و او را «پرحرف و با همکاری بالا» توصیف کردند. برمر اعلام کرد که صدام را به زودی محاکمه خواهد کرد ولی جزئیات محاکمهٔ وی را اعلام نکرد. اعضای هیئت حاکمهٔ موقت عراق پس از گفتگو با وی اعلام کردند که او از گذشتهٔ خود پشیمان نیست و معتقد است که تنها یک «حاکم سخت‌گیر» بوده است. بعدها این‌چنین اعلام شد که مکان اختفای وی با اعتراف یکی از دستگیرشدگان به دست آمد.
واحدهایی که در دستگیری وی دخالت داشتند عبارت بودند از تیپ یک ارتش، رستهٔ چهارم پیاده‌نظام و بسیاری از سربازان عملیات‌های ویژه. نام این عملیات در پروندهٔ سربازانی که در آن شرکت داشتند ثبت شد و از طرف ارتش آمریکا به تمامی آنها جوایزی اعطاء گردید.
 

گفته های موفق الربیعی از چگونگی بازداشت صدام
 

رابطه مستقیم من با "صدام" پس از بازداشت وی در دسامبر 2003 میلادی آغاز شد. از زمان سقوط بغداد تا بازداشت "صدام" حدود هشت ماه زمان بود. در تمام این مدت دیکتاتور سابق عراق در مخفیگاه بود. در گفتگوهایی که در آن زمان با آمریکایی ها داشتیم به این نتیجه رسیدیم که "صدام" نمی تواند بدون تکیه بر اقوام و نزدیکان خود، در مخفیگاه بماند و همه چیز و به اصطلاح مبارزات خود علیه اشغالگران را کنترل کند. بالطبع "صدام" هم که می دانست حتما نزدیکانش زیر نظر هستند، با آنان ارتباط مستقیم برقرار نمی کرد. از همین رو مطمئن شدیم که او با نزدیکان و اقوام دورترش ارتباط خواهد داشت، یعنی افرادی که سرشناس نبوده اند. به همین دلیل شجره نامه کامل اقوام و نزدیکان "صدام" را ترسیم نمودیم. تک تک آنها زیر نظر بودند و به مرور زمان یا در عملیات های مختلف علیه ارتش آمریکا کشته می شدند و یا از عراق فرار می کردند. روز به روز دایر اقوام او کوچکتر و محدود تر می شد تا اینکه در مجموع سه چهارم آنان باقی ماندند. الربیعی افزود: در یکی از عملیات ها، ارتش آمریکا به طور ناگهانی و اتفاقی چندین نفر را بازداشت کرد که یکی از آنان جزو نزدیکان "صدام" درآمد. ما نام او را در شجره نامه ای که داشتیم، پیدا کردیم. البته او ابتدا نام جعلی داد، اما در بازداشت ها نام واقعی خود را اعتراف کرد و گفت: حاضرم با شما همکاری کنم و مخیفگاه "صدام" را به شما نشان بدهم به شرط اینکه پناهنده شدن من به یکی از کشورهای خارجی را تضمین کنید. موفق الربیعی در ادامه گفت: بر سر این موضوع به توافق رسیدیم. او هم فورا مخفیگاه دیکتاتور سابق عراق را به ما نشان داد. پس از آن، نیروها فورا برای بازداشت "صدام" به محل اعزام شدند. بعد از دستگیری او، "صدام" گفت: "من صدام هستم، رئیس جمهور عراق، بیائید با هم به توافق برسیم." دبیر شورای امنیت ملی عراق در ادامه گفت: پس از بازداشت "صدام"، پیش از اینکه خبر بازداشتش را به رسانه ها اعلام کنیم، بنده و احمد چلبی، عدنان پاچه چی، عادل عبدالمهدی با یکدیگر دیدار و جلسه ای محرمانه داشتیم و به این نتیجه رسیدیم که چگونه و در چه زمانی این خبر را اعلام کنیم. الربیعی همچنین گفت: وقتی برای اولین بار رفتم که "صدام" را ببینم، وارد اتاق شدم، نام او را صدا زدم، وقتی سرش را بلند کرد به او گفتم: خدا تو را لعنت کند. چرا با ما (مردم عراق) اینطور کردی؟ آیا کسی هست که با ملت خود اینطور می کند؟! آیا کسی هست که علیه ملت خود بمب شیمیایی استفاده کند.
 

وضعیت صدام در حبس
 

در تاریخ ۲۹ اسفند ۱۳۸۳ (۲۰ مه ۲۰۰۵) روزنامه‌های سان انگلیس و نیویورک پست که توسط روبرت مردوک اداره می‌شوند، عکسی از صدام را در زندان در حالی که تنها یک زیرشلواری به پا داشت، با عنوان «ستمگر با زیرشلواری» چاپ کردند. صفحهٔ سوم این روزنامه که معمولاً اختصاص به نمایش دختران مدل نیمه‌عریان دارد، صدام حسین را در حالی که با یک زیرشلواری سفید در حال شستن لباس است نشان می‌داد. در عنوان این صفحه نوشته شده بود: «شخصیتی رقت‌انگیز در حال شستن شلوارش در زندان. (...) اکنون او روی یک چهارپایهٔ کوچک پلاستیکی صورتی می‌نشیند و وظایف یک زن رخت‌شور را انجام می‌دهد.» این عکس‌ها که گفته می‌شد "توسط منابع نظامی آمریکا، برای تخریب روحیهٔ شورشیان عراقی تهیه شده بودند" مجوز رسمی انتشار نداشتند.
 

صدام چگونه در بازجویی شکسته شد
 

بازجویی از صدام بر خلاف رویه معمول بازجویی از مظنونین در سال‌های اخیر در آمریکا بود. مبنای اصلی این بازجویی‌ها در سال‌های اخیر از مظنونان تروریستی، استفاده از تکنیک‌های پرفشار و سخت برای بیرون کشیدن اطلاعات از مظنونان و متهمان باارزش است.
سلاح‌های کشتار جمعی عراق بالاخره کجا بود؟ رابطه صدام حسین با القاعده چگونه بوده است؟
اینها در کنار صدها پرسش دیگر، ابهاماتی بود که وقتی صدام حسین را از پناهگاه سوراخ‌گونه‌اش در دل زمین بیرون کشیدند، کسی هنوز پاسخ آن را نمی‌دانست.
در آن زمان یعنی در دسامبر سال 2003 عملیات نظامی آمریکا هنوز در مرحله نامعلوم و خطرناکی قرار داشت و تکلیف خیلی موضوعات روشن نبود. تنها یک نفر می‌توانست پاسخ این همه پرسش را بدهد و آن مردی بود که نظامیان آمریکایی حالا او را در اختیار داشتند.
برای حرف کشیدن از صدام هم یک راه وجود داشت و آن شکستن او بود.
اف بی‌آی به خاطر موفقیت در اعتراف گرفتن از چهره‌های مهمی چون رمزی یوسف، عامل بمبگذاری مرکز تجارت جهانی در سال 1993 و همچنین میرعیمل الکسی متهم بمبگذاری در مقر سیا به‌خود افتخار می‌کرد. بر خلاف متهمان دیگر، در بازجویی از صدام فشار و استرس و محدودیت زمانی برای اعتراف گرفتن و یافتن مثلا یک بمب زمان‌دار وجود نداشت. به همین دلیل قرار براین شده‌بود که بازجویی با دقت و صرف وقت زیاد و سر فرصت انجام شود.
استراتژی این بود که حملات احساسی در بازجویی‌ها به صدام وارد شود و نقاط ضعف او پیدا شده و مورد استفاده قرار گیرد. سیا و اف‌بی‌آی بعد از دستگیری صدام تلاش می‌کردند تا در کوتاه ترین زمان ممکن بفهمند که آیا سلاح‌های کشتار جمعی در عراق وجود داشته و ارتباطات او با القاعده چگونه بوده‌است. آنها می‌خواستند صدام را وادار کنند تا اتهام جنایت علیه بشریت را در جریان بمباران شیمیایی مردم کشورش بپذیرد. در اواخر ژانویه سال 2004 دیویدکی، مسئول ردیابی سلاح‌های کشتار جمعی در سیا ناامید شده و استعفا کرده بود و دیگر مقامات باقیمانده به‌شدت تلاش می‌کردند تا به نتیجه برسند. فشار بسیار زیاد بود.
یک مامور جوان لبنانی آمریکایی اف بی‌آی به نام جورج پیرو که به زبان عربی صحبت می‌کرد مسئول اعتراف گرفتن از صدام شد. برنامه‌های دقیق و مفصلی برای بازجویی و اعتراف گرفتن از صدام تهیه شد و پیرو در مقابل یکی از بی‌رحم‌ترین رهبران جهان در اواخر قرن 20 قرار گرفت. او آماده بود تا با کسی وارد بازی شطرنج شود که بهره هوشی‌اش نامشخص بوده اما ادعا می‌شود که یکی از باهوش‌ترین سیاستمداران دنیاست.
نخستین جلسه دیدار این بازجو با صدام شنیدنی است. این جلسه بازجویی که اف بی‌ای نام آن را «عنکبوت صحرا »گذاشته، در تاریخ 7 فوریه سال 2004 در یک سلول تاریک در فرودگاه بین‌المللی بغداد برگزار شد. یادداشت‌های مربوط به این جلسه که براساس قانون آزادی اطلاعات بعد از 5 سال باید منتشر می‌شد، نشان می‌دهد که اف بی‌‌ای ابتدا تصمیم می‌گیرد بازجو را به‌عنوان نماینده دولت آمریکا معرفی کند؛به همین دلیل صدام فکر می‌کرد که پیرو یکی از دستیاران بوش است نه یک مامور نه چندان رده بالای بازجویی اف بی‌آی.
صدام در جلسه نخست بعد از برانداز کردن مامور بازجویی به او گفته که می‌داند طرفش مرد باهوشی‌است. سخن بعدی صدام این بوده که قضاوت مردم و آنچه در 500 تا 1000 سال آینده درباره‌اش می‌گویند و فکر می‌کنند، برای او خیلی مهم است.
سپس صدام درباره کارهایی که برای عراق کرده و اینکه 40سال پیش عراق چه بوده و حالا چه هست، سخنرانی کرده است. پیرو از او می‌پرسد که آیا در سال‌های اخیر در مقام رهبر عراق ناکامی داشته‌است یا نه؟ صدام پاسخ می‌دهد: فکر می‌کنی اگر هم ناکامی داشته‌باشم به دشمنم می‌گویم؟ صدام که به گفته بازجویش اصلا مبهوت جلسه بازجویی نشده‌بود به پیرو می‌گوید که از حالا تا سال‌های آینده تنها احزاب سیاسی فعال درعراق گروه‌های مسلح خواهند بود. او به‌طور غیرمستقیم به حملات و ناآرامی‌ها و کشتارهای بعد از سقوط دولتش در عراق اشاره کرده و در ادامه هم گفته‌است که مردم بعد از مرگش او را بسیار بیشتر از حالا دوست خواهند داشت.
پیرو جلسه بازجویی را با پرسیدن سؤالاتی از صدام درباره اتهام اصلی‌اش یعنی جنایت علیه بشریت ادامه می‌دهد تا غرور و احساسات زندانی را آزموده باشد. در روز دوم بازجویی او موضوع بمباران شیمیایی ایران در جنگ 8ساله با عراق را مطرح می‌کند. صدام محکم می‌گوید: من جواب نمی‌دهم. دوباره این سؤال از او پرسیده می‌شود و این بار او شروع می‌کند برای بازجویش توضیح دادن که وقتش را تلف نکند زیرا او با هیچ تکنیکی گرفتار نمی‌شود و ادامه بازجویی فایده ندارد اما پیرو اصرار می‌کند و می‌گوید که سازمان ملل درباره حملات شیمیایی سند و مدرک دارد. صدام می‌گوید: تاریخ نوشته‌شده و تغییر نخواهد کرد. هر چند بار هم که این سؤال را بپرسید من جواب نمی‌دهم.
در این روز مامور پیرو یادداشتی به واشنگتن می‌فرستد مبنی بر اینکه تبدیل‌کردن صدام به شاهدی علیه خودش در دادگاه، کار ساده‌ای نیست. پیرو در سومین جلسه بازجویی صدام درباره کمک عراق به گروه‌های فلسطینی می‌پرسد و او پاسخ می‌دهد که آنها مهمان بغداد بوده‌اند. او به‌طور غیرمستقیم هر گونه کمک به سازمان آزادیبخش فلسطین را که در بغداد دفتر داشته ردکرد اما گفت که بغداد حق داشته هر وقت که بخواهد به مبارزه فلسطین علیه اسرائیل کمک کند.
وقتی بازجو ساعتی بعد درباره کمک به ساف در بعضی حملات خود سخن می‌گوید، صدام با صدای بلند فریاد می‌زند: من نگفتم به این سازمان در حملاتش کمک کرده‌ام؛ در دهان من حرف نگذارید. در ادامه این جلسه صدام که خود را در موضع برتر حفظ کرده به پیرو توصیه می‌کند که پرسش‌هایش را در غالب گفت‌وگو مطرح کند نه بازجویی. از آن به بعد پیرو و تیمش تصمیم می‌گیرند که نوعی مکالمه با صدام برقرار کنند.
صدام در روزهای نخست به‌شدت سرسختی نشان می‌داد اما در هفته‌های بعد اوضاع فرق کرد.
موضوع مکالمه بعد از تلاش برای وادارکردن او به پذیرفتن اتهاماتش، به روزهای پایانی حکومتش در بغداد رسید. صدام در بازجویی گفت که در جلسه آخرش با نیروهای اطرافش در بغداد در آوریل سال 2003 دستورات لازم و نهایی را به آنها داده ‌است. پیام این بوده که نبرد در خفا ادامه می‌یابد. محافظان صدام در روزهای بعدی یکی‌یکی متفرق شده‌اند تا توجه گروه ویژه جست‌وجوی صدام جلب نشود و او راحت‌تر بتواند مخفی شود. صدام 9 ماه به این صورت زندگی کرد و اولویت نخست او در این مدت فرار از چنگ نیروهای آمریکایی بود. مامور بازجویی از صدام پرسید که آیا هیچ وقت از بدل‌هایش استفاده کرده‌است؟ صدام نیشخندی زد و گفت: اینها داستان فیلم‌هاست و واقعیت ندارد.
در جلسه چهارم بازجویی این صدام بود که از پیرو سؤال کرد. او گفت: بگذار رک و صریح سؤالی از تو بپرسم. این اطلاعاتی که از من می‌گیری به کجا می‌رود؟ اگر می‌خواهی رابطه ما روشن و شفاف باشد باید به این سؤال من جواب بدهی. پیرو جواب داد که نماینده دولت آمریکاست و بسیاری از مقامات آمریکایی گزارش‌های این جلسات بازجویی را می‌بینند و از جمله خوانندگان این گزارش‌ها رئیس‌جمهوری ایالات متحده است. صدام از این جواب راضی شد و گفت که برایش مهم نیست اگر این مکالمات انتشار عمومی هم پیدا کند.
پیرو درباره انبارهای سلاح کشتار جمعی عراق از صدام پرسید و او جواب داد که آنها نابود شده‌اند و این را قبلا هم گفته‌است. صدام به خدا قسم می‌خورد که دیگر از این سلاح‌ها خبری نیست که اگر بود در جنگ علیه آمریکا از آنها استفاده می‌شد.
جلسات بازجویی در ماه فوریه ادامه یافت و با ادامه آن صدام بیشتر تاکید می‌کرد که از اخبار بیرون مطلع شود اما پیرو با این درخواست مخالفت می‌کرد و فقط به گفتن این جمله خبری بسنده می‌کرد که بازسازی عراق در جریان است. او به زندانی‌اش می‌گفت: در طول زمان بعضی چیزها تغییر کرده و بعضی دیگر هم نه.
در جلسات بعدی آنها درباره به قدرت رسیدن صدام در اواخر دهه 1960 صحبت کردند و پیرو شنونده صحبت‌های صدام درباره نفوذ صهیونیست‌ها بر سیاست‌های غرب بود. صدام درباره لحظات مهم در جریان به قدرت رسیدنش و طی مسیر و تبدیل شدن از یک انقلابی به یک دیکتاتور سخن می‌گفت. او این ماجراها را مانند یک فیلم تعریف می‌کرد و بعد در لابه‌لای حرف‌هایش می‌گفت: امیدوارم در نوشتن تاریخ، منصفانه عمل کنید. پیرو هم در جواب می‌گفت: متأسفانه یا خوشبختانه من نقش زیادی در تاریخ زندگی تو دارم.
در دهمین جلسه بازجویی صدام در 27 فوریه، پیرو صدام را درباره حمله سال 1990 به کویت و جنایات نظامیان عراقی در این کشور تحت فشار گذاشت. صدام با گوش دادن به این حرف‌ها گفت که این نخستین بار است که این مطالب را می‌شنوم. پیرو در خلال این بازجویی، صدام را رئیس‌جمهوری سابق عراق خطاب کرد که این باعث خشم صدام شد و گفت: من رئیس‌جمهوری سابق نیستم؛ من هنوز رئیس‌جمهوری عراق هستم.
صدام عاشق صحبت کردن بود و در طول بازجویی‌ها این یکی از بارزترین نشانه‌های او بود. هر هفته که می‌گذشت او ساعات بیشتری را با بازجو می‌گذراند و بیشتر حرف می‌زد. بازجو دریافته بود که شیوه شکستن او نشان دادن اسناد و مدارک جنایاتش است. او با دیدن این اسناد و فیلم‌ها و عکس‌ها درمی‌یافت که تاریخ چگونه درباره‌اش قضاوت می‌کند. بعد از پایان بعضی از این جلسات بازجویی صدام به نشانه اعتراض، اعتصاب غذا می‌کرد اما چنان به بازجو وابسته شده‌بود که همه خواسته‌هایش را به او می‌گفت و حتی یک بار به درخواست پیرو اعتصاب غذایش را پایان داد.
بعد از این نزدیکی، بازجو وارد مسائل و اتهامات پیچیده‌تری چون بمباران شیمیایی کردها و سرکوب شیعیان شد. در جلسه نخست، صدام حتی از صحبت کردن درباره این موارد خودداری می‌کرد اما وقتی وارد بحث در این باره می‌شد. او ابتدا این موارد را تکذیب می‌کرد اما بعد از رو‌به‌رو شدن با عکس‌ها و اسناد می‌پذیرفت.
پیرو در یک مورد گزارش سازمان دیدبان حقوق بشر را جلوی صدام گذاشت که در آن آمده بود تانک‌های ارتش عراق در جریان سرکوب شیعیان در سال 1991 به بصره هجوم برده‌اند و کودکان را به‌عنوان سپر انسانی به جلوی تانک بسته‌اند. صدام در پاسخ گفته که این دروغ است و کاملا هم معلوم است. سپس پیرو یک فیلم مستند در این زمینه پخش می‌کند. صدام بعد از دیدن چند دقیقه از این فیلم از دیدن ادامه آن امتناع می‌کند و می‌خواهد که جلسه تمام شود. او این درخواست را مطرح می‌کند و بعد می‌گوید: ارتش شما کشور من را اشغال کرده و شما آزاد هستید و من زندانی. من از هیچ‌چیز و هیچ کس نمی‌ترسم.
 

محاکمه
 

صدام حسین در تاریخ ۹ تیر ۱۳۸۳ (۳۰ ژوئن ۲۰۰۴) (درحالیکه هنوز در اردوگاه کراپر در بغداد نگه‌داری می‌شد) به همراه ۱۱ تن از سران حزب بعث به صورت حقوقی (و نه به صورت فیزیکی، زیرا زندان‌های کافی و امنی برای نگه‌داری از آنها در عراق وجود نداشت) تحویل دولت موقت عراق شد تا به اتهام جرایم جنگی، جرایم ضدبشری و قتل‌عام محاکمه گردد. قرار شد تا در طول این محاکمه توجه ویژه‌ای به فعالیت‌های وحشیانهٔ وی بر علیه کردهای شمال عراق در طول جنگ با ایران و بر علیه شیعیان جنوب در خلال سال‌های ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۸ (۱۹۹۱ تا ۱۹۹۹) بشود.
اولین استماع دادرسی پروندهٔ صدام در تاریخ ۱۰ تیر ۱۳۸۳ (۱ ژوئیه ۲۰۰۴) در دادگاه ویژهٔ رسیدگی به جرائم سران عراق انجام شد. کمی بعد تصاویر این دادرسی روی شبکه‌های تلویزیونی عربی و غربی پخش شد. این اولین تصویر وی پس از دستگیری در آذر ماه (دسامبر) قبل توسط نیروهای آمریکایی بود.
رهبر مخلوع ۶۷ سالهٔ عراقی در طول ۲۶ دقیقه دادرسی، اعتماد به نفس و شهامت بالایی از خود نشان داد. صدام، قانونی بودن دادگاه را مورد سوال قرار داد. او دادگاه را "بازیچهٔ بوش برای رای آوردن در انتخابات آمریکا" خواند. او تمامی اتهمات وارده را به شدت رد کرد و گفت: "همهٔ این‌ها نمایش است. مجرم اصلی بوش است." هنگامی که قاضی از او خواست تا خود را معرفی کند او پاسخ داد: "من صدام حسین عبدالمجید، رئیس‌جمهور عراق هستم. من هنوز هم رئیس‌جمهور عراق هستم و اشغالگران نمی‌توانند آن را انکار کنند." صدام در طول بازرسی از حملهٔ خود به کویت در سال ۱۳۶۹ (۱۹۹۰) دفاع کرده و حاکمان کویت را «سگ» خطاب کرد. این جمله باعث شد که قاضی نسبت به استفاده از واژه‌های توهین‌آمیز در دادگاه به او تذکر بدهد. کمی بعد در همان روز، ابوالحسن وزیر ارتباطات کویت اعلام کرد که "از صدام انتظار می‌رفت که این‌چنین سخن بگوید."
با اینکه در روز استماع دادرسی در روز ۱۰ تیر (۱ ژوئیه) هیچ وکیل مدافعی در دادگاه وجود نداشت، ولی ساجده طلفاح همسر اول صدام، یک گروه ۲۰ نفرهٔ چندملیتی به ریاست محمد رشدان (اردنی) و متشکل از عایشه قذافی (لیبیایی)، کورتیس دوبلر (آمریکایی)، امانوئل لودوت (فرانسوی)، مارک هنزلین (سوییسی)، جیووانی دی استفانو (ایتالیایی) و چند تن دیگر را برای دفاع از صدام استخدام کرده بود. هنگامی که دادرسی به پایان رسید، رهبر مخلوع عراق حاضر به امضای برگهٔ تأیید تفهیم اتهامات خود نشد. این طور گفته می‌شود که صدام طی دیداری با دونالد رامسفلد در سال ۱۳۸۴ (۲۰۰۵) پیشنهاد آزادی خویش مشروط بر اعلام آتش‌بس با نیروهای ائتلاف را رد کرده است.
دادگاه ویژه در تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۸۴ (۱۸ ژوئیه ۲۰۰۵) صدام را متهم به قتل‌عام اهالی روستای دجیل به بهانهٔ همکاری آنها در ترور وی در سال ۱۳۶۱ (۱۹۸۲) کرد.
خانوادهٔ صدام در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۸۴ (۸ اوت ۲۰۰۵) اعلام کردند که تیم وکلای صدام را منحل کرده و تنها عضو عراقی این گروه به نام خلیل الدلیمی به عنوان مشاور حقوقی به کار خود ادامه خواهد داد.
سرانجام صدام در تاریخ یکشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۵ (۵ نوامبر ۲۰۰۶) به اعدام با طناب دار محکوم شد. ادعای وی مبنی بر اینکه هنوز هم یک نظامی است و در صورت اثبات جرم باید تیرباران شود، از سوی دادگاه نادیده گرفته شد.
 

روزشمار محاکمه صدام
 

‪ - ۸۴/۳/۱۵‬سخنگوی دولت عراق اعلام کرد صدام حسین، دیکتاتور سابق به اتهام ارتکاب ‪ ۱۲‬مورد عمل جنایی محاکمه خواهد شد.
‪ - ۸۴/۳/۱۷‬مسوولان دادگاه ویژه صدام با رد بیانیه‌های دولت عراق مبنی بر اینکه صدام حسین در دو ماه آینده محاکمه خواهد شد اعلام کردند هیچ جدول زمانی مشخصی برای محاکمه وجود ندارد.
‪ - ۸۴/۳/۱۸‬سخنگوی نخست وزیر عراق تاکید کرد برای محاکمه صدام دیکتاتور سابق عراق هنوز تاریخ مشخصی توسط دادگاه تعیین نشده است.
‪ - ۸۴/۳/۲۱‬تیم دفاع از صدام حسین از وضعیت جسمانی وی ابراز نگرانی و ادعا کرد در صورت برگزاری محاکمه وی در یک سرزمین امن مدرک کافی برای ابطال اتهام‌های صدام مبنی بر جنایت بر ضد بشریت در اختیار دارند.
‪ - ۸۴/۳/۲۸‬سرلشگر عبدالحنین محمود فرمانده نیروهای پلیس شهر کوت گفت برخی گزارش‌ها از برگزاری جلسه محاکمه صدام حسین در شهر کوت حکایت دارد.
‪ - ۸۴/۴/۳‬نماینده آیت‌الله سیستانی دولت‌های سابق و فعلی عراق را مسوول تاخیر در برگزاری محاکمه صدام حسین معرفی کرد.
‪ - ۸۴/۴/۱۷‬یکی از اعضای تیم دفاع از صدام حسین کناره‌گیری خود را از همکاری با این تیم اعلام کرد.
‪ - ۸۴/۴/۲۰‬پارلمان عراق قانونی را برای ساماندهی و بازنگری مجدد دادگاه محاکمه صدام و لغو قانون تدوین شده توسط پل برمر تصویب می‌کند.
‪ - ۸۴/۴/۲۳‬قاضی عراقی مسوول بازجویی صدام حسین و دیگر سران رژیم سابق عراق اعلام کرد بیش از ‪ ۸۰‬درصد بازجویی‌های صدام و یارانش انجام شده است.
‪ - ۸۴/۵/۱۹‬طارق عزیز معاون سابق نخست وزیر عراق احتمال شهادت دادن علیه صدام حسین را در جلسه محاکمه وی تکذیب کرد.
‪ - ۸۴/۶/۱۳‬لیث کبه، سخنگوی رسمی دولت عراق اعلام کرد ‪ ۲۷‬مهرماه محاکمه صدام و هفت نفر از سران رژیم بعث آغاز می‌شود.
‪ - ۸۴/۷/۲۷‬یک منبع رسمی عراق از آغاز محاکمه صدام حسین خبر داد. صدام در ابتدای نخستین جلسه محاکمه خود به پرسش‌های قاضی پاسخ نداد، اما تاکید کرد چون رئیس جمهوری قانونی عراق هستم، دادگاه و قاضی را قبول ندارم.
جلسه بعدی دادگاه به ‪ ۷‬آذر ‪ ۱۳۸۴‬موکول شد.
‪ - ۸۴/۸/۲۲‬تیم دفاع از صدام با انتشار بیانیه‌ای از کناره‌گیری ‪ ۱۱۰۰‬وکیل مرد و زن عراقی از این تیم خبر داد.
‪ - ۸۴/۹/۷‬دومین جلسه دادگاه محاکمه شروع و صدام حسین و هفت نفر از سران رژیم بعث وارد دادگاه شدند. صدام حسین در این جلسه به رئیس دادگاه حمله کرد و گفت بدون کاغذ از خود دفاع می‌کنم.
‪ - ۸۴/۹/۱۴‬سومین محاکمه صدام حسین شروع شد و در این روز ‪ ۹۰‬دقیقه وقفه در دادگاه محاکمه آغاز شد. شاهدان علیه جنایت صدام در دجیل شهادت دادند.
‪ - ۸۴/۹/۱۵‬دادگاه صدام کار خود را در حالی از سر گرفت که قانون حمایت از شاهدان و خانواده‌های آنها تصویب و اجرایی شده بود.
‪ - ۸۴/۹/۱۶‬صدام حسین در دادگاه حضور پیدا نکرد.
‪ - ۸۴/۹/۲۷‬دادستان دادگاه جنایی عراق و مامور رسیدگی به پرونده سران حزب بعث گفت: تیم دفاع از صدام و هفت نفر از دستیارانش درخواست شنیدن اظهارات ‪ ۴۰‬شاهد را ارائه کردند.
‪ - ۸۴/۹/۳۰‬جلسه رسیدگی به جنایت‌های صدام و هفت نفر از همکارانش در رژیم بعثی سابق عراق در بغداد آغاز شد.
‪ - ۸۴/۱۰/۱۲‬صدام حسین برای دفاع از خود در دادگاه ‪ ۳‬وکیل جدید گرفته است.
او در دادگاه گفت: ترجیح می‌دهد با گلوله کشته شود تا با طناب دار.
‪ - ۸۴/۱۱/۴‬نخستین جلسه دادگاه در سال ‪ ۲۰۰۶‬و هشتمین جلسه وی از زمان شروع دادگاه برگزار شد. صدام در اعتراض به مدیریت قاضی، دادگاه را ترک کرد.
‪ - ۸۴/۱۱/۱۲‬نهمین جلسه دادگاه صدام بدون حضور وی و ‪ ۴‬نفر از همدستانش برگزار شد.
‪ - ۸۴/۲/۴‬جلسه محاکمه صدام دیکتاتور سابق عراق به جرم کشتار ‪ ۱۴۸‬نفر از شیعیان منطقه دجیل از سرگرفته شد. صدام در دادگاه حاضر شد.
‪ - ۸۴/۲/۲۵‬دیکتاتور سابق عراق در بیست و چهارمین جلسه رسیدگی به جنایاتش از دادن پاسخ به اتهام‌ها درباره کشتار دجیل امتناع کرد.
‪ - ۸۴/۳/۳‬بیست و هشتمین جلسه رسیدگی به پرونده مستبد عراق آغاز شد.
‪ - ۸۴/۴/۱‬صدام حسین و هفت نفر از همدستانش در اعتراض به قتل یکی از وکلای مدافع صدام اعتصاب غذا کردند.
‪ - ۸۵/۶/۲۹‬رئیس دادگاه محاکمه صدام که متهم به جانبداری از دیکتاتور سابق عراق شد با موافقت دادگاه عالی جنایی عراق برکنار شد.
‪ - ۸۵/۷/۳‬صدام حسین بار دیگر از جلسه دادگاه محاکمه خویش اخراج شد.
‪ - ۸۵/۷/۲۴‬نشست دادگاه جنایی عراق برای مشخص کردن زمان اعلام حکم متهمان جنایت دجیل (صدام) به روزهای بعد موکول شد.
‪ ۸۵/۰۸/۱۴‬دادگاه عالی جنایی عراق در نشست دیروز خود در رسیدگی به احکام متهمان پرونده دجیل، صدام حسین را به اعدام با طناب دار محکوم کرد.
 

منابع تحقیق :
 

باشگاه اندیشه
سایتسازمان تبلیغات اسلامی
سایت جامع دفاع مقدس
ویکی پدیا
جهان نیوز
روزنامه همشهری
روزنامه ابتکار
 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها