پاسخ به:بخش اول:وظائف بانوان.......
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 5:42 PM
بنابراين صلاح خانواده در اينست كه مرد را به عنوان بزرگ وسرپرستخانواده بشناسند و بانظر و صلاحديد او كار كنند،اين موضوعبدانمعنا نيست كه مقام زن كوچك شده باشد بلكهحفظ نظم و انضباطمنزل چنين اقتضائی را دارد،اگر خانمها احساسات خام و تعصبهایبيجارا كنار بگذارند وجدان خودشان نيز بدين موضوع قضاوت ميكند.
خانم...ميگويد:ما در ايران رسم خوبی داشتيم كه متاسفانه بهتدريجخلل يافته است.سنت اينبود كه هميشه مرد در خانواده ايرانیرئيس خانواده بود ولی امروز وضع منزل متزلزل شده وخانواده در موردانتخاب رئيس سرگردان مانده است.ولی بهتر است زن امروزی كه دربسياریاز موارد اجتماعی حقی برابر با مرد يافته است در خانه مرد را بهعنوان رئيس قبول داشتهباشد...بايد به همه كسانی كه ميخواهند ازدواجكنند اين فكر قديمی توصيه شود كه وقتیقدم به خانه بخت ميگذارند بالباس عروسی وارد خانه شوهر شوند و با كفن خارج شوند (6) ».
البته اين مطلب هست كه گرفتاريهای زندگی و مشاغل روزانه مردغالبا اجازه نميدهد كه درتمام امور خانواده دخالت كند و در واقع میتوانگفت كه قسمت عمده كارها عملا در اختياركدبانوی خانه است و اكثريتقريب به اتفاق كارها بر طبق ميل و اراده او انجام ميگيرد ليكنبه هر حالحق حاكميت و سرپرستی مرد بايد محترم شمرده شود.اگر در جايی اظهارعقيده ودخالت كرد و لو در امور جزئی خانهداری باشد نبايد در مقابلپيشنهادش استقامتبخرج دادو بدينوسيله حق حاكميت او را مورد انكارقرار داد،و الا به شخصيتش لطمه وارد شده خودشرا مسلوب الارادهو همسرش را يك زن بیادب و حق نشناس و لجباز حساب ميكند،اززندگیدلسرد و به همسرش كم علاقه ميشود.چون شخصيتش جريحهدارشده ممكن است در صددتلافی و انتقام بر آيد و حتی در مقابل خواستههایبجا و معقول همسرش سر سختی نشاندهد.
رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«زن خوب به حرف شوهرشگوش ميدهد و مطابقدستوراتش عمل ميكند». (7)
زنی از رسول خدا پرسيد:«زن نسبتبه شوهرش چه وظيفهایدارد؟فرمود:بايد از وی اطاعتكند و از فرمانش تخلف ننمايد (8) ».
پيغمبر اسلام صلی الله عليه و آله فرمود:«بدترين زنها زن لجباز ويك دنده است (9) ».
رسول خدا فرمود:«بدترين زنها كسانی هستند كه هم نازا و هم كثيف و لجباز و نافرمانباشند (10) ».
خانم گرامی،شوهرت را به عنوان بزرگ و سرپرستخانوادهبپذير،با نظر و مشورت وی كارهارا انجام بده،از دستوراتش تخلفنكن،اگر در كاری دخالت كرد در مقابلش سرسختی نشاننده،و لو اينكهاز امور خانهداری باشد كه تو بهتر از آن اطلاع داری،شوهرت را عملايك فردمسلوب الاختيار قرار نده،بگذار گاه گاه در كارها دخالت كند وبدين رياست صوری دلخوشباشد،موضوع رياست او را عملا بهفرزندانت نشان بده،به آنها تذكر بده در كارها از پدرشاناجازه بگيرند واز فرمانش تخلف ننمايند.از كودكی آنها را بدين رفتار عادت بده تا حرفشنو وفرمانبردار و با ادب بار آيند،و احترام تو و شوهرت محفوظ بماند.
در سختيها سازگار باش
دنيا برای هيچكس يكسره نميرود،و چرخ روزگار هميشه بر طبقدلخواه نمیچرخد،زندگیهزاران نشيب و فراز دارد،ممكن است انسانبه بيماری سختی مبتلا شود،ممكن استبيكار وخانهنشين گردد،ممكناست مال و ثروتش را از دست داده تهيدستشود،و صدها از اينقبيلحوادث كه برای همه كس امكان وقوع دارد.
زن و شوهری كه دستبيعت را به هم داده پيمان زناشويی را امضاميكنند بدان منظور استكه در همه حال با هم و يار و غمخوار همديگرباشند،بايد پيمان زناشويی چنان استوار و رشتهالفت و محبتبه قدرینيرومند باشد كه در همه حال بر سر عهد و پيمان خويش باقی بمانند،در خوشی و ناخوشی با هم باشند،در بيماری و سلامتی،در حال وسعت وتنگدستی با همباشند.
خانم محترم،اگر روزگار با شوهرت نساخت و تهيدستشد مباداغمی بر غمهايش بيفزايی وبنای ايراد و ناسازگاری را بگذاری.اگر بهبيماری سختی مبتلا شد و مدتی در خانه يابيمارستان بستری گشت رسموفاداری و انسانيت چنان است كه مانند سابق بلكه بيشتراظهار محبتنموده با كمال صفا از وی پرستاری كنی،از پرستاری و خرج كردن دريغنكن،اگرشوهرت ندارد ليكن تو داری باز هم از اموال خودت برای بهبوداو خرج كن،اگر تو مريضميشدی او تا قدرت داشت از مال خودش برایمعالجه تو صرف ميكرد تا بهبود حاصل كنی،اكنون كه او ندارد ليكن توداری آيين وفاداری و عاطفه اقتضا دارد كه اموالت را در راه اوصرفكنی،اگر در اين موقعيتحساس بدادش نرسيدی ترا يك زن بیوفا وخودخواهیمیشمارد كه مال دنيا را بر وجود شوهر ترجيح ميدهد،در اينصورت مهر و علاقهاش نسبتبهتو كم ميشود،و حتی ممكن استبهقدری دلسرد شود كه ترا لائق مقام همسری ندانستهطلاق را ترجيح دهد.
به داستان زير توجه فرماييد:
«مردی...به دادگستری آمده بود تا همسرش را طلاق گويد.اظهارداشت:بيمار بودم دكترگفته بود بايد تحت عمل جراحی قرار گيرم.از زنمخواستم پسانداز خود را به عنوان وام دراختيارم بگذارد حاضر نشد و ازخانه من قهر كرد.ناچار در يك بيمارستان دولتی تحت عملجراحی قرارگرفتم و اينك كه بهبود يافتهام محال استبا او زندگی كنم.چون پول را برمنترجيح داد و چنين زنی را نمیتوان يك همسر ناميد (11) ».
هر فرد با وجدانی تصديق ميكند كه حق با مرد مذكور بوده است.
چنين زن خودخواهی كه در يك چنين موقعيتحساسی كه جان شوهرشدر معرض خطربوده حاضر نشده پسانداز خويش را برای نجاتشوهرش خرج كند،او را رها كرده و به خانهپدرش رفته لايق مقام محترمهمسری نيست.
خانم محترم،مواظب باش در چنين مواقعی انسانيت و عاطفه را ازدست ندهی،اگر شوهرتبه بيماری سختی مبتلا شد كه تا آخر عمردامنگير اوستيا به زندان محكوم شد مبادا با زورقانون طلاق بگيری و اوو فرزندانت را تنها و بیسرپرست رها كرده كنار بكشی،آياوجدانتراضی ميشود كه شوهر بيچارهات را كه در ايام خوشی با هم بودهايد اكنونكهدرمانده گشته تنها رها كرده بروی؟از كجا كه خودت چند روز ديگر بههمين بليه گرفتارنشوی؟بر فرض اينكه طلاق گرفتی و شوهری هم پيداكردی از كجا كه برايتبهتر بشود؟دست از خودخواهی و هوسبازیبردار.از خود گذشتگی و فداكاری بخرج بده،عاطفه و وجدانداشته باش،برای رضای خدا و برای حفظ حيثيت و شرافتخودت با شوهر وفرزندانتبه هرحال بساز،بردباری و صبر داشته باش،فرزندانت راخوب تربيت كن و عملا به آنها درسفداكاری و سازگاری بياموز،ومطمئن باش كه در دنيا و آخرت بهترين پاداش را خواهی داشت،زيرا اينعمل تو بهترين مصداق شوهرداری است كه در رديف جهاد قرار داده شدهاست.
پيغمبر اسلام صلی الله عليه و آله فرمود:«جهاد زن در اينست كهخوب شوهرداری كند (12) ».