0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:13 PM

بیانات امام خمینی در جمع ائمه جمعه و جماعات استان های خراسان، فارس، باختران، و ائمه جماعات قم و تهران، طلاب غیر ایرانی مقیم قم و روحانیون مسؤول دفتر نمایندگی امام در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

تاریخ: 1362/03/21

 

کیفیت نزول قرآن در ابهام باقی مانده است

بسم الله الرحمن الرحیم
از آقایان علما، دانشمندان، وعاظ محترم که در اینجا حضور دارند و زحمت کشیده اند و من بخواهم اسم کلیاتش را ببرم لازم نمی دانم - به همه - از همه تشکر می کنم و از همه آنها در این ماه مبارک رمضان ملتمس دعا هستم برای پیروزی اسلام و برای قطع ید اجانب از ممالک اسلامی.
در ماه مبارک رمضان قضیه ای اتفاق افتاد که ابعاد آن قضیه و ماهیت آن قضیه در ابهام الی الابد مانده است برای امثال ماها و آن نزول قرآن است. نزول قرآن بر قلب رسول الله در لیلة القدر، کیفیت نزول قرآن و قضیه چه بوده است و روح الامین در قلب آن حضرت قرآن را نازل کرده است و از طرفی خدا (انا انزلناه فی لیله القدر) این نزول قرآن در قلب پیغمبر در لیله القدر کیفیتش چیست؟ باید بگویم غیر از خود رسول اکرم و آنهایی که در دامن رسول اکرم بزرگ شدند و مورد عنایت خدای تبارک و تعالی، عنایات خاص او بودند برای دیگران مطلقا در حجاب ابهام است که مسأله تنزل چی است، نزول در قلب چی است، روح الامین چی است، کیفیت وارد شدن روح الامین با قرآن در قلب رسول الله چی است، (لیله القدر) چی است؟ اینها مسائلی است که به نظر سطحی یک مطالب آسانی است و گاهی هم یک حرف هایی گفته شده است لکن به شما عرض کنم کیفیت نزول قرآن در ابهام باقی مانده است برای امثال ما و کیفیت نزول ملائکه الله در لیله القدر و ماهیت لیله القدر و این دعوتی که خدای تبارک و تعالی به حسب آن چیزی که از رسول اکرم منقول است که (دعیتم الی ضیافة الله) ضیافت چی هست و کی پذیرفته است این ضیافت را و برای مقدمات پذیرش - این زیارت - این ضیافت چی هست و خود ضیافت چی هست، باید عرض کنم که غیر از خود رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم کسی به این ضیافتی که خدای تبارک و تعالی دعوت کرده است، آنطور که او اجابت کرده است کسی اجابت نکرده است. دعوت مراتب دارد، اجابت هم مراتب دارد. آن مرتبه اعلاء اجابت آنی است که پس از حصول مقدمات و ریاضاتی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم کشیده اند منتهی شد به اینکه خدای تبارک و تعالی از او ضیافت کرد به نزول قرآن. قرآن آن نعمتی است که در ضیافتی که از رسول خدا شده است، آن نعمتی است که در آن سفره ای که از ازل تا ابد پهن است پیغمبر اکرم

صحیفه نور جلد 18 صفحه 17

برخوردار از آن بوده و مقدمات آن مقدماتی است که سال های طولانی ریاضات معنوی کشیده است تا رسیده است به آنجایی که لایق این ضیافت شده است و مهم قضیه اعراض از دنیاست.
 

اعراض از دنیا و غیر خدا، تنها راه ورود به ضیافة الله است

آن چیزی که انسان را به ضیافتگاه خدا راه می دهد این است که غیر خدا را کنار بگذارد و این برای هر کس میسور نیست، برای افراد انگشت شماری که در رأس آنها رسول الله است میسور بوده. آن توجه قلبی به مبدا نور و اعراض از ماورای او، او را لایق کرد به ضیافه الله و لایق کرد برای اینکه قرآن یک مرتبه به طور بسیط در قلب او وارد بشود. لیله مبارکه یکی از احتماًلاتش بنیه خود رسول اکرم است که مشکات نور الله است و احتماًلات دیگر هم هست. مهم ادراک این معناست که مراتب کمالات انسان برای ورود در ضیافت خدا زیاد است و باید از مقدمات شروع بشود. مقدمات هم همانی است که توجه به غیر نداشتن و غیری را ندیدن و جز خدا ندیدن و توجه به هیچ چیز غیر از او نداشتن. در اینجا باید عرض کنم که از همه مردم این معنا مطلوب است و اگر بخواهند در ضیافت خدا وارد بشوند به اندازه وسع خودشان باید از دنیا اعراض کنند و قلب شان را از دنیا برگردانند، لکن برای جامعه روحانیت که جامعه وعاظ هم در بین آنهاست یک مطلوبیت دیگری دارد. پیغمبر در یکی از فرمایشاتشان می فرمایند که (شیبتنی سورة هود) آیه ای که در - سوره - سوره هود وارد شده است در سوره شورا هم به استثنای یک کلمه وارد شده است لکن سوره هود را ایشان می فرمایند که (شیبتنی) برای اینکه در آنجا امر به استقامت خود رسول خدا و کسانی که با او هستند هست، تابعین او. این است که استقامت ملت را هم پیغمبر سنگینی را در دوش خودش می دید و نگرانی ای که پیغمبر داشت نسبت به اینکه استقامت نکند ملت، نکند امت، این بود که، به حسب احتماًل قوی این بود که ایشان را وادار کرد به اینکه این کلمه را بفرمایند. استقامت در هر امر و این دنبال این است که انسان توجه به خدای تبارک و تعالی داشته باشد و به پیامبران خدا و خصوصاً پیامبر خاتم که اینها چه نحو زندگی کردند و با چه مصیبت هایی استقامت کردند و در این بیست و چند سال که پیغمبر اکرم در بین این مردم بود چه مصیبت هایی از همین مردم دید و چه مصیبتهائی را پیش بینی کرد و توجه به اینکه او ولی امر این ملت است و استقامت این ملت هم از او خواسته شده است و (فاستقم کما امرت و من تاب معک) این است که موجب نگرانی رسول خداست. اگر امروز جامعه روحانیت در سرتاسر کشور ما، چه روحانیینی که اشتغال به یک عملی داشته باشند از اعمالی که در جمهوری اسلامی لازم است و چه آنهایی که اشتغال ندارند، چه ائمه جمعه و چه ائمه جماعات و چه علمایی که در غیر این دو شغل هستند و در بین مردم برای ارشاد هستند و چه وعاظ محترم، اینها الان اسلام سپرده به اینهاست. پیغمبر اکرم توجه به این ملت دارد، تمام ذرات کارهای ما تحت نظر خدای تبارک و تعالی است و نامه اعمال ما به

صحیفه نور جلد 18 صفحه 18

حسب روایات عرضه می شود به امام وقت، امام زمان سلام الله علیه مراقب ما هستند، مراقب روحانیت هستند که چه می کنند اینها. امروز که اسلام به دست آنها سپرده شده است و تمام عذرها منقطع شده است، نمی توانند بگویند نمی توانستیم، نمی توانند بگویند نمی دانستیم، نمی توانند بگویند که رژیم شاهنشاهی ما را نمی گذاشت کاری انجام بدهیم. همه اینها مرتفع شده است و اسلام به دست شما افتاده است، به دست روحانیون در سرتاسر کشور و تحت مراقبت شدید هستید، مراقبت خدای تبارک و تعالی و مراقبت فرشتگانی که مامور این کار هستند. (و الله من ورائهم محیط) ماه رمضان ها می آید و می رود و ماه ها یکی پس از دیگری می روند و عمرها هم می رود، آنچه که باقی می ماند آن صفحات اعمال شماست که در قلب شما ثبت است و شاید نامه عمل هم همان باشد، قلب شما نسبت به دنیا چه بوده است، دنیا با قلب شما چه کرده است و شما توجه تان به دنیا چه اندازه بوده است. آن روزی که دست تان نمی رسید زاهد و عابد بودید، آن روزی که دست رسید خدای نخواسته عکس او بود؟ مراقبت در کار است. امروز مسؤولیت روحانیت و کسانی که در این لباس مقدس هستند، مسؤولیتی است که در طول تاریخ بر عهده روحانیت نبوده است. در طول تاریخ از صدر اسلام تاکنون جمعیت های روحانیت اینطور حجتی که بر آنها امروز تمام است، حجت بر آنها تمام نبوده است. در طول تاریخ یک همچو فرصتی برای هیچ کشوری پیدا نشده است و اسلام به دست شما سپرده شده است و از شما می خواهند حفظش را. به دست این ملت سپرده شده است و از این ملت می خواهند حفظش را، شما در ارشادات، در توجه نداشتن به زرق و برق دنیا مهم توجه قلبی است. داشتن مال، داشتن خانه، داشتن چیز، اینش مهم نیست، مهم این است که قلب انسان را، قلب انسان را اینها تسخیر کنند. اینکه مال اندوزی و ثروت اندوزی مذموم است برای این است که این مال اندوزی و ثروت اندوزی و امثال اینها و زرق و برق دنیا دل انسان را می کشاند به طرف غیر خدا و از آن ضیافت های خدا محروم می کند. بخواهید دعوت خدا را به ضیافت اجابت کنید و وارد بشوید در ضیافه الله بدون اینکه قلب های خودتان را از این دنیا منسلخ کنید امکان ندارد. اولیاء خدا آن چیزی که پیش شان مهم بود تهذیب نفس بود و دل کندن از غیر خدا و توجه به خدا. تمام مفاسدی که در عالم واقع می شود از این توجه به خود است در مقابل توجه به خدا. تمام کمالاتی که برای اولیاء خدا و انبیاء خدا حاصل شده است از این دل کندن از غیر و بستن به اوست و علامات این مسائل در اعمال ماها ظاهر می شود. علاوه بر اینکه ما مسؤولیت خودمان را، مسؤولیت شخصی داریم، مسؤولیت نوعی هم به عهده ماست، مسؤولیت ملت هم به عهده ماست. همانطوری که سوره هود به پیغمبر فرموده است که: (فاستقم کما امرت و من تاب معک) به شما هم می گوید که استقامت کنید و از استقامت خودتان مردم را مستقیم کنید. اگر مردم از ما خطا ببینند و اگر چنانچه انصراف پیدا کنند از روحانیت برای خطاهای بعض از ما، مسؤولیت، مسؤولیت شخصی نیست، مسؤولیت اسلامی است، مسؤولیت عمومی است. اگر ما خدای نخواسته با اعمالمان طوری بکنیم که این ملت از ما جدا بشود و این ملت ما را زیر سوال قرار بدهد که شما امروز که دست تان باز است یک نحو دیگر دارید عمل می کنید و جدا بشود از شما، این مسؤولیت اسلام به عهده ماست،

صحیفه نور جلد 18 صفحه 19

اسلام به انزوا کشیده می شود و آنهایی که با اسلام مخالفند روی کار می آیند خدای نخواسته و این مسؤولیت به عهده ماست. قضیه، قضیه شخصی نیست که یک شخص بگوید خوب من یک همچو کاری می کنم به دیگران چه. این نیست مسأله. سابق هم وقتی که یک طلبه کاری می کرد می گفتند طلبه ها اینطورند، اگر خدای نخواسته یک روحانی یک کاری می کرد می گفتند روحانیون اینطورند. حالا دیگر مسأله اینطور است که اگر اسلام شکست بخورد به وسیله ماها شکست خورده است. اگر شما درست بشوید اسلام شکست نمی خورد، با درست شدن شما مردم درست می شوند، با مهذب شدن شما مردم مهذب می شوند. اگر خدای نخواسته در منبر شما چیزی بگویید که خودتان عاملش نیستید و در مسجد چیزی بگویید که خودتان بر خلاف او عمل می کنید، مردم دل هاشان از شما منصرف می شود و این کم کم موجب شکست اسلام می شود و این به عهده همه ماست. این مفاسدی که در دنیا هست و الان این جنجالی که در دنیا هست و اینطور به جان هم افتاده اند همه اش برای این است که توجه به خود دارند و توجه به خدا ندارند، اخلاق الهی ندارند، اخلاق حیوانی و هر روز این اخلاق حیوانی را زیاد می کنند. اگر جنگ برای ایران پیش می آید نه این است که بر اینکه اسلام را تقویت کنند جنگ با ایران می کنند. برای این است که هوای نفس به آن اندازه شده است که نمی تواند یک کس دیگری را قدرتمند ببیند.
اگر دنیا در آتش این دو ابر قدرت می سوزد برای همان هوای نفسی است که عمال این دو ابر قدرت و خود آنها دارند. اگر کشورهای اسلامی در آتش این مفاسد می سوزد برای این است که کسانی که متصدی آن امور هستند هواهای نفسانی دارند و خودشان را می بینند و همه را برای خود می خواهند. اخیراً نمی دانم که توجه کردید یک مطلبی را رئیس جمهور آمریکا گفته است و یک مطلبی هم صدام، رئیس جمهور آمریکا گفته است که، یعنی اعلام کرده است یک هفته برای ملت زیر بند و از مردم، ملت ها خواسته است که شماها باید برای آزادی خودتان از این کسانی که شما را در بند کشیدند جدیت کنید و رئیس جمهور گفته من هم با شما موافقم. من نمی دانم که این مطلب را برای کی می گوید. برای این ملت هایی که همه در بند خودش هستند می گوید؟ او که می داند مطلب را، می خواهد کی را اغفال کند؟ می خواهد ملت امریکا را اغفال کند؟ ملت امریکا می داند از پیش که شما چه کردید با دنیا. می خواهد بلوک شرق را فقط اشخاصی - باید - که مردم را به بند می کشند معرفی کند؟ همه می دانند که هر دو هستید. می خواهد این ملت هایی که در تحت بند هستند بگوید که به من ربطی ندارد که این ملت ها شاید اکثرا زیر بند آمریکا هستند، در بند آمریکا هستند؟ می خواهد چی بگوید این آدم؟ یک هفته برای ملت های در بند که از مردم امریکا خواسته است که شما در این امر جدیت کنید و همه مردم را خواسته است که - تا - اگر آزادی بخواهید باید آزادی دیگران را هم بخواهید. خود ایشان چه فکری می کند؟ اگر ملت های در بند اینها هستند، که همه شان یا اکثرشان در بند شما هستند، کی باید اینها را آزاد کند؟ چه جور باید اینها را آزاد کنند؟ با پشتیبانی شما آزاد کنند؟ از آن طرف هم صدام ماه مبارک رمضان را خواسته است که جنگ موقوف باشد برای اینکه ایشان به عباداتش برسد و این ماه

صحیفه نور جلد 18 صفحه 20

(تعبیرات آنها این است) این ماه خداست، این ماهی است که برای عبادت است. بعضی شان هم می گویند این ماهی است که جنگ در او حرام است. این هم معلوماتشان است. می گوید پیغمبر به کفار هم مهلت می داد، آتش بس می کرد. پیغمبر اکرم به منافقین هم مهلت می داد؟ پیغمبر اکرم اگر چنانچه منافقین می آمدند و می گویند به ما مهلت بدهید ما دیگر مسلمان هستیم و ما با شما هستیم و مهلت بدهید می خواهیم عبادت و نمی دانم چه بکنیم و می دید که دارند توطئه می کنند و می خواهند که خودشان را قوی کنند به این مهلت و هجوم کنند، باز هم پیغمبر مهلت می داد؟ پیغمبر به کفار مهلت می داد برای اینکه کفار مطلب شان معلوم بود، آنها پرونده شان واضح بود و روشن، اما به منافقین که در ظاهر می خواهند عبادت کنند و مثلاً آنهایی که در زمان حضرت امیر سلام الله علیه بودند و پینه هم در جبین هاشان بود، به یک همچو اشخاصی هم مهلت می داد؟ مهلت برای او جایز بود که به توطئه گرها مهلت بدهد که دست و پای خودشان را جمع کنند و حمله بالاتر بکنند؟ ما که می شناسیم اینها را، ما که حزب بعث را می شناسیم، ما که صدام را می شناسیم، ما که می دانیم که او برای اصلاح هیچ وقت دستش را دراز نکرده، او با اسم اصلاح می خواهد افساد کند. می خواهد ما را اغفال کند، به دنیا هم بگوید که ببینید من چه آدم سالمی هستم ماه مبارک که برای روزه است و برای نماز است و برای اطاعت خداست دیگر ما جنگ نکنیم. دریاها را دیگر لااقل چیز نکنیم تا اینکه نفت ها را صادر کند و اسلحه ها را هم وارد کند و هیچ که هم مزاحمش نباشد و همان بین رمضان اگر خودش را دید که قوی است، حمله کند. کدام عاقل این را می پذیرد؟ این ملتی که جوان داده است اعم از اینکه کشته شدند و شهید شدند یا معلول شدند و حالا رسانده است به اینجائی که طرف مقابل را به عجز و لابه درآورده، باز اغفال بشود و مهلت بدهد که شما دست و پایتان را جمع کنید و حمله کنید و عربستان درست کنید و نمی دانم خوزستان را عربستان کنید و امثال اینها؟
باید ما بیدار باشیم و از این فریب ها بازی نخوریم، نه از فریب رئیس جمهور آمریکا و نه از فریب اینها. آن هم همین حرف را می زند که ما می خواهیم که ملت های در بند را آزاد کنیم و از ملت ها هم می خواهد که با او همراهی کنند. من نمی دانم ملت ایران با او همراهی کند که از بندهای آنها آزاد بشوند، عراق چیز بکند، لبنان بکند، فلسطین بکند، و همه جائی که شما دست دارید و همه جائی که شما دارید فساد می کنید و همه را در بند کشیدید. از آن ور شوروی نشسته است آن هم نظیر این مسائل را می گوید، ما برای صلح هست که خودمان را مجهز می کنیم. آن یکی هم می گوید ما برای صلح هست. البته به یک معنا صحیح است برای اینکه هر یک از اینها چشمش را هم بگذارد دیگری او را می بلعد، اما نباید دیگر مردم دیگری، ملت های دیگری را اغفال کنند و نباید ما از این حرف ها و فریب ها اغفال بشویم.
 

ما امروز هم در رأس تمام مسائل مان جنگ است

ما امروز هم در رأس تمام مسائل مان جنگ است، اگر یک روز غفلت بکنیم حمله خواهد کرد

صحیفه نور جلد 18 صفحه 21

بر ما و همه چیز ما را از بین خواهد برد. ما تا همان مسائلی که در اول جنگ گفتیم، تا آن مسائل تحقق پیدا نکند، ما در دفاع خودمان سر جای خودمان ایستاده ایم. اگر چنانچه ما از این مسائل غفلت کنیم یا اینکه بعض از منحرفین و منافقین بین مردم بیفتند و بگویند که خوب جنگ، او می گوید جنگ را تمام کنیم، شما هم قبول کنید و بخواهند مردم را سست بکنند بدانید که اسلام در خطر کفر است. اگر چنانچه امروز ما یک کلمه عقب نشینی کنیم، اگر ملت ما یک قدم سستی به خودش راه بدهد و عقب نشینی کند، نوامیسش، اموالش، جان های جوان هایش همه اش به باد خواهند رفت.
باید با قدرت به پیش برویم و با قدرت با همه کسانی که به ما می خواهند تجاوز و تعدی کنند مبارزه کنیم و زندگی آبرومند نداشتن و زندگی زیر بار بودن هزار مرتبه از اینکه انسان بمیرد، مردن بر او شرف دارد.
من به ملت ایران عرض می کنم، به همه، به همه قشرها، به قوای مسلح، به همه قشرهای قوای مسلح، به همه قشرهای قوای مسلح عرض می کنم که مصمم باشید و مجهز باشید و هر روز قوی تر کنید خودتان را و ملت هم هر روز برای پشتیبانی، دفاع از اسلام بیشتر مصمم بشود و برای جنگ بیشتر مهیا شود که دفاع از اسلام است، دفاع از نوامیس مسلمین است، دفاع از قرآن کریم است، دفاع از ملت ایران است و ملت های دیگر است و ما باید با قدرت بایستیم و هیچ عقب نشینی نکنیم.
 

در ماه مبارک رمضان اسلام را بیمه کنید

و من امیدوارم که همه آقایان در این ماه مبارک همت شان را صرف کنند به اینکه مردم را مهیا نگه دارند و مردم را مجهز نگه دارند و اسلام را با دست مردم نگه دارید و خودتان هم در مساجد، در منابر مردم را دعوت به صلاح بکنید و دعوت به اینکه دنبال مسائل باشند و بگویید به آنها که (فاستقم کما امرت و من تاب معک) آنی که پیغمبر را نگران کرده است. الان بدانید که اولیاء خدا توجه دارند و نگرانند از اینکه خدای نخواسته این ملت ما از این راهی که رفته است یک وقت خدای نخواسته سستی کند. و بحمدالله تاکنون همه باهم بودید و منسجم بودید و همه روحانیون با هم، با دیگران، مردم با هم، با روحانیون منسجم بودند و امیدوارم که از این به بعد هم منسجم باشند و منسجم تر.
و یک کلمه ای که این نصیحتی است به اینهائی که در روضه خوانی ها، در - عرض می کنم - مجالسی که دارند، در تکیه ها، در اینطور چیزهایی که دارند، که توجه به ضعفای مردم بکنند. در بین مردم مریض هست، در بین مردم ضعیف هست، در بین مردم اشخاصی هستند پیرمرد، اشخاصی هستند پیرزن و ضعیف، صداها زیاد نباشد که مردم را منزجر کند. بلندگوها را بیرون نگذارید که فریادش همه مردم را منزجر کند. بلندگوها را در داخل مسجد بگذارید و اینطور نباشد که - بخواهید معصیت - بخواهید اطاعت خدا را بکنید خدای نخواسته معصیت بشود و از آداب ماه رمضان همین است که مردم را آرامش بدهید. اینها روزه می خواهند بگیرند خوب بعضی شان هست می خواهند اول شب بخوابند و روزه بگیرند فردا، بعضی ها هستند که کسالت دارند، مریض اند، مریضخانه ها پر است از اشخاص،

صحیفه نور جلد 18 صفحه 22

معلولین در آنجا هستند ممکن است اینها ناراحت کند آنها را. در این امور یک قدری ملاحظه برادران ایمانی خودتان را بکنید. و من امیدوارم که طبقات مختلف روحانیت در هر جا هستند همه شان با هم باشند همچو نباشد امام جمعه اش علیحده یک بساطی داشته باشد و امام جماعتش هم علیحده و روحانیت دیگرش هم علیحده.
اجتماع داشته باشید با هم، برادرید شما. حافظ اسلام هستید شما و حفظ اسلام تا همراه هم نباشید نمی شود. شما همه با هم باشید، مجالس داشته باشید، ماه رمضان است حالا، شب ها مجالس داشته باشید. مردم را دعوت کنید به اینکه مجالس انس داشته باشند، مجالس احکام داشته باشند، مجالس دعا داشته باشند. شهر دعاست، شهر توسل به خداست. و انشاءالله همه موفق باشید که در این ماه رمضان این اسلام را بیمه کنید با دعاهای خودتان و با گریه و زاری خودتان و از آن مسائلی که همیشه داشتید که برای اسلام، برای روضه هائی که خوانده می شد جانفشانی می کردید، آن روضه های سنتی را سرجای خودش نگه دارید و آن مصیبت ها را نگه دارید زنده که - آنها - برکاتی که به ما می رسد از آنهاست و از کربلا این برکات به ما می رسد. کربلا را زنده نگه دارید و نام مبارک حضرت سیدالشهدا را زنده نگه دارید که با زنده بودن او اسلام زنده نگه داشته می شود. و همه طوایفی که در ایران هستند با هم اخوت داشته باشند، توجه کنند به اینکه الان کسانی که مخالف با اسلام هستند و دارند پخش می کنند مطالبی را، می خواهند بین برادرهای شیعه و سنی اختلاف ایجاد کنند اینها نه خیرخواه شیعه هستند، نه خیرخواه سنی و اینها با اسلام مخالفند. بیدار باشند همه برادرها، با هم باشند. دشمن مشترک ما داریم، به این دشمن مشترک باید ما با هم حمله کنیم و آنها را نگذاریم که خدای نخواسته در صفوف ما یک رخوتی ایجاد بشود و یک اختلافی ایجاد بشود.
انشاءالله خداوند همه شما را توفیق بدهد و برای خدمت به اسلام مهیاتر بکند و برای خدمت به جبهه مهیاتر بکند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها