0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:10 PM

بیانات امام خمینی در دیدار با فرمانده و پرسنل نیروی هوائی و گروهی از کارکنان هواپیمائی جمهوری اسلامی

تاریخ: 1361/11/19

 

تعهد و فداکاری شما نیروی هوائی از یاد همه مستضعفان محو نخواهد شد

بسم الله الرحمن الرحیم
من این پیروزی های قدرتمندانه اسلام در این دهه اخیر فجر به همه شما آقایان و تمام نیروهای مسلح و امت بزرگ اسلامی تبریک عرض می کنم. مجاهدات شما برادران نیروی هوائی که اول نیروئی بود که به اسلام پیوست و اول نیروئی بود که به اسلام رو آورد و قرآن، و به طاغوت پشت کرد. این تعهد و این فداکاری که در آنوقت ارزش فراوان داشت، از یاد ملت، از یاد همه مستضعفان محو انشاءالله نخواهد شد و شما در پیشگاه خدای تبارک و تعالی آبرومندید و ارزشمندید که در وقت مشکل این سد را شکستید و در دنباله شما سایر نیروها هم متصل شدند به ملت و بحمدالله پیروزی حاصل شد و طاغوت مبدل به رحمان شد و شمائی که در آنوقت در خدمت طاغوت بودید، از آن روز تاکنون در خدمت اسلام و در خدمت خدای تبارک و تعالی هستید.
این پیروزی که برای شما و قوای مسلح از اول انقلاب تاکنون پیدا شده است، یک امر عادی نمی شود تلقی اش کرد، اما در اول انقلاب می دانید که ما مواجه بودیم با چه قدرتی که در سال های طولانی او را مجهز کرده بودند ولو اینکه برای ایران مجهز نکرده بودند برای مقابله با دشمن های امریکا مجهز کرده بودند و می دانید که همه قدرت ها هم دنبال او بودند و به او کمک می کردند و معذالک این ملت در آنوقت که چیزی نداشت، دست تهی بود، بر این قدرت ها غلبه پیدا کرد و از جمله غلبه ها قضیه اتصال شما برادران بر ملت بود که در آن روز شعارهای ملت، دعوت شما به برادری بود و شما هم پذیرفتید و در کنار برادرانتان تا امروز مشغول جهاد مقدس هستید. باید ما همه بدانیم که دنبال اینکه ملت و همه اقشار نظامی و قوای مسلح برای خدا و برای پیاده کردن احکام خدا و برای بیرون راندن شیطان و رژیم طاغوت و جایگزین کردن (الله اکبر) به جای اینها. و رژیم جمهوری اسلامی در همه مراحل به ما و شما کمک فرموده است و عنایاتش از شماها سلب نشده است و من امیدوارم که شما و همه ما و همه ملت به عهد خودشان برای خدای تبارک و تعالی باقی باشند و خدای تبارک و تعالی هم اگر شما نصرت بکنید و عده فرموده است که نصرت کند به شما و تاکنون هم نصرت فرموده است. شما ملاحظه بفرمائید که در هر مرحله ای از مراحل که ملت ایران و ارتش ایران و سپاه ایران و سایر قوای مسلح روبرو شدند با کفار، در عین حالی که اینها ساز و برگشان به اندازه آنها نبوده است و آنها از

صحیفه نور جلد 17 صفحه 184

همه جا گدائی کردند و به آنها کمک شده است و ایران جز اتصال به خدای تبارک و تعالی به جای دیگر اتصال ندارد، این خدای تبارک و تعالی است که این پیروزی ها را نصیب شما و نصیب ملت شما کرده است و الا یک قوائی که در سنگرهای از پیش ساخته شده نشسته اند، سنگرهای بسیار عظیم نشسته اند و به همه جور از قوای از مهمات مجهز هستند، از سلاح مجهز هستند، آنوقت یک عده از این طرف در بیابان ها راه بیفتند و آنها را از سنگرها بیرون کنند و سنگرها را خالی کنند و از آنها آنقدر اسیر بگیرند که شما می دانید. یک مسأله ای نیست که ما یک امر عادی حساب بکنیم و پای خودمان حساب کنیم. این مسأله مافوق طبیعت است. این مسأله روی عنایاتی است که خدا به شما کرده است و دارد. و برای ما همه این عنایت خدای تبارک و تعالی بالاترین درجه است و ما همه مرهون نعمت های او هستیم و باید همیشه این مطلب را در نظر داشته باشیم.
 

امروز شما می بینید که همه اقشار ملت یک دست هستند در مقابل کفار

و خدای تبارک و تعالی هم به دنبال اینکه شما این نعمت را شکر می کنید زیاد می کند این نعمت را - اگر شکر - اگر شکر بکنید وعده فرموده است که من زیاد می کنم. نعمت های خودش را زیاد کند. امروز شما می بینید که همه قوای مسلح، قوای مسلح و ملت همه با روحانیت، روحانیت با همه، یک دست هستند در مقابل کفار و رمز پیروزی شما همین است. یک همچو مجلسی که الان ما داریم که روحانیت با شما مخلوط هستند و در سابق اگر یک روحانی هم در آنجا بود روحانی وابسته به دربار بود و امروز روحانیونی هستند که از خود این مردمند و خدمتگزار این مردمند و از حوزه های علمی هستند و به هیچ جا مربوط نیستند. امروز این مخلوطی که ایران دارد که سپاه با ارتش، ارتش با بسیج، بسیج با همه، عشائر با شما با همه. ملت پشتیبان، روحانیت پشتیبان، همه با هم هستید، این یک نعمتی است که خدای تبارک و تعالی به ایران مرحمت فرموده است و گمان نکنید در جای دیگر این نعمت باشد و علتش هم این است که ایران برای اسلام قیام کرد. از اول فریاد زد که ما اسلام را می خواهیم و خدای تبارک و تعالی برای اینکه به اسلام ارج می گذارد، این کاری که شما کردید، در پیشگاه او ارزش داشت و شما را یاری کرد و اگر ملت های دیگری هم همین برنامه را داشته باشند و برای اسلام و برای خدا حرکت کنند، خدای تبارک و تعالی با آنها هم همان خواهد کرد که با شما خواهد کرد. عمده این است که ما تکلیف مان را بفهمیم. عمده این است که بشر بفهمد که باید چه بکند. اگر بشر راه خودش را پیدا بکند، خدای تبارک و تعالی راه های هدایت را، راه های پیروزی را به او نشان می دهد. شما گمان کنید که این رعبی که خدا در دل اینها انداخته است، به واسطه تفنگ ماست؟ به واسطه قدرت ماست؟ این یک رعبی است که در صدر اسلام هم خدای تبارک و تعالی پیغمبر اسلام را با همین رعب که به دل دشمنانش می انداخت پیروز می کرد و الا آنها هم در مقابل دشمنانشان ساز و برگی نداشتند. اینکه یکدفعه وقتی الله اکبر گفته می شود فوج فرار می کنند، سنگرها را خالی می کنند، در همین اخیر که اطلاع دادند دیدید که به مجرد اینکه اینها حمله کردند و صدای الله اکبر را بلند

صحیفه نور جلد 17 صفحه 185

کردند، آنها فرار کردند. در خرمشهر هم همین شد. جاهای دیگر هم همین. بنائاً علیه ما باید این نعمت خدا را حفظ کنیم و این رحمتی که خدای تبارک و تعالی به ما عنایت کند، کوشش کنیم که این رحمت ادامه پیدا کند و کوشش این است که اولاً الهی بشویم، در راه خدا خدمت بکنیم، خودمان را فرمانبر از خدا بدانیم و خودمان را از او و به سوی او بدانیم و دنبال همین معنا آنوقت آن مسأله دوم که وحدت و انسجام است حاصل می شود، برای اینکه تفرقه از شیطان است و وحدت کلمه و اتحاد از رحمان است. وقتی که شما الهی شدید، رحمانی شدید، توجه به خدا داشتید، دنبال او دیگر تفرقه حاصل نمی شود، اختلاف حاصل نمی شود. و بحمدالله امروز ما بین همه قوای مسلح یک انسجام بزرگ هست و امیدوارم که همه توجه داشته باشید که این انسجام را حفظ بکنید.
 

کوشش کنیم که این رحمت الهی ادامه پیدا کند

و به این بوق های تبلیغاتی که در دنیا بلند است بر ضد شما، بر ضد همه بلند است، به اینها هیچ وقت اعتنا نکنید. اینها گاهی تحریک می کنند ارتش را (ارتش را دیگر، در ایران ارتش دیگر کاری به جمهوری اسلامی ندارد) و گاهی از این طرف تحریک می کنند. اینها شغلشان این است که در هر شکستی که بخورند یک مدتی که اصلاً بروز نمی دهند شکست را، یک مدتی هم می گویند که این می گوید اینطوری، آن می گوید اینطوری. الان هم می گویند که دولت ایران می گوید که ما چه کردیم، صدام هم می گوید که ما تمامشان را از عراق بیرون کردیم، همه را کشتیم یا بیرون رفتند و تجهیزات آنها را هم همه را ضبط کردیم. اساس صحبت همین است و باید دولت های منطقه این مطلب را بفهمند که اگر چنانچه با اسلام آشنا بشوند و با ایران دست برادری بدهند، ایران می تواند آنها را از شر همه قدرت ها نجات بدهد و آنها دیگر انشاءالله و آنها دیگر خوف اینکه اگر ما چه بکنیم آمریکا چه می کند، نداشته باشند. خوب، ما همان هائی که شما می ترسید عمل کردیم. ما یک نوکر نشاندار بزرگی از آمریکا بیرون کردیم و ما سفارت امریکا که اسمش سفارت بود و جاسوسخانه بود، بستیم و تصرف کردیم و ما جاسوس های امریکائی را بیرون کردیم. و ما مستشارهای امریکائی را بیرون کردیم و امریکا هم نتوانست کاری بکند، می خواست بکند. و - ما در صورتی که - ایران در صورتی که یک جمعیت محدود فوقش چهل میلیونی دارد و یک مهمات و اسلحه محدود دارد، در عین حال ایستاده در مقابل همه قدرت ها و از هیچ قدرتی هم باک ندارد، برای اینکه به یک قدرت اتکال دارد و او خداست. وقتی به او اتکال داشت و اتصال داشت، احتیاج به اینکه به دیگران اتصال پیدا کند ندارد. وقتی بناشد یک جمعیت چهل میلیونی بتواند در مقابل آمریکا و در مقابل شوروی، در مقابل فرانسه و در مقابل همه اینها بایستد، یک ملت اگر یک میلیاردی شد، آنوقت کسی می تواند با او مخالفت کند؟ این مسلمان ها که قریب یک میلیارد جمعیت دارند، لکن متفرق از هم هستند، هر کدام یک سازی می زنند، دولت هایشان با ملت هایشان مخالفند، ملت ها هم با دولت ها همین طور، هر دولتی هم با دولت دیگر اگر هم بگوید دوستم، دروغ می گوید. این صدام که حالا اینقدر، تا حالا اینقدر ادعا می کرد که من وابستگی

صحیفه نور جلد 17 صفحه 186

به آمریکا ندارم و من با اسرائیل دشمنم و با مصر دشمن هستم و من یک عربی هستم که فقط عربیت را می فهم و آمریکا و فرانسه و دیگران را اصلاً کاری ندارم و قبول ندارم، حالا معلوم شد که که قضیه چی هست، حالا معلوم شد که این مرد، هم آمریکائی بوده است هم اسرائیلی بوده است و هم در غیاب آنها با شوروی بست و بند داشته است و هم با فرانسه. آنی که در ذهنش نبوده، عرب بوده، با مصر هم به اعتبار اینکه آمریکا با مصر است، آن مربوط است والا او تابع این است، می خواهد قدرت خودش را در همه منطقه جا بزند. از اول هم که وارد این هجوم شد، بازیش دادند و بزرگ منشی خودش به اصطلاح و بلند بینی خودش به اصطلاح و آن حب شیطانی نفسانی خودش هم بود. آمریکا هم بازیش داد که ایران دیگر چیزی ندارد، خوب ارتشش که از بین رفت و پاسدارها هم که چیزی نیستند و دیگر مردم هم که اصلاً کاری به این حرف ها ندارند، تو بیا برو ایران را بگیر. نفت ایران مال تو. وقتی شد، چه خواهی کرد، چه خواهی شد، منطقه را تو بگیر، همه منطقه مال تو. یک همچو حرف هائی زدند و کلاه سرش گذاشتند. این بدبخت هم از آنها گول خورد و حمله کرد به ایران و هیچ یک از اینها ایران را نمی شناختند، یعنی ایران را خیال می کردند مثل زمان سابق است. ایران را آنها نمی دانستند که وقتی یک ملتی اسلامی شد، یکدفعه فریاد اسلام را زد، این غیر از آن چیزهائی است که آنها می فهمند. آنها اصلاً از قدرت اسلام اطلاع ندارند، نمی فهمند، نه آنها نمی فهمند، بعضی از اینها هم که از خود ما بودند و فرار کردند و منافقی کردند، اینها هم نمی دانستند یعنی چه ایران. اینها هم خیال می کردند که اگر ما یک صدائی در آوریم تمام شود قضیه و مثلاً در آمل اگر یک دسته از کمونیست ها می گفتند اگر ما یک دفعه آمدیم در خیابان، دیگر همه مردم با ما هستند. یک همچو حماقت ها اسباب این شد که صدام وارد یک دامی بشود که از صد تا دامی که او دارد بیشتر باشد. و من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی به ما عنایاتش را مستدام بدارد و ما در خدمت او بیشتر از سابق باشیم و همه با هم مجتمعاً ید واحده باشیم بر ما سوی و خداوند همه شما را سلامت بدارد و ارزش های شما هیچ وقت از ذهن ما خارج نمی شود و اول کسی که به ما و به اسلام ملحق شدند شما بودید و شما سابقین السابقین هستید و مقرب هستید پیش خدا انشاءالله.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها