پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 8:04 PM
تاریخ: 1361/06/09
بسم الله الرحمن الرحیم
من هم متقابلاً به آقایان تبریک این عید سعید را عرض می کنم و امیدوارم که خداوند این اعیاد را بر مسلمین و بر ملت شریف ایران مبارک فرماید و مستضعفان جهان را بر مستکبران غلبه دهد که آن روز عید بزرگ مبارکی خواهد بود و امیدوارم که حاصل بشود یک همچو روزی. من عرض می کنم که اساس این گرفتاری هائی که بشر به آن مبتلا هست، از زمان آدم صفی الله تا امروز و از امروز تا روز حشر، آنکه بشر به آن مبتلا هست و اساس تمام فسادها و جنگ ها و ظلم ها و تعدی ها و تجاوزها بر آن محور است، اساسش حب نفس است که شعبه هائی از این حب نفس و مظاهری دارد که اگر ملاحظه بفرمائید، این مظاهر که پایه اش حب نفس است، بشر را به تباهی کشیده و می کشد و انبیا هم برای اصلاح این امر آمده اند و مع الاسف آنطوری که آنها می خواستند، موفق نشده اند و گمان ندارم که هیچ کس موفق بشود. یک شعبه از این و یک مظهری از این حب نفس، حب ریاست است، حب جاه است، حب غلبه است. از اول عالم تا حالا از این قدرت های جابر هر چه به مردم رسیده است،از این حب اشتهار، ریاست، حب قدرت و از اینها بوده است که اساسش همان حب نفس است، الان هم که ما در یک وضعی باقی هستیم در دنیا که همه می دانید دنیا الان چه خبر است و بر بلاد مسلمان ها چه می گذرد و بر کشورهای مظلوم چه ظلم ها واقع می شود، اساس همه اینها همان حب مسند و ریاست است. حب قدرت است که آمریکا را وادار می کند که این جنایت هایی که در طول تاریخ بیسابقه است، انجام بدهد و حب سلطه و ریاست است که شوروی را برمی انگیزد که اینطور با مردم دنیا و مظلومین دنیا رفتار کند و حب نفس است که کشورهای اسلامی، سران کشورهای اسلامی در مقابل جنایاتی که از این قدرت ها واقع می شود و از وابستگان آنها واقع می شود، بی تفاوتند. اگر چنانچه این حب نفس در این سران کشورهای اسلامی نبود و این حب جاه و قدرت نبود، با این فجایع که واقع شده است، با این ظلم که واقع شده است بر ایران و بدتر از او بر لبنان، نمی نشستند و تماشا کنند. همه ترس از این دارند که این قدرت تخیلی که باید بگویم که هیچ ارزش ندارد، ازشان گرفته بشود، از این جهت آنطور خاضع شدند در مقابل امریکا و بدتر از او و فجیع تر از او در مقابل اسرائیل که الان همه جست و
خیزهائی که در این، اکثر این کشورهای اسلامی می شود، برای این است که اسرائیل را به رسمیت بشناسند و آن قرار کمپ دیوید را تحکیمش ببخشند. اگر حب این چند روز ریاست، این چند روز سلطه نبود، هر انسانی ادراک این معنا را می کند که مثل اسرائیل بر بلاد مسلمین اینطور رفتار کند و اینطور جسورانه در مقابل همه، همه را تحقیر کند. ننگی بر چهره این کشورهای اسلامی نقش بست که هیچ چیز این ننگ را نمی تواند بزداید، مگر اینکه توجه بکنند، مگر اینکه منقلب بشوند، متحول بشوند. و ننگی که بر همه این کشورهاست این است که با علم به اینکه دارند خلاف می کنند، به صدام کمک می کنند که صدام، اسلامی که در ایران دارد پای می گیرد انشاءالله، این آدم، این را زایل کند و همه کوشش شان بر این معناست. بعضی تصریح می کنند و بعضی هم خلافش را می گویند و دروغ می گویند. اگر این حب جاه نبود که ارث شیطان است و از اول شیطان برای همین خصیصه ای که داشت، مطرود شد و چون خودش را از آدم بالاتر می دانست و خودش را نار می دانست و آدم را طین و آن نورانیت آدم را ادراک نکرده بود، موجب این شد که مطرود شد و قسم خورد که همه را مطرود کند، یعنی همه بشر را و الان دارد او موفق می شود در مقابل همه انبیا. این حمله ای که صدام به ایران کرد، خوب، همه می دانید که برای این بود که سردار قادسیه بشود و آن مسائل و این حمله ای که اسرائیل بر لبنان در مقابل چشم همه مسلمانان منطقه و دولت های منطقه کرد، همه می دانید که برای قدرت طلبی و جاه طلبی و آمریکا هم همین و همه قدرت ها هم همین و این ممکن است که در شما هم پیدا بشود، در ما هم پیدا بشود. شیطان فقط نمی رود سراغ صدام و امریکا و شوروی، او همه جا هست و مظاهر شیطان که نفس اماره خود ما هست، پیش همه هست. اگر چنانچه یک وقت دیدید که حب این را دارید که به مردم زور بگوئید، حب این را دارید که مردم پیش شما خاضع باشند، بدانید که از آن حظ شیطانی پیشتان هست و این حظ شیطانی است که پیش قدرتمندها هست و قدرتمندها را آنطور جسور می کند و همین حظ شیطانی پیش آنهایی که خاضع در مقابل این قدرتمندان می شوند، با اینکه امکانات اینکه در جلوی آنها بایستند دارند، این همان حظ شیطانی است، همان است که شیطان را با آدم درگیر کرد و مطرود شد و حرف خدا نشنید و امر خدا را نشنید و این را نفهمید که اطاعت امر خدا قضیه سجده بر آدم نیست، سجده بر خداست. مع الاسف در بین این دولت های اسلامی به اصطلاح و سران این دولت های اسلامی به این امر مبتلا هستند. اگر چنانچه این قدم را برداشته بودند که حب این ریاست را کم کرده بودند یا موفق می شدند زایل می کردند، ممکن نبود که بدون تفاوت بنشینند و اینطور بار ذلت بکشند.
یک وقت امریکا بر مردم غلبه می کند و شوروی غلبه می کند، یک وقت اسرائیل غلبه می کند، اسرائیل امروز فرمانفرمای این بلاد اسلامی دارد می شود و اگر این بی تفاوتی و این کمک و این طفره زدن برای اینکه بشناسند اسرائیل را به رسمیت، اگر این به نتیجه برسد، او فرمانفرمای همه شان خواهد شد و همین طور که حالا تحقیرشان کرد و ذلیلشان کرد در مقابل خودش به امر امریکا، به طرح امریکا، این مطلب توسعه پیدا می کند و در همه جا ریشه می دواند. مکرر این مسأله ذکر شده است که اسرائیل قناعت نمی کند به آنجائی که هست، قدم قدم پیش می رود و هر قدمی که رفت، هی می گوید ما
کاری نداریم، ما همین هست، فردا قدم بالاتری بردارد. امروز لبنان است، فردا خدای نخواسته سوریه، پس فردا عراق است و همین طور.
و مع الاسف این دولت ها به جای اینکه در مقابل این آدم و این غیر انسان قیام کنند، نهضت کنند، اتفاق حاصل کنند برای جلوگیری، یک انکار هم نکردند، الان هم جست و خیز می کنند برای اینکه تثبیت کنند مقام او را و این یک ننگی است که در کشورهای اسلامی بر چهره همه است، بر سران، بیواسطه و بر مردم کشورها هم که سران را اینطور به جای خودشان گذاشتند که هر کاری می خواهند بکنند و هر ذلتی می خواهند برای اسلام و مسلمین تهیه کنند و جلو اینها را نگرفتند، بر آنها مع الواسطه. ما این مصیبت ها را به کجا باید ببریم؟ ما را مبتلا کردند به جنگ عراق، توطئه دیدند که ما برویم سراغ اسرائیل تا عراق تقویت بشود، آنوقت عراق و اسرائیل بیایند سراغ ما. ما این توطئه را فهمیدیم و آقایانی که متوجه امورند، توجه کردند و گفتند راه ما این است که از این راه برویم، اگر از آن راه ما رفته بودیم، امروز عراق وضعش با ما غیر از این بود و اسرائیل هم به دنبال او با ما طور دیگری بود.
ملت ایران همانطوری که تاکنون عمل کرده است و پیروزی سیاسی اخیر را که پیدا کرده است، این یک امر خیلی چشمگیری است. صدام با تمام قوا کوشش کرد به اینکه سران کشورهای غیر متعهد را در بغداد جمع کند و این جمهوری اسلامی و این قدرت اسلامی در این گوشه دنیا باعث شد که سران کشورها توجه کنند و دست رد به سینه صدام بزنند، بعد هم با کمال وقاحت می گوید من برای اینکه وحدت اسلامی محفوظ باشد، از او گذشتم، پس خوب است وزرای خارجه بیایند اینجا، آنهم هر چه توانست این ور، آن ور زد و به دریوزگی فرستاد افراد را به همه جا، منتهی به این شد که حالا باز اعلام کرده است که نه، ما برای وحدت مسلمین از این مطلب هم گذشتیم. و من عقیده ام این است که ایشان برای وحدت مسلمین به جهنم برود.
آنهائی که اساس اختلاف بین مسلمین را درست می کنند، خوب یکیش هم از آن افراد، همین صدام است که اساس اختلاف است. دولت ایران با هیچ دولتی هیچ وقت جنگ نداشت و مخالفت نداشت، الا با آنهائی که برضدشان می خواهند کاری بکنند. این هجوم ابلهانه صدام به ایران اسباب این شد که دولت های منطقه بسیارشان باایران یعنی با اسلام به مخالفت برخیزند. آنها هم کم کم خواهند فهمید که صرفه این نیست که با یک همچو ملتی که همه چیزش را در راه اسلام دارد فدا می کند، مخالفت کنند، آنها هم خواهند توجه پیدا کرد، لکن ما هم باید به مسائل یعنی به آن شیطنت هائی که نفس اماره انسان می کند، توجه کنیم، آن ریزه کاری هائی که در انسان ایجاد می کند. چه بسا یک نفر آدم زاهد متقی در طول عمرش به زهد و تقوا و اینها باشد معروف باشد و شیطان یک گوشه ای از دل او را ربوده باشد که همه این اعمال و این زهد و تقوا، همه و همه فاسد بشوند و چه بسا باشد که شما آقایانی که در مجلس تشریف دارید و امیدوارم که موفق باشید، با همه کوششی که می کنید برای اسلام، لکن آن حظ شیطانی از پیش شما نرفته باشد.
باید خودتان مراقبت خودتان را بکنید و وادار کنید کسانی از شما مراقبت کنند و چه بسا باشد که این سپاه پاسداران و این سران فرماندهان سپاه پاسداران با همه جدیتی که می کنند برای اینکه به اسلام خدمت بکنند، در باطن قلبشان غیر خودآگاه از این خصیصه های شیطانی باشد که یک وقت ببینند که کارهائی که کرده اند، دست شیطان در آن بوده است. باید همیشه انسان مراقب خودش باشد. می خواهد نماز بخواند، مراقبت کند از نمازش که مبادا دست او در این کار باشد، دست نفس اماره در کار باشد. بخواهد پاسداری بکند، متوجه باشد که مبادا دست او در کار باشد و او را به کاری وادار کند که خودش تباه بشود و جمهوری اسلامی را هم چهره اش را یک طور دیگر نمایش بدهد. شماهائی که دست اندر کار هستید در این جمهوری اسلامی، چه آن آقایان سفرا و کاردارهائی که در خارج می روند و خارج بیشتر توقع هست و چه شما سپاه پاسداران و سایر قوای نظامی و انتظامی که در داخل خدمت می کنید و چه وکلای محترم که در مجلس خدمت می کنند و چه همه، قوه قضائیه، قوه اجرائیه، همه باید از خودشان مراقبت کنند.
بدانند آن که آنها را به این قدرت رسانده است که قدرت های بزرگ دنیا حساب برای آنها باز کرده اند و همین مخالفت هائی که هر روز می کنند و توطئه هائی که هر روز این قدرت های بزرگ می کنند، دلیل بر قدرتمندی شماست. اگر شما قدرتمند نبودید که آنها با شما مقابله کردند، چون می بینند که یک قدرتی اینجا هست، شما باید بدانید که این قدرت، قدرت بازوی شما و من و سایر افراد نیست، این یک قدرت الهی است، یک قدرت اسلامی است، یک قدرت ایمان است که این کار را انجام داده. ایمان است که شما را وادار می کند بروید و برای اسلام فداکاری کنید و ایمان است که در جبهه ها این عزیزان ما در جنگ تا حد شهادت حاضر هستند و تا این ایمان را حفظ کردید و تا این تعهد به اسلام را حفظ کردید، هرگز نخواهید آسیب دید.
و باید ما توجه کنیم به اینکه ما امروز در حال جنگ هستیم، هم جنگ سیاسی و هم جنگ نظامی. الان ما با تمام این قدرت هائی که در جهان هست و آنهائی که تبع قدرت بزرگ هستند، در حال جنگیم، یعنی آنها به ما حمله می کنند و ما در حال دفاعیم. باز ما آنوقت نرسیده است که بگوئیم خیر، ما خودمان هستیم و مستقلیم و همه چیزها تمام شده. خیر، الان جبهه ها محتاج به افراد دارد، در جبهه ها باید افراد بروند، این یک واجب شرعی الهی است منتها واجب کفائی، به همه واجب است، مگر اینکه به اندازه کفایت حاصل شده باشد. هر که می تواند، قدرت دارد، بر او واجب است و اگر چنانچه به اندازه کفایت، به طوری که سران نظامی، از سران پاسداران و سران ارتش و اینها گفتند دیگر احتیاج نیست، آنوقت از همه ساقط می شود. ما باید این مطلب را درست توجه به آن داشته باشیم که ما در حال جنگیم و در حال دفاع و اگر خدای نخواسته سستی بکنیم، یک مثل اسرائیلی خدای نخواسته به ما حمله می کند و ما اگر سستی کنیم، بر ما چیره می شود. ما از حالا باید جلویش را بگیریم. ما تا هر حدی که رفتیم، همه دفاع بوده، الان هم دفاع می کنیم، الان هم در عین حالی که صدام ادعا
می کند که ما شهرهای ایران را به آن کاری نداریم، الان هم آبادان ما و بعضی دیگر از بلاد ما، هر روز آبادان تقریباً هر روز تقریباً بمباران می شود، یعنی از خارج توپ می اندازند و اینجا را تباه می کنند، مردم را شهید می کنند و ما باید دفاع کنیم از این مسلمان ها و باید دفاع کنیم از این کشور اسلامی . دفاع ما تا هر جائی که باید دفاع کرد، پیشروی باید کرد و این بسته به همت جوان های برومند متعهد جندالله است که نقیصه ها را پر کنند و بروند و انشاءالله به زودی کار را تمام کنند، تا بعد برویم دنبال آن دشمن بزرگتر، خبیث تر. اگر از صدام کسی هم خبیث تر باشد، آن بگین و امثال اینها.
ما در بین راه هستیم آقایان. انقلاب ما در بین راه است و ما باید او را دریابیم، همه باید این فکر را بکنند، آقایان نمایندگان محترم مردم هم باید این فکر را بکنند، ما بین راه هستیم، اگر اینجا احتیاج باشد به نمایندگانی که بروند در جبهه ها و مردم را نصیحت بکنند، آنوقت تصور این را بکنند که آیا یک سفر مستحبی حج باید بروند یا یک سفر تقریباً واجب به طرف جبهه ها و نصیحت آنها و دلداری به آنها. الان چند روز است که به من مکرر گفته شده است که دارد مملکت برای این توجهی که دارند به سفر حج، فلج می شود، وکلای مجلس می خواهند همه مشرف شوند، 140 نفر یا بیشتر مشرف بشوند، البته عذر دارند، می گویند آقای هاشمی فرمودند که این تعطیلی آنهاست، لکن ما این فکر را بکنیم که ما امروز تعطیل داریم؟ ما امروز می توانیم در این وضعی که کشور ما دارد، استفاده از تعطیل بکنیم؟ و شورای قضائی هم می گویند بسیاریشان می روند، شورای نگهبان هم، خوب، ایشان هم می روند و از سایر قشرها هم همین طور. اگر واجب باشد مکه، خوب، هیچ کس جلویش را نمی تواند بگیرد، باید هم بروند، اگر حج فریضه باشد، مگر اینکه یک فریضه بالاتر از آن حفظ ثغور اسلام که همه فرایض را کنار می گذارند. این را من عرض کردم، باز هم به بعضی از آقایان که اینجا تشریف داشتند که با اینکه قتل نفس مؤمن از همه گناهان کبیره شاید بعد از شرک بالله بالاتر باشد، قتل نفس مؤمن بیگناه، لکن اسلام، همین اسلامی که اینقدر راجع به مؤمنین سفارش فرموده است و تحذیر از قتل نفس مؤمن کرده، از احکام جهادش این است که اگر یک دسته از همین مؤمنین، از همین مسلمین، از همین فقها، از همین عرض بکنم دانشمندان از کفار جلو قرار دادند و سپر قرار دادند برای خودشان که بیایند، امر فرموده است که همه را بکشید، اینها با آنها، اینها همه شهیدند و به بهشت می روند آنها هم جهنم، برای اینکه حفظ ثغور اسلام است، حفظ نظام اسلام است، حفظ ثغور اسلام است. حفظ ثغور اسلام جزء فرایضی است که هیچ فریضه ای بالاتر از آن نیست، حفظ اسلام است. آقایان توجه کنند، خودشان همه دانشمند هستند، همه توجه به مسائل دارند که البته بعضی مسائل دیگر هست من نمی خواهم بگویم که موجب نگرانی است، ولی خودتان توجه بکنید که آیا با این وضعی که کشور ما دارد، اینطور کوچ کردن به جوار بیت الله با آنهمه ثواب هائی که دارد، بر غیر اشخاصی که واجب عینی است، آیا الان صلاح می دانند آقایان که این مملکت را به حال تعطیل درآورند؟ و خدای نخواسته یک
وقت یک صدمه ای وارد بشود به کشورتان علاوه بر یک نگرانی های دیگری که هست. در هر صورت توجه به این بکنید که انگیزه ای که در قلب شما برای رفتن حج هست، چه هست، این است که به ثواب عالی برسید، آنوقت ببینید ثواب اینکه به حج بروید یا ثواب اینکه برای مسلمین خدمت بکنید، کدام بیشتر است؟ برای حدود و ثغور اسلام خدمت بکنید، کدام بیشتر است؟ تحصیل علم از اموری است که واجب کفائی است و از امور مهم است، لکن اگر ما یک وقت احتیاج داشتیم به اینکه علما و افراد مستعد الان تحصیل علم را کنار بگذارند و بروند در جبهه ها و دلداری بدهند به اینها، هدایت کنند اینها را یا بروند به شهرهای دور افتاده و هدایت کنند آنها را، این مستحب بسیار بزرگ را باید کنار بگذارند، بروند آن کار را انجام بدهند، برای اینکه آن واجب است. انجام بدهند، بعد که آرامش حاصل شد برگردند آقایان تحصیل بکنند، چنانچه همه متصدیان روحانی که هستند الان از باب اینکه می بینند که نمی تواند و نخواهد توانست کسان دیگر اداره این کشور را آنطوری که اسلام می خواهد بکند و ما تجربه کردیم که نشد، این آقایان با اینکه شغلشان این نیست و حالا من عرض می کنم که بنای روحانیون بر این نیست که حکومت را بگیرند. حکومت چیست؟ اما بنای روحانیون بر این نیست که اسلام را حفظ کنند؟ ما گمان می کردیم که در بین روشنفکران ما به اصطلاح، خوب، اشخاصی پیدا می شوند که متعهدند و حفظ می کنند این را. اگر حالا هم پیدا شد یک همچو اشخاصی، یک همچو جمعیت هائی، آقایان پست های مهمتر دارند، می روند سراغ کارشان، آقای هاشمی هم می روند، آقای خامنه ای هم می روند و همه کسانی که متصدی هستند. اما، ما چه بکنیم امروز وضع ما، وضع ایران، وضع گرفتاری های داخل و خارج به جوری است که بدون اینها نمی شود اداره کرد این مملکت را، یا می کشانندش به طرف آمریکا و کمونیسم یا می کشانندش به طرف امریکا و سرمایه داری یاکشانندش طرف کمونیسم و آن بساط و ما لازم است برایمان حفظ کنیم.
خوب، ما جواب خدا را چه بدهیم؟ جواب این شهدائی که برای اسلام جنگ کرده اند چه بدهیم؟ و آن اشخاصی که الان هم کارشکنی می کنند، واقعاً چه جوابی فکر کرده اند؟ آنهائی که اعتقادی به این مسائل ندارند، خوب راحتند، می گویند که چیزی، خبری نیست (لاخبر جاء ولا وحی نزل) آنها حالا راحت است وضعشان. آنهائی که اسلامی فکر می کنند، مسلمان هستند، اینها مقایسه نمی کنند.
بین این جمهوری که ما الان در اسلام داریم، در ایران داریم، با آن حکومتی که سابق بود، با آن وضعی که سابق بود؟ اینها فکر نمی کنند که این کشور ولو تا حالا نتوانسته صددرصد مسائل را اسلامی بکند، نه اینکه نخواسته، نتوانسته، لکن آنقدری که به طرف اسلام رفته است، در طول تاریخ شما یک حکومتی را پیدا نمی کنید که اینطور باشد که اینطور طرف اسلام جهش کرده باشد. شما وقتی ملاحظه بکنید صدر اسلام را، آیات شریفه ای که وارد شده، روایاتی که وارد شده، راجع به این تساهلی
که در جنگ می کردند آنها، آن خون جگری که حضرت امیرالمومنین سلام الله علیه می کرد که هی شما می گوئید جنگ، می گوئید حالا تابستان است، بگذارید زمستان، زمستان می گوئید تابستان است. شما ببینید امروز این سپاه پاسداران، این ارتش، این نظامی ها، این بسیج، این ملت در آن هوای گرم 60، 70 درجه خوزستان و در آن بیابان ها که انسان اگر برود خفه می شود، این جوان های عزیز ما به مدد الهی در آنجا دارند زحمت می کشند، آخ هم نمی گویند، یک کدام شکایت نمی کنند. من تاکنون که اینجا نشسته ام، یکی که شکایت بکند از اینکه مادر جنگ مثلاً نرویم، چطور شد، من ندیده ام همچو چیزی، لکن هر روز می آیند با چهره گشاده، هر روز می آیند و تقاضا می کنند که ما برویم شهید بشویم. خوب، یک همچو تحولی که حاصل شده است در یک کشوری، این آقایانی که آن کنار نشسته اند و اشکالتراشی می کنند، مثلاً در یک دهی یک آدمی در آن ده یک کاری کرده، پس وا اسلاما، فکر این نمی کنند که خوب، در یک کشوری که انقلاب شده است و الان در حال انقلاب است، یک آدمی هم در یک گوشه ای از این کشور یک کاری می کند. مگر شما حالا با زمان پیغمبر می خواهید خیلی شما جلو باشید؟ زمان پیغمبر هم همین مسائل بوده، همین مطالب بوده که یک حکومت، حضرت امیر یک حکومتی که می فرستاد، گاهی خرابکاری می کرد، عزلش می کرد و می خواست او را. مگر می شود یکدفعه همه جا، یکدفعه ما صبح کنیم که همه جا بهشت برین شده است؟ ما باید ببینیم، این آقایان باید ببینند که اینها دارند رو به اسلام می روند یا خیر، دارند رو به خلاف اسلام می روند. انصاف داشته باشند اینهائی که نشسته اند هیچ کاری برای این جمهوری اسلامی از اولش تا حالا نکرده اند، کارشکنی کردند، کار نکردند، آن روشنفکرش آنطوری و آن مرتجع به اصطلاح شما آنجوری، همه، خوب بعضی از اینها را که ما می دانیم یک قدم برای این نهضت برنداشتند، مخالفت هم با آن داشته اند، نصیحت هم ما را می کردند که آقا ول کنید، نمی شود، بگذارید این شاه باشد، خوب، بهتر از دیگران است. خوب، یک همچو وضعی الان پیش آمده است که شما می بینید در ایران الان اینقدر مراکز فساد از بین رفته است، اینها را حساب نمی کنند، اینقدر شراب فروشی هایی که مثل آب توی مردم جریان داشت از بین رفته، یکی نمی تواند الان هم بیاید یک همچو کاری بکند. اینهمه چیزهائی که در دولت ها بوده و در مجلس بوده و هر که مجلس را در آنوقت دیده می داند چه خبر بود، حالا می بیند که اینطور است، خوب، شما نباید این را قدردانی و تشکر کنید از خدای تبارک و تعالی که همچو عنایتی کرده اند؟ همراهی کنید، می توانید بیائید قضاوت کنید، خوب، بیائید قضاوت کنید، می توانید بیائید یک استانی را استانداری کنید، بیائید بکنید، ننشینید کنار و هی نق بزنید و مردم را مأیوس کنید، با اینکه نمی شوند اینها مأیوس. آن اشخاصی که در خارج رفتند و فرار کردند و حالا هی اعلامیه پخش می کنند و خودشان هم با خودشان در جنگ هستند و اینها، آنها از یک طرف یک جوری صدمه به اینجا می زنند، این آدم مآب هم که در بازار است یا در مدرسه است یا در کجا هست، این هم یک جور دیگر صدمه می زند.
در محضر خدا ما نباید یک کاری بکنیم که - برخلاف چیز خدا باشد - برخلاف حکم خدا
باشد. ما یک جمهوری الان به دستمان آمده، این هم با جدیت ماها نبوده، خدا یک همچو کاری کرد. آن که مقلب قلوب است، خداست. کی می تواند سرتاسر کشور را، از آن بچه کوچولوهائی که زبان تازه درآورده اند تا آن پیرمردهائی که روی تختخواب خوابیده اند، اینها را یکدل و یکجهت برای اسلام بسیج کند؟ کدام وقت شما دیده بودید که برادرهای اهل سنت و برادرهای اهل تشیع با هم مجتمع بشوند و در یک مقصد راه بروند؟ اگر بگذارند این فاسدها، اگر بگذارند که این دو تا برادر، این دو قشر بزرگ اسلامی با هم پیوند کنند و در مقابل دیگران بایستند. و بالاخره ما باید همیشه توجه به خدا داشته باشیم و بدانیم که یک روزی همه ما در محضر خدا می رویم و همه ما مسؤول هستیم، این را باید احساس بکنیم، وقتی این احساس شد، اداره خوب می شود، مجلس خوب می شود، الحمدلله خوب هم هستند اینها، خوبتر می شود، سپاه خوب می شود، ارتش خوب می شود، شهربانی خوب می شود، شهرداری، همه چیزها خوب می شود و همه امور انشاءالله امیدوارم که با تعهد این ملت عزیز بر وفق اسلام انشاءالله به پیش برود و خداوند همه ما و شما را موفق کند که خدمتگزار اسلام، خدمتگزار این مستمندان و اینهایی که در طول تاریخ شاهنشاهی توسری خورده اند و محروم بوده اند، نگذارند اینها به محرومیت باقی باشند. دولت توجه به این معنا داشته باشد که در این جاهای دور افتاده توجه زیادتر بکنند و اینها را یک قدری به آنها رسیدگی بکنند و خداوند همه شما را موفق و ما را هم انشاءالله از خدمتگزاران شما حساب کند.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.