پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 7:59 PM
تاریخ: 1361/02/11
بسم الله الرحمن الرحیم
من این روز مبارک کارگر را بر شما و همه کارگرانی که در طول تاریخ رفته اند و خواهند آمد، تبریک عرض می کنم. مبارک باد بر شما قشر عزیز عامل ارزش های بزرگ انسانی، و مبارک باد بر شما و بر همه ملت ما این روز مبارک که بحمدالله امروز کشور ما طوری است که روز کارگر، روز همه است و روز ارتش روز همه است و روز زن، روز همه است و همه با هم منسجمند و یک واحد الهی را متحقق کرده اند. آن وحدتی را که خدای تبارک و تعالی امر فرموده اند، بحمدالله در قشرهای ملت مسلمان ایران متحقق شده است و اگر یک اقلیت ناچیزی هم باشد، در این اکثریت مستهلک است. من نمی دانم که راجع به کار و کارگر از چه بعدی با شما سخن بگویم، همه ابعادش که در ذهن من است یا بیشترش در ذهن من است، نمی توانم در یک جلسه محدود عرض کنم، ناچارم که بعضی از ابعادش را در اینجا خدمت شما عزیزان عرض کنم و مطالبی را که عرض می کنم، شما به وجدان خودتان عرضه کنید و اگر پذیرفتید، من متشکر می شوم و من می خواهم که با وجدان پاک خودتان ارزیابی کنید و بدانید که شما چه وضعی در کشورتان دارید و کارگران چه وضعی در کشوهای دیگر دارند.
من یک جهت نازل کارگری را ابتدائاً عرضه می کنم و آن این است که شما توجه کنید به گروه کارگران، اعم از شما کارگرانی که در کارخانه ها و در صنعت ها هستید و زحمت می کشید و آن گروه هائی که در مزارع زحمت می کشند و بالاخره گروه فعال زحمتکش که امروز روز شماست و البته روز همه است. شما یک توجهی به این مطلب بکنید که این گروه های کارگر نشاط خودشان و جهات همان مادیت را، شما ملاحظه کنید، ببینید که این گروه کارگر از سلامت بدن و از سلامت روح بیشتر برخوردارند یا آن گروه هائی که به اصطلاح کارفرما هستند؟ و آن سرمایه دارهائی که کار نمی کنند و کنار نشسته اند و با بیکاری عمر خودشان را می گذرانند؟ شما به وجدان خودتان رجوع کنید، اگر یک همچو مجلسی که الان نمونه ای از کارگر است که بحمدالله امروز این جا تشریف آورده اند، اگر این مجلس در کنارش یک مجلس دیگری بود از سرمایه دارها و بیکارها و آنهائی که نشسته اند خانه و می خورند و می خوابند، اگر یک کسی از خارج بیاید و چهره های شما را ببیند، بازوان شما را ببیند،
سینه های فراخ شما را ببیند، بشاشت چهره های شما را ببیند و آهنگ صوت های شما را بشنود و بعد نظر بکند به آن مجلسی که آن عده کارفرما و سرمایه دار و بیکار و هرزه گرد نشسته اند، می بیند که اینها یک جوان های سالم، سرنشاط و آنها یا چرت می زنند و یا خمیازه می کشند و یا از درددل و پهلو و سر خودشان می نالند. و این، برای این است که کسانی که کارگر نیستند به آن معنای عامش، اینها اینطور نیست که شما گمان کنید یک روزگار خوشی دارند، شما توجه به این معنا شاید بسیاریتان نداشته باشید که روزگار تلخی که بر سرمایه دارها و کارفرماها و دارای کذا و کذاها، خان ها و فئودال ها و امثال اینها می گذرد، آن روزهای سخت چقدر برای آنها ناگواری دارد و یک روز شما به یک عمر آنها ارزش دارد. آنها برای خاطر بیکاری و پرخوری و خواب و هرزه روی پناه می برند به تریاک، افیون، منقل و یا هروئین و یا مراکز فحشا، برای اینکه نمی توانند تحمل آن چیزهائی که در نفسشان می گذرد و آن ناراحتی هائی که دارند نمی توانند بکنند و من آنقدری که اطلاع دارم و در جوانی دیدم، اکثر این خان ها و فئودال ها به وافور پناه برده بودند، آنهائی که تدین شان دیگر خیلی نیست، آنها به مشروبات و به هروئین و به امثال این چیزها یا به مراکز فحشا و دنبال مراکز فحشا، آنطور زحمت هائی که دارد و آنطور مرض هائی که هست و آنطور گرفتاری هائی که هست، شما کارگرها بحمدالله ندیدید و امید است که نبینید. شما قدر این کارگری را بدانید که این کارگری، هم مزاج شما را سالم نگه می دارد و اگر چنانچه انسان بیکار بیفتد، آن فعالیت هائی که در بدنش و در سلول های بدنش باید بشود، آنها هم از کار می افتند و کسانی که فعالیت دارند، به اندازه ای که فعالیت دارند، آنها هم به کار می افتند و جبران می کنند نقیصه ها را و شما می بینید که در یک گروه زیاد از کارگرها یکی دو نفر بشود پیدا بکنید که اینها مریض باشند و افسرده باشند و اینها همه الحمدلله سرحالند و خیال می کنند که آنها آسوده اند، این، خیالی است که آنها می کنند، در صورتی که آنها، آن طبقه به اصطلاح خودشان بالا و به حسب واقع پائین، آنها اینقدر افسردگی ها و گرفتاری ها را دارند که به حساب نمی آید.
این یک مسأله ای است که باید شما خودتان بعد فکرش را بکنید و مطالعه کنید در بین خودتان، جوان های خودتان را مقایسه کنید با آنهائی که بیکار می گذرانند و به هرزه دری و به هرزه گری عمر خودشان را می گذرانند و آن ارزشی که شما دارید، شما برادران دارید و آن ارزشی که اسلام به شما داده است، از پیغمبر اکرم شنیده اید که نقل شده است که کف دست یک کارگر را، یعنی همان محلی که کار درش تأثیر کرده و پنبه بسته، آنجا را بوسید و این، یک نشان ارزش است برای کارگر در طول تاریخ. پیغمبر اسلام که اولین فرد انسان هاست و بزرگترین انسان کامل است، نسبت به کارگر اینطور تواضع بکند و کف دست او را که علامت کار است ببوسد، این نکته دارد که کف دست را بوسیده، نه پشت دست را. کف دست آثار کار درش هست، می خواهد ارزش کار را به عالمیان اعلام کند، به مسلمین اعلام کند که ارزش کار این است که آنجائی که کارگر که کار کرده است، در اثر کار یک نشانه ای پیدا کرده من آنجا را می بوسم که ملت های اسلامی و بشر ارزش این کارگر را بداند.
و من امروز عرض می کنم که کارگر امروز، با کارگر آنوقت بسیار فرق دارد. آنوقت در آن محیطی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم زندگی می فرمودند و سایر جاهائی که مردم دیگر هم زندگی می کردند، خصوصاً حجاز که پیغمبر اکرم تشریف داشتند، آنجا روابط با سایر کشورها یا هیچ نبود، یا اگر بود بسیار کم و اگر چنانچه کمبودی برای یک شهر پیدا می شد، آن کمبود از شهرهای دیگر باید جبران بشود، احتیاج به همان، هم کشوری های خودشان داشتند و رفع نقیصه را اگر یک وقتی نمی توانست در خود یک شهری بکند، از یک شهر دیگری انجام این کار را می دادند. این وابستگی هائی که امروز در دنیا هست و این زندگی که محیط دنیا را و وضع دنیا را با سابق جدا کرده است و اینطور روابط زیادی که امروز وقتی شما اینجا یک صحبت بکنید، قبل از اینکه به فرض کنید که بیرون اینجا برسد، آمریکا هم از آن مطلع می شود و وابستگی هائی که دنیا به هم دارد و وابستگی هائی که کشورها به کشورهای بزرگ سرمایه داری یا کمونیستی دارد، آنوقت در زمان رسول خدا نبوده است. ارزش کار در آنوقت همین مقدار بوده است که خود کار شریف است و خود کار برای انسان و روحیات انسان مفید است و کار، اثرش هم علاوه بر اینکه برای خود انسان و مزاج انسان مفید است و در روح انسان هم تأثیر دارد برای یک شهری هم فایده دارد، اما دیگر مطرح نبود که اگر کار نکنم وابسته به امریکا می شوم یا وابسته به شوروی، این مسأله آنوقت مطرح نبود. امروز ارزش کار شما به همان اندازه است که دنیا پیشرفت کرده، همان معنائی که در دنیا، پیشرفت هائی که در دنیا شده است و اگر کارگر به آنطوری که باید کار کند، کار نکند، وابستگی هائی که در یک کشوری، در یک محیطی می شود غیر از آن وابستگی هائی است که در سنین سابق، در قرون سابق بوده، در زمان رسول الله بوده است. امروز شما با کار خودتان می توانید که یک ارزشی ایجاد کنید که اصلش آنوقت مطرح نبوده است. با کار خودتان می توانید که این وابستگی هائی که در طول تاریخ، از آنوقتی که شرق و غرب به اینجا راه پیدا کردند و در طول سلطنت منحوس پهلوی پیدا کرده این کشور که می دانید همه چیزهایش وابسته شده است و همه افرادش را اینها وابسته کرده بودند و همه گروه ها را وابسته کرده بودند، امروز اگر شما کار بکنید و فعال در کار کردن باشید، ارزش این است که علاوه بر آن ارزش های معنوی و مادی که برای شخص خود شما دارد، علاوه بر این یک کشور را شما نجات می دهید از وابستگی. ما تا کی باید وابسته به امریکا، وابسته به شوروی باشیم؟ بالاخره باید یک عمل داشته باشد. ما باید ادراک این معنا را بکنیم که ما که در هر جا کار می کنیم، در امر کشاورزی کار می کنیم، در امر صنعت و در کارخانه ها کار می کنیم، باید خودمان به خودمان تلقین کنیم که ما مستقلیم و ما باید مستقل باشیم و ما نباید دستمان را به دیگری دراز کنیم برای اموری که کشورمان محتاج است. ارزش کار شما امروز ارزش یک امری است که نمی شود مقایسه اش کرد با زمان های سابق. رسول الله در آن محیط، ممکن است که توجه، لابد توجه به همه محیطها داشته است، در آن محیط دست کارگر را آنطور که نقل می کنند، کف دست کارگر و محل کار را بوسیده تا ارزش کار را در تاریخ عرضه کنند
و ما مفتخریم و شما و همه مفتخرند به اینکه یک همچو نشانی پیغمبر اکرم به شما داده، یا در بعضی روایات فرموده اند که قطره عرقی که از بدن کارگر می آید مثل قطره خونی است که از شهدای در راه خدا می آید. چقدر این ارزش دارد. آنهائی که الان در جبهه ها جنگ می کنند و در جبهه بحمدالله پیروزمندانه جنگ می کنند و اخیراً هم پیروزی بزرگی به دست آوردند و امید است پیروزی نهائی را به دست بیاورند انشاءالله، این چقدر ارزش دارد، عرق شما هم که در کارخانه ها می ریزد، همان ارزش را دارد، برای اینکه شما هم برای احیاء یک کشور، برای وابسته نبودن یک کشور به خارج، برای استقلال کشور اسلامی زحمت می کشید، آنها هم برای دفاع از یک کشور اسلامی، دفاع از اسلام زحمت می کشند. آنها کارگرند مثل شما و شما مجاهدید مثل آنها و این یک نعمت بزرگی است که نصیب کارگرها در قشر وسیع و شما عزیزان که در کارخانه ها و در مواردی که صنعت در آنجا حکمفرماست، کار می کنید. و باید توجه کنید که نگذاشتند شما، آن اشخاصی که خائن بودند به این کشور، آن اشخاصی که وابستگی داشتند به کشورهای ابرقدرت، آنها کوشش کردند که شما نتوانید آن چیزهائی که کشورتان احتیاج دارد، بسازید. اگر نبود در طول تاریخ، در این سده های آخری که خارجی های به اینجا راه پیدا کردند، و نبود خیانت هائی که حکومت های ما بر ما کردند، شما هم امروز، الان از همان صنعت های پیشرفته می توانستید تحقق بدهید و امروز هم باید در این فکر باشید. تا در این فکر نباشید، نمی توانید کشور خودتان را و نسل های آینده را نجات بدهید. باید به این فکر باشید که خودتان قادر بر این هستید که آن چیزهائی که در خارج درست می کنند و شما احتیاج به آن دارید و کشور شما احتیاج به آن دارد، خودتان درست کنید.
و من یک نکته دیگری هم به شما عرض می کنم که توجه کنید که اینهائی که از کارگرها پشتیبانی می خواهند بکنند و آنهائی که می خواهند کشور را به سوی غرب بکشند به اسم شرق و خود کشورهای کمونیستی و سرمایه داری، این دو بلوک سرمایه داری و کمونیستی، نسبت به کارگر چه جور هستند و اسلام نسبت به کارگر چه جور است. اول شخص اسلام را من عرض کردم، اول شخص اسلام، مصدع اسلام بود و شارع اسلام از قبل خدای تبارک و تعالی، رفتار او با کارگر، آن بود که عرض کردم که کف دست کارگر را با تواضع بوسید و این نشان کارگری را بوسید و برای کارگران افتخار ایجاد کرد. ارزش انسانی را توجه داشت که کارگر، کارگر آن روز استقلال داشت و هر چه کارکرد برای خودش بود و استقلال داشت و ارزش داشت و آن ارزش را، محل ارزش را بوسید پیغمبر اکرم و اعلام کرد ارزش کارگر را و دوم شخص اسلام علی ابن ابیطالب سلام الله علیه ایشان خودش یک کارگر بوده یعنی قنات حفر می کرده، می رفته است قنات می کنده است آب بیرون می آورده، لکن برای خودش نه، بعد از آنکه بیرون می آمده وقف می کرده برای مستمندان، برای آنها. یک نفر کارگر بوده است که برای اعاشه خودش هم کار می کرده و در عین حالی که آنطور قنات ها را (چندین قنات
از ایشان هست) کنده با دست خودش و همان روز (به حسب نقل) همان روزی که بیعت به امامت کردند برای او، به خلافت، وقتی بیعت تمام شد، همان روز بیل و کلنگ خودش را برداشت دنبال کار... این دو نفر شخص اول اسلام که کارشان باید سرمشق باشد برای همه ما. شما مقایسه کنید این احترامی که کارگر در اسلام به واسطه عمل این دو بزرگمرد تحقق پیدا کرده و این ارزشی که به شما داده است که خودش هم در عرض شما آمده است. و این فقط علی ابن ابیطالب سلام الله علیه نیست، حضرت صادق، حضرت باقر، آنها هم، از آنها نقل کرده اند که در یک محلی که داشتند، می رفتند کار می کردند. به حضرت صادق بعضی می گفتند آقا (حضرت صادق شغلش خیلی بود. شغل معنویش زیاد بود و کار تبلیغاتی و کار تعلیماتی اش زیاد بود، معذلک خودش تشریف می برد به حسب این نقل و در آن جائی که داشت کار می کرد) به او عرض کردند که خوب، این را به ما واگذار کن. فرمود من میل دارم که کاری که می خواهم برای خودم بکنم، حرارت آفتاب را در بدن خودم حس کنم. این، چقدر ارزش می دهد که یک نفر که در زمان خودش شخص اول بود و دارای آن مقامات بود، خودش کار می کند و تعلیم می دهد که ارزش کار چی است. شما در بلوک کمونیستی سران اینها را ببینید، ادعاها و شعارها زیاد است، در طول زمان اینها شعار داده اند و ادعا کرده اند، لکن وقتی که می بینید که خود آنها وضعشان چه جوری است، سلوکشان با کارگر چی است، به کارگر چه نظری دارند، چه جور نگاه می کنند، سرمایه داری هم ملاحظه کنید آنها چه می کنند، هر دو اینها کارگر را آلت استفاده خودشان قرار داده اند. این هر دو بلوک اینها را، آن به یک وضعی، آن به وضع دیگر آلت قرار داده اند و ابزار قرار داده اند برای منافع خودشان و برای چی. در کشورهای کمونیستی اصل برای کارگر (من نمی توانم که نسبت به کارگر این تعبیر را بکنم) اینها را مثل یک حیوان کارگر را فرض کردند که هیچ نباید داشته باشند، فقط خوراک به شما می دهند، شما باید کار کنید خوراک بگیرید، آنوقت که کاری ازشان نمی آید، طردشان می کنند و به رأی بعضی شان باید ریختشان به دریا. آن دسته دیگر هم شما را بازی داده اند کارگرها را بازی داده اند و از راه دیگر می چاپند آنها را.
اسلام برای کارگر ارزش قائل است، برای کارگر و کار ارج قائل است و احترام قائل است، یعنی همانطوری که یک شخص عالم، یک شخص مجاهد را توصیف می کند، شخص کارگر، زارع، هر کارگری را، می گوید همه شان مثل همند، مثل شانه ای که این رده هائی که دارد، همه هم قد هستند، مثل هم هستند، آن شانه های آنوقت اینطور بودند، اینها همین طور همه برابر هستند. در قرآن کریم هم تصریح می کند که امتیازها به این مسائلی که سرمایه داشتن، قدرت داشتن نمی دانم و امثال اینها نیست، ارزش ها و بزرگی ها به تقواست، به ارزش انسانی است. ارزش انسانی را این دو بلوک اصلاً فراموش کرده اند، توجه به اینکه اینها انسانند مثل خود ما هستند. آنوقتی که استالین متولد شده، با یک رعیت دیگری، یک رعیتی فرقی با هم نداشتند، بعداً او به قدرت رسیده آنطور عمل کرده و این
بیچاره ها تحت ستم، اینطور باید عمل کنند برای آنها. یا آن بلوک سرمایه داری هم همین طور ارزش برای انسان ها قائل نیستند، آنها ارزش برای قدرت خودشان قائلند، هر کشوری که تحت قدرت آنها باشد به او کمک می کنند.
الان اگر یک گرایش بکند این کشور اسلامی به یک طرف از اینها، برایش سرشار، همه کاری می کنند، لکن ارزش انسانی و ارزش اسلامی اقتضاء می کند که به هیچ یک از آنها گرایش پیدا نکند. هر مملکتی که از آنها بخواهد استقلال داشته باشد، جدا بشود مثل کشور ما، گرفتار اینها می شود. الان کشور شما گرفتار این دو بلوک هستند، هر کدام به یک راهی، به یک طوری و تمام این فسادهائی که واقع می شود در این کشور از این گروهک های فاسد و تمام تبلیغاتی که خود این گروه ها در خارج می کنند، اینها همه برای خاطر این است که دستور از آنها گرفتند. آن روزی که کشور ایران خدای نخواسته، خدا نیاورد آن روز را به گرایش پیدا کند به آمریکا، خواهید دید که تمام اینهائی که در - چیز هستند - پاریس جمع شده اند و اسباب زحمت ایرانی ها را خیال می کنند می توانند فراهم کنند، همه قلم هایشان بر می گردد و ثناگو می شود، از این طرف هم همین طور، ما می خواهیم مستقل باشیم، ما می خواهیم که آمریکا در طول زمان، قبلاً انگلستان و بعد آمریکا، در طول سلطنت این دو مرد فاسد به سرما آمده است، تمام ارزش های انسانی را می خواستند از ما بگیرند و جوان های ما را به فساد بکشند و جوان های ما را به مراکز فساد بکشند و انسانیت را از آنها بگیرند، اینها، می خواهیم ما که دیگر تحت آن سلطه نباشیم و خودمان یک انسان مستقل باشیم. شما کوشش کنید، صلاح و فساد این کشور امروز به دست خود ملت است. شماها هم یک عضو بسیار مهمی در این کشور هستید و بسیار مؤثری برای رفع وابستگی کشورتان به خارج، کشاورزان هم یک عضو بزرگ این کشورند برای رفع وابستگی این کشور به خارج. شما دو بازوی بزرگ این کشور کوشش کنید که ما در کشاورزی محتاج به اینکه به دیگران مراجعه کنیم و از دیگر جاها بیاوریم نباشیم و در امور صنعتی هم نباشیم. و بدانید که از حالا که شروع کنید می توانید این عمل را بکنید، منتها کشاورزها زودتر می رسند به آنجا و شما یک قدری دیرتر، منتها ارزش عمل شما بسیار زیاد است و کارهای شما فنی است. خیال نکنید که فقط آنها می توانند که این کارها را بکنند، آنطوری که تبلیغاتشان تاکنون در گوش ما خوانده شده است که ما باید وابسته باشیم. ما نباید وابسته باشیم، ما باید مستقل باشیم، ما باید هر مقداری که خودمان کار می کنیم به همان مقدار اکتفا کنیم، در صدد باشیم که خود را به آن حدی برسانیم که از کشور ما هم ارزاق و گندم و جو و امثال اینها صادر بشود و این کشور بسیار مستعد برای این معناست، و هم کوشش کنیم که دیگران به ما محتاج باشند در امور صنعتی و می توانیم، و می توانید و می توانیم. ما فرضاً هم نتوانیم، ما فرض می گیریم که خیر، نمی توانیم، اما کوشش خودمان که یک عبادتی است، یک کار ارزشمندی است، ما کوشش خودمان را می کنیم. من کراراً این مطلب را گفتم که ما صد در صد اینطور نیست که کار می کنیم که پیروز بشویم، البته میل داریم، اما اینطور نیست که حتم داریم که ما پیروز می شویم. نه، اما در عین حالی که حتم به پیروزی نداریم، تکلیف خودمان را
عمل می کنیم، ما یک انسان هستیم، شما انسان هستید و ارزشمند هستید، شما می خواهید ارزش خودتان را حفظ کنید، شما می خواهید که به شما فرض کنید که عروسک ها را بیاورند بفروشند، یا شما را به مراکز فحشا بکشانند و ارزشتان را از بین ببرند و شکمتان را سیر کنند. شما می خواهید ارزشتان را حفظ کنید و دنبال آن ارزش که در مرکز اعلاء واقع شده است، کشور خودتان را هم نجات بدهید. ما و شما و همه دوستان و همه کشاورزان و همه کارگران و همه ملت ایران توجه به این داشته باشند که این ارزشی که خدای تبارک و تعالی نصیب شما کرد و این استقلالی که نصیب شما کرد و این امری که الان در تمام دنیا شما مطرحید، هر چه می خواهند این قلم های فاسد از شماها تکذیب کنند، از ایران تکذیب کنند، هر چه می خواهند از دادگاه ها تکذیب کنند، از دولت تکذیب کنند، لکن دنیا فهمیده است که شما ارزش دارید و دنیا فهمیده است که شما یک ملتی هستید که نظیر شما در طول تاریخ تا حالا نبوده است.
و من امیدوارم که ملت های دیگر هم به تبعیت از شما و به تبعیت از اسلام عزیز نظیر شما بشوند، استقلال خودشان را و آزادی خودشان را به دست بیاورند. خداوند همه شما را انشاءالله صحت و سلامت بدهد. و چون روز مطابق است، منطبق است با سالروز وفات مرحوم مطهری رحمةالله، من باید یک کلمه هم از آن به شما عرض کنم. مرحوم آقای مطهری یک فرد بود، جنبه های مختلف در او جمع شده بود و خدمتی که به نسل جوان و دیگران مرحوم مطهری کرده است، کم کسی کرده است. آثاری که از او هست، بی استثنا همه آثارش خوب است و من کس دیگری را سراغ ندارم که بتوانم بگویم بی استثنا آثارش خوب است. ایشان بی استثنا آثارش خوب است، انسان ساز است، برای کشور خدمت کرده، در آن حال خفقان خدمت های بزرگ کرده است این مرد عالیقدر. خداوند به حق رسول اکرم او را با رسول اکرم محشور بفرماید و خداوند همه شهدای ما را انشاءالله رحمت بفرماید و خداوند جنگنده های ما را که الان درصدد پیروزی آخری هستند و انشاءالله تحقق پیدا می کند، آنها را، پیروزی آخری را نصیب به آنها فرماید و خداوند شما کارگران عزیز را و همه کارگران را انشاءالله اجر شهدا عنایت کند.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.