0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:52 PM

بیانات امام خمینی در جمع اعضای ستاد برگزاری نماز جمعه تهران، گروهی از مسلمانان جنوب شرقی آسیا، دانشجویان تربیت معلم، کارکنان سازمان صدا و سیما و پرسنل نیروی هوایی جمهوری اسلامی

تاریخ: 1360/09/18

 

حوزه های علمیه سراسر کشور تکلیف شرعی الهی دارند که مبلغ بفرستند و احکام اسلام را به مردم بفهمانند

بسم الله الرحمن الرحیم
گروه های مختلفی که جناب آقای رئیس جمهور اسم بردند، چون ما همه مشترک در مقصد هستیم دیگر لازم نمی بینم یکی یکی را اسم ببرم. من مسائلی که مشترک بین همه ما هست فی الجمله عرض می کنم. این انقلاب اسلامی ایران باید بگوئیم که یک جهش ناگهانی بود که ملت ما در هر امری که از امور پیش می آمد، تازه کار بود برای اینکه در رژیم های سلطنتی و خصوصاً در این پنجاه و چند سال اخیر برای هیچ یک از گروه ها فرصت اینکه در مسائل فکر کنند، قبل از اینکه عمل کنند نبود. حوزه های علمیه ایران، چه حوزه های علمیه قدیمی و چه دانشگاه ها یک وضعی داشتند که با این جهش باید آن وضع را متحول کنند و تهیه قبلی نداشتند. ناگهان تکلیف هائی به دوش همه آمد و چون مهیا نبودند هیچ یک از قشرهای ملت، از این جهت بار سنگین بود لکن معذلک بحمدالله همت والای همه قشرهای ملت این بار سنگین را هم دارد به پیش می برد لکن کافی نیست این مقدار. حوزه های علمیه علوم شرعیه فعالیت هایشان در رژیم های سابق و خصوصاً این پنجاه و چند سال اخیر بسیار محدود بود، هم برنامه های تحصیلی شان محدود بود و هم فعالیت های خارجی شان که آن در حد تقریباً صفر بود. مسأله قضاوت که یک مسأله مهم اسلامی است، حوزه های علمیه چون از این مسأله منزوی شده بودند و آنها را منزوی کرده بودند، مهیا نبودند که یک همچو بار سنگینی را به زودی از دوش خودشان بردارند و چون حدود و تعزیرات و قضا و امثال اینها در آن رژیم ها اصلاً مطرح نبود، رجالی که باید اینها را تکفل کنند و عمل کنند بسیار ناقص بودند حوزه ها از این جهات، نه از باب اینکه تقصیری کرده باشند، از باب اینکه مجالی برای آنها نبود. خطبای ما در سرتاسر کشور خطابه ها و صحبت هایشان محدود به یک مسائل کوچک بود و راجع به مشکلات کشور حق اینکه اظهار نظری بکنند نداشتند و لهذا در این امر آنها هم مهیا نبودند. نماز جمعه آنطوری که آقای رئیس جمهور سلمه الله فرمودند، از باب اینکه به حسب فتوای فقهی واجب تخییری بود توجه به اینکه این قسم از لنگه تخییر چه اهمیتی دارد، نداشتند و اگر نماز جمعه ای هم در بعضی از بلاد انجام می گرفت، آن چیزی که

صحیفه نور جلد 15 صفحه 248

باید ائمه جمعه به مردم القا کنند،قدرت نداشتند، نمی توانستند راجع به فساد حکومت یک کلمه بگویند، نمی توانستند راجع به گرفتاری های عمومی ملت، اجتماعی ملت یک کلمه صحبت کنند. خطبای ما و ائمه جماعت و جمعه ما تماسی که با مردم داشتند یک تماس بسیار محدود و در یک مسائل محدود، و مهمات مسائل اسلام در طاق نسیان گذاشته شده بود از باب اینکه امکان نداشت برای این طوایف نظرهائی که دارند ابراز کنند. دادگاه های ایران، سرتاسر ایران به دست اشخاصی که صلاحیت برای قضاوت نداشتند، الا شاید بسیار کم، از این جهت دادگاه های ما هم یک نحو آشفتگی داشت که باید متحول بشود به یک دادگاه های اسلامی. با نبودن افراد از باب اینکه مهیا نبودند حوزه ها برای تسلیم افراد، آن هم الان باز گرفتاری و کمبودی دارد.
مردم عادی هم سرتاسر مملکت، چه بازاری ها و چه کشاورزها و چه آنهائی که کارمند دولت یا کارگر هستند، آنها هم، آنهائی که در ادارات بودند یک وظایف تحمیلی داشتند که تخلف از آن نمی توانستند بکنند و آنهائی که خارج از ادارات بودند که اکثریت مردم بودند، به کارهای عادی خودشان مشغول بودند، ابداً راجع به امور اجتماعی، راجع به اموری که مشکلات است برای کشور و راجع به مسائلی که در سیاست کشور و در اقتصاد کشور و در سایر گرفتاری های کشور دخالت داشت هیچ نظری نداشتند، از باب اینکه مجال نمی دادند به آنها که دخالتی بکنند، اختناق بزرگی برای همه طوایف بود و اداره می شد این کشور، یک اداره ظالمانه بدست یک عده قلیل و تحمیل می کردند مسائل خودشان را بر جامعه و نمی گذاشتند که جامعه یک نظری در کارها به طور استقلال بکند. از آن طرف بین طوایف مختلفه کوشش داشتند که اختلاف ایجاد کنند و به اختلاف حکومت کنند، اختلاف ایجاد کنند بین برادرهای اهل سنت و شیعی مذهب اختلاف ایجاد کنند در هر نقطه ای بین اشخاصی که در آن نقطه یا احزابی که در آنوقت بود و همه اقسام اختلاف را ایجاد کنند و با این اختلاف نگذارند که توجه به مسائل بشود.
امروز که ما فجاة رسیدیم به یک آزادی و از آن اختناق فکری و عملی خارج شدیم می بینیم که مشکلات فراوانی در پیش داریم که باید این مشکلات را با همت همه کشور و همه قشرهای ملت این مشکلات را از سر راه برداریم. حوزه های علمیه سراسر کشور خصوصاً حوزه قم، حوزه مشهد، حوزه اصفهان باید کوشش کنند که امروز که می توانند، مبلغ بفرستند به آن نحوی که بشناسد جامعه را و بفهمد که مشکلات چه است و باید چه بکند و چه بگوید، تربیت کنند و قاضی تربیت کنند و مخصوصاً مبلغین را زیاد احتیاج به آن است. در سرتاسر کشور، ما احتیاج به مبلغ داریم، علاوه بر آن در خارج کشور احتیاج به مبلغ بیشتر داریم و الان ما کمبود داریم، ما نباید امروز را مقایسه به دیروزها بکنیم. حوزه های علمی آنوقت در اختناق بسر می بردند، نمی توانستند که قاضی تحویل جامعه بدهند، از آنها پذیرفته نبود، نمی توانستند یک مبلغی که بتواند مسائل جامعه و مشکلات جامعه را به گوش مردم برساند تحویل جامعه بدهند. امروز را ما نباید، حوزه های علمیه نباید مقایسه کنند با دیروزها، امروز باید همه علماء بلاد و همه مراجع و همه مدرسین و دانشمندان حوزه های علمیه کوشش کنند که این

صحیفه نور جلد 15 صفحه 249

تکلیفی که به عهده همه آمده است به طور شایسته انجام بدهند. شاید سرتاسر کشور حدود مثلا سه چهار هزار نفر ما قاضی لازم داریم و چندین هزار نفر مبلغ لازم داریم. بلادی هست که الان یک نفر مبلغ، یک نفر روحانی آنجا نیست. این حوزه هائی که افراد زیاد درشان هست، اجتماع زیاد هست، باید توجه به این مسأله داشته باشند که آمدن و درس خواندن به حسب امر خدای تبارک و تعالی مقدمه انذار است، مقدمه این است که بروند در بلاد خودشان یا بلاد دیگر مردم را تربیت کنند، مشکلات کشور را گوشزد کنند. امروز دیگر ما عذری نداریم که بگوئیم نمی توانستیم، امروز می توانیم همه کارها را بکنیم و البته محتاج به صرف وقت است، صرف طولانی وقت است و چون تکلیف است باید بکنیم. مدرسین حوزه ها، خصوصاً حوزه علمیه قم، فضلای حوزه های قم و مشهد و سایر حوزه ها باید ترتیبی بدهند که این احتیاجی که در سرتاسر کشور به ملا هست، به مبلغ هست، به قاضی هست این را رفع کنند. اگر چنانچه الان وضع قضا بر خلاف یک موازینی که باید بشود، خدای نخواسته انجام بگیرد، این عهده ماست که نگذاریم انجام بگیرد، به عهده علمای بلاد و علمای حوزه های علمیه است که نگذارند اینطور بشود. افراد بیایند در حوزه ها و بروند، باید رفت و آمد باشد، یک دسته معلم و مدرس ثابت و یک دسته های اکثریتی وقتی که آمدند و کار خودشان را انجام دادند، خودشان را مؤظف بدانند که بروند در بین مردم، در یک جا متورم نشود و در یک جا هیچ. اینطور نباشد که یک شخصی در حوزه هیچ نحو فعالیت نداشته باشد و معذلک بماند، این به حسب وضع کشور ما مشروع نیست. امروز کسانی که کارخودشان را تمام کردند، تحصیل خودشان را تمام کردند لکن در حوزه ها فعالیت تدریسی و فعالیت های تبلیغی و اینها ندارند، اینها باید بروند در بلاد دیگر که محتاج هستند و در آنجا ادای وظیفه کنند. باید اشخاص، همان طلاب جوان که مشغول به تحصیل هم هستند علاوه بر اینکه ایام تعطیل را باید بروند و تبلیغ کنند سرتاسر کشور و آنوقت ها هم، تا اندازه ای می روند، در غیر ایام تعطیل هم به حسب نوبت، قرار داد، نگذارند همه جای ایران، یعنی بسیاری از جاهای ایران بی روحانی بماند، بسیاری از جاهای ایران بی مبلغ بماند باید اینها تکلیف دارند، تکلیف شرعی الهی دارند که تبلیغ کنند و احکام اسلام را به مردم بفهمانند. تحصیل وسیله است از برای تربیت، آیه نحل می فرماید که چرا نمی روید تحصیل کنید تا برگردید مردم را انذار کنید. تحصیل برای این است که مردم انذار بشوند، به مردم مسائل گفته بشود. البته حوزه ها باید باشد، حوزه های فقه باید باشد لکن این مساله را هم باید منسی نشود. ممکن است که در سال یک عده قابل اینکه هم درس بخوانند و هم تبلیغ بکنند و هم مردم را آگاه کنند، در غیر ایام تعطیل هم به حسب نوبت قرار بدهند که یعنی مدرسین آنجا، مراجع قرار بدهند به حسب نوبت، یک عده ای چند ماه اینجا، دو سه ماه اینجا، دو سه ماه هم جای دیگر. ما می خواهیم تکلیف الهی را ادا کنیم. همانطورکه تحصیل یک تکلیفی است، تبلیغ بالاتر است از او، تحصیل مقدمه تبلیغ است، مقدمه انذار مردم است.

صحیفه نور جلد 15 صفحه 249

 

باید در دانشگاه علوم معنوی هم تدریس بشود

دانشگاه ها هم همین طور است، ما یک وقت چشم باز کردیم، ایران چشم باز کرد، دانشگاه چشم باز کرد دید از آن اختناق بیرون آمده است، آنوقت یک دسته ای بودند که هر مطلب فاسدی را داشتند در دانشگاه به مغز جوانهای پاک ما وارد می کردند و کسی هم حق نداشت یک کلمه بگوید، لکن حالائی که این اختناق فکری و اختناق عملی از بین رفته است عذری از برای دانشگاهی ها، روشنفکرها و اشخاصی که می توانند این دانشگاه را به طور صحیح اداره کنند، عذری نمانده است، جواب خدا باید بدهند. باید در دانشگاه همانطوری که علوم مادی تدریس می شود، علوم معنوی تدریس بشود. باید آن امور انسانی، امور تربیتی به دست اشخاصی که بدانند تربیت اسلامی چه و بدانند اسلام چه است. گمان نکنند این بعض از این اشخاص که در اسلام راجع به جامعه چیزی نیست یا راجع به فرض کنید که امور تربیتی کم است، اسلام عمیق تر از همه جا و از همه مکتب ها راجع به امور انسانی و راجع به امور تربیتی دارد که در رأس مسائل اسلام است، چنانچه امور اقتصادی دارد. ما نمی توانیم امروز همانطور که انبار می کردند از غرب برای ما سوغات می آوردند و در دانشگاه های ما بچه های ما را فاسد می کردند امروز هم بنشینیم که مغزهائی که تربیت غربی دارند برای ما تربیت کنند بچه های ما را. باید تربیت، تربیت قرآنی باشد. قرآن غنی ترین کتاب های عالم است در تربیت، در تعلیم و تربیت، منتها متخصص لازم دارد. اینطور نیست که بعضی گمان کردند که ما دو تا آیه را بلدیم پس ما قرآن شناسیم، اسلام شناسیم. کسانی که قرآن را از رو نمی توانند درست بخوانند خودشان را اسلام شناس حساب می کنند، کسانی که اطلاع از احکام اسلام ندارند، از اقتصاد اسلام ندارند، از فرهنگ اسلام ندارند، از علوم عقلی اسلام اطلاع ندارند، اینها می گویند که در اسلام نیست. خوب، تو که اطلاع نداری، به چه مناسبتی یک همچو حرفی می زنی؟ متخصص لازم است و در این امر باید از حوزه های علمیه متخصص بیاورند، دستشان را دراز کنند پیش حوزه های علمیه که در آنجا این نحو متخصصین هست و دانشگاه را باز کنند، لکن علوم انسانی اش را به تدریج از دانشمندانی که در حوزه های ایران هست و خصوصاً در حوزه علمیه قم استمداد کنند.
 

ائمه جماعات و جمعات توجه بدهند مردم را به مسائل سیاسی - اجتماعی

و همین طور ما در سابق، جماعت و جمعه، جماعت داشتیم، جمعه هم کمی داشتیم، بین برادرهای اهل سنت ما رایج تر بود، لکن نه آنها و نه ما نمی توانستیم مسائل روز را در خطبه های جمعه بیان کنیم، مسائل سیاسی را بیان کنیم از باب اینکه اختناق بود. امروز که این اختناق برداشته شده است باید ائمه جماعات و ائمه جمعات همه شان توجه کنند به اینکه تکلیفشان این است که مسائل را به ملت بگویند، توجه بدهند مردم را به مسائل سیاسی، به مسائل اجتماعی، خصوصاً ائمه جمعه که بحمدالله امروز در سرتاسر کشور جمعه ها بسیار خوب است و مردم هم باید بیشتر باز توجه کنند، مردم خودشان را غنی ندانند راجع به مسائل. این مسائل، مسائلی است که باید بروند و گوش کنند و عمل

صحیفه نور جلد 15 صفحه 251

کنند و همین طور ناگهان ما بیدار شدیم از خواب که محتاج بودیم به پاسدار، لکن مردم خودشان این مسأله را حل کردند و امروز هم که احتیاج باز هست و در جبهه ها احتیاج هست، باید داوطلب ها زیادتر باشند و بروند و نگذارند که در آنجا جوانهائی که هستند، خسته بشوند. در هر صورت همانطوری که عرض کردم ما ناگهان وارد شدیم در یک رژیمی که منسی شده بود به حسب واقع، احکام اسلام در این رژیم ها اصلاً نبود. احکام اسلام که باید اداره کند کشور را، باید اداره کند مملکت را، اصلا منسی بود و افکار غرب اداره می کرد ما را، مستشارهای غرب می آمدند و خواستند ما را اداره کنند. آنروز همه عذر داشتید، از باب اینکه قدرت نداشتید اما امروز که بحمدالله فهمیدید قدرت دارید، اجتماع کردید، قدرت نمائی کردید، خدای تبارک و تعالی به شما قدرت عنایت کرد و این خارها را از سر راه برداشتید. امروز دیگر همه ملت مؤظف است به وظیفه الهی که در صحنه حاضر باشد. اگر غفلت کند از این باب، گرگ ها خواهند آنها را خورد. باید در صحنه حاضر باشند. ائمه جمعه و جماعات مردم را ارشاد کنند و حضور آنها در صحنه گوشزد کنند و بحمدالله خود مردم حاضرند. توجه کنند به اینکه ما در نیمه راه هستیم، ما راه را طی نکردیم، راه ما آن روز تمام می شود که همه احکام اسلام جاری بشود و آن روز به کمال می رسد که مستضعفین جهان از زیر بار مستکبرین خارج بشوند. و من از خدای تبارک و تعالی خواستارم که شما برادرها را که در نماز جمعه آنطور فعالیت می کنید و تنظیم می کنید امور را و امر مهمی است این امر، و آنهائی که در کارهای دیگر مشغول هستند، همه را موفق کند و همه ما موفق به عمل به اسلام و امور تربیتی بشویم.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها