0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:43 PM

بیانات امام خمینی در جمع اعضای ستاد انجمن های اسلامی وزارت بهداری و بهزیستی و اقشار مختلف مردم

تاریخ: 1360/03/18

 

با تمام قوا کوشش کنید تا اعمالتان اسلامی باشد

بسم الله الرحمن الرحیم
وجود انجمن اسلامی در همه کشور و خصوصاً در ارگان های انقلابی از اموری است که لازم است، لکن خود آقایانی که انجمن های اسلامی را تشکیل می دهند باید مواظب باشند به اینکه اولاً در این انجمن ها اشخاص فاسد و از گروه های منحرف وارد نشوند و ثانیاً خود آقایان توجه داشته باشند که کارهایی که در آنجا انجام می گیرد کارهای اسلامی باشد و انحرافاتی نداشته باشد.
امروز که انجمن های وزارت اسلامی وزارت بهداری و همین طور اطبا و کارگران بهداری های خوزستان و پرستارهای محترم این استان اینجا آمده اند، من یک کلمه راجع به این اطبا و بهیاران و پرستاران و کارمندان بهداری در سرتاسر کشور عرض دارم و یک کلمه هم راجع به این نهادها در خوزستان و در غرب و جنوب کشور عرض دارم.
آنچه که نسبت به این آقایان و این خانم ها در سرتاسر کشور عرض دارم، این است که طبابت و پرستاری و خدمت به این بیمارانی که در این بیمارستان ها خوابیده اند یک خدمت بسیار مشکل لکن بسیار ارزنده است. پرستاری مریض بسیار مشکل است و پرستاری خوب، بسیار ارزشمند و همین طور طبابت و بالای سر مریض ها و مجروحین و معلولین و اینها رفتن و با آنها سر و کار داشتن مشکل است، لکن صحیح عمل کردن بسیار ارزشمند است. در سایر ادارات باید همه کار صحیح انجام بدهند و کار صحیح همه ارزش دارد، لکن در بیمارستان ها یک ویژگی خاصی دارد. سر و کار با یک عده ای دارید شما و خصوصاً پرستارها که اینها بیمارند، دل شکسته اند، محتاج به پرستاری روحی دارند، محتاج به آرامش روحی دارند و شما با این مریض ها، با این بیمارها هر چه محبت بکنید و هر چه پرستاری مادرانه و خواهرانه و برادرانه و پدرانه بکنید این در روحیه بیمار موثر است و بر خوب شدن، سرعت خوب شدن بیماران نیز مؤثر است و در بارگاه خدای تبارک و تعالی خدمت به این جمعیت، خدمت به این بندگان خدا بسیار ارزشمند است. و آنچه که باید به پرستارها و اطبا و بهیارها و مستخدمین بیمارستان های خوزستان و جاهای جنگزده عرض کنم، این است که کارهای شما در آن بیمارستان ها ارزشمندتر از همه جا هست، هم کارها در آنجا که در معرض خطر است و شما مواجه هستید با یک جمعیت هایی که به بیمارستان رحم نمی کنند و به مدارس هم رحم کنند، در آنجا

صحیفه نور جلد 14 صفحه 268

خدمت می کنید این یک ارزش بسیار بزرگ است و پرستاری از کسانی که در راه اسلام اعضای خودشان را، صحت خودشان را، سلامت خودشان را ازدست داده اند این یک خدمت بسیار بزرگ ارزشمندی است در بارگاه خداوند تبارک و تعالی. لکن باید خیلی توجه داشته باشید به اینکه هم وضع بیمارستان ها وضع اسلامی باشد و هم رفتارتان با این مرضی و با این معلولین و با این بیمارها یک وضع مادرانه و پدرانه و خواهرانه و برادرانه باشد. بسیار کار مشکل و ارزشمندی است و بسیار پر مسؤولیت، چنانچه انجمن های اسلامی هم کارشان ارزشمند است و مسؤولیت شان بزرگ. بنابراین سفارش من، تمنای من از همه انجمن های اسلامی سرتاسر کشور و همه اطبا و بهیاران و کارمندان و پرستاران سرتاسر کشور، خصوصاً در جاهائی که جنگزده هستند و در جاهائی که در معرض خطر هستند، این است که با تمام قوا کوشش کنید که اعمال شما اعمال اسلامی باشد و رفتار شما با مرضی رفتار خوب باشد و رفتار انسانی اسلامی باشد. خداوند تبارک و تعالی به شماها برادران و خواهران اجر عنایت کند و اجر آن زن هایی که در صدر اسلام برای پرستاری لشگر اسلام می رفتند انشاءالله در نامه اعمال شما هم نوشته بشود.
 

اگر به قانون خاضع بشویم هیچ اختلافی پیش نخواهد آمد

ما امروز مواجه هستیم با مشکلاتی که از خارج برای ما تهیه می کنند و صادر می کنند و در داخل بعضی عناصر وابسته به خارج تهیه می کنند و ما را در مشکلات می گذارند. من در اول این سال اعلام کردم که این سال را باید ما سال اجرای قانون بدانیم و با قانون طوری عمل کنیم که هم اسلام و هم دنیا ما را یک رفتار صحیح بداند کارهای ما را، در کشوری که قانون حکومت نکند خصوصاً قانونی که قانون اسلام است، این کشور را نمی توانیم اسلامی حساب کنیم. کسانی که با قانون مخالفت می کنند، اینها با اسلام مخالفت می کنند. کسانی که با مصوبات مجلس بعد از اینکه شورای نگهبان نظر خودش را داد باز مخالفت می کنند، اینها دانسته یا ندانسته با اسلام مخالفت می کنند.
ما اگر همه اشخاصی که در کشورمان هستند و همه گروه هایی که در کشور هستند و همه نهادهائی که در سرتاسر کشور هستند اگر به قانون خاضع بشویم و اگر قانون را محترم بشمریم هیچ اختلافی پیش نخواهد آمد. اختلافات از راه قانون شکنی ها پیش می آید. اگر قانون حکومت کند در یک کشوری، چنانچه از صدر عالم تاکنون تمام انبیا برای برقرار کردن قانون آمده اند و اسلام برای برقراری قانون آمده است و پیغمبر اسلام و ائمه اسلام و خلفای اسلام تمام برای قانون خاضع بوده اند و تسلیم قانون بوده اند، ما هم باید تبعیت از پیغمبر اسلام بکنیم و از ائمه خدا بکنیم و به قانون هم عمل کنیم و هم خاضع باشیم در مقابل قانون. قانون برای همه است. البته اگر چنانچه به قانون بخواهند عمل کنند و یک دزدی را به جای خودش بنشانند آن دزد صدایش در می آید، لکن باید آن دزدی که مقابل قانون می خواهد عرض اندام کند به او توجه داد که این قانون است و اگر چنانچه پسر رسول اکرم، دختر رسول اکرم هم خدای نکرده دزدی کند رسول اکرم دست او را می برد، قانون است. قانون

صحیفه نور جلد 14 صفحه 269

برای نفع ملت است، برای نفع جامعه است، برای نفع بعضی اشخاص و بعضی گروه ها نیست. قانون توجه به تمام جامعه کرده است و قانون برای تهذیب تمام جامعه است. البته دزدها از قانون بدشان می آید و دیکتاتورها هم از قانون بدشان می آید و کسانی که مخالفت ها می خواهند بکنند، از قانون بدشان می آید، لکن قانونی که مال همه ملت است و برای تهذیب همه ملت است و برای آرامش خاطر همه ملت است و برای مصالح همه ملت است، این قانون باید محترم شمرده بشود. نباید اگر چنانچه یک قانونی برخلاف نظر من بود من بیایم بیرون و هیاهو کنم که من این قانون را قبول ندارم، این قانون خوب قانونی نیست. قانون خوب است، شماها باید خودتان را تطبیق بدهید با قانون، نه قانون خودشان را برای به شما تطبیق بدهد. اگر قانون بنا باشد که خودش را تطبیق بدهد به یک گروه، تطبیق بدهد به یک جمعیت، تطبیق بدهد به یک شخص، این قانون نیست. قانون در رأس واقع شده است و همه افراد هر کشوری باید خودشان را با آن قانون تطبیق بدهند. اگر قانون برخلاف خودشان هم حکمی کرد، باید خودشان را در مقابل قانون تسلیم کنند، آنوقت است که کشور، کشور قانون می شود.
اگر یک جایی عمل به قانون شد و یک گروهی در خیابان ها بر ضد این عمل بخواهند عرض اندام کنند، این همان معنای دیکتاتوری است که مکرر گفته ام که قدم به قدم پیش می رود، این همان دیکتاتوری است که به هیتلر مبدل می شود انسان، این همان دیکتاتوری است که به استالین انسان را مبدل می کند. اگر قانون در یک کشوری عمل نشود، کسانی که می خواهند قانون را بشکنند اینها دیکتاتورانی هستند که به صورت اسلامی پیش آمده اند یا به صورت آزادی و امثال این حرف ها. اگر همه این آقایانی که ادعای این را می کنند که ما طرفدار قوانین هستیم، اینها با هم بنشینند و قانون را باز کنند و تکلیف را از روی قانون همه شان معین کنند و بعد هم ملتزم باشند که اگر قانون برخلاف رأی من هم بود من خاضعم، اگر بر وفاق هم بود من خاضعم، دیگر دعوائی پیش نمی آید، هیاهو پیش نمی آید. اگر بنا باشد که یک جائی بخواهند، دادستان بخواهد روی قوانین عمل بکنند، ما بخواهیم بگوئیم که خیر ما دادستان را قبول نداریم، این معنای دیکتاتوری است. دیکتاتوری همین است که نه به مجلس سر فرو می آورد، نه به قوانین مجلس و نه به شورای نگهبان و نه به تأیید شورای نگهبان و نه به قوه قضائیه و نه به دادستانی و نه به شوراهای دادستانی و همین طور به همه ارگان ها. قانون معنایش این است که این چیزهایی که به حسب قانون اسلامی، به حسب قانون کشوری که منطبق با قوانین اسلام است، اینها را، وظیفه شان را قانون معین کرده. بعد از آنکه قانون وظیفه را معین کرد، هر کس بخواهد که برخلاف او عمل بکند این یک دیکتاتوری است که به صورت مظلومانه حالا پیش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پیش خواهد آمد و بعد این کشور را به تباهی خواهد کشید و این کشور وقتی به تباهی کشیده شد و این مردم متفرق و مختلف با هم شدند این همان وظیفه ای که برای ابرقدرت ها باید انجام بدهد، این آدم انجام داده ولو خودش نمی فهمد، اگر بفهمد که دیگر مصیبت بالاتر است لکن خودشان ملتفت نیستند. اگر من این نصیحت ها را می کنم که شما همه به قانون عمل

صحیفه نور جلد 14 صفحه 270

کنید، از هیاهو و جنجال دست بردارید، روزنامه ها از هیاهو و جنجال دست بردارید، قلم دارها از هیاهو و جنجال دست بردارند، نویسنده ها دست بردارند، گوینده ها دست بردارند، اگر چنانچه اینطور بشود، یک کشور قانونی ما پیدا می کنیم که همان کشور اسلامی است و دیکتاتوری از این کشور بیرون می رود، اینکه من همیشه نصیحت می کنم به آقایان و می خواهم که امور روی روش صحیح عمل بشود، روی قوانین عمل بشود و تخلف می شود و معذلک من نصیحت می کنم به آقایان، این نه از باب این است که در ملت ما یک ضعفی پیدا شده، یک فتوری پیدا شده و ملت ما دیگر به احکام اسلام اعتنایی ندارند. اینها دنبال این هستند یک دیکتاتور پیدا کنند و پای بیرق او، همه سینه بزنند. مسأله این نیست. 15 خرداد و سالروز 15 خرداد ثابت کرد که این مردم در صحنه هستند و برای اسلام هم در صحنه هستند.
 

آن روزی که احساس خطر برای اسلام بکنم ، دست همه را قطع خواهم کرد

من تا آنجائی که بتوانم، تا آنجایی که اخلاق اسلامی اقتضا می کند که همه اینها را به آرامش دعوت کنم، همه گروه ها و گروهک ها را به آرامش دعوت کنم، همه افراد را به آرامش دعوت کنم عمل خواهم کرد، نصیحت خواهم کرد، نصیحت برادرانه خواهم کرد، نصیحت خاضعانه خواهم کرد لکن این را باید همه بدانند آن روزی که من احساس خطر برای جمهوری اسلامی بکنم، آن روزی که من احساس خطر برای اسلام بکنم، آن روز اینطور نیست که - باز ما باز من بنشینم نصیحت کنم، دست همه را قطع خواهم کرد. اگر چنانچه اشخاصی در این برهه زمان که ما ابتلا داریم به جنگ، ابتلا داریم به - آرام - باید آرامش محفوظ بشود. اگر کسانی در اطراف کشور سخنرانی کنند و سخنرانی آنها اسباب تشنج بشود، آن شخص هر کس می خواهد باشد، هر مقامی می خواهد باشد، من او را به جای خودش می نشانم، قبل از اینکه شورش پیدا بشود من او را به جای خودش می نشانم. و امروز اعلام می کنم به اینهایی که در اطراف می روند و صحبت می کنند و از قراری که به من اطلاع دادند این گروهک های فاسد هم فرصت را به دست آوردند و می خواهند راهپیمائی کنند، قوای نظامی و انتظامی و پاسدارها باید به طور جد از سخنرانی هایی که اینطور هستند جلوگیری کنند و سخنران هایی که اینطور هستند دستگیر کنند. اگر من هم سخنرانی کردم که مخالف با دستور اسلام بود و برای ایجاد تشنج و برای گرفتار کردن ملت مسلمان ما که خون ها داده است در راه اسلام، اگر من هم این کار را بکنم موظف شرعی هستند این ارگان های انتظامی و نظامی که من را بگیرند و به دادگاه بسپرند، این استثنا ندارد. گوش خودتان را باز کنید، من همانطوری که با شاه عمل کردم و هم ملت ما همانطوری که با محمد رضا عمل کرد با اشخاصی که بخواهند فساد ایجاد کنند، با اشخاصی که زائد بر صحبت بخواهند تشنج ایجاد کنند، با اشخاصی که می خواهند صف آرائی بکنند در مقابل دادستانی، در مقابل مجلس، در مقابل ارگان های دیگر، من همان را خواهم کرد که با محمدرضا عمل خواهم کرد و امروز وسائل در دست است و شماها خواهید منزوی شد.

صحیفه نور جلد 14 صفحه 271


باز من نصیحت می کنم شماها را که تا دیر نشده است به جای خودتان بنشینید و از تحریکات عناصر فاسد که در گوش های شما مطالبی می خوانند پرهیز کنید و آنها را از خودتان برانید که من با آرامش، کسی اگر مخالفت کند با او سخت عمل خواهم کرد و این یک وظیفه شرعی است که بر عهده همه ما هست و بر عهده من هم هست. من به سرتاسر کشور، به بازارهای کشور، به همه جایی که مسلمین در کشور هستند، اخطار می کنم و می گویم که گروه هایی در صددند که بازار ببندند، اینها همان سرمایه دارانی هستند که امروز می خواهند مفسده کنند و اینها همان گروهک های فاسد هستند که اشخاصی را آلت دست قرار داده اند و می خواهند مفسده بکنند و اگر چنانچه یک همچو امری بشود، بستن بازار امروز و راهپیمائی امروز، بستن بازار و راهپیمائی در مقابل رسول اکرم است، در مقابل اسلام است و شما هوشیار باشید که مبادا این گروهک های فرصت طلب به بهانه اینکه چه شده و چه شده بخواهند راهپیمائی کنند و بخواهند آشوب کنند. محرکین آشوب را هر کس می خواهد باشد، با قلم، با زبان، با هر چه می خواهد باشد معرفی کنند، من او را خواهم منزوی کرد. بنابراین من تا سر حد امکان، تا آنجایی که اسلام را در خطر نبینم و بازی های سیاسی نخواهد اسلام را و مسلمین را در خطر بیندازد به آنها نصیحت می کنم و خاضعانه از آنها می خواهم که دست بردارند از این شیطنت ها و اگر چنانچه احساس خطر بکنم همانطوری که با محمدرضا عمل شد با همه آنطور عمل خواهد شد.
امروز بازار بستن، راهپیمائی کردن، سخنرانی های انحرافی کردن، تمام اینها برخلاف مصالح اسلام و برخلاف مصالح خدای تبارک و تعالی که اسلام را برای ما الگو قرار داده است می باشد و حرام است. بستن بازار در هر جا و راه افتادن در کوچه و محله ها بدون اینکه از طرف وزارت کشور اجازه داده باشد، این انحراف است و محرم است و قوای نظمی، انتظامی و نظامی و پاسداران و بسیج و تمام ملت موظفند، شرعاً مکلفند به تکلیف الهی که جلوگیری از این مفسده ها بکنند.
و من باز به همه آقایانی که می خواهند نطق کنند و اعلامیه بدهند و نمی دانم نامه سرگشاده بفرستند و از این مزخرفات، به همه اینها اعلام می کنم که برگردید به اسلام، برگردید به قانون، برگردید به قرآن کریم، بهانه درست نکنید که اسباب این بشود که شما همه به انزوا کشیده بشوید. من به بسیاری از شما علاقه دارم و میل دارم که همه به قانون عمل کنند و همه در جای خود باشند و اگر چنانچه اینطور نباشد مسأله طور دیگر خواهد شد.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها