0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:43 PM

بیانات امام خمینی در جمع علما و روحانیون استان های آذربایجان شرقی و غربی

تاریخ: 1360/02/21

 

قاضی امروز مسؤول حیثیت اسلام است

بسم الله الرحمن الرحیم
مجلس، مجلس علمای اعلام است آن هم علمای آذربایجان و این مجلس که برکات خدای تبارک و تعالی امید است به آن نازل شود. لازم است به آقایان معظم آذربایجان، بلکه علمای اعلام همه کشور، بعضی تذکرات را عرض کنم. آذربایجان و علمای آذربایجان در طول تاریخ، پاسداران اسلام و کشور بوده اند و انشاءالله خواهند بود. ما در این مدتی که بودیم و حاضر بعضی واقعه ها بودیم، از قیام علمای بزرگ آذربایجان مطلع بودیم و حاضر در صحنه ای بودیم که علمای بزرگ آذربایجان با قیام خودشان در مقابل رژیم پهلوی تکلیف الهی خودشان را ادا کردند و منتهی به تبعید آنها شد و معذلک پیروزی با آنان بود و هست انشاءالله. ما از آذربایجان و خصوصاً علمای آذربایجان همان توقعی را داریم که از علمای سابق آذربایجان، خصوصاً در این پنجاه سال اخیر، داشتیم. و ما امید آن را داریم که همانطور که علمای آذربایجان در مقابل ظلم و ستمکاری رژیم سابق قیام کردند و نهضت کردند. و لو اینکه گرفتار بعضی از چیزهائی که نباید بشوند، شدند، ما امیدواریم که علمای آذربایجان در صحنه باشند و همه نابسامانی ها را توجه داشته باشند و در حل مشکلاتی که امروز گرفتار آن هستیم و هستند، کوشا باشند و توجه داشته باشند که دست های ناپاکی و گروه های فاسدی، بالخصوص در مقابل روحانیون و در مقابل جمهوری اسلامی ایستاده اند و باید با هشیاری همه ملت و خصوصاً علمای آنها و خصوصاً آذربایجان که در آنجا توطئه ها شاید بیشتر باشد، علمای آذربایجان و سایر قشرهای مؤمن آذربایجان دین خودشان را به اسلام و جمهوری اسلام ادا کنند. ما امروز گرفتار قلم هائی هستیم و گرفتار زبان ها هستیم و گرفتار بعضی گروه هائی که مسلح هم هستند، ما گرفتار بعضی اشخاص هستیم که کنار نشسته اند و به اشخاصی که در میدان هستند، چه میدان های جنگ، چه میدان های مبارزه با فساد و چه میدان های بازسازی کشور، در خارج آنها نشسته اند و قلم ها را در دست گرفته اند و اشکال می کنند و کارشکنی می کنند. من می خواهم به قشر روحانیون یک کلمه عرض بکنم که قضیه قضاوت محول به آنها به حسب شرع هست. من به آن آقایانی که نشسته اند و به قضاوتی که در ایران می شود اشکال می کنند، یک عرض دارم و یک عرض هم به قضاتی که در سرتاسر کشور، هر جا هستند، عرض من به قضات این است که کوشش کنند، توجه کنند به اینکه اگر با کوشش آنها مسأله قضاوت حل

صحیفه نور جلد 14 صفحه 216

نشود، تا آخر قضیه قضاوت به زمین خواهد ماند، کوشش کنند که اولا علما و اشخاص دانشمند را معرفی کنند و ثانیاً آنها که متصدی امور قضائی هستند توجه کنند به اینکه مسأله بسیار مشکل مهمی و پر مسؤولیتی بر عهده آنهاست، حتی مسؤولیت قضیه قضا از همه مسؤولیت هائی که در یک کشور هست بالاتر است برای اینکه قاضیان متصدی اموری هستند که جان مردم، مال مردم، نوامیس مردم در گرو کارهای آنها و قضاوت آنهاست (والقاضی علی شفیر جهنم) باید توجه کنند که خدای نخواسته جانی به واسطه فتوای آنها و یا قضاوت آنها بدون مجوز شرعی از بین نرود، مالی از بین نرود، حیثیتی، آبروئی از بین نرود که بسیار اهمیت دارد این مطلب و امروز اهمیتش بیشتر از سابق است، سابق قضیه این نبود که اگر قاضی تخلف می کرد، اصل اسلام را مشوه کند، امروز قلم هائی هست که اگر چنانچه یک قاضی یا چند قاضی ولو اشتباهاً یک کاری انجام بدهد، یا خدای نخواسته عمداً انجام بدهد، این را پای روحانیت حساب می کنند و پای جمهوری اسلامی حساب می کنند و بالاخره پای اسلام حساب می کنند و لهذا قاضی امروز مسؤول حیثیت اسلام است، مسؤول حیثیت جمهوری اسلام است و مثل قضات در طول تاریخ نیست که فقط مسؤول باشد نسبت به آن قضاوتی که در مورد شخصی می کرد. امروز قضاوت علاوه بر آن بعدی که همیشه داشته است، یک بعد خاصی دارد و آن بعد خاص آن چیزی است که برمی خورد به حیثیت اسلام. اگر چند قاضی در چند محل اشتباه بکنند و یا بعضی از آنها مثلاً خدای نخواسته عمداً یک کاری را انجام بدهند، این اسباب این می شود که قلم هائی که می خواهند این جمهوری اسلامی را از بین ببرند، یکی را چند و چند را صدها جلوه می دهند و با قلم های خودشان به اصل جمهوری اسلامی و به اسلام حمله می کنند. بنابراین اگر سابق شغل قضا یک شغل در عین حال بسیار مهم و پرمسؤولیتی بود، امروز مسؤولیت او بسیار زیادتر است، باید بگوئیم صد چندان است. این یک عرضی است که به متصدیان قضا، چه در حال و چه بعدها که تصدی می کنند، عرضی بود که کردم و یک عرضی هم به اینهائی که کنار نشسته اند، توی حجره ها نشسته اند، توی خانه ها نشسته اند و وارد صحنه ها نیستند، لکن اشکال می کنند، یک عرضی به علمائی است که در این مسائل اشکال می کنند، مصاحبه می کنند، چیز می نویسند. اشکال امر آسانی است، انسان می تواند یک جائی بنشیند و فکر خودش را جمع بکند و اشکال بکند، آنچه مشکل است حل اشکال است. ما امروز چند هزار قاضی در این کشور لازم داریم، قاضی ای که قاضی شرع باشد. این آقایان باید یکی از چند امر را قبول بکنند یا قبول بکنند که اصل قضا را در این جمهوری اسلامی حذف بکنند، اصلا قضاوت هیچ نباشد، هرج و مرج باشد، هر کس مال هر کس را برد و ناموس هر کس را تجاوز کرد و هر کس را کشت، یک محل رسیدگی نباشد، این یک فرض است. فرض دوم اینکه نه، باشد اما مثل سابق باشد، مثل زمان رژیم پهلوی باشد، یعنی قاضی لازم نیست مسلمان باشد. از قراری که به من گفتند در این قاضی کمونیست هم بوده ، در این قاضی ها مبتلای به مشروبات هم بوده، این علمای اعلام یا این را قبول کنند که نه، لازم نیست که قاضی معمم و ملا باشد و اهل علم باشد، به همان ترتیب سابق باشد و قضاوت به دست همان اشخاصی که سابق بودند باشد، این هم یک فرض است. فرض دیگر این است

صحیفه نور جلد 14 صفحه 217

که نه، باید قاضی به دست همین طبقه ای که شرع معین کرده است باشد. آقایان می دانند که حوزه های علمیه در ایران و در خارج از باب اینکه قضاوت از آنها بکلی سلب شده بود، مهیا نبودند برای اینکه قاضی تربیت کنند. و ما امروز چند هزار قاضی لازم داریم و کمبود داریم. آقایان به جای اینکه بنشینند و بگویند بچه طلبه ها دارند قضاوت می کنند، خودشان هم بیایند قضاوت کنند، کی جلویشان را می گیرد؟ معرفی کنند هر عالمی در هر آستانی که هست، علمائی که لایقند برای قضاوت و حاضرند برای قضاوت، معرفی کنند، و شورای قضا قبول می کند. آن آقائی که می فرماید که این قضاوت، قضاوت شرعی نیست، خوب، ایشان خودشان بیایند در رأس قضاوت قرار بگیرند و در هر جائی که هستند معرفی کنند اشخاصی را که لیاقت برای قضاوت دارند، تا آنها را قاضی قرار بدهند تا وقتی که وارد در عمل شدند بفهمند که مسأله، مسأله آسانی نیست، مسأله این است که حالا از صفر شروع شده است و اگر کمک کنند همه علمای بلاد و آنهائی که دلسوزند برای اسلام و در امر قضاوت می بینند که یک اشخاص غیرلایق هستند، آنها بیایند خودشان متکفل قضابشوند یا معرفی کنند اشخاص لایقی که می توانند قضاوت کنند، هر کس در هر جا هست پیدا کند قاضی های شرعی اسلامی را و معرفی کند. بهتر نیست اینکه همه آقایان کمک کنند تا اینکه قضاوت به آنطوری که در اسلام است، درست بشود؟ این بهتر از این نیست که بنشینند و بگویند که بچه طلبه ها دارند قضاوت می کنند؟ خیر، بچه طلبه ها نیستند، لکن قضاوت کار آسانی نیست، تازه کارند. البته قضاوت به آن ترتیبی که در شرع مقرر شده و با آن شرایط، به این آسانی نمی شود او را پیدا کرد و قاضی پیدا کرد، لکن بهتر نیست که آقایان برای اینکه تا یک حدی این قضاوت به صورت واقعی شرعی درآید کمک کنند، نه اشکال کنند؟ اشکال را همه می توانند بکنند، اما کمک بکنند. این علمای بلاد، اینهائی که برای اسلام دلسوز هستند اینها بنشینند و پیدا کنند افراد را، تربیت کنند افراد را، همانطوری که در قم الان مشغولند برای پیدا کردن قاضی و تربیت کردن قاضی، آقایانی هم که در بلاد دیگر هستند و خارج هستند از صحنه و نمی توانند که مسأله چه مسأله مشکلی است، کمک کنند بر این مشروع و بر این امر شرعی، کمک کردن به امر شرعی تکلیف آقایان است یا فحاشی تکلیف آقایان است؟ کمک کردن به اینکه قضاوت به طور شرعی انجام بگیرد، یک تکلیف شرعی است یا اینکه به باد فحش گرفتن قضاوت را و جمهوری اسلامی؟ این امری است که من به علمای علام بلاد عرض می کنم که هر جا هستند و در هر ناحیه ای که هستند کمک کنند به این جمهوری نو پای اسلامی، با هم همکاری کنند، اگر قاضی های خوبی را در هر آستانی پیدا کردند و معرفی کردند و شورای قضائی قبول نکرد، آنوقت حق این دارند که شما قاضی خوب را قبول نکردید و قاضی بد به جای او گذاشتید. بهتر این است که آقایان کسانی که اشکال دارند بنشینند و رفع اشکال بکنند.
 

ما چطور با کسانی که قیام مسلحانه بر ضد اسلام می کنند، می توانیم تفاهم بکنیم؟

و آنهائی که به حکومت اشکال دارند و اصلا در مقابل جمهوری اسلامی ایستاده اند و حکومت

صحیفه نور جلد 14 صفحه 218

این جمهوری را قبول ندارند، من به آنها هم عرض می کنم که شما سراغ دارید یک دولتی که اگر این دولت از بین برود به جای این دولت آن دولت بیاید، بعد از چند روز این مملکت یک گلستانی بشود؟ شما سراغ دارید یک جمعیتی را که بتوانند چند میلیون جمعیت آواره، یک مقدار آواره جنگی، یک مقدار آواره از عراق، یک مقدار آواره از افغانستان، شما سراغ دارید یک مبدائی را، که این دولت آن مبدأ را مخفی کرده است و اشخاصی هستند که اگر بیایند آن مبدأ را پیدا می کنند و همه اینها را اصلاح می کنند، آیا شما یک همچو حکومتی را سراغ دارید؟ آیا می دانید شما دارید چه می کنید؟ شما دارید کاری می کنید که اگر این حکومت از بین برود و اگر این جمهوری برود، به جای او امثال ازهاری خواهد آمد. آنها در خارج نشسته اند، در پاریس نشسته اند و نقشه می کشند برای اینکه بیایند و جای حکومت اسلامی را بگیرند و خودشان حکومت کنند. شما دارید یک اشخاصی را که اگر این حکومت از بین رفت آنها را بیاورید و فوراً به طور اعجاز همه کارها را انجام بدهید؟ شما دارید حکومتی را که در این حالی که ما در جنگ هستیم و در محاصره اقتصادی به حسب واقع هستیم ولو اینکه لفظاً گفته اند نه لکن عملاً هست و طلب های ما را خارجی ها می دهند، چیزهائی که ازشان خریده اند دولت، به آنها نمی دهد و همه جا مخالفت با این جمهوری اسلامی مشغول فعالیت هستند، شما یک حکومتی دارید که اگر این جمهوری اسلامی که همه جایش که می گویید خراب است، این خراب برداشته بشود، یک حکومت اسلامی زمان رسول الله جای او بنشیند؟ اگر سراغ دارید معرفی کنید، معرفی کنید که این افرادی هستند که اگر این حکومت از بین برود، تمام کارهائی را که حالا زمین مانده است یا اینکه نتوانسته است این دولت انجام بدهد، آنها انجام می دهند، آنها همه آواره ها را مسکن برایشان با یک روز یا ده روز یا یک ماه درست می کنند و همه چیزشان را اصلاح می کنند و جنگ را هم به پایان می رسانند و صلح ایجاد می کنند، به طوری که شرافتمندانه برای ایران باشد، و همه امور را اصلاح می کنند، فوراً کشاورزی را به راه می اندازند و بازرگانی را به راه می اندازند و دانشگاه ها را دانشگاه اسلامی می کنند و همه جا را سرتاسر ایران را گلستان می کنند. خوب، شماها اگر چنانچه سراغ دارید معرفی کنید. خوب، می خواهید که این از بین برود، به جای او حکومت سابق بیاید؟ اگر نمی توانید معرفی کنید و معرفی نکنید، معلوم می شود که شما با جمهوری اسلامی به نام اینکه اسلامی است مخالف هستید. این اسلامی نباشد هر چه می خواهد باشد، شما می خواهید این مطلب باشد که جمهوری اسلامی نباشد هر کس دیگر می خواهد باشد. آن که می گوید حالا از زمان شاه ملعون بدتر هست، می فهمد چه می گوید؟ می فهمد دارد چه ضرری به اسلام وارد می کند؟ می فهمد که در زمان شاه ملعون سابق، براین ملت، بر این بانوان ملت ما، بر این اشخاص ملت ما، بر این روحانیت چه گذشت و چه رنج ها بردند و یک کلمه نتوانستند حرف بزنند؟ آقایان می بینند که حالا شکایت ها زیاد است، پیشتر لابد شکایت نبوده است، پیشتر که مال مردم را به زور می گرفتند و جان مردم را آنطور تلف می کردند، لابد شکایت نبوده! شکایت بوده جرأت اظهار نبوده. اگر یک روز مردم آزادی امروز را داشتند، آنوقت می فهمید که شکایات در آن زمان چه بوده، روحانیون چه شکایت هائی داشتند، بازاری ها چه

صحیفه نور جلد 14 صفحه 219

شکایت هائی داشتند. امروز و آن روز فرقش این است که امروز مردم شکایت می کنند اگر یک چیزی واقع بشود، و شما شکایات را چند برابر جلوه می دهید، آن روز مردم خفقان داشتند، اختناق در کار بود، جرأت نفس کشیدن نداشتند، حکومت سابق نفس ها را قطع کرده بود و شما به آنجا رسیدید که صاف در مقابل حکومت می ایستید و می گوئید که این کار خطاست. شما جرأت می کردید که در حکومت سابق یک همچو کلمه ای یا یک همچو مقاله ای بنویسید؟ فرق ما بین حالا و آنجا این است که شمائی که قلم هایتان خداوند آن قلم ها را بشکند آنطور آزاد است که به همه چیزها و مقدسات اسلام می نویسید و پخش می کنید و جلوی شما گرفته می شود، با اینکه باید گرفته بشود. فرق حالا و سابق این است که در سابق شما تسلیم بودید، اگر هم در دلتان چیزی بود در زبانتان نمی شد اظهار کنید و امروز در زبان و قلم و قدم کارهائی می کنید و جلوه می دهید این جمهوری اسلامی را به اینکه این از زمان سابق بدتر است. به این نهضت خدا را تشکر کنید، خوب های این را ببینید، آن مقداری که در این دو سال خدمت شده است به این ضعفا، به این مستمندان و به این مستضعفین، آنها را نگاه بکنید، نه اینکه یک جائی یک فساد می شود، شما تمام مسائل که انجام گرفته است نادیده بگیرید، فقط آن را بگیرید، این انحراف است، این بی انصافی است این خلاف رضای خداست. چه کسانی که دارند شب و روز به این مملکت خدمت می کنند، لکن آنقدر فساد زیاد است و آنقدر خرابی زیاد است که نمی توانند به این زودی این کارها را انجام بدهند، و معذلک در این دو سال به قدر پنجاه سال سابق کار انجام داده اند. شما ناشکری نکنید، خدای تبارک و تعالی خدای نخواسته یک وقت به شما عنایتش را بر می دارد و گرفتار همان می شوید که در طول پنجاه سال گرفتار بودید و آنهائی که اینطور هم با قلم هایشان علاوه با تفنگهایشان هم با ما معارضه دارند، ما به آنها کراراً گفته ایم و حالا هم می گوئیم که ما، مادامی که شما تفنگ ها را در مقابل ملت کشیده اید، یعنی در مقابل اسلام با اسلحه قیام کرده اید، نمی توانیم صحبت کنیم و نمی توانیم مجلسی با هم داشته باشیم. شما اسلحه ها را زمین بگذارید و به دامن اسلام برگردید، اسلام شما را می پذیرد و اسلام هوادار همه شماها هست، فقط گفتن به اینکه ما حاضریم و در آن نوشته ای که نوشته اید، در عین حالی که اظهار مظلومیت های زیاد کرده اید، لکن باز ناشیگری کردید و ما را تهدید به قیام مسلحانه کردید، ما چطور با کسانی که قیام مسلحانه بر ضد اسلام می خواهند بکنند می توانیم تفاهم کنیم؟ شما این مطلب را، این رویه را ترک کنید و اسلحه ها را تسلیم کنید و اگر می گوئید ما به قانون در عین حالی که رأی نداده ایم، لکن سر به او می سپاریم و قبول داریم او را، با قانون شما عمل کنید و قیام بر ضد دولت که برخلاف قانون است و قیام مسلحانه که بر ضد قانون است و دارای اسلحه که بر ضد قوانین کشور است، به اینها عمل کنید، ما هم با شما بهتر از آنطوری که شما بخواهید عمل می کنیم. ما می خواهیم با آغوش باز همه گروه هائی که هستند، بپذیریم و همه منحرفین را میل داریم که به استقامت برگردند. اسلام برای همین آمده است، اسلام آمده است که راه مستقیم انسانیت را به مردم، به جهان ارائه بدهد و حتی الامکان هم خودش تعقیب کند برای برگرداندن منحرفین را به راه راست اسلامی. اسلام، بلکه تمام مکتب های توحیدی در طول تاریخ

صحیفه نور جلد 14 صفحه 220

برای اصلاح بشر آمده است. پیغمبر اکرم برای این مشرکینی که به جهنم خودشان را می فرستادند، برای اینها تأسف می خورد، غصه می خورد برای اینها. اسلام دین رحمت است، دین عدل است، دیانت قانون است، شما به قوانین اسلام سر بگذارید، گردن فرو بیاورید و کشور اسلامی ما همه شما را می پذیرد و من هم که یک طلبه هستم با شما حاضرم که در یک جلسه، نه در یک جلسه، در ده جلسه با شما بنشینم و صحبت کنم، لکن من چه بکنم که شما اسلحه را در دست گرفته اید و می خواهید ما را گول بزنید. برگردید و به دامن ملت بیائید و اسلحه ها را تحویل بدهید و اذعان کنید به اینکه ما خلاف کرده ایم، دعوی نکنید که ما در جبهه مشغول جنگ هستیم، دعوی این را نکنید که ما از اول تا حالا همیشه طرفدار از اسلام و یا طرفدار از مردم بودیم، این را دعوی نکنید برای اینکه پذیرفته از شما نیست و شما قبل از اینکه اینجا به این مطلب برسید، مشت خودتان را باز کرده اید. شما الان می بینید که بعضی احزابی که انحرافی هستند ما آنها را جزء مسلمین هم حساب نمی کنیم، معذلک چون بنای قیام مسلحانه ندارند و فقط صحبت های سیاسی دارند، هم آزادند و هم نشریه دارند به طور آزاد. پس بدانید که ما اینطور نیست که با احزاب دیگری، با گروه دیگری دشمنی داشته باشیم، ما البته میل داریم که همه گروه ها و همه احزاب به اسلام برگردند و راه مستقیم اسلام را پیش بگیرند و همه مسلم بشوند، بر فرض اینکه نشدند، مادامی که آنها با ما جنگی ندارند و با کشور اسلامی جنگی ندارند و در مقابل اسلام قیام مسلحانه نکرده اند، به طور آزاد دارند عمل می کنند و به طور آزاد حرف های خودشان را دارند می زنند، لکن شما بنای بر این مطلب ندارید و من اگر در هزار احتمال یک احتمال می دادم که شما دست بردارید از آن کارهائی که می خواهید انجام بدهید، حاضر بودم که با شما تفاهم کنم و من پیش شما بیایم، لازم هم نبود شما پیش من بیائید. و حالا هم به موجب احکام اسلام نصیحت به شما می کنم، شما در مقابل این سیل خروشان ملت نمی توانید کاری انجام بدهید. شما اگر یک وقت ملت قیام کند، مثل یک ذره ای در مقابل این سیل خروشان هستید، برگردید به دامن اسلام، بیائید آن چیزی را که دیگران می خواهند، به شما بدهند و وعده آن را به شما می دهند، در اسلام برای شما مهیاست، شما دست بردارید از قیام مسلحانه و آن چیزهائی که به غارت برده اید از بیت المال مسلمین برگردانید و با مسلمین دیگر با هم باشید. و شما معزز و محترم هستید، لکن مادامی که اسلحه در دست شماست و شما در همین نوشته اظهار مظلومیت و اظهار اینکه ما می خواهیم کارها درست بشود و تفاهم بشود، وقتی در همین جا تهدید به قیام می کنید ما نمی توانیم از شما اینطور مسائل را قبول کنیم، لکن بهتر است که شما با این جمهوری مخالفت نکنید. اگر شما واقعاً برای مردم و برای این ملت و برای این کارگرها و برای این دهقان ها دلسوز هستید، این را بدانید که اگر این جمهوری اسلامی خدای نخواسته شکست بخورد، شکست مستضعفین در سرتاسر جهان است.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها