پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 7:36 PM
تاریخ: 1359/10/15
بسم الله الرحمن الرحیم
در انقلابی که از خود مردم بوده است و انگیزه اش را هم خود مردم تعیین کرده اند، باید همه گروه هائی که می خواهند در این انقلاب خدمت کنند، همان انگیزه را داشته باشند. انقلاب ایران به واسطه اینکه انگیزه اش اسلام بوده و از مردمی که علاقه ای به اسلام داشته اند، شروع شده است و با همه علاقه پیروز شده است، باید هر طایفه ای که می خواهند یک کاری بکنند، همان جهت را در نظر بگیرند و همان چیزهائی را که مبداء پیروزی مسلمانان ایران شد، تعقیب کنند. مع الاسف در مطبوعات دیده می شود که آن انگیزه ای که مردم دارند و آن فکری که روی آن فکر غلبه کرده اند و آن طرزی که جامعه، به استثنای بعضی از افراد و یا بعضی از گروه ها، دنبال آن بوده و هستند نیست، من البته وقت ندارم که همه مطبوعات و همه آن چیزهائی که نوشته می شود از قبیل مجله ها، کتاب ها و روزنامه ها را بخوانم، لکن به طور اجمال نگاه می کنم.
مطبوعات باید به این ملت خدمت کند و باید همان راه را پیش بگیرند که ملت داشته و به واسطه همان پیروز شده است، ولی انسان می بیند که بعضی از مطبوعات اینطور نیستند. شما همه می دانید که اگر این وحدت و یکپارچگی ملت و آن علاقه ای که ملت به اسلام داشت، نبود، ما توانستیم که چنین پیروزی به دست بیاوریم برای اینکه ما در آنوقت نه در ارگان های نظامی دستمان بود و نه تعلیمات نظامی داشتیم و نه یک اسلحه قابل ذکر، بلکه هیچ نداشتیم، معذلک آن چیزی که همه حساب ها را در هم کوبید، توجه مردم در سراسر ایران، از بچه کوچک تا پیرمردها، به یک مطلب بود، آن اینکه باید رژیم سابق نباشد و جمهوری اسلامی باشد و آنوقت اختلاف هم در کار نبود، آنها که بعداً، اختلاف کردند آنوقت هم انگیزه اش را داشتند، ولی در مقابل آن، آن موجی که بود، جرأت نمی کردند چیزی بگویند. ممکن است که خیلی از آنها خواستند خودشان را در جمعیت داخل کنند که بعداً بهره برداری نمایند چنانچه می بینید الان همین طور است. چه اشخاصی و چه گروه هائی که در این نهضت و در این کاری که مردم کردند، بسیاریشان دخالت نداشتند، بلکه بعضی از گروه ها هیچ دخالت نداشتند، لکن خودشان را وارد کردند و دنبال این بودند که چه می شود آیا رژیم سابق غلبه می کند تا خودشان را داخل او بکنند؟ و یا رژیم بعدی غلبه می کند تا خودشان را در آن داخل نمایند؟ و معنی
فرصت طلبی هم همین است که اشخاصی کنار بنشینند و نگاه کنند ببینند چه می شود، هر چه شد آنوقت خودشان را در آن گروهی که پیروز شده است، جا بزنند. البته این گروه ها وقتی دیدند مسأله آنطور نیست که هر کسی بیاید و هر کاری دلش می خواهد، بکند و وقتی مواجه شدند با جمعیت هائی که توجه به اسلام داشتند، مشغول شیطنت شدند. بنابراین، مطبوعات باید خدمتی که به آنها محول شده است و برای کشور ما مطرح هست، آن را انجام دهد تا به اسلام و به کشور خودشان خدمت کرده باشند و باید آن خط را دنبال نمایند. مطبوعات باید مسائلی را که مضر به وحدت جامعه و مضر به آن انگیزه ای است که جامعه برای آن قیام کرده است و در حقیقت مضر برای اسلام است، از او احتراز کنند.
باید آنهائی که در رأس مطبوعات هستند توجه داشته باشند که مبادا در بین آنها اشخاصی خودشان را جا بزنند. شما می دانید که الان اینهائی که انحراف دارند مشغول فعالیت هستند و می خواهند خود را در هر چه جایی که پیدا بشود به یک صورتی داخل کنند. ممکن است یکی از آنها تسبیحی دست بگیرد و ریشی هم بگذارد و در حضور شما نماز هم بخواند، ولی شما باید فکر بکنید که این شخص سابقه اش چه بوده و چکاره است و فرض کنید وقتی در محله شما وارد می شود می خواهد چکار بکند. انتخاب افراد برای مطبوعات امر مهمی است خصوصاً برای رادیو تلویزیون چون اشخاص زیادی در رادیو تلویزیون و مطبوعات هستند که می خواهند وارد شوند، به طوری که اشخاصی که درست فکر می کنند متوجه نباشند و راه را منحرف کنند. الان شما بینید در سرتاسر کشور یک مسائل انحرافی هست که این مسائل، این مسائل انحرافی نمی شود از آن اشخاصی باشد که مستقیمند. بنابراین معلوم می شود که اشخاصی منحرف مثلاً در کمیته ها، در دادگاه ها، در بسیج، در همه جا، در رادیو تلویزیون، در مطبوعات هستند. البته در بین اینها الان بسیار اشخاص سالمی هستند، اما چون ممکن است گاهی ساده فکر کنند و یک کسی را که درست نمی شناسند و از سوابق او درست اطلاع ندارند، چون ظاهرسازی می کند از او گول بخورند و او را در دادگاه و یا در کمیته و در مطبوعات که مهم است، وارد بکنند و یک وقت متوجه شوند که آن خطی را که خود ملت داشته است که هم وحدت و هم اسلام در آن بوده، نیست و یک وقت می بینیم که در مطبوعات آن شخص راهی می رود که به طرف چپ است و یا یک راهی را می رود که به طرف راست است و می بینیم آن راه مستقیمی که یک ملت دنبالش هستند، آن راه اسلام است، منحرف می شود. این از مسائل مهمی است که بخواهند خدمتی بکنند این از مسائل مهم کسانی است که بخواهند خدمتی بکنند، مجله ای بیرون بدهند یا روزنامه ای بنویسند. اولین مسأله آنها این است که افراد انتخاب کنند، اولین مسأله آنها انتخاب افراد است، چون افراد اگر چنانچه اشخاصی منحرف باشند، بدون اینکه شما توجه داشته باشید، یک وقت متوجه می شوید که انحراف پیدا شده است چون اشخاصند که می توانند انسان را به دامان امریکا و یا به دامان شوروی بکشانند. ملتی که برای اینکه از زیر این سلطه ها خارج شود آنقدر
مجاهده کرده است، آنقدر جوان داده است، آنقدر زحمت کشیده است، یک وقت می بینید راه مجله، راه مطبوعات، راه رادیو تلویزیون، نطق ها و همه آن چیزهائی که الان هست، به واسطه ورود اشخاصی که خلاف آن چیزی که مسیر ملت است، عمل می کنند، منحرف شده و شما بعداً متوجه آن می شوید. این از مسائل مهمی است که توجه به او لازم است و اغماض از آن جایز نیست.
من امیدوارم این مجله ای که شما دارید و حالا آمده اید به اینجا با من صحبت می کنید، این توجه در رأس همه توجهات آن باشد نوشته هائی که می خواهید طرح بشود، چند نفری را که یقین دارید آدم هائی مستقیم هستند و در مسیر ملت و کشور هستند و وابستگی به هیچ جا ندارند، مطالعه و درست در آن دقت کنند و بعد از دقت در روزنامه یا مجله نوشته شود. اینطور نباشد که بنویسند و منتشر بشود، بعد بفهمند که این نوشته بر خلاف بوده است، و این مطلب یک امری است لازم. کتاب هم وقتی که نوشته می شود، قبل از اینکه انتشار پیدا کند، باید اشخاص کارشناس متوجه به شیطنت هائی که شیاطین می خواهند بکنند، باشند. فرض کنید کتابی اولش خیلی خوب است، اواسطش هم خیلی خوب است، ولی یک وقت می بینید که یک جایش طوری از کار در می آید که آنطور که ما تصور می کردیم، نیست. چیزهائی که منتشر می شود باید به آن درست توجه شود و افراد مطلع و مدبر و کسانی که از مکتب ها اطلاع دارند و مسیر آنها را می دانند به آن توجه کنند، کتاب ها را مطالعه کنند، مجله ها را قبل از انتشار درست مطالعه کنند مبادا یک وقتی یک جایش خلاف در آید و آنوقت برای شما دست بگیرند که مثلاً این مجله انحرافی است. این مطلب هم به صلاح خود شماست و هم به صلاح ملت و از مسائل مهمی است که در درجه اول اهمیت واقع شده است. اشخاصی که اداره می کنند یک جائی را باید از اول ارزیابی شود که این اشخاص چکاره بوده اند، سوابقشان چیست و تحصیلاتشان در کجا بوده، چه رویه ای در تحصیلات داشته اند و بعد از انقلاب چه وضعیتی داشته اند، قبلاً چه وضعیتی داشته اند، افکارشان قبلاً چه بوده. اگر کسی افکارش منحرف بوده و حالا بیاید ادعا بکند که من برگشته ام، ما باید قبول کنیم، اما نباید او را مجله نویس کنیم، این دو، با هم فرق دارد. بسیاری از اشخاص هستند که می آیند و می گویند ما توبه کردیم، البته توبه آنها قبول است، لکن نمی شود آنها را سرکاری گذاشت که آن کار اهمیت دارد، برای اینکه ما نمی دانیم این شخص به حسب واقع توبه کرده است یا می خواهد با کلمه توبه ما را بازی دهد. ما قبول می کنیم که در جامعه مسلمین مثل سایر مسلمانان با او عمل کنیم، اما نباید رادیو تلویزیون را به دست او بدهیم و یا او را در رادیو تلویزیون راه دهیم و یا مجله ای که برای تربیت افراد و برای ترویج مسیر اسلامی ملت است، به دست او بدهیم و یا نوشته هایش را به دست او بسپاریم. ما نباید خوش باور باشیم، خیلی از اشخاص هستند که تمام حرف هایشان حرف های اسلام است، تمام حرف هایشان حرف های نهج البلاغه است، تمام حرف هایشان حرف های قرآن است، لکن مسیرشان این نیست. اشخاصی هستند که این راه را پیش گرفتند برای اینکه خودشان را در جامعه جا
بزنند و آن مقصدی را که دارند عمل کنند. باید قبول کنیم یک کسی که فرض کنید قبلاً عاصی بوده، این آدم مسلمان است و به او ترتیب اثر اسلام هم بدهیم. مثلاً فرض کنید یک دزدی آمده توبه کرده است، توبه دزد قبول است اما آیا شما می توانید سرمایه هایتان را دست او بدهید و به او بسپارید؟ خیر، چون این عقلائی نیست، ممکن است این دزد برای اینکه سرمایه دستش بیاید، توبه کرده است و ما موظفیم که در ظاهر قبول کنیم که دزد توبه کرده است و حتی اگر یک توبه ای هم که ظواهرش هم درست بوده، کرده باشد، می توانیم در نماز هم به او اقتدا کنیم، اما نمی توانیم چیزی که در او امانت و دیانت لازم است، به دست او بدهیم. از همه بدتر همین مجلات است، همین مطبوعات و رادیو تلویزیون است و همین چیزهائی است که برای تربیت جامعه لازم است. یک نفر آدم که قبلاً فرض کنید انحراف داشته کمونیست بوده و حالا آمده است و می گوید حرف های آنها درست نبوده و من برگشته ام، می گوئیم بسیار خوب، شما برگشته اید، اما ما نمی توانیم این شخص را در رادیو تلویزیون راهش دهیم و بگوئیم مردم را تربیت کن، چون ممکن است کمونیست باشد لکن ما را بازی دهد، ما مکلفیم با این شخص در ظاهر، عمل مسلمانی بکنیم در صورتی که در عقیده کمونیست نشده باشد که آن مسأله دیگری است. شما نمی توانید در مجله ای که دارید افرادی را انتخاب کنید که در سابقه شان انحراف بوده است به حساب اینکه حالا دیگر خوب شده است و آدم مسلمانی است و به این حساب او را در روزنامه تان وارد کنید. اینکه او خیلی خوب است برای خودش، ما نمی گوئیم بد است اما نمی توانیم مطلبی را که در تربیت یک ملتی و در سرنوشت یک ملتی دخالت دارد، به دست او بدهیم. این از مسائل مهمی است که در همه جا باید رعایت شود. اینکه ما بگوئیم اشخاصی که می گویند ما خوب هستیم و باید وارد شویم و هر جائی که سرنوشت ملت است به دست او بدهیم، این ساده اندیشی است و توجه نداشتن به مسائل است. ممکن است یک نفر آدم خیلی خوب هم، خوب و متعهد باشد لکن اشتباه داشته باشد، اشتباه برای او چیزی نیست اما برای یک ملت ممکن است صدمه وارد شود. فرض کنید اگر یک اشتباهی در ارتشی واقع شود و یا رئیس ارتش اشتباه کند، فقط خودش معاقب آن نیست که اشتباه کرده است چون انسان همیشه اشتباه می کند اما ممکن است یک اشتباه یک ملت را به باد دهد. ممکن است در یک مجله اشتباهی باشد، لکن باید اشخاص دیگری هم ببینند این مجله را تا اگر اشتباه شده است، رفع کنند و آنوقت منتشر بشود. کار، کار مهمی است در مطبوعات در رادیو تلویزیون و در این وسائلی که تقریباً عموم مردم نگاه می کنند و یا می شنوند، نمی شود گفت ما حالا اشتباه کردیم و فردا اشتباه نمی کنیم. الان نوشته ای برای من که راجع به روزنامه ای که اشتباه کرده است آورده اند، من نمی گویم که عمدی بوده، ممکن هم هست که عمدی باشد، اما اشتباهی کرده است که این اشتباه برای مملکت مضر بوده است. در هر صورت به مسائل باید توجه شود، ما به این هیاهوئی که در اطراف می شود و تضعیف می کنند نباید اعتنا کنیم.
از مسائلی که در مطبوعات لازم است این است که مقداری از اوراق خودشان را صرف این کنند که جمهوری اسلامی چه کرده است. شما می بینید که الان آن اشخاصی که می خواهند به جمهوری اسلامی صدمه بزنند، راه افتاده اند که این رژیم هیچ کاری نکرده است و این همان رژیم شاهنشاهی است و فرقی با رژیم شاهنشاهی ندارد حتی بعضی از نویسنده های متعهد مسلمان که آدم های صحیح و با سوادی هستند شرح مفصلی نوشته اند راجع به اینکه جمهوری اسلامی حالا هم همان کارهای سابق را می کند، اینها نگاه نمی کنند ببینند حالا چه شده است. آقای وزیر آموزش و پرورش که چند روز پیش آمده بودند گفتند تعداد مدارسی که در این دو سال ساخته شده است ثلث مدارسی است که از اول تا حالا در ایران ساخته شده. آنهائی که غرض دارند اینها را نمی گویند مسائلی را که باید گفت، نمی گویند، آن چیزهائی را که عیب دارد، می گویند. حضرت مسیح سلام الله علیه آنطوری که نقل می کنند با اصحابش می رفت، الاغ مرده ای یا یک حیوان مرده ای افتاده بود و آنجا را متعفن کرده بود، آنها از تعفنش می گفتند، حضرت فرمود: چه دندان های سفیدی دارد. اینها تعلیم هست برای ما، نباید انسان یک جمهوری اسلامی که تا به حال اینقدر برکات داشته است، تمام مراکز فساد را بسته است، اینقدر برای مستضعفین کار کرده است، اینقدر مدارس و خانه برای مردم ساخته است را فراموش کنند و بیایند در فلان دادگاه که شخصی در آن دادگاه خطا کرده است این را بگیریم و هیاهو کنیم که این انحراف است. معلوم است این قلم از هر کس بوده است، قلم انحرافی است. ممکن هم هست که خودش ملتفت نباشد. شود در یک جامعه ای که دو سال از زندگیش می گذرد، یک جامعه ای که همه چیزش خراب و فاسد بوده و بیش از دو سالش نیست، این بچه دو ساله را بخواهید مثل یک انسان چهل ساله که همه کارهایش را انجام داده، درست کنید. ما نباید خودمان به جان جمهوری اسلامی بیفتیم برای اینکه فرض کنید اعوجاجی در فلان جا واقع شده است و یا چون یک شخصی را که خیلی آدم خوبی بوده و حالا او کاری برنمی آید و کنارش گذاشته اند، حالا ما قلم به دست بگیریم کتاب بنویسیم، مجله بنویسیم و همه مفاسدی را که در یک یا دو گوشه مملکت واقع شده است، به رخ جمهوری اسلامی بکشید که جمهوری اسلامی اینطوری است فرض کنید اگر یک نفر وکیل در بین دویست و پنجاه تا سیصد نفر وکیل یک کار خلافی کرد، ما نباید بگوئیم که همه این وکلا خرابند و مجلس شورای اسلامی مجلس خرابی است. اگر در این دادگاه هایی که در سرتاسر ایران است فرض کنید پنج نفر یا ده نفر خطا کردند، آیا ما باید بگوئیم آن خطاست یا باید بگوئیم دادگاه ها خطاست؟ اینها اشتباهاتی است که می کنند یا غرض ورزی هائی است که می کنند بعضی از اشخاصی که اشتباه کرده اند و بعضی از اشخاص غرض دارند. از وظایف رادیو تلویزیون و مجلات و سایر جاها این است که مسائلی که واقع شده است، بگویند. من در همان اوایل امر که آقای بازرگان نخست وزیر بودند به آقایان گفتم که شماها مسائلی که انجام می دهید، در رادیو تلویزیون اعلام کنید که این کارها را کرده ایم، نگذارید آنها بگویند که این کار را نکردند، فلان کار را نکردند و هیچ کاری نکردند.کار نکرده ها البته
زیاد است، اما یک مملکتی که لااقل بیش از پنجاه سال به انحراف شدید کشیده شده است و در این پنجاه سال تعمد داشته اند که منحرف کنند و ما را از همه طرف وابسته کنند، در این دو سال آنچه شده است، اعجاز است.
توئی که حالا قلم به دست گرفته ای و برای همه می نویسی، از همه ارگان انتقاد می کنی، آزادی، ولی آیا شما در سه سال پیش از این می توانستی قلم را دست بگیری و یک کلمه راجع به یکی از این ارگان ها صحبت کنی قلمت را می شکستند و پدرت را در می آوردند. شما قدر آزادی را نمی دانید. الان آزادی پیش بعضی از اشخاص ملعبه شده است که هر چه دلشان می خواهد باید بنویسند و هر چه دلشان می خواهد باید بگویند. در هر صورت ما یک وظیفه اسلامی و انسانی داریم که آن چیزهائی که در این جمهوری اسلامی شده است بگوئیم و به مردم برسانیم، انتقاد هم اگر داریم، البته اگر کوتاهی شده باشد، باید نوشته شود. نمی گوئیم آن را ننویسید، آنها را هم بنویسید اما انتقاد غیر از غرض ورزی است. یک وقتی قلمی می خواهد مسأله ای را که کوچک است، بزرگ کند، چند مقابل کند، تیتر بزرگ بنویسد و هر چه دلش می خواهد بنویسد که می بینیم گاهی تیترهائی مناسب با خود مطلب نیست بلکه تیتر را از جای دیگر پیدا کردند و زیرش چیز دیگری نوشته اند که البته این غرض ورزی است و یک وقت یک قلمی را می بینیم که می خواهد جامعه را اصلاح کند هم خوبش را می گوید و هم آنچه ناقص است اما نه به طور انتقاد غرض آلود، نه به طور تضعیف، مسائل را دو جور ممکن است بگوید، یک وقت مسائلی را که یک استاد شریف برای بچه ها می گوید و این استاد شریف می خواهد بچه هائی را که انحراف دارند، آنها را از انحراف بیرون بیاورد، در اینجا با زبان ملایم نصیحت شان می کند و به آنها می فهماند، یک وقتی استادی داریم که می خواهد به اینها ضربه بزند، با ضربه می خواهد اینها را اذیت کند، دو فرض است، دو جور قلم است، دو جور گفتار است و دو جور نوشتن است. باید فکر این مطلب باشیم که اگر در کار شمای تنها و نه همه، انتقاد است، همه نویسندگان، همه گویندگان به طور ملایم و به طور دلسوزانه مسائل را مطرح بکنند، نه به طوری که بخواهند به جمهوری اسلامی ایران ضربه بزنند. اگر این جمهوری اسلامی به واسطه قلم اینها ضربه بخورد، پیش خدای تبارک و تعالی و پیش ملت و پیش همه ملت ها مسؤولند.
یک چیزی که همه ملت ها از آن تعریف می کنند، ما خودمان نشسته ایم قلم به دست گرفته ایم و اگر یک عیب کوچکی در یک جا پیدا شد و فرض کنید که یک نفر در یک جا خطا کرد یا فرض کنید یک نفر هم عمداً مال کسی را مصادره کرد آنوقت بگوئیم که جمهوری اسلامی مثل رژیم شاهنشاهی است. آخر کجای این رژیم مثل رژیم شاهنشاهی است؟ در رژیم شاهنشاهی بازار اسلام اینطور بود خیابانتان اینطور بود؟ مراکز فحشا آنطور بود که دیدید، همه چیزمان آنطور بود که دیدید، نفتمان را می بردند، همه چیزمان را می بردند. در این رژیم همه اینها جلویش گرفته شد، از اینها هیچ نمی گویند و قلم ها در این
باره شکسته است اما فلان آدم در فلان جا فلان کار را کرده است، فلان آدم را مثلاً کشته است، آیا این مربوط به جمهوری اسلامی است؟ البته این به جمهوری اسلامی مربوط نیست، باید یک نفر آدم که خطا کرده، جلویش را گرفت. اگر نصیحت کنند که یک چنین آدمی در فلان جا چنین کاری کرده و جلویش را باید بگیرید، البته باید جلویش را بگیرند. این قلم ها تا وقتی در اختیار امریکا و شوروی باشد، خودش هم نمی فهمد، قضیه، قضیه نصیحت نیست، قضیه غرض و عقده ای است که دارند و می خواهند این عقده را صاف کنند.باید به این معانی توجه شود، وظیفه من هم دعاگوئی است، من به همه شما دعا می کنم، خداوند همه شما را حفظ کند و موفق کند تا خدمت کنید به کشور خودتان، مسلمان هستید به اسلامتان خدمت کنید، ملت را دوست دارید به ملتتان خدمت کنید، کشورتان را دوست دارید به کشورتان خدمت کنید. در نوشته هایتان به خدا توجه داشته باشید، بدانید که این قلم که در دست شماست در محضر خداست و اگر هر کلمه ای نوشته شود، بعد سؤال می شود که چرا این کلمه نوشته شده است. اگر به جای این کلمه بشود یک کلمه خوبتر نوشت، از شما سؤال می کنند چرا این کلمه زشت را نوشته اید. انشاء الله خداوند همه ما را تأیید کند. موفق باشید.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.