پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 7:36 PM
تاریخ: 1359/10/06
بسم الله الرحمن الرحیم
از آقایان تشکر می کنم که در این هوا و محل ضیق، مجتمع شدند تا بعض صحبت ها را بکنند و بکنیم. آقایان که حالا آمدند پیش من، از اینکه در این یک سال آنطوری که باید مردم اقبال کنند و وسائل فراهم باشد برای نهضت سواد آموزی نشده است ولی امیدارم که بعد بشود. البته هر کاری که انسان شروع می کند ابتداء شروع، یک اموری پیش می آید که پیش بینی نشده است و یک احتیاجاتی است که در وقتی که مشغول به خدمت هستند احساس می شود و من امیدوارم که از این به بعد، هم ملت ما و هم دولت اهتمام داشته باشند که این امر حیاتی انجام بگیرد. در این تابلوئی که آقایان آوردند، نوشته اند که اگر چه بشود قلم هایمان را به مسلسل تبدیل می کنیم. ما امیدواریم که بشر به رشدی برسد که مسلسل ها را به قلم تبدیل کند. آنقدری که قلم و بیان به خدمت بشر بوده است مسلسل ها نبوده اند. مسلسل ها غالباً در خدمت ابر قدرت ها بودند و برای تباهی بشر بوده اند و اسلام هم که امر فرموده است به اینکه جهاد بکنند و دفاع بکنند و البته محتاج به همه ابزار جنگی است، اساس بر این است که دفاع از حق بکنند و حق را و علم را جانشین مسلسل بکنند. قلم و علم و بیان است که می تواند بشر را بسازد، نه مسلسل و نه سایر قوای تخریب کننده. مسلسل ها هم و همه آلات حربی هم در سایه علم تحقق پیدا کردند منتها گاهی مسلسل ها و سایر ابزار به اصطلاح تمدن را اشخاصی ایجاد کرده اند که موجب تخریب بلاد و عباد شده است و گاهی اشخاصی ایجاد کرده اند که موجب تایید انسان و ساختن انسان و آرامش در بین انسان ها بوده است و در این خدمت بوده است. شما کوشش کنید که با بیان و قلم مسلسل ها را کنار بگذارید و میدان را به قلم ها و به علم ها و به دانش ها واگذار کنید. بشر تا در سایه مسلسل و توپ و تانک می خواهد ادامه حیات بدهد، نمی تواند انسان باشد، نمی تواند به مقاصد انسانی برسد آنوقتی مردم به مقاصد اسلامی و انسانی می رسند و به کمال دانش و علم می رسند که قلم ها بر مسلسل ها غلبه کند و دانش ها در بین بشر به آنجا برسد که مسلسل ها را کنار بگذارد و میدان، میدان علم باشد. در قرآن کریم وقتی که ظاهراً اول آیه ای که بر پیغمبر اکرم وارد شده است، هم قرائت را توصیه کرده است،از آن استفاده می شود هم آن جهتی را که باید قرائت در خدمت او باشد و علم در خدمت او باشد، هم آن را بیان فرموده است، فرموده است:
اقراء باسم ربک قرائت مطلقا، علم مطلقا، دانش مطلقا مطلوب نیست چه بسا دانشی که بر ضد انسانیت انسان و بر ضد کرامت انسان است، لکن دانشی که جهت داشته باشد، برای خدمت بشر باشد، به اسم رب باشد، توجه به ربوبیت الهی داشته باشد، توجه به اسم خدا داشته باشد، آن قرائت و آن علم و آن مسلسل همه شان در خدمت انسانند. عمده آن جهت و غایاتی است که در افعال انسان و در آلاتی که انسان درست می کند و در علم و دانش و سایر چیزهایی که افعال انسان است آن چیزی را که جهت می دهد آن غایات است، آن چیزهائی است که برای آن چیزها قلم ها وجود پیدا کرده است، مسلسل ها وجود پیدا کرده است، علم و دانش وجود پیدا کرده است اگر غایات و مقاصد و آن چیزهائی که برای او اینها وجود پیدا کرده است الهی باشد، هم قلم و هم مسلسل و هم علم و دانش و هم هر عملی ارزش پیدا می کنند، ارزش الهی. ارزش قلم به غایتی است که برای او قلم زده می شود. ارزش مسلسل هم به غایتی است که برای او مسلسل کشیده می شود. اگر این ارزش غائی نباشد و اگر آن مقصد، مقصد انسانی و الهی نباشد، نه مسلسل آلتی است که به درد بخورد و نه قلم، و خطر قلم بیشتر از مسلسل است و خطر بیان بیشتر از توپ و تانک است و خطر علم بیشتر از همه اینهاست لکن اگر چنانچه به خدمت خلق باشد و به دستور انسان باشد و در خدمت انسان باشد و در خدمت خدای تبارک و تعالی باشد تمام اینها ارزش پیدا می کنند، مسلسل هم همچون قلم می شود، قلم هم همچون مسلسل. باید بشر به فکر این باشد که آن چیزهائی که مقصد است و برای تربیت انسان است، برای آموزش انسان است، برای تعلیم انسان است، جهت به آن بدهد. اگر چنانچه دانشگاه ها جهت به آن داده نشود، همان دانشگاه هائی می شود که در بین بشر هست و از همان دانشگاه ها قوای مخربه بیرون می آید و اگر جهت به آن داده بشود، دانشگاه ها کاری می کنند که مسلسل ها نمی تواند بکند، خدمتی می توانند به بشر بکنند که هیچ کس دیگر نمی تواند اینقدر خدمت بکند. عمده آن جهتی است که طرف آن جهت رفته می شود و قرآن این را فرموده است اقراء باسم ربک الذی خلق قرائت کن، نه قرائت مطلق. بیاموز، نه آموزش مطلق. علم تحصیل کن، نه علم مطلق و تحصیل مطلق؛ علم جهت دار، آموزش جهت دار. جهت، اسم رب است، توجه به خداست، برای خدا برای خلق خدا. قلم ها اگر در دنیا برای خدا و برای خلق خدا به کار بیفتند مسلسل ها کنار می رود و اگر برای خدا و برای خلق خدا نباشد مسلسل ساز می شود. ابزار کوبنده انسان با دست قلم دارها و با دست علمائی که در همه دانشگاه ها هستند، با دست آنها وجود پیدا کرده است و همه ترقیات بشر هم با دست علما و بیان و قلم علما وجود پیدا کرده است. کوشش کنید که در این آموزشی که به مردم می دهید جهت دار باشد. در کلاس هائی که جوان ها یا سالخوردگان برای آموزش می آیند، همانطوری که سواد را به آنها یاد می دهید و همانطوری که نوشتن و خواندن را بر آنها یاد می دهید جهت هم به آنها بدهید که برای خدا بخوانند و برای خدا بنویسند. برای خدمت به خلق و برای خدمت به خدا و برای خدمت به اسلام.
باید آموزش و پرورش مردم توأم باشد. پرورش، پرورش انسانی، پرورشی که به درد انسان برسد، آموزشی که برای انسان باشد، جهت دار باشد، اسم رب در آن باشد، توجه به خدا باشد. باید تمام کلاس هائی که در سرتاسر کشور انشاء الله وجود پیدا می کند و شما آقایان و کسان دیگری که در خدمت یک همچو امر بزرگی هستید و متکفل یک همچو عبادت بزرگی هستید توجه داشته باشید که آموزگاران را جهت به آنها بدهید، توجه به خدا بدهید، علمشان برای خدا باشد، برای اطاعت خدا. خدای تبارک و تعالی علم را یکی از عبادات بزرگ قرار داده است اگر چنانچه جهت داشته باشد، جهت هم همان است که اقراء باسم ربک. در هیچ ملتی مثل ملت اسلام از علم توصیف نکرده است، قرآن کریم در جاهای زیاد از علم و از عالم و توجه به علم توصیف فرموده است و در کم جائی از آهن صحبت کرده است، آنجا هم که از آهن صحبت می کند منافع ناس درنظر گرفته شده است انزلنا الحدید فیه باس شدید باس شدید دارد و منافع برای ناس. اگر منافع برای ناس نداشته باشد و در خدمت ابرقدرت هائی که می بینید داشته باشد آهن هیچ ارزش ندارد و اگر آهن در خدمت نفع مردم باشد، منافع مردم باشد، ارزشش بسیار زیاد است. همانطوری که قلم ارزش دارد، آهن هم ارزش دارد و همه چیز ارزش دارد. ارزش همه چیز به آن چیزی است که برای او انسان می کند. نماز هم که انسان می خواند ارزشش به آن نیتی است که به آن نیت وارد نماز می شود ای چه بسا نمازگزارانی که نمازشان در جهنم وارد می شود وقتی است که ارائه بخواهند بدهند به مردم و چه بسا نمازگزارانی که نمازشان در جهنم وارد می شود وقتی است که ارائه بدهند به مردم و چه بسا برای خدا عمل می کنند، سربازهائی که برای خدا عمل می کنند، پاسدارانی که برای خدا خدمت می کنند، ارزش آنها از نماز هم بیشتر است، ارزش مسلسل آنها از قلم هم در آنوقت بیشتر خواهد شد. توجه کنید که آموزش بدهید و در ضمن آموزش تربیت کنید. باسم ربک اختصاص این اسم که رب است برای اینکه توجه به تربیت را بدهد به مردم که باید قرائت کنید و به اسم رب برای تربیت بشر قرائت کنید، قلم به دست بگیرید برای تربیت بشر، آنقدری که بشر از قلم های صحیح نفع برده است از چیزی دیگر نبرده است و آنقدر که ضرر کشیده است، از چیزهای دیگر ضرر نبرده است. قلم ها و بیان ها با مغزهای مردم رابطه دارند. اگر قلم ها و بیان ها و علم ها و تعلیم ها و آموزش ها برای خدا باشد، مغزها را الهی تربیت می کنند و اگر چنانچه بر خلاف این باشد، مغزها، مغزهای غرورمند، مغزهای طاغوتی از آن پیدا می شود. من از همه ملت ایران می خواهم که در این امر بزرگ و این امر حیاتی کمک کنند، در روستاها که آقایان می روند، اقبال کنند کسانی که سواد ندارند، وارد بشوند برای سوادآموزی طلب العلم فریضه خدای تبارک و تعالی به وسیله نبی اکرم فرموده است. بنابراین حدیث که طلب علم فریضه است و در بعض از روایات فریضه علی کل مسلم و مسلمه برای همه زن ها و مردها فریضه است. با علم است که انسان می تواند تأمین سعادت دنیا و آخرت را بکند، با آموزش است که انسان می تواند تربیت کند جوان ها را به طوری که مصالح دنیا و آخرت خودشان را خودشان حفظ کنند. اگر کشور ما علم را بیاموزد، ادب را بیاموزد، جهت یابی علم و عمل را بیاموزد،
هیچ قدرتی نمی تواند بر او حکومت کند. تمام گرفتاری هائی که ما در این طول مدت تاریخ داشتیم بهره برداری از جهالت مردم بوده است. جهالت مردم را آلت دست قرار دادند و برخلاف مصالح خودشان تجهیز کردند. اگر علم داشتند، علم جهت دار داشتند، ممکن نبود که مخربین بتوانند آنها را به یک جهتی که برخلاف آن مسیری است که مسیر خود ملت است تجهیز کنند. علم و سواد است با آن جهتی که باید به او توجه کرد که می تواند ملت را از همه گرفتاری ها نجات بدهد و نمی توانند کسانی که خواهند این نهضت را، این نهضت اسلامی را می خواهند به خلل برسانند و توانند ببینند که اسلام در این مملکت پیاده دارد می شود. این علم است که می تواند جلوی این فسادها را بگیرد. اگر ملت ما علم را، آن علم جهت دار را یاد بگیرند، تربیت بشوند، در مقابل علم، در پهلوی علم هم تربیت باشد تربیت دینی، تربیت الهی، تربیت انسانی و هم علم، اگر این دو حربه در دست شما باشد، کسی نمی تواند به شما تعدی کند، کسی نمی تواند استبداد را برگرداند و اگر این علم نباشد مردم را توجیه کنند به جائی که باز هم آن مسائل سابق برگردد و آن استبداد سابق و آن وابستگی های سابق. شما سوادآموزان در تمام کشور بدانید که یک خدمتی دارید به این انسان می کنید که بالاترین خدمت هاست و روستائیان و سایر قشرهای بی سواد بدانند که این خدمت، خدمتی است که باید آنها به جان و دل قبول کنند و اینطور که گمان کنند ما نمی توانیم، اینطور نیست، هر انسانی می تواند سوادآموزی کند و می تواند انسان بشود. علم از مهد تا لحد، از بچگی تا نزدیک مردن. دنیا باید با علم و با علم جهت دار اداره بشود. پیرمرد و پیرزن هم می توانند آموزش ببینند، می توانند تحصیل کنند مأیوس از خودشان نباشند. جوان ها، پیرها، بچه ها، روستائی ها، شهری ها همه باید کمک کنند و این امر مهمی که تمدن شما، اسلام شما، انسانیت شما و همه چیز شما تابع اوست و بسته به اوست، تربیت کنید اینها را و همه چیز بسته به اوست همه باید کمک کنند و همه با هم انشاء الله سال دیگر اگر من باشم، ببینم که سوادآموزی به طور چشمگیری پیش رفته است و اگر نباشم خود شما ببینید. خداوند انشاء الله به همه شما توفیق بدهد و به همه ملت ما توفیق بدهد که هم علم را یاد بگیرند و هم جهت علم را و هم مسلسل را برای آرامش دنیا به دست بگیرند و هم تربیت نظامی را.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.