0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM

بیانات امام خمینی در جمع راهپیمایان کفن پوش کورانده و دانش آموزان دبیرستان الفتح نهاوند

تاریخ: 1358/09/29

 

قیام برای خدا شکست ندارد

بسم الله الرحمن الرحیم
از همه آقایان محترم، برادرهای عزیزم که از اطراف، پای پیاده آمدید تشکر می کنیم. ملتی که اینطور تحول پیدا کرده است که در سرمای این راه ها، با رنج، جوان هایش پیاده می آیند و غسل شهادت می کنند و پیشقدم برای شهادت هستند، پیروزند. شما جوانان پیروزید انشاءالله و آنها که گمان می کنند که با یک تروری، با یک راه انداختن ناراحتی هائی می توانند این ملت را از راه خودش منحرف کنند اشتباه می کنند.
ملت ما بیدار شده است و قیام کرده است و قیام برای خدا، کسی که قیام برای خدا کرده است این شکست ندارد و کشته شدن بعضی افراد هر چه هم شخصیتی باشد، در روحیه ملت ما تأثیر بد ندارد بلکه بیشتر تهییج می کند. ملت ما ملتی است که می خواهد کار بکند، دانشجوئی که برای خدا می خواهد این نهضت را برساند به آخر، کشاورزی که برای خدا این نهضت را به آخر برساند هر چه هم با او مقابله کنند، هر چند ناراحتی ایجاد کنند و هر چه هم جار و جنجال کنند دشمن هاشان، فایده برای آنها ندارند اینها بیشتر به میدان می آیند. عمده این است که راه، راه خداست و اسلام است و جوان های ما این راه اسلامی را رفته اند و مثل سابق دیگر نیستند که از یک تشر دولت، از یک پاسبان وحشت داشته باشند، اینها دیگر از هیچ چیز ترس ندارند، چنانچه در خیابان ها رفتند و در پشت بام ها رفتند و مقابله کردند با دشمن ها، مقابله کردند با توپ و تانک و پیش بردند و از این به بعد هم انشاءالله پیش می برند.
 

شما نهضت تان برای خدا بوده است

لکن دو شرط در پیشرفت هست. یک شرط این است که برای خدا باشد، اگر چنانچه یک قیامی برای خدا باشد خدای تبارک و تعالی کمک می کند. از کمی جمعیت نترسید، ولی بحمدالله جمعیت هاتان زیاد است. در صدر اسلام یک جمعیت سی هزاری به دو تا امپراطوری که به همه جهازهای سلاحی مجهز بودند و یکی شان هفتصد هزار نفر یا هشتصد هزار نفر نظامی مجهز به جنگ آورده بود، اینها با سی هزار نفر غلبه کردند. یکی از سردارهای اسلام آنوقت گفت که شصت هزار نفر

صحیفه نور جلد 11 صفحه 62

جلو آمدند پیشاهنگند از دشمن و دنبال آنها هم هشتصد یا هفتصد هزار نفر دشمن هست، ما اگر یک ضربه ای به اینها نزنیم اینها جری می شوند. این سردار گفت که سی نفر همراه من بیاید شب می رویم و به این شصت هزار نفر شبیخون می زنیم، سی عدد. تمام لشگرشان هزار نفر بود گفتند که آخر شصت هزار نفر هم آدم مقابل دو هزار نفر نمی شود. بالاخره راضی اش کردند این را که شصت نفر ببرد، هر آدم مقابل هزار نفر. شب، شبیخون زدند و تار و مارشان کردند، شکست شان دادند، شکستی که بعد منتهی شد به اینکه آن لشکر بعد را هم اینها شکست دادند.
چه بود که شصت نفر آدم، شصت هزار نفر آدم را، شصت نفر آدمی که مجهز به آن جهازها نبودند، شصت هزار آدم را که به آن جهازها مجهز بودند شکست دادند. برای این بود که اینها یافته بودند این مطلب را که ما اگر کشته بشویم به شهادت می رسیم. با این روحیه قوی، که ما بکشیم سعادتمندیم، کشته بشویم هم سعادتمندیم، با این روحیه قوی با همچو روحیه ای پیش رفتند و شکست دادند. در عین حالی که لشکر اسلام در آنوقت یک لشکر بسیار ضعیفی از حیث قوای مادی، و تجهیزات جنگی هم نداشتند، هر چند نفرشان گاهی یک شمشیر، یک شتر، اسب کم و گاهی وقت ها یک روز، یک شبانه روز را با یک خرما یک نفر آدم زندگی می کرد و در یک نقلی هست که در یک جنگی یک خرما را این می گذاشت دهن خودش یک قدری شیرین می شد، می داد به رفیق خودش، او می داد به رفیقش، او به رفیقش، او می داد، او می داد تا آخر، اما روحیه قوی بود. قدرت روحی، آن قدرت روحی است که انسان را پیروز می کند، هر چه تجهیزاتشان زیاد باشد و هر چه هی عیش و نوش داشته باشند، روحیه شان ضعیف است. ملت ما الان روحیه قوی است. بحمدالله در این کشاورزهای ما، این دانشجوهای ما، این طلاب علوم دینیه ما و امثال اینها آنطور نیست که مشغول عیش و نوش باشند. عیش و نوش پیش آنها - چیز نیست مطرح نیست، دلشان قوی است، زندگی شان در اینجا هر چه می خواهد باشد طرف های ما اینطور هستند که در عیش و نوش هستند. دشمن های ما می خواهند برای دنیا بزنند، شما برای خدا می خواهید جنگ بکنید یا نهضت تان برای خدا بوده است، آنها برای دنیا بوده. این دو تا فرق، فرق بین این دو تا خیلی زیاد است که یک دسته ای برای خدا قیام کنند، یک دسته ای برای دنیا. آن که برای دنیاست تا ببیند شاید دنیایش متزلزل می شود فرار کند. آن که برای خداست تا آخر هم فرار نمی کند. در این جنگ هائی که از صدر اسلام واقع شده یک امور آموزنده است، خیلی امور آموزنده برای ماهاست. در یکی از افرادی که به حسب تاریخ یک فرد با یک فرد دیگری مقابل شده بود، آن طرف که دشمن بود نیزه را زد به سینه یا شکم این مسلمان از آن طرف بیرون و او توی این نیزه دوید و او را کشت، یعنی نیزه تو شکمش بود فشار داد و همان تو نیزه آمد اینجا رسید و او را کشت. در یک جنگ قلعه ای که قلعه داشتند آنها، مسلمین بیرون قلعه بودند و آنها در داخل قلعه می خواستند این می خواستند اینها فتح کنند آن قلعه را، راه نبود درها بسته در و دیوارها بلند، یکی شان داوطلب شد که من روی سپر می نشینم و سپر و نیزه ها را بگذارید زیرش و بلند کنید تا من برسم به دیوار، من می روم تو این قلعه و راه را باز می کنم. همین کار را کردند،

صحیفه نور جلد 11 صفحه 63

رفت آن طرف و در عین حالی که اهل قلعه هم، خوب، افرادی بودند، قلعه را باز کرد. وقتی روحیه قوی باشد، اعتماد به خدا داشته باشد، وقتی یک جمعیتی به خدا اعتماد داشته باشد این جمعیت پشتوانه اش خداست و جمعیتی که پشتوانه اش خداست شکست ندارد. یکی این است که باید همین روحیه را تقویت کرد. هرچه نصرت می خواهید دست اوست. گمان نکنید که ایران، ملت ایران خودش یک همچو قدرت بزرگی را، یک همچو قدرتی که همه هم دنبالش بودند خودش بدون تاییدات غیبی که شد شکست داد. ایران چه از بچه هاشان تا پیرمردشان و تا جوان هاشان، همه، همه قشرها با سلاح الله اکبر پیش می رفتند و می گفتند ما جمهوری اسلام را می خواهیم.
خدای تبارک و تعالی وضعی پیش آورد که دشمن های ما همچو ترسیدند که نتوانستند بمانند، دست به سلاح به آنطوری که می خواستند ببرند، نبردند یعنی یک مانع غیبی مانع شد از اینکه اینها مثلاً با آن سلاح هائی که داشتند بیایند همه تهران را، همه قم را و سایر جاها را بمباران کنند و آنها را همچو ترساند که این سلاح را به کار نتوانستند ببرند. از آن طرف وقتی که هجوم آورد به آنها، تمام قشرهائی که مادون آن طبقه اول فاسد بود پیوستند به ملت. اینها کارهائی بود که خدای تبارک و تعالی کرد که دشمن را برگرداند، دوست کرد و آنها هم که در راس بودند همچو خوفی در دلشان انداخت که دیگر نتوانستند مقابله کنند.
 

حافظ الهیت نهضت و وحدت کلمه باشید

این روحیه اسلامی اگر بخواهید و می خواهید که انشاءالله پیروز بشوید و مملکت تان مال خودتان باشد، شما تا حالا مملکت خودتان نبود، شما زحمت می کشیدید دیگران نفعش را می بردند، زحمت ها مال خودتان باشد، دیانت تان محفوظ، همه حیثیت مملکت تان محفوظ باشد، این جهت الهیتش را حفظ کنید، این خدائی بودن را حفظ کنید و مرتبه اجتماعتان را حفظ کنید این اختلافاتی که گاهی وقت ها مثلاً توی دهات پیدا شود، توی شهرستان می شود، وقتی بررسی کنید اختلافات سر چیزهای جزئی است که ارزش این ندارد که با آنها برای چیزهای جزئی اختلاف کنید که حالا زیاد هست برای ایجاد اختلاف، حالائی که از هر جهت مأیوسند و دیدند که قدم به قدم این ملت دارد پیش می رود نمی خواستند که این ملت پیش برود و این مرد خائن از ایران برود، تا بیرونش کردید، بعدش نمی خواستند که آن جانشین های فاسدش بیرون بروند، آن هم اقدام کردید تا بیرونش کردید، بعد هم نمی خواستند که این جمهوری اسلامی را مردم به آن رأی بدهند، اقدام کردید پیروز شدید، بعد هم نمی خواستند مجلس خبرگان پیدا بشود، باز هم رأی دادید تا پیروز شدید، بعد هم نمی خواستند که قانون اساسی را مردم رأی بدهند، باز هم رأی دادید تا پیروز شدید.
اینها می بینند شما در هر قدم پیروزی با شماست، هر چه آنها جدیت می کنند و سمپاشی کنند در این ملت تأثیر ندارد حالائی که سمپاشی کردند و این بساط درست کردند، یک قشر بزرگی از ملت ما همه هم مسلمان هستند و میل دارند که این اسلام در این عالم پیدا بشود، در این محیط پیدا بشود، بعد بازیشان دادند که آنها قهر کنند و رأی ندادند، در عین حال شانزده میلیون رأی دادند به این قانون

صحیفه نور جلد 11 صفحه 64

اساسی شانزده میلیون معنایش آن است که آن مقداری که حق داشتند رأی دادند یک عده کمی هم رأی خلاف دادند، صد نود رأی، شاید یک قدری بیشتر. اینها می بینند که همچو سنگر به سنگر اینها پیش می برند و آنها خالی می کنند سنگر را. چه بکنند؟ حالا شخصیت ها را ترور کنند، خیال می کنند، در عین حالی که دیدند یک شخصیتی که ترور می کنند سرتاسر ایران تظاهر می کنند و قوی تر می شود معذلک از بی عقلی شان باز این کار را انجام می دهند. الان در ترور مرحوم آقای مفتح رحمةالله علیه می بینیم که باز مردم به هیجان آمدند. اینها از اموری است که خدا وسیله اش را فراهم می کند منتها اینها خیال می کنند که اگر این کار بشود دیگر این ملت عقب می نشیند. ملت از چی چی می ترسد، ملت ترس دیگر ندارد. لکن این دو جهت را حفظ کنید، برادر باشید، در دهات هوشیار باشید که این اشخاص فاسد خصوصاً در آن طرف های شما، این اشخاص فاسد نیایند بین شما و برادرهاتان فتنه کنند، که هر کس آمد یک کاری می خواهد بکند با برادرانتان که بینتان اختلاف بیندازد، این از همان هائی است که می خواهد این نهضت پیش نرود. با برادرانتان دوست باشید. شما همه اهل یک مذهب، یک دین، اهل یک کتاب، برای خاطر یک امر جزئی دنیا نباید انسان برادرش را، قوت ایمانش را از دست بدهد، خصوصاً در یک همچو چیزی که دشمن پشت سر ما ایستاده است. انشاءالله خداوند همه تان را حفظ کند و موفق باشید.
والسلام علیکم و رحمةالله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها