پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 9:07 AM
تاریخ: 1358/08/26
بسم الله الرحمن الرحیم
از اصفهان شکایات زیاد هست حتی همین دیروز یا پریشب یک کاغذی از آقای خادمی آمده بود و تعبیر ایشان در آن کاغذ این بود که در اطراف اصفهان مشغول غارت کردن مردمند این تعبیر ایشان است.
آقایان هم یک دسته می آیند اینجا، یک جمعیت زیادی آمدند اینجا، بعد هم نماینده ایشان آمدند اینجا، من گفتم که من از وضع آنجاهائی که مشغولند برای خدمت اطلاعی ندارم که دقیقاً بتوانم بگویم که در کجا مطلب چه جور واقع می شود، من گرفتاریم زیاد است و نمی توانم هم به همه مسائل مطلع بشوم، لکن من وظیفه ام هست که آقایان را متوجه کنم به این مطلب و آن این است که امروز که جمهوری اسلامی است و همه جناح ها در زیر پرچم اسلام مشغول انجام وظیفه هستند اگر خدای نخواسته یک مطلبی برخلاف مقاصد اسلامی واقع بشود، این نه اینکه ضرر به همان کسی که این کار را انجام می دهد می خورد، این ضرر به مثلاً اگر در پاسبان ها اینطور، پاسدار اینطور باشد این ضرر به اصل پاسدارهای جمهوری اسلامی می خورد، از آنجا هم یک قدم بالاتر می رود، به جمهوری اسلامی لطمه وارد می شود، از آنجا هم آنهائی که با اسلام مخالفند می گویند که این رژیم همان رژیم است، به مردم می گویند دیدید، خوب از دست یک ظلمی شما رها شدید به دست یک ظلم دیگر یا ظالم دیگر مبتلا شدید. این در آن زمان اگر هر چه برای مان واقع می شد، بر ما واقع می شد، بر اسلام واقع نمی شد، اسلام از آن نتیجه هم می برد، لکن امروز که جمهوری اسلامی است و به اسم اسلام هر کس مشغول کاری هست، اگر چنانچه یک خطائی واقع بشود، یک اشتباهی واقع بشود یا خدای نخواسته یک عمدی پیدا بشود، امروز پای اسلام حساب می شود، آنها هم که بخواهند فضولی کنند و قلم های مسمومی که در داخل و خارج الان مشغول توطئه هستند و می بینند که منابع خودشان و اربابانشان از دست رفته و باید یک فکری بکنند که اوضاع را منقلب کنند، آنها مشغول این هستند که یک چیزی ببینند آن را اضافه کنند و آنقدر که می توانند باد بزنند به آن تا این نهضت را لکه دار کنند.
از این جهت وظیفه هر کسی که در هر جا مشغول خدمتی است، در رأس همه خدمت ها این است که موازین اسلامی را حفظ بکنند. اگر بنا شد که مثلاً پاسدار اسلامی موازین اسلامی را حفظ نکند، این مثل این است که روحانی اسلامی موازین اسلام را حفظ نکند. همانطوری که اگر روحانی اسلامی موازین اسلامی را حفظ نکند، آن به اسلام صدمه وارد می شود، این هم وقتی الان شده است جزء دستگاه اسلام، جزو بنگاه اسلام، اگر بنا باشد که یک وقت خدای نخواسته صدای مردم درآید از اینها، بگویند که اینها مثل سابق بودند، آنها هم که غرض دارند همین مسائل مطبوعات خارجی و در بوق هاشان بلند کنند که اینها دارند چه می کنند و چه می کنند و مسائل، مسائل کمونیستی است، نه مسائل اسلامی. آنوقت آنها هم بگویند که اسلام هم این است، فرقی ندارد، یک دسته هم که خودشان را به اسم اسلام شناسی جا زدند، اینها هم همان مسائل را به اسم اسلام درست بکنند، این پوسیدگی است که از باطن برای نهضت پیدا می شود که شما هر چه ظاهرش را خیلی پر سر و صدا درست کنید، تزیین کنید، یک وقت مطلع می شوید که از باطنش پوسید و رفت از بین. همانطور که گفتم که مثل یک خربزه می ماند که خیلی هم به آن خدمت بکنید، خیلی هم کارهایش را درست بکنید، لکن در باطنش یک کرمی است که آن کرم دارد خرابش می کند، بعد هم خربزه را می کنید می بینید خربزه کرم زده است. کاری نباید بکنند، همه قشرهائی که الان مشغول خدمتند، قشر روحانی که مشغول خدمت است و مثلاً دادگاه ها و اینها، قشر پاسدارها، قشر نظامی ها، ارتشی ها، اینهائی که همه الان در خدمت اسلام و برای اسلام مشغولند، اینها کاری نکنند که ما به دست خودمان اسلام را از پا درآوریم، اسلام را در نظر خارج و داخل جوری جلوه بدهیم که برخلاف آنی است که هست، عدالت در کار نباشد، موازین در کار نباشد، یک برنامه اسلامی در کار نباشد، هرج و مرج و هر کی هر کاری دلش می خواهد بکند. آنکه من به حسب کلی باید بگویم و همه را تنبه بدهم این است که نباید در هر امری هی قدرت نمائی بشود. باید همه قشرهائی که مشغول برای خدمتند و خودشان هم می گویند برای اسلام است، باید گوششان به این باشد که اسلام چه می گوید ما هم به تبع او باشیم. اما من چه می فهمم و از اسلام خودم می خواهم بفهمم، این میزان نیست. هر مسأله ای، هر مطلبی کارشناس دارد. اگر یک مریضی بگوید که من چه کار دارم به نسخه، من خودم می خواهم خودم را معالجه کنم، این می میرد. مریض که بخواهد سر خود، خودش را علاج کند این منتهی به مردنش می شود. اگر بنا باشد که کارشناس های اسلام را ما کاری به آنها نداشته باشیم، آنهائی که می دانند به قواعد اسلام چه جور باید عمل کرد، آنها را ما کاری نداشته باشیم، خودمان هر چه به نظرمان رسید یا فرض کنید که آنهائی که از خارج الهام می گیرند، از کمونیست ها و از مارکسیست ها الهام می گیرند، آنها هم نفوذ کنند در بین ما و هر طوری که آنها می خواهند عمل کنند، ما یک وقت بفهمیم که اسلام را می خواهند با مارکسیستی منطبق کنند، این است که خطر برای اسلام دارد. این خطر را باید همه تان توجه کنید به آن و با جدیت این خطر را رفعش بکنید، شکست از دشمن اهمیتی ندارد.
اگر آمریکا بریزد و ما را از بین ببرد، من به نظرم خیلی چیزی نیست، البته عظیم است اما از او عظیمتر شکست در مکتب است. شما مکتبی که دارید، جوری عمل به آن بکنیم، نمایشش بدهیم که در خارج ملت ها، و قلم هایمان به آن باد بزنند - عرض می کنم - هیاهو درست کنند و مکتب ما را شکست بدهند که ما نتوانستیم یا مکتب اسلام هم همین است که آنها می گویند. خوب الان یک دسته ای هستند که اینطور تأویل و تفسیر می کنند و اسلام را می خواهند بد نام کنند، اینها نمی دانند که آن چیزی که نمی دانند، این است که در اروپا شکست خوده آن مسأله و تفاله ای که در اروپا کنارش ریختند، در خارج کنارش ریختند، اینها آمدند حالا در ایران و - عرض می کنم - در ممالک اسلامی می خواهند یک سر و صورتی به آن بدهند. حالا که نمی دانند این را، اینها چون مطلع از اسلام و از برنامه های اسلام و از وضع اسلام نیستند، خودسر هر کدام هر کار دلشان می خواهد بکنند. از هر کدام بپرسید که چه، می گوید خوب ما انقلاب کردیم، خیال می کنند انقلاب کردیم یعنی هرج و مرج باشد. انقلاب که هرج و مرج نیست. البته لازمه هر انقلابی یک مفاسدی هست، اما آنهائی که متعهد هستند به این انقلاب و اعتقادشان این است که منقلب کردیم یک رژیم ظالم را به یک رژیم عادل، باید همه قشرها روی موازین عدل اسلامی رفتار کنند و هر کس خودش سر خود نباشد که هر چه دلش بخواهد بکند.
حالا من به عده ای که حالا آمده بودند و از رؤسای پاسدارها بودند، اینجا بودند، به آنها گفتم که بروند در تهران و با آن آقایانی که آنجا هستند یک جلسه ای قرار بدهند و مشورتی بکنند و یک راهی درست کنند که همه جا روی یک موازین عقلائی و روی موازین اسلامی عمل بشود و اگر چنانچه اینطور عمل بشود، من امیدوارم که انشاءالله پیروز بشویم و همه را، همه کارهامان اصلاح بشود.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.