0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:04 AM

بیانات امام خمینی در دیدار با دانشجویان دانشکده علوم و ادبیات

تاریخ: 1358/08/11

 

تبلیغات دامنه دار اجانب در وابسته نمودن شرق به کشورهای غربی

بسم الله الرحمن الرحیم
من یک جمله با آقایان صحبت کنم، بعد هم، ما باید زحمت بکشیم تا در همه جناح ها خودکفا باشیم. امکان ندارد که استقلال به دست بیاید، قبل از اینکه استقلال اقتصادی داشته باشیم. اگر ما بنا باشد که در اقتصاد احتیاج داشته باشیم، در چیزهای دیگر هم وابسته خواهیم شد و همین طور اگر در فرهنگ ما وابستگی داشته باشیم، در اساس مسائل وابستگی پیدا می کنیم.
مع الاسف تبلیغاتی که در طول تاریخ باید بگوئیم شده است از آنوقتی که این خارجی ها راه پیدا کردند به کشورهای شرقی، تبلیغاتی که شده است اسباب این شده است که شرقی ها این گمان را پیدا کردند که هر چه کمال است در غرب است و این اسباب این شده است که خودشان را بکلی در مقابل غرب و در مقابل شرقی که نظیر اوست و در مقابل آمریکا و اینها باختند خودشان را شرقیین. در هر جناحی که می روید می بینید که در آن جناح صحبت هی از غرب است، صحبت هی از خارج است.
اگر یک دوائی در اینجا، در خود ایران هم پیدا بشود، باز به عشق دوای خارج به خورد ایرانی ها می دهند. اگر یک پارچه خوبی هم ایران خودش تهیه کند و ببافد، باز باید با اسم فاستونی انگلیسی به مردم بفروشند. هر چیزی را که شما بروید سراغش می بینید که هی صحبت از این است که - باید ما از آنها - باید از آنجا بیاید. از گویندگان سابق که حالا مرده است و آنوقت یا بعضی وقت ها رئیس مجلس بود یا در مجلس سنا بود گفته بود که نه، ما اصلش باید همه چیزمان را انگلیسی کنیم. آن از خدمتگزارهای انگلیس بود. این معنا که با تبلیغات دامنه دار وابسته های به آنها و خود آنها در ایران منتشر شده است، اسباب این شده است که ما دیگر به خودمان اعتماد نکنیم، استنادمان به خارج باشد، استقلال فکری و مغزی نداشته باشیم.
 

اگر شما بخواهید استقلال و آزادی واقعی پیدا بکنید، باید کاری کنید که در همه چیز خودکفا باشید

اگر ما بخواهیم مستقل باشیم، باید از همه جهات خودمان را مستغنی کنیم و از حالا در صددش برآئیم از حالا باید، حالائی که مملکت شده است مال خودتان و دست اجانب کوتاه شده است و امید

صحیفه نور جلد 10 صفحه 106

است تا آخر کوتاه باشد و این خیانتکارها هم رفتند و این ریشه های گندیده شان مانده است.
ما باید این مملکت که مال خومان شده است حالا، مثل خانه خودمان باید خدمت کنیم و از الان در صدد این برآییم که خودمان را مستغنی کنیم از این غرب و شرق. شما این را بدانید که غرب و شرق به ما بلکه به غرب و شرق آن بالاها و به این شرقی که ما در آن زندگی می کنیم، به ممالک اسلامی، اینها هیچ ابداً یک منفعت صحیحی نمی دهند، هر چه به ما بدهند چیزهائی است که یا به درد خودشان دیگر نمی خورد و به ما می دهند و یا اینکه به صورت، یک چیزی را می دهند که به درد ما دیگر نخورد.
اگر چنانچه به ما از علوم خودشان فرض کنید یک چیزی بدهند، یک چیزی که به درد ما درست نخورد می دهند. اگر این جوان های ما بروند در آنجا، در مدارس آنجا تحصیل کنند، آن تحصیلی را - که به جوان های - و آن علمی را که به جوان های ما یاد می دهند، این در آن مدارس استعماری است. مدارس خودشان، آن مدارسی که برای خودشان است، غیر آن مدارسی است که برای دنیای سوم است. آنها دنیای سوم را یک چیز دیگر می دانند، برای انسان دنیای سوم اصلش چیزی قائل نیستند، اصلش برای انسان های دنیای سوم هیچ حیثیتی قائل نیستند بلکه شاید حیواناتی که در آنجا زندگی می کنند عنایت آنها به آنها بیشتر از انسانی است که در اینجا زندگی می کند، دوائی که در آنجا استعمالش ممنوع است در اینجا استعمالش مجاز است، می فرستند در دنیای سوم، طبیبی که در آنجا طبابتش ممنوع است، می فرستند او را اینجا و اینجا طبابتش مجاز.
این طبیب هائی که آنجا درس می خوانند، آنها را - اجازه - بسیاری شان را اجازه این نمی دهند که در آنجائی که تصدیق هم به او دادند و دیپلم هم به او دادند، همه تصدیق ها را دادند به او اما مشروط به این است که تو بروی در محل خودت طبابت بکنی، اینجا حق نداری طبابت بکنی، برای اینکه وضع آن چیزی که برای ممالک به نظر آنها استعماری، برای دنیای سوم که برایش هیچ حیثیت قائل نیستند، همه چیزهائی که آنها برای خودشان می خواهند برای ما نمی خواهند، برای ما یک چیز دیگر می دهند. این را من سابق هم گفتم که ما در پاریس که بودیم، از این جوان هائی که در آلمان مشغول تحصیل بودند آمدند پیش ما و گفتند که ما در اینجا که تحصیل می کنیم، نمی گذارند ما بالا برویم، در یک حد معینی ما را نگاه می دارند نمی گذارند که ما مرتبه بالا برویم. مع الاسف در همین دانشگاه های ما هم راه پیدا کرده بودند و نمی گذاشتند آن رشدی که باید جوان های ما ببینند بکنند و بعضی از این اساتید دانشگاه و اینها وابسته بودند و مأمور بودند به اینکه نگذارند اینها یک رشد صحیحی بکنند. اگر شما بخواهید استقلال پیدا بکنید و آزادی حقیقی پیدا بکنید، باید کاری بکنید که در همه چیز خود کفا باشید، مستغنی باشید. کشاورز باید کاری بکند که دیگر ما احتیاج گندمی به خارج نداشته باشیم، دانشگاهی باید کاری بکند که ما در طبابت دیگر احتیاج به خارج نداشته باشیم، در مهندسی احتیاج به خارج نداشته باشیم.
 

رژیم منحوس پهلوی عامل عقب ماندگی کشور

این بی انصاف ها در آن رژیم سابق آنطور می خواستند ما را عقب مانده نمایش بدهند و به

صحیفه نور جلد 10 صفحه 107

خودمان حالی کنند که اسفالت هم وقتی می خواستند بکنند از خارج می آوردند، اگر می خواستند جاده سازی بکنند، یک اسفالت بکنند، یک بنائی درست کنند، یک راهی درست کنند، هر چه، می گفتند متخصص باید از خارج باشد. نه اینکه اینجا نبود، هست اینجا، لکن اینها می خواستند جوری بکنند که ما همه چیزمان را ببازیم و وابسته به غیر باشیم. هر چیزی را اینها می گفتند باید ما از خارج وارد کنیم. هی با فلان شرکت، با فلان شرکت خارجی، با فلان شرکت خارجی پیمان و چیز می بستند و راهسازی را به آنها می دادند و راهسازها یا کنار باید بنشینند، عمله ها باید یک چیز جزئی بکنند و مهندسین آنها با حقوق های فلان و فلان آقائی و فرمانفرمائی بر ما حکومت بکنند و ما را یک دسته، مملکت ما را یک دسته وابسته بکنند و عمله و پائین و اینطور نمایش می دادند و هر چه از خارج می آمد، یک مهندسی از خارج می آمد، یک مهندسی از خارج می آوردند که مهندسین خود شما بهتر از آنها بود لکن او را می آوردند با صد هزار تومان یا کمتر یا بیشتر می آوردند به او می دادند و اینهائی که از او هم بهتر بودند زیر دست او قرار می گرفتند.
وضع مملکت ما در این مدت و خصوصاً در این پنجاه سال اخیر یک همچو وضعی شده بود و ما باید از این، خارج کنیم خودمان را. ما اگر بخواهیم که یک مملکت مستقل باشیم باید همه چیز، در همه چیزمان جدیت کنیم که خودکفا باشیم، مریض ما دیگر خارج نرود، چیزهائی که ما خودمان می توانیم درست کنیم خودمان درست کنیم و هر چیز را می توانید در صدد برآئید. وقتی انسان باشد می تواند درست کند، می تواند همچو کاری را بکند لکن وضع را اینطوری به بار آورده بودند که ما باورمان آمده بود که چیزی نداریم، ما چیزی نمی دانیم باید ما از خارج بگیریم، باید همه چیز از خارج بگیریم. و اگر واقعاً اینطوری است که یک مصیبتی است و اگر اینطور نیست و ما را اینطور تربیت کردند که باورمان بیاید، این هم یک مصیبت دیگری است.
 

باید دانشگاه افرادی را تربیت کند که احتیاج را از خارج سلب کند

باید دانشگاه جدیت کند به اینکه افرادی را همچو بار بیاورد که، همچو تربیت و تعلیم بکند که احتیاج را از خارج سلب کند، طبیبش طبیب خودمان باشد و ما احتیاج نداشته باشیم به طبیب خارج یا رفتن به خارج، وقتی می خواهد یک لوزه ای عمل کند، در رژیم سابق لوزه یکی از بچه هایش - نمی دانم - یا از بستگانش می خواست عمل کند از اروپا می آورد که لوزه اش را عمل کنند.
یک همچو وضعی را می خواستند به ما و به دنیا اینطور نمایش بدهند که ما یک طبیب لوزه عمل کن نداریم، اینطور می خواستند ما را در خارج نمایش بدهند یا مامور بودند که اینطور بکنند که ما را یک مردمی که اصلاً هیچ از هیچ چیز اطلاع نداریم، مملکت ما اسفالت هم نمی تواند درست کند، یک راهسازی هم نمی تواند بکند، مملکت ما یک بنا هم نمی تواند درست کند. بناهای شهر، همین مدرسه فیضیه که ملاحظه می کنید و در این دری که از مدرسه فیضیه وارد می شوند به صحن، یک حاشیه ای آن بالا دارد با یک نقشی (آنوقت ها که من دیدم، حالا که مدت هاست من ندیده ام) تا آخر

صحیفه نور جلد 10 صفحه 108

کاشیکاری، آنوقت که ما قم بودیم در سی سال، چهل سال پیش که ما اینجا بودیم و نرفته بودیم بیرون، این بساط نبود. برای من نقل کرده بودند که یکی از متخصصین خارجی آمدند و این را دیدند گفتند این دیگر قابل این نیست که کسی بتواند مثل این درست کند برای اینکه این رنگ آمیزی که در آن شده، هر یک از این رنگ ها یک مقدار حرارت خاصی می خواست و چون این مقدار حرارت خاص می خواهد که زیادیش می برد و کمی اش نمی رساند او را و اینها پهلوی هم که اینها را که گذاشتند، اینها اینطوری هست، نمی توانیم دیگر ما درست کنیم. اساتید ما اینطور بودند، بناهای ما، کاشیکاری ما اینطور بوده که آنها تصدیق می کردند که ما نداریم مثل این را. طب ما را در اروپا تا حالا هم شاید طب ابوعلی را و رازی را، حالا هم شاید تدریس بکنند. مع الاسف ما آنها را کنار گذاشتیم، مفاخر خودمان را کنار گذاشتیم چسبیدیم به آنها. تا ما از این وابستگی درنیائیم، امید اینکه برای ما یک استقلال صحیحی، یک مملکتی که بتوانیم به آن بگوئیم که یک مملکت مستقل است نباید داشته باشیم.
شما جوان ها، شمایی که جوان ها را تربیت کنید در صدد این باشید که اولاً مغزهای ما را، آنها را از این چیزی که پر کردند از آنها، این مغزهائی که پر شده است از اینکه مغز شرقی را برداشتند جایش مغز غربی گذاشتند، شستشو کنید و به آنها حالی کنید که شما خودتان مفاخر داشتید، خودتان فرهنگ دارید، خودتان همه چیز دارید. به آنها حالی کنید که باید خودتان هر کاری بکنید. ما اگر خودمان یک امر ناقص هم داشته باشیم، بهتر از این است که پیش دشمن مان دست دراز کنیم و یک امر کامل از آنها بگیریم. من متأسفم از اینکه ما پیش دشمن هامان باید برویم و اظهار احتیاج بکنیم. اگر باز احتیاج به یک ممالکی بود که دوست بودند به ما، خوب، روابط دوستانه بود اما ممالکی که امروز الان ملاحظه می کنید در انگلستان بختیار دشمن ایران را آنجا بردند و زیر پرچم خودشان حفظ کردند و - پلیس - آنجا در حمایت پلیس آنجا حفظ می شود و بر ضد ایران مقاله می نویسد و حرف می زند و اجتماعات درست می کند و اینها و اگر جوان های ما بخواهند یک چیزی بگویند، پلیس آنجا جلوشان را می گیرد و آن دشمن شماره یک ما را بردند در امریکا به اسم اینکه معالجه کنند (حالا یا معالجه می خواهند بکنند یا به اسم معالجه) بردند برای اینکه توطئه کنند. ما باز دست مان دراز کنیم پیش آمریکا بگوئیم گندم بده، یا پیش انگلستان بگوئیم چه بده؟!.
 

استقلال با وابستگی جمع نمی شود

من متأسفم واقعاً و همه متأسفند که ما باید احتیاج داشته باشیم به دشمن های خودمان. ما باید خودکفا باشیم. این را باید کشاورزی مان را همچو درست بکنیم، همه دست به هم بدهند، کشاورزها، دولت، اشخاصی دیگر که این کشاورزی به حدی برسد که ما بتوانیم صادر بکنیم مملکت ما صادر کننده بوده است و حالا ما گرفتار این معنا شدیم.

صحیفه نور جلد 10 صفحه 109


مملکت ما یک آذربایجانش اگر چنانچه درست کشاورزی بشود، یک خراسانش اگر درست کشاورزی بشود برایمان کافی است، مابقی اش باید صادر بکنیم. مع الاسف با اسم اصلاًحات ارضیه ما را به این روز نشاندند که می بینید و چیزهای دیگر ما هم همین طور. همه چیزمان باید مستقل بشود. استقلال با وابستگی جمع نمی شود. و ما فرهنگمان وابسته بشود استقلال نداریم، اقتصادمان وابسته بشود استقلال نداریم. اول باید آن مطلب را درستش کرد، استقلال فرهنگی، استقلال اقتصادی اول باید او را درستش کرد تا ما بتوانیم اسم خودمان را یک مملکت بگذاریم، یک مملکت مستقل بگذاریم.
 

اصلاح و اداره امور مملکت با تعلیم و تربیت صحیح نسل آینده

و من امیدوارم که جوان های ما، اساتید ما، اساتید دانشگاه ما، همه نویسندگان ما، روشنفکرهای ما همه بیدار بشوند، متوجه بشوند که غفلت ها شده است، تا حالا اغفال ها ما را کردند، مغزهای ما را عوض کردند. باید همه دست به هم بدهیم، نویسنده کمک کند به این نهضت، گوینده کمک کند به این نهضت، روزنامه ها کمک کنند به این نهضت، نه اینکه روزنامه ها را آدم ببیند، بعض روزنامه ها را گاهی من می بینم (به غیر این معروف ها) بعضی از آنها سر تا ته آن چیزهائی است که به حال این ملت مضر است. در بین همین روزنامه ها هم باز پیدا می شود اگر بخواهد یک، البته یک دسته ای هستند نمی خواهند، یک دسته منافعشان را به این دیدند که غربی ها به اینجا حکومت بکنند یا امثال این خائن ها بیایند سر کار، آنها نمی خواهند.
اما آنهائی که اینطور نیستند، آن دسته از نویسنده ها و روشنفکرها، از اساتید دانشگاه، از معلمین، از سایرین که اینطور نیستند و جوان ها که باز اینطور بلا اشکال نیستند، برای اینکه آنها در رژیم سابق کاری نداشتند تا آنطور بشوند، باید فکر این معنا باشند که ما خودمان انسانیم، ما خودمان فرهنگ داریم، ما خودمان می توانیم تربیت و تعلیم کنیم و می توانیم کار انجام بدهیم و مشغول بشویم. حالا اول وقت است، اولی است که دست این جنایتکارها کوتاه شده است از مملکت ما، آنها هم که ما را چاپیدند آنها هم حالا دستشان کوتاه شده، ما به فکر این باشیم که خودمان را درست بکنیم. اول مطلب این است که جوان های ما درست بشوند، این جوان هائی که در آتیه باید این مملکت را حفظ کنند، این مملکت را اداره بکنند، اینها باید درست تربیت بشوند و اصلاح بشوند.
خداوند همه شما را انشاءالله توفیق بدهد و همه ما را، خواهرها را، برادرها را توفیق بدهد که خدمتگزار این مملکت باشیم.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها