پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 9:04 AM
تاریخ: 1358/08/10
بسم الله الرحمن الرحیم
من این عید بزرگ اسلامی را به همه ملت بزرگ اسلام تبریک عرض می کنم و امیدوارم که عیدها برملت های اسلامی مبارک و سعید باشد و از شما آقایان تشکر می کنم که تشریف آوردید تا از نزدیک ما با شما مطالبمان را در میان بگذاریم. عید مسلمین وقتی سعید و مبارک هست که مسلمین خودشان استقلالشان را و مجدشان را، آن مجدی که در صدر اسلام برای مسلمین بود به دست بیاورند. مادامی که مسلمین در این حال هستند، در حال تفرق و تشتت، و در حالی که همه چیزشان پیوسته به غیر است، هیچ روزی برای آنها مبارک نیست. مبارک آن روزی است که دست اجانب از ممالک ما، از ممالک اسلامی کوتاه شود و مسلمین روی پای خودشان بایستند و امور مملکتشان را خودشان به دست بیاورند.
من نمی دانم که این مشکلاتی که هم دولت های اسلامی و هم ملت های اسلامی به آن توجه دارند، چه وقت باید حل بشود. یک مشکل، مشکل بین ملت ها و دولت های آنها. از مشکلات بزرگی که مسلمین به آن گرفتار هستند مشکلی است که بین ملت ها و دولت هاست، هر دولتی با ملت خودش. و مشکل دیگر اشکالی است که بین دولت های اسلام است، بعضی ها با بعضی. مشکل دولت ها و ملت ها این است که دولت ها باز خودشان را نشناختند و ملت خودشان را نشناختند، اینها باز گمان می کنند که باید فرمانفرمائی کنند و ملت باید کورکورانه اطاعت. مادامی که این مشکل هست که دولت ها می خواهند فرمانفرمائی کنند و برای خاطر این فرمانفرمائی سرکوبی کنند ملتهای خودشان را، این مشکل نخواهد رفع شد و اگر این مشکل رفع نشود، مشکل های اساسی ما که گرفتاری ماست به دست ابرقدرت ها، حل نخواهد شد و مادامی که دولت ها باز تکالیف خودشان را ندانند، مشکل را می دانند، می دانند که این اختلافاتی که بین خودشان هست موجب گرفتاری ها و نابسامانی های ممالکشان هست، لکن به واسطه بعضی از مسائل یا اغراض یا خیانت بعضی از جناح ها این مشکل را حل نمی کنند، تا کی ما باید گرفتار این مشکلات باشیم و وابسته به غرب و شرق؟ کی می خواهیم، کی دولت های اسلامی می خواهند بیدار بشوند؟ و کی دولت های اسلامی با ملت های خودشان آنطور که در صدر اسلام بین دولت های اسلامی و اسلام و ممالک خودشان و کشور خودشان و ملت خودشان بوده است، تا کی ما
می خواهیم جدا باشیم از ملت؟
شما ملاحظه بکنید این دو حالی را که ملت ما داشتند، یک حال، حال زمان رژیم شاهنشاهی از اول شاهنشاهی تا آخر و خصوصاً در این پنجاه و چند سال که من تمامش را یادم هست و شاید شماها یادتان نباشد لکن خوب بعضی اش را ادراک کردید، مقایسه با آن زمان، با زمانی که ملت ما غلبه کرد بر همه قدرت ها و این سد بزرگ را شکست، مقایسه ما بین این دو حال را بکنید و حکومت ها هم مقایسه کنند در بین این دو حال و ببینند باید چه بکنند. در حالی که رژیم سابق بود، ملت از دولت جدا بود، نه جدای بی تفاوت، جدائی که در مقابل هم ایستاده بودند. دولت و شاه مخلوع تمام همش را بر سرکوبی ملت قرار داده بود و با تمام قدرت ملت را می کوبید، حبس می کرد، زجر می کرد، اعدام می کرد و اجازه نفس کشیدن نمی داد، ملت هم با او مخالفت داشت و اگر مشکلی برای دولت پیدا می شد اگر ملت بر آن مشکل اضافه نمی کرد از آن مشکل هم چیزی را کسر نمی کرد، معاونت نمی کرد، بلکه اگر چنانچه شکست می خورد دولت، ملت خوشحال بود و اگر دولت یا شاه غلبه می کرد، ملت متأثر بود، ما دیدیم و شما هم شنیدید و من هم بعضی اش را شنیدم و بعضی اش را دیدم، رضاخان در اینجا حکومت کرد، حکومت جائرانه و غیرقانونی و با ملت آن کرد که تاریخ ثبت خواهد کرد. آن روزی که کشورهای اجانب هجوم آوردند و کشور ما را گرفتند و همه چیز ما در معرض خطر بود لکن من شاهد بودم که وقتی که رضاخان از ایران بیرون رفت و بیرونش کردند، ملت ما، در عین حالی که آنقدر ناراحت بود از آمدن اجانب، خوشحال شد، این را یک هدیه آسمانی می دانست. من به پسر بی رشد او سفارش دادم که نکن کاری که مثل پدرت وقتی اگر از بین بروی مردم شادی بکنند. نشنید و بعد وقتی که رفت ملت ما شادی ها کردند، در خیابان ها شادی های زیاد کردند. این دولتی که با ملت خودش مخالف هست، و حالا را ملاحظه کنید دولتی که در مقابل ملت نایستاده است. ملت هر روز نمی ترسند که مأمورین دولت بریزند و بگیرند و ببرند و حبس کنند و آزار بدهند آنها را. الان ملت طوری است که اگر برای دولت مشکلی پیدا بشود خود ملت پیشقدم می شوند برای رفع اشکال. الان که دولت نمی تواند این گرفتاری هایی که ملت ما پیدا کرده است به واسطه رژیم سابق، نمی تواند همه اطراف او را حل بکند، ملت ما ریختند و در همه قشرها دارند کمک می کنند. همین امروز قبل از آمدن آقایان - که جهاد سازندگی - اشخاصی که در جهاد سازندگی در خود قم مشغول فعالیت هستند، آمدند پیش من و فعالیت هائی که خودشان کرده بودند، بدون اینکه از دولت هم کمکی باشد، برای من شمردند که بسیار زیاد بود، چقدر ساختمان و چقدر درو کردن گندم ها و زراعت ها برای کشاورزها و چقدر حمام و چقدر بهداری و امثال اینها. این ملتی که کشور خودش را از خودش می داند و دولت خودش را هم از خودش می داند، وقتی که کشور از خودش شد و دولت از خودش، نه دولت احساس این را می کند که باید با سرنیزه با ملت رفتار کند و نه ملت می ترسد که دولت همچو کاری بکند و
احساس این را می کند که اجنبی است و اگر خدمت به او کند، خدمت به اجنبی است. شما این دو حال را ملاحظه کنید، آن حال، حالی بود که ملت از دولت جدا بود و این حالی است که ملت از دولت جدا نیست این حال همانی است که اسلام می خواهد که دولت ها خدمتگزار ملت ها باشند مشکله بزرگ ما مسلمین این است که مع الاسف باید بگویم ما رشدمان کم است، رشد سیاسی مان کم است. ما باز گمان می کنیم که با سرنیزه و با فشار و با سازمان امنیت و با ارتش می شود که یک ملتی را اصلاح کرد و یک مملکتی را استقلالش را به دست آورد، ما باز اینطور فکر کنیم، دولت های ما باز فکر این هستند که ملت خودشان را با هر طوری که هست سرکوبی کنند. این مشکل کی باید رفع بشود؟ و این دولت ها کی به خود بیایند که با ملت های خودشان، با ملت هایی که شما که زندگی می کنید برای زحمت هایی است که آنها دارند می کشند، با ملت های خودتان دوست باشید و آنها پشتیبان شما و شما خدمتگزار آنها اگر ملت ها احساس بکنند که دولت ها برای پشتیبانی و خدمت به آنها آمدند هیچ اشکال نیست که آنها هم در خدمت حاضرند و بیشتر حاضرند، این مشکله را به دست خود دولت هاست که حل بکنند و مع الاسف نمی کنند. این یکی از مشکلات ماست که تا این مشکل حل نشود امید اینکه ما بتوانیم با ابرقدرت ها مخالفت کنیم و بتوانیم آنها را از ممالک خودمان بیرون کنیم، نیست.
مشکل دوم هم که مثل همین مشکل است، مشکل دولت هاست با هم، چرا باید دولت های اسلامی با هم اینطور باشند که هر کدام به طرف دیگر بکشند؟ چرا باید یک کشورهائی که دارای همه چیز هستند و دارای همه جور قدرت هستند، اسرائیل با آن عده کم بیاید و به آنها اینطور حکمفرمائی کند؟ چرا باید اینطور باشد؟ جز این است که ملت ها از هم جدا و دولت ها جدا و دولت ها از هم جدا و یک میلیارد جمعیت، یک میلیارد جمعیت مسلمین با همه تجهیزاتی که دارند نشسته اند و اسرائیل آن جنایات را به لبنان می کند و به فلسطین می کند و آنها نشسته اند و تماشا می کنند؟ تماشاگر هستند؟ آنقدر صدای برادرهای ما از آنجا بلند است و ما گوش می کنیم و نشستیم تماشاگر هستیم. کی ما باید قدرت خودمان را بیابیم؟
شما می دانید، در تاریخ دیدید که مسلمین صدر اسلام با یک عده کم اما مجتمع و با ایمان غلبه کردند، در ظرف کمتر از نیم قرن بر تقریباً معموره آنوقت غلبه کردند برای اینکه با هم بودند و اسلحه ایمان دست آنها بود. کی ما می خواهیم این اسلحه ایمان را که کنار گذاشته شده است به دست بگیریم و با این قدرت ها با اسلحه ایمان مقابله کنیم؟ شما دیدید که یک ملتی که عددش کم و هیچ اسلحه نداشت و هیچ ابزار جنگی نداشت و هیچ نظامیگری نداشت ابزار ایمان داشت و با ابزار ایمان غلبه کرد بر یک قدرت شیطانی که همه قدرت ها دنبال او بودند، نه همان ابرقدرت ها، همه قدرت ها دنبال او بودند. این قدرت ایمان بود که یک مشت مردم را که هیچ نداشتند غلبه داد، این همان قدرتی بود که در صدر اسلام با یک ابزار کم و یک عدد کم غلبه کردند بر روم با آن بساط. بر امپراطوری
ایران با آنهمه ابزار و با آن چیز، آنها تهی بودند از ایمان و اینها دست پر بودند در ایمان، غلبه کردند. کی ما می خواهیم، مسلمین کی می خواهند از این خواب بیدار بشوند؟ و کی می خواهند که مشکلات بین خودشان را رفع بکنند؟ تا مشکلات بین خودتان رفع نشود، تا - مشکل بین - مشکلات بین دولت ها و ملت های خودشان رفع نشود و مشکلات بین خود دولت ها رفع نشود، امید اینکه شما بتوانید مجد خودتان را به دست بیاورید، نداشته باشید. ما از سال های طولانی در این مطلب هی گفتیم و هی نوشتیم و هی گفتیم و آنها هم شنیدند و تماشاگر بودند. خداوند انشاءالله ما مسلمین را بیدار کند و ما مسلمین را به وظایف اسلامی خودمان، به وظایف الهی خودمان آشنا کند و خداوند انشاءالله یک توفیقی بدهد که ما عیدهایمان عید باشد، نه عیدهایمان عیدی باشد که ما گرفتار ابرقدرت ها هستیم، عیدهای مان عید باشد. خداوند همه شما را تأیید کند و همه ممالک اسلامی را تقویت کند و ایمان به همه ما بدهد و توجه به مشکلات و رفع کردن مشکلات.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.