0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:04 AM

بیانات امام خمینی در جمع اعضای خانواده های شهدای پانزده خرداد سال 42 و شهدای حوادث بندر انزلی

تاریخ: 1358/08/09

 

قیام پانزده خرداد نقطه عطفی در تاریخ و مبداء نهضت ما

بسم الله الرحمن الرحیم
پانزده خرداد که ما مردان با اراده ای را از دست دادیم و جوانانی از دست ملت ما رفت، نقطه عطفی در تاریخ و مبدأ این نهضت است. آنها که در پانزده خرداد قیام کردند، قیام مردانه کردند و در مقابل دژخیمان نه گفتند و به شهادت رسیدند، آنها مبدأ این نهضت عظیم شدند. من از خدای تبارک و تعالی برای آنها رحمت استدعا می کنم و برای بازماندگان آنها سلامت و صبر و سعادت. همین قیام ها بود که امروز می بینید در یک مجلس گروه های مختلف مجتمع می شوند با مقصد واحد. همین قیام ها بود که مابین دانشگاه و مدارس قدیمی ما را جوش داد و مابین قشرهای مختلف را جوش داد به طوری که همه با حال وحدت و با وحدت اراده، با وحدت مقصد این راه را طی کردند و تا آنجا رساندند و به این نحو که ملت ما الان زنده است و راه خودش را یافته است این راه را هم طی خواهد کرد و نهضت را به ثمرهای انسانی - اسلامی خواهد رساند. این خواهرهائی که از بعض نعمت ها، از نعمت گوش و زبان محروم هستند و الان آمدند اینجا، این خود اسباب امیدواری است که همه قشرها مجتمع هستند در این مقصد الهی، خداوند آنها را حفظ کند و به سعادت برساند.
 

اینها (روشنفکرنماها) اشخاصی هستند که آزادی را در آن چیزهائی که تباهی می آورد، می دانند

من امیدوارم که این قشرهای مختلفی که هست، همه توجه داشته باشند که این توطئه هائی که الان در بین هست با توجه خودشان خنثی کنند. شما دیدید و خانم های به قول خودشان روشنفکر دیدند که یک دروغی در تهران منتشر کردند و این خانم ها بدون اینکه رسیدگی کنند به خیابان ها می خواستند بریزند در صورتی که اصلاً یک همچو قانونی که آنها خیال می کردند مطرح نبود، معذلک، مع الاسف این روشنفکرها معلوم شد که اینقدر بی توجه به مسائل روز هستند و به مسائلی که مربوط به سرنوشت شان هست که مطالبی که در رادیو، در رادیو و تلویزیون، در مطبوعات منتشر شده است اینها نگاه نکردند و فقط به نوشته بعض اشخاص مفسد نگاه کردند و بدون توجه خواستند ترتیب اثر بدهند. اینها توطئه نیست؟ اینها کشف از یک توطئه فاسد نیست که یک مسأله ای که اصلاً مطرح نشده

صحیفه نور جلد 10 صفحه 87

است نسبت بدهند که گذشت در قانون اساسی که زن هیچ حقی ندارد؟ در صورتی که اصلاً مطرح نشده است و از اموری نیست که مربوط به قانون اساسی باشد. بیدار نمی شوند این جوان های ما؟ این جوان های زن و مرد ما بیدار نمی شوند که یک همچو توطئه هائی در کار هست؟ توجه نمی کنند که یک دروغ را که بعد از یک روز کشف می شود معذلک آنها منتشر می کنند و از جهالت اشخاص بهره برداری می کنند؟ به کجا باید گفت که شمائی که اینقدر به قول خودتان دانشمند و روشنفکر هستید، به یک قانونی که سرنوشت شما بستگی به آن دارد اینقدر بی عنایت هستید که نه روزنامه را نگاه کردید، نه رادیو گوش کردید، نه رادیو تلویزیون را. و همین طور بی جهت اسباب این شد که ما را سرشکسته کنید که روشنفکرهای ما اینطور مردم هستند، اینطور جمعیت هستند که تحت تأثیر یک دروغی که بعد از یکی دو روز فاش می شود واقع می شوند و خودشان اینقدر بی اطلاعند که از گزارش ها و از چیزهائی که می گذرد در مملکت شان هیچ توجه ندارند، هیچ اطلاعی ندارند. خودتان را اصلاح کنید، توجه کنید به سرنوشتهای خودتان. اینهایی که این دروغ ها را پخش می کنند اینها برای شما نمی خواهند یک سعادتی ایجاد کنند، اینها همان ها هستند که با اسم آزادمردان و آزادزنان شما را و همه جوان های ما را به تباهی کشیدند. اینها اشخاصی هستند که آزادی را در آن چیزهائی که تباهی می آورد می دانند، و اما آن چیزهائی که تباهی ندارد، آن چیزهائی که برای سرنوشت ملت است در آن چیزها آزادی نمی دهند. اینها همان طائفه هستند و اینها می خواهند همان مسائل را پیش بیاورند و از چیزهائی که اینها منتشر می کنند، شما توجه داشته باشید. اسلام برای همه شماست.
 

ولایت فقیه برای شما یک هدیه الهی است

این معنا که از من قبلاً سؤال شده است و جواب دادم که طلاق در صورتی که در ضمن عقد با مرد (وقتی که می خواهند عقد کنند) شرط بکنند و در ضمن عقد این شرط بشود که - طلاق - وکیل در طلاق خودش یا مطلق. یا در شرائطی یک سوالی پیش آورده است به اینکه این زن هائی که حالا تحت زوجیت هستند چه؟ این ولایت فقیه را مخالفت می کنند در صورتی که نمی دانند از شؤون فقیه هست که اگر چنانچه یک مردی با زن خودش رفتارش بد باشد او را اولاً نصیحت کند و ثانیاً تأدیب کند و اگر دید نمی شود اجراء طلاق کند. شما موافقت کنید با این ولایت فقیه. ولایت فقیه برای مسلمین یک هدیه ای است که خدای تبارک و تعالی داده است. منجمله همین معنائی که شما سؤال کردید و طرح کردید که زن هائی که الان شوهر دارند اگر چنانچه گرفتاری هائی داشته باشند چه باید بکنند؟ آنها رجوع می کنند به آنجائی که فقیه است، به مجلسی که در آن فقیه است به دادگاهی که در آن فقیه است و فقیه رسیدگی می کند و اگر چنانچه صحیح باشد، شوهر را تادیب می کند، شوهر را وادار می کند به اینکه درست عمل کند و اگر چنانچه نکرد طلاق می دهد. ولایت دارد برای این امر که اگر چنانچه به فساد می کشد، یک زندگی به فساد کشیده می شود طلاق می دهد و طلاق اگر چه در دست مرد است لکن فقیه در جائی که مصلحت اسلام را دید، مصلحت مسلمین را دید و در جائی که دید نمی شود

صحیفه نور جلد 10 صفحه 88

به غیر این، طلاق بدهد این ولایت فقیه هست. ولایت فقیه برای شما یک هدیه الهی است. در هر صورت ما الان گرفتار یک مشت اشخاصی مختلف السلیقه و مختلف العقیده ای که - همه در این معنائی که - همه در این معنا که نخواهند این مملکت به سر و سامان برسد شریکند، در عقائد مختلفند، بعض گروه هاشان با بعض گروه های دیگر دشمن هم هستند لکن در یک چیز موافقند و آن اینکه مخالف با اسلام، مخالفت با آن چیزی که همه ملت ما به آن رأی دادند، در این، اینها موافقند یعنی در باطل خودشان اتفاق دارند. شماها در حق خودتان مجتمع باشید این باطلها نمی توانند کاری بکنند شماها توجه داشته باشید که اسلام برای شما، برای ما، برای همه، برای همه بشر مفید است. اسلام یک طرحی است که برای مستضعفین بیشتر از دیگران مفید است و برای همه مفید است. از اسلام نترسید و نترسانید مردم را. شماهائی که قلم دستتان می گیرید و هر چه دلتان می خواهد می نویسید، یا هر چه دلتان می خواهد صحبت می کنید، شماها اسلام را بی اطلاع از آن هستید، شما یک کلمه اسلامی شنیدید، گاهی هم یک کتابی خواندید که نویسنده اش هم از اسلام اطلاع صحیحی نداشته است، بدون اطلاع از اسلام، بدون اطلاع از فلسفه احکام اسلام، شماها سمپاشی می کنید و معلوم هم نیست که واقعا مقصدتان این باشد که یک کار صحیحی انجام بدهید، منتها اشتباه بکنید. نخیر، من خیلی احتمال می دهم که بسیاری از اینها، نه همه، بسیاری از اینها اشخاصی باشند که حالا که دیدند آن رژیم به هم خورده است و آن - چیزهائی که - منافعی که آنها در آن رژیم می بردند و آنقدر فاصله ای که مابین آنها و مابین مردم بوده است، در طرح اسلامی آنطور نمی تواند مطرح باشد، اینها حالا به دست و پا افتادند که بلکه نگذارند این نهضت پیش برود. شما ملاحظه کردید که قدم به قدم مخالفت کردند، آن روز که نهضت بود همین در تهران و در سایر جاها، هی مخالفت ها بود و دست و پا می زدند به اینکه (همین داخلی ها، خارجی ها که سر جای خودشان دست و پا می زدند) به اینکه شاه را نگه دارند، وقتی که شاه رفت دست و پا می زدند به اینکه بختیار را نگه دارند، توی خیابان ها راه می افتادند و قانون اساسی می گفتند. قانون اساسی معنایش حفظ شاهنشاهی است و آنها قانون اساسی را برای شاهنشاهی اش می خواستند نه سایر مسائلش. وقتی که بختیار هم رفت، دنبالش باز هی صحبت قانون اساسی بود، می خواستند حفظش کنند. من که در پاریس بودم می آمدند آنجا پیغام می دادند، خودشان می آمدند که بگذارید که این شورای سلطنتی باقی باشد و با شورای سلطنتی یک کارهائی بکنید بعد ما کارهائی بکنیم بعد چه. خوب من می دانستم اینها یا نمی فهمند مطلب را یا مقصدشان این است که همان مسائل حفظ بشود. شورای سلطنتی را ما فرض کنید قبول کنیم معنایش این است که سلطنت را قبول کردیم والا شورای سلطنتی با - چیز - شاه است، هر وقتی بخواهد کنارش می گذارد. این معنایش این است که ما خود شاه را قبول داریم. می آمدند بعضی از همین روشنفکرها و بعضی از همین اشخاصی که حالا انقلابی شدند، همین ها می آمدند می خواستند ما را اغفال کنند یا خودشان هم نمی فهمیدند، که شما کاری بکنید که این شورای سلطنتی باقی باشد در صورتی که آن که رئیس شورای سلطنتی بود آمد پاریس من گفتم تا استعفاء نکردی من با تو ملاقات هم نمی کنم، استعفا هم کرد او. ولی معذلک از

صحیفه نور جلد 10 صفحه 89

اینجا هی می آمدند هی می گفتند هی چه. - این - آن قدم هم که از بین رفت و ملت ما بحمدالله پیروز شد، بعد در هر قدم مخالفت واقع می شد، در رفراندمش باز مخالفت می کردند، در مجلس خبرگانش، در انتخاباتش باز مخالفت می کردند، حالا هم با مجلس خبرگان مخالفت می کنند، بعد هم با مجلس شورا مخالفت خواهند کرد، بعد هم با رئیس جمهوری مخالفت خواهند کرد. این مخالفت ها همین طور سلسله مراتب محفوظ است برای اینکه با اساس مخالفند چون با اساس مخالفند. اینها فروع آن اساس است، و با آن مخالفت می کنند. لکن باید بدانند که این دست و پا زدن ها دیگر فایده ندارد. ما هیچ وقت از این دست و پا زدن های شما نمی ترسیم. ما می دانیم که شماها دیگر کاری از شما نمی آید، این نویسندگی از شما می آید و یک گفتن از شما می آید، خوب هر چه می خواهید بنویسید و هر چه می خواهید بگوئید، لکن شما بیدار بشوید، شما بفهمید که باید در مسیر این راه بروید. دنیاتان هم در مسیر این ملت است، اگر شما دنیاتان هم بخواهید اداره بشود، یک سیلی راه افتاده، برخلاف مسیر این سیل هلاکت می آورد. شما بخواهید برخلاف مسیر این ملت که مسیر اسلام است، برخلاف مسیر اینجا، این سیل خروشانی که این سلسله خبیثه را و آن رژیم شاهنشاهی را به هم کوبید شما چهار نفر بخواهید مقاومت بکنید و مقابلش بایستید، شما را این سیل می برد. برای دنیای خودتان هم (اگر اهل دنیا هستید) برای دنیای خودتان فکر بکنید. اینقدر مخالفت نکنید با ملتی که جوان هایش و همه چیزش در راه این نهضت داده و در راه اسلام داده و شماها هیچ کاره بودید. اگر مخالفت هم نمی کردید کاری به این کارها نداشتید، نشسته بودید تو منازل خودتان و کاخ های خودتان و مشغول تعیش خودتان بودید، حالا آمدید و باز مخالفت با این ملت می کنید. این صلاح خودتان نیست، صلاح دنیاتان نیست، صلاح دین تان نیست. بیائید با این سیل همراه بشوید تا اینکه بتوانیم ما این نهضت را تام و تمام به آخر برسانیم و به زودی انشاءالله، گر چه مخالفت های شما اسباب این نمی شود که این سیل خروشان توقف کند، لکن برای ما یک عیبی است که بگویند این اشخاصی که مثلاً دارای کذا و علم کذا و کذا هستند اینها با ملت خودشان مخالفت دارند می کنند، این اشخاصی که مدعی این هستند که باید دموکراسی باشد و آن حرف هائی که می زنند، همین اشخاص با حکومت ملت دارند مخالفت می کنند، با همین ملتی که نود و هشت و بیشتر درصد مردم رأی داشتند، با اینها دارند مخالفت می کنند، با همین مجلس خبرگانی که با آراء عمومی آنطور تعیین شدند، حالا اینها دارند باز مخالفت می کنند، اینها اصلاً اطلاعی ندارند که قضیه ولایت فقیه چی هست، اصلاً از سر و ته ولایت فقیه سر در نمی آورند که اصلاً چی چی هست، در عین حالی که سر در نمی آوردند می نشینند می گویند اگر بنا باشد که ولایت فقیه بشود دیکتاتوری می شود، کذا می شود. مگر امیرالمؤمنین که ولی امور مردم بود دیکتاتوری بود، مگر خود پیغمبر که ولایت داشت دیکتاتور بود. مگر بگویند که ولایت برای پیغمبر هم نیست، پیغمبر هم مثل سایر مردم، و از اینها بعید نیست این را بگویند، لکن جرأت نمی کنند بگویند. دیکتاتوری کدام است، در اسلام همچو چیزی مطرح نیست، اسلام دیکتاتور را محکوم می کند، اسلام یک نفر فقیه بخواهد اگر دیکتاتوری بکند از ولایت ساقطش می کند. چطور دیکتاتوری می گوئید می کند اسلام و این حرف ها را

صحیفه نور جلد 10 صفحه 90

می زنید. اگر می دانید و می گوئید، چرا باید در مخالف مسیر ملت سیر بکنید و این مسائل را بگوئید. و اگر نمی دانید، چرا انسان ندانسته یک حرفی را بزند همین بیخود بدون اینکه بفهمد چی هست مسأله بیاید یک همچو مسائلی را بگوید.
انشاءالله من امیدوارم که ما همه با هم، آنهائی که از پانزده خرداد جوان دادند و سرپرست خودشان را از دست دادند و آنهائی که الان مشغول به فعالیت هستند، همه باهم مقصد را طی بکنیم و به آن نقطه آخر پیروزی برسیم. خداوند همه تان را حفظ بکند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها