پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 9:04 AM
تاریخ: 1358/08/06
بسم الله الرحمن الرحیم
من در این حالی که هستم و ملاحظه می فرمائید، کمتر موفق شدم که برادرهای قمی خودم را از نزدیک ببینم و آن علاقه ای که من به این جوان ها دارم، البته به همه جوان ها لکن قم که محل خود ماست و ما سوابق زیاد با این آقایان داریم، علاقه خودم را به آنها تقدیم کنم، این مسأله باید برای همه ملت، توجه به آن بشود که امروز که این مملکت به دست توانای شماها (و مبدا آن از قم بود) به دست شما افتاده است و کشور مثل خانه خود شما هست باید خود صاحبخانه ها به فکر خانه هایشان باشند. صاحبخانه ها ملت هستند و خصوصاً این طبقه ای که کار می کنند، این طبقه ای که زحمت می کشند برای ملت خودشان و این خانه ای که الان مخروبه بوده است و به دست شماها افتاده است باید خودتان به فکر آن باشید. قم همیشه پیشقدم در امور بوده است و حالا هم آقا، آقازاده خودم مسائل را گفتند و زحمت های شما و فعالیت های شما را در امور مختلف شهرستان خودتان گفتند، باید تشکر کنم، هم از آقا و هم از همه آقایانی که شرکت کردند در این امور و می کنند. باید همه استان ها و شهرستان ها و روستاها، یک دست با هم مشغول بشوند برای ساختن.
من این را باز هم گفتم به بعضی از گروه ها که انسان خجلت می کشد که یک کشوری که باید صادر کند و صادرکننده باشد دستش را پیش آمریکا، این دشمن ملت و دشمن بشریت دراز کند و از او کمک بخواهد و او هم کمک را همین طوری به ما نمی دهد. آنها روی مقاصد خودشان اگر بخواهند کمک بکنند کمک به خودشان هست، نه کمک به ما و - این - باید ما این عار را از کشور خودمان بزدائیم. به فعالیت جوانها، به فعالیت قشرهای مختلف، کشاورزی مان را باید همچو تقویت بکنیم که بعد از یکی دو سال صادر کننده باشیم، دیگران از ما بخواهند نه ما از آنها. می دانید که اگر چنانچه ما احتیاج داشته باشیم در ارزاقمان به خارج، این وابستگی برای ما اسباب این می شود که در امور سیاسی هم وابسته باشیم، و ما باید وابستگی مان را از اجانب و از غرب و شرق قطع کنیم. اگر ما بخواهیم که مملکتمان یک مملکت مستقل آزاد مال خودمان باشد، باید در این اموری که مربوط به
اقتصاد است، مربوط به فرهنگ است، مربوط به امور دیگر کشور است خودمان فعالیت کنیم و ننشینیم دیگران انجام بدهند. دولت هم مثل خود شما یکی از افراد این مملکت است، آن هم به اندازه قدرتش باید همراهی کند لکن ما نباید بنشینیم که دولت همراهی بکند و اگر او نکند ما کاری نکنیم. شما الان می بینید که به طوری که آقا فرمودند آنقدر کار پیش بردید با همت خودتان بدون اینکه به شما یک کمک صحیحی کرده باشند، حالا از این به بعد هم همه ملت اینطور باید باشد. باید همه دست به دست هم بدهند و این بار را به منزل برسانند.
شما می بینید که الان توطئه ها باز در کار است و امریکا که دشمن شماره اول بشر و ماست باز این شخص خائن را با بهانه اینکه مریض است برده است امریکا و ما نمی دانیم که آیا صحیح می گویند یا نه، بلکه بعضی اطبائی که در آنجا بودند و مطالعه بعضی پرونده ها را کردند گفتند مرض این مرضی نیست که احتیاج به آمدن آمریکا باشد، او در همانجا هم که بود می شد که همانجا باشد و معالجه کند. از این معلوم می شود که یک توطئه ای در کار است، البته دیگر محمد رضا قابل اینکه یک آدمی بشود و بتواند یک نفسی بکشد این نیست لکن این را آلت قرار می دهند. این قدرتمندها و شیاطین این را آلت قرار می دهند برای اینکه با آلیت این، یک فعالیت های دیگری بکنند و بک تیپ های دیگری و قشرهای دیگری برایشان خدمتگزاری بکنند لکن باید این مطلب را بدانند که شما دیگر دستتان کوتاه شد از ایران، دیگر شما نمی توانید دوباره همان مسائلی را که برای بدبختی این ملت پیش آوردید پیش بیاورید. ملتی است که خودش دیگر بپاخواسته است و همه تکلیف خودشان را می دانند. این تحولی که الان در ملت پیدا شده است که یک نمونه اش شما جوان های عزیز من هستید که مشغول اینطور فعالیت ها هستید، زن ها مشغول فعالیت هستند، مردها مشغول فعالیت هستند، جوان ها همه مشغول فعالیت هستند، این تحول دیگر طوری است که پشتوانه این کشور است. آنوقت اینها می توانستند رخنه بکنند به اینجا که این تحول حاصل نشده بود، این بینائی برای ملت ما حاصل نشده بود. حالائی که از هر فردی بپرسی که دشمن تو کیست می گوید دشمن من غرب و شرق است و امریکا هم در درجه اول است، صهیونیست هم در درجه اول است این را دیگر نمی توانید شما اغفال بکنید، این ملت را نمی توانید اغفال بکنید. بیخود متشبث شدید که یک جنازه ای را ببرید در کشور خودتان و او را بخواهید آلت دست قرار بدهید. البته ما اعتراض داریم به اینکه دشمن ما را و جنایتکار درجه اول را به ملت ما خیانتکار بزرگ را بردند و ما از آنها مطالبه می کنیم که باید این را به ما تحویل بدهند. ما از او طلبکار هستیم، ما خزائن مان پیش اینهاست، بانک های خارجی از پول های ملت ما که به وسیله شخص او و اتباع او ذخیره شده است الان موجود است و ما آنها را لازم داریم و باید برای ملت خودمان اخذ بکنیم و امریکائی که ادعا می کند که ما در این نهضتی که بوده است ما هم حالا خوشحال هستیم، این حرف هائی است که می زنند والا در حالی که نهضت بود، همین آمریکا، من که پاریس بودم کراراً
فرستادند به اینکه شما شاه را حالا کاریش نداشته باشید، بگذارید باشد چه بعد هم بختیار را. در عین حالی که اینطور بوده است حالا آن آمریکا هم انقلابی شده است!!
همانطوری که حالا ملاحظه می کنید که هر کس می آید اینجا اشخاصی که من می شناسم آنها را چه جور اشخاصی هستند، می آیند اینجا ادعا می کنند که ما در زمان سابق چه فعالیت ها کردیم و چه مجاهده ها کردیم و چه زجرها کشیدیم، در صورتی که من می دانم که در زمان سابق آنها در رفاه بودند و هیچ فعالیتی هم نکردند، اگر هم فعالیت کرده باشند فعالیت هائی بوده است که برخلاف مسیر ملت بوده. حالا این یک مسأله ای است که دیگر رسم شده و چون دیدند که یک سیل خروشانی در حرکت است و اگر چنانچه بخواهند خلاف این را بگویند این سیل آنها را می برد، البته بعضی از آنها باز هم یک حرف هائی می زنند و من میل دارم که این همه این روشنفکرهای به اصطلاح و همه این دانشگاه و روسای دانشگاه و معلمین دانشگاه و اساتید دانشگاه و همه این قشرها، من میل دارم که اینها همه به فکر این مملکت باشند، هی به فکر اینکه اشکال بکنند و بنشینند هی اشکال به این، اشکال به دادگاه ها و اشکال به پاسبان ها و اشکال به پاسدارها و اشکال به دولت و اینها، این کاشف از این است که ما باز رشد سیاسی نداریم. اگر یک ملتی رشد سیاسی داشته باشد، آن روزی که می بینید که از چنگال این گرگ ها، این ملت نجات پیدا کردند و ممکن است که آن ریشه های پوسیده باز به هم پیوند بکنند و اسباب زحمت بشوند برای این ملت، باید همه اینها با هم دست به هم بدهند، دیگر آن ننشیند توی منزلش با الفاظش یا قلمش یا با مقاله اش مطالبی بگوید که برخلاف مسیر ملت است، این دلیل بر این است که ما رشد نداریم، هر چه هم روشنفکر باشیم لکن رشد سیاسی یک مسأله دیگر است. هر چه هم عالم باشیم لکن رشد سیاسی یک باب دیگر است. ما اگر رشد سیاسی داشته باشیم حالا یک کشوری که از خودمان شده و می توانیم در این کشور زندگی صحیح بکنیم، زندگی انسانی بکنیم، زندگی آزاد و مستقل بکنیم، نباید همه گروه گروه بشویم که در ظرف مثلاً چند ماه دویست گروه با اسماء مختلف و با حرف های مختلف و باز همان مسائلی که در صدر مشروطیت برای شکستن آن قدرت هائی که آن وقت مجتمع شده بودند باز حالا دوباره مشغول شدند و آن وقت هم با حزب بازی و احزاب متعدد و اینها و مع الاسف احزاب هم که در این ممالک پیدا می شود همه مخالف با هم و همه توی سر هم می زنند. نباید حالا مردم یک همچو کاری را بکنند. اقشار ملت ما باید همه دست به هم بدهند و این مملکت را نجات بدهند نه اینکه حالا بنشینند هر چه می خواهند به دولت حمله بکنند، هر چه خواهند به ملت حمله بکنند، هر چه می خواهند به مجلس خبرگان حمله بکنند، هر چه بخواهند به کمیته ها و هر چه بخواهند به پاسدارها و سپاه پاسداران و هر چه بخواهند به اینها حمله بکنند و تضعیف بکنند. امروز تضعیف ملت و پاسدار و این قشری که الان مشغول خدمت هستند، خیانت به این مملکت است. باید ما دست برداریم از این افکاری که داشتیم و داریم که ما هر چه دلمان می خواهد
بنویسیم (چون خوب می نویسم فکر این نباشم که چه چیز می نویسم) گاهی نویسنده ها اینطوری هستند، نویسنده اند، خوب چیز می نویسند لکن چیز خوب نمی نویسند، یک مسأله مضر به مملکت را خیلی قشنگ و آب و تاب دار و طوری که پسند مثلاً بعضی جوان ها باشد نویسند لکن محتوایش مضر به مملکت.
آقایان! به خود بیائید نویسنده های ما! گوینده های ما روشنفکرهای ما! این مملکت حالا از خودتان هست، بنشینید همه دست به دست هم بدهید، با این قشرهائی که مشغول فعالیت هستند شما هم فعالیت کنید. این بیچاره هائی که خانه می سازند، حمام می سازند، مسجد می سازند، داروخانه درست می کنند و امثال ذلک که حالا آقا شرح یک مختصرش را فرمودند، خوب شما هم بنشینید کمک بکنید. نمی توانید بروید حمام بسازید، لااقل حمام را خراب نکنید، نمی توانید بروید در بین کشاورزها درو بکنید، لااقل با قلم های خودتان این دروگرهای ما را اذیت نکنید. من متاسفم واقعاً که می بینم یک اشخاصی که ممکن است به درد یک مملکتی بخورند دارند یک کارهائی می کنند که اگر چنانچه انشاءالله این نهضت پیش ببرد و پیش می برد (مطمئن باشید که شماها پیروز هستید و متکی به خدا چون هستید خداوند با شماست) من متأسفم که اگر این مملکت آنطوری که ما می خواهیم پیش ببرد، آن آنوقت اینها دیگر به درد ما باید بگوئیم نمی خورند برای اینکه کسی که در بین انقلاب با انقلاب مخالفت می کند، کسی که در بین انقلاب شروع می کند چیزهائی را گفتن که در امریکا عمال صهیونیسم می گویند (اینها نیستند، من نمی گویم اینها عمال او هستند، نفهمند بعضی شان همان حرف هائی که آنجا می زنند، اینها می زنند) خوب وقتی این انقلاب به آخر رسید دیگر جای شما را نمی گذارند در این مملکت باشد و ما میل داریم شما کار بکنید توی این مملکت چرا خودتان را در بین ملت ضایع می کنید؟ چرا خودتان را از ملت جدا می کنید؟ چرا یک نهضتی که تا این اندازه جلو رفته است شما کاری می کنید که خدای نخواسته این توقف بکند یا یک قدری دیرتر به مقصد برسد؟ به مقصد می رسد لکن ممکن است که حرف های شما دیرتر اینها را به مقصد برساند چرا هر روز یک کاری می کنید که جوان های غافل از شما متاثر بشوند و بروند در دانشگاه و نمی دانم بروند در خیابان ها و این کارها را بکنند که خلاف مسیر ملت است؟ آخر فکری بکنید شما، بنشینید همه تان با هم جلسه کنید، فکر بکنید. هی ننشینید و بنویسید و بر خلاف مسیر ملت هم بنویسید. من همین امروز یک روزنامه معوجی که پیش من آمد دیدم، سرتاسر دیشب یک قدرش را نگاه کردم، البته حالش را هم نداشتم بخوانم. سرتاسر یک روزنامه ای با اینکه خودش را مثلاً گوید که ما با خلق، کذا هستیم سرتاسرش همه چیزهائی است که برخلاف مسیر ملت است، آخر چرا باید اینطور باشد؟ چرا شمائی که مدعی هستید که ما با ملت موافقیم، مدعی هستید که ما خدمت برای ملت کنیم، چرا باید روزنامه شما اینطور تحریک آمیز باشد؟ چرا روزنامه شما باید اینطور باشد که جوان های ما را منحرف کند؟
یک قدر فکر بکنید، یک قدر توجه بکنید، به خود بیائید.
من از شما قمی ها همیشه متشکر بودم و حالا هم متشکرم و برای شما و برای همه ملت دعا می کنم. خداوند انشاءالله شمارا حفظ کند. همه ما را در پناه امام زمان سلام الله علیه حفظ کند و خدمتگزار به این مملکت قرار بدهد. همه را تأیید کند انشاءالله.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.