0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:57 AM

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از پاسداران کمیته مرکزی و اعضای خانواده های شهدای انقلاب اسلامی

تاریخ: 1358/06/26

 

جنت لقاءالله بالاترین پاداش خادمین اسلام است

بسم الله الرحمن الرحیم
من نمی دانم با چه بیانی از این جوان هائی که در طول این مدت فداکاری کردند تشکر کنم آنقدری که می توانم عرض کنم این است که این مطلب برای خداست و ما هم از خدا هستیم (انالله) و به سوی او هم می رویم، دیر و زود خواهیم رفت و چه بهتر که در این راهی که داریم قهرا به آن طرف می رویم با یک توشه باشد و آن توشه، توشه توحید است، توشه خدمت به اسلام است. من نمی توانم برای -خدمتگزاری- جوانی که برای خدمتگزاری به اسلام شب تا صبح، شب زنده داری می کند، در حال خطر واقع می شود، مجاهده می کند، ارزش برای این ما نمی توانیم حساب بکنیم که چه ارزش این چقدر است، اجرت این چقدر است مگر غیر از خدا می تواند کسی به این اعمال پاداش بدهد؟ مگر طبیعت و زینت های طبیعت پاداش یک موجودی است که برای خدا قیام کرده است و برای خدا خودش را به خطر انداخته است؟ آن چیزی که دل ما را خوش می کند این است که برای شما پیش خدای تبارک و تعالی یک حسابی باز است والا ما نمی توانیم از شماها تشکر کنیم یا خدای نخواسته به شما اجر بدهیم. ما همچو قدرتی نداریم، آنچه هست این است شما از خدا هستید، برای خدا هم خواهید بود و خدا هم اجر شما را می دهد. اجری که خدا می دهد، آن ارزش دارد، ارزش عمل شما آن است که خدا به شما می دهد، (ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه جنت، آن جنتی) که لقاء خداست، جنتی که لقاء دوستان خداست، آن برای شما کافی است و از آن که گذشت، دیگر در عالم طبیعت نمی شود برای اعمالی که برای خداست یک چیزی قرار داد او هر چه مربوط به عالم طبیعت است مادون آن چیزی است که برای خداست.
 

پیشبرد و پیروزی نهضت با اتصال و عنایت قلوب به دریای رحمت الهی

و شما برای خدا قیام کردید و برای خدا هم مجاهده کردید و برای خدا انشاءالله تا آخر مجاهده می کنید و این نهضت را به پیروزی می رسانید برای خدا باز. و این لله بودن شما را به پیروزی رساند والا با یک همچو قدرت شیطانی و قدرت های دیگری که دنبال او بودند، اصرار می کردند، تشر می زدند، تهدید می کردند، شما جوان ها ایستادید، قدرت ایمان بود که شما را جلو برد، نه قدرت طبیعت

صحیفه نور جلد 9 صفحه 150

و مادی، از حیث مادیت آنها به ما طرف نسبت نبودند. این که دنیا را به تحیر واداشته است و حساب ها را همه خطا از کار در آورده است این است که چطور یک ملتی که نه ساز و برگ دارد، نه نظام، نظامی در کار نبود که، فکری در این باب نبود که ما بخواهیم یک فکر نظامی بکنیم، یک نیروی نظامی داشته باشیم، نه نظامی ما داشتیم و نه ساز و برگ مقابله با آنها. شما خیال می کنید که اگر نبود اراده خدا که منصرف کرد اینها را از اینکه مقابله کنند و نبود آن که رعب در بسیاری از آنها ایجاد کرد، اینها با یک شب می توانستند همه تهران را خراب کنند، همه چیز دستشان بود، همه مراکزی که یک نفر آدم را که گوشش می جنبید همه را بمباران کنند، نه اینکه برای خدا نکردند، خدا اذهان اینها را همچو منصرف کرد و دل های اینها را همچو پر از خوف کرد که دست به آن آلاتی که باید بزنند نزدند. این یکی از معجزاتی بود که در این قضیه واقع شد و معجزه دیگر همین توطئه ای بود که برای کودتا در همان شب های آخر که ما در تهران بودیم اینها دیده بودند و قبلش توطئه این بود که حکومت نظامی را روز هم اعلام بکنند ما هم هیچ خبر از هیچ نداشتیم. اعلام بکنند مردم توی خیابان ها نیایند، قوای انتظامی هم تمام را بگیرند، تمام خیابان ها و اینها را قوای انتظامی و آلاتی که آنها دارند، تانک ها را بیاورند مستقر کنند و بنابراین بود که در همان شب بریزند و هر کس را که احتمال بدهند که این یک مثلاً چیزی هست، از بین ببرند و بعد هم چه بکنند، ما هم هیچ اطلاع نداشتیم (من حیث لایحتسب) قضایا واقع شد که مثلاً گفته شد که بشکنید این اعتصاب را، این نظام را، این حکومت نظامی را، خوب، مردم شکستند و آنها نتوانستند که بیاورند چیزشان بکنند، بعد آن درگیری ها پیدا شد مرحوم قرنی، خدا رحمتش کند، اینجا بود به من گفت که مقاتله بین، جنگ ما بین مردم و قوای دولتی در آن شب سه ساعت و نیم بود. با سه ساعت و نیم دست های خالی بر تانک و توپ و مسلسل و اینها غلبه کرد. این غلبه، غلبه الهی بود یعنی نظر خدا بود. این نظر خدا را حفظش بکنید، خودتان را متصل کنید به آن دریای بی پایان الوهیت، قلب هایتان را متصل کنید به مبداء خیر، همه چیز از اوست، او کس همه کس است، همه پیروزی ها با اراده او حاصل می شود، همه خوبی ها با اراده او تحقق پیدا می کند، هر چه بدی هست از ماست و هر چه خوبی است از اوست. خودتان را به او متصل کنید. آن قطره های ضعیفی ما هستیم بلکه لاشی ءایم، هیچیم، اما اگر متصل بشویم به آن دریای رحمت الهی، همه چیز می شویم، قدرت پیدا می کنیم.
 

روحیه شهادت طلبی، رحمت و امانتی الهی است

صدر اسلام هم یک دسته از اعرابی که نه نظامی داشتند و نه پرورش نظامی شده بودند و نه ساز و برگی داشتند، آنها از شما دستوری تر بودند، هر چندتایشان یک شمشیری با یک چیز خرمابند، بندشان بود لیف های خرما، هر چند تایشان هم یک اسبی و یک شتری. وضع این طوری بود عدد هم بسیار کم، تمام لشکر اسلام سی هزار بود و روم ها که، رومی ها که آمدند با اسلام مواجه شدند پیشقر اول آنها شصت هزار تا بود، همه لشکر اسلام سی هزار، به حسب تاریخ پیشقر اول آنها شصت هزار بود

صحیفه نور جلد 9 صفحه 151

دنبالش هشتصد هزار تا، یا هفتصد هزار. یکی از سرداران اسلام گفت که ما اگر چنانچه بخواهیم به طور عادی با اینها مقابله کنیم، اینها هم طلیعه شان که همان پیش قراولشان باشد در مقابل ما هستند، ما باید یک کاری بکنیم که اینها را بترسانیم، سی نفر همراه من بیاید ما می رویم با آنها جنگ می کنیم، با این شصت هزار تا جنگ می کنیم، باشد؟ گفتند آخر نمی شود چون، بالاخره چک و چک کردند تا قبول کرد که شصت نفر باشند، شصت تا یک نفری شبیخون زدند به آنها، شکستشان دادند. شصت هزار جمعیت را شصت نفر مومن، شصت نفر که برای خدا داشت کار می کرد این طلیعه را شکست دادند، اسباب این شد که این سی هزار جمعیت بر روم غلبه کرد، بر ایران هم که غلبه کرد، در صورتی که آنها همه چیز داشتند، آنها یراق های اسب هایشان از قراری که گفتند طلا بوده است لکن ایمان نداشتند، میانشان تهی بود، هر چه بود یک صورت بود، هر چه بود یک ساز و برگ بود اما میان تهی بود، این روحیه در آنها نبود که ما اگر بکشیم هم بهشت می رویم، اگر کشته بشویم هم بهشت می رویم، این روحیه در آنها نبود، در اینها بود و این روحیه غلبه کرد و من مطمئنم به اینکه شما پیروز می شوید انشاءالله برای اینکه یک همچو روحیه ای امروز من در بین ملتمان می بینم، یک دفعه و دو دفعه نبوده است، از نجف تا اینجا مواجه شدم من با جوان های زیبا، جوان هائی که اول جوانی شان است و اینها یکی شان آمد در نجف، آمد جلو من نشست بنا کرد قسم دادن من را که شما، قسم، قسم داد که من شهید بشوم، بعداً که ما در اینجا آمدیم زن این تقاضا را کرده، جوان ها این تقاضا کرده اند، زنی که بچه هایش را از دست داده است باز می گوید که من یکی دو تا دارم این هم می دهم، این روحیه، روحیه ای است که اطمینان برای ما می آورد. این بر همه تانک های عالم مقدم است، یعنی پیروز می شوید. این روحیه، روحیه ای است که خدای تبارک و تعالی انعام کرده است، مرحمت کرده است، این مرحمت الهی را حفظ کنید، این امانت است، این را کوشش کنید محفوظ بماند. مادامی که این روحیه الهی، این هدیه الهی در بین شماها هست از هیچ نترسید، نگرانی هیچ وقت نداشته باشید، به فکر این نباشید که چرا به ما احسنت نگفتند، چرا به ما اجر ندادند، چرا به ما مثلاً همراهی نکردند. خدا همراه شماست، امام زمان سلام الله علیه دعاگوی شماست، از چه ما می ترسیم؟ ما چرا بترسیم؟ مائی که راهمان راه خداست، مائی که در مقابل این قدرت شیطانی که همه چیز ما را، اسلام ما را، جوانان ما را، همه چیز ما را از بین برد، قیام کردیم، از چه بترسیم؟ از این بترسیم که کشته می شویم؟ خوب، بشویم، جوان های ما همه کشته شدند. از این می ترسیم که غلبه بکنند؟ غلبه هم بکنند ما ترس نداریم برای اینکه ما حقیم وقتی حق هستیم غالب هم بشویم ما حق هستیم، مغلوب هم بشویم ما حق هستیم و انشاءالله غالب می شویم. مطمئن باشید، دلتان را به این مبداء خیر متصل کنید، با خدا مناجات کنید. این شب هائی که در این تاریکی ها اسلحه ها به دوش است و در این تاریکی ها راه می روید دلتان را به آن مبدا متوجه کنید، متصل بشوید به آن دریای بزرگ رحمت و از هیچ چیز دیگر باک نداشته باشید، از هیچ کس توقع نداشته باشید، نظرتان هم به هیچ کسی نباشد و غیر از آن یک قدرت هم هیچ چیزی نشناسید. همه اوست، همه هر چه هست آنجاست. خداوند

صحیفه نور جلد 9 صفحه 152

انشاءالله به شما اطمینان عنایت کند، ایمان کامل عنایت کند، و شماها را در شمار شهدای کربلا محسوب کند و همه ما را موفق کند که این وظیفه ای که الان به دوش همه مان هست این وظیفه را بتوانیم خوب عمل کنیم.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها