پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 8:50 AM
تاریخ: 1358/06/14
بسم الله الرحمن الرحیم
من تکلیف را در آنجائی که بودم تعیین کردم. اگر آقایان تشریف داشتند و شنیدند، که ما تکلیف را عرض کردیم و اگر تشریف نداشتید حالا دو کلمه عرض می کنم که تکلیف همه ما چیست. تکلیف مهم آنی است که متوجه به این قشر است و این قشر یعنی روحانیون و دانشگاهی ها و دانشجوها. آن که مغز متفکر جامعه است همین دو طایفه اند، اینها مغز متفکرند، دانشگاهی ها، چه آنهائی که از دانشگاه بیرون آمده اند و حالا وکیل دادگستری شده اند و یا حقوقدان شدند یا هر چیز، چه این قشر روحانی که مشغول تحصیلند یا از تحصیل فارغ شده اند و مشغول ترویج و کارهای دیگر هستند، مغز متفکر جامعه شما دو طایفه هستید، و آن قشری که می تواند خنثی کند آن توطئه هائی که با کمال دقت برای شکست دادن نهضت در شرف تکوین است، آن هم شماها هستید، تکلیف برای شما دو طایفه از سایرین زیادتر است و مسؤولیتتان بسیار زیاد، همه مسؤولند لکن شما دو طایفه مسؤولیتتان زیادتر است. و آنها در صدد هستند که بین شما دو طایفه ای که با هم مربوط شدید و دیگر صحبتی نبود که دانشگاهی کذا و روحانی کذا، همه با هم بودید و پیش بردید بحمدالله و فهمیدید با هم بودن پیش می برید، شما دو قشری که مغز متفکر بودید، وقتی با هم مجتمع شدید قشرهای دیگر پیوند کردند با شما، تکلیف شما و این قشر روحانیون و شما آقایان دانشگاهی ها این است که دست از هم بر ندارید.
الان نقشه این است که شما را از هم جدا کنند. فهمیدند که این وحدت کلمه ای که در ایران پیدا شده است و شاید این دو قشر بودند که موجب یک همچو مطلبی شدند، قشر روحانی، منبریش و محرابیش، واعظش، گوینده اش، اینها، شماها با فعالیت های خودتان و با نطق های خودتان، با زحمت های خودتان، مردم مجتمع شدند همه و این پیروزی حاصل شد، آنهائی که احساس کردند شکست خودشان را از این اجتماع، یک وقت این است که آدم می گوید اگر اینها با هم مجتمع بشوند ما شکست می خوریم، اما احساس نکردند، یک وقت این است که در خارج لمس کردند پیروزی شما را و لمس کردند شکست خودشان را و لمس کردند که این شکست و آن پیروزی برای خاطر اجتماع
شماهاست. الان توطئه است برای اینکه شماها را از هم جدا کنند، دو قشر برادر را با هم مخالف کنند، دو قشر مغز متفکر را از هم جدا کنند، اگر از هم جدا بشوید، نه اینها ازشان کار می آید نه شما. شما خیال کنید که دانشگاهی بدون این قشر می تواند کاری بکند، نه. اینها هم خیال کنند که همه اش ما هستیم و دانشگاهی نیست، نخیر اشتباه است. دو قشر باید با هم جوش بخورند و آن تبلیغات خبیث چندین ساله را که در صدد بودند شماها را از هم جدا کنند و شما را یک طرف قرار بدهند، شما دشمن باشید با اینها، اینها را هم یک طرف قرار بدهند و اینها هم دشمن باشند با شما، آنها هم این میانه بیایند استفاده های خودشان را بکنند و هیچ کس هم نباشد بگوید چرا، الان بعد از اینکه اینها لمس کردند که یک همچو قدرتی وقتی پیدا شد، یک همچو وحدتی وقتی پیدا شد، این موجب این می شود که آنها شکست خورده اند، پیدا شد و آنها را شکست داد، امروز توطئه ها بیشتر و شاید دقیق تر باشد و الان توطئه است برای اینکه این قشر را از این قشر جدا کنند، در مشهد توطئه اش دارد پیاده می شود، در اصفهان هم شده است، در تهران هم هست، شاید قشرهای دیگر را هم فرا بگیرد. سر چی دعوا دارید؟ سر اینکه یک نفر آدم آیا خیلی آدم خوبی است یا خیلی آدم بدی است؟ یک دسته ای بگویند بالای منبر و پائین منبر که این آدم کافر است و یک دسته ای هم بگویند که این آدم مسلم است و خیر، از اولیاء است؟ نتیجه چی؟ نتیجه این است که شماها از اینها جدا، اینها از شما جدا، هر دو مقابل هم ایستاده اید و آن وحدت کلمه ای که داشتید از دست دادید سر هیچی، سر هیچ وحدت کلمه را از دست بدهید و جدا شدن شما از هم اسباب این می شود که سایر قشرها هم از شماها جدا بشوند، مختلف بشوند، این اختلافات اسباب این بشود که این نهضت نتواند کار خودش را عمل کند. آن که همه خارجی ها می خواهند، آنی که شرقی ها و غربی ها همه می خواهند این را که شماها از هم جدا و متفرق باشید، توطئه ها برای همین است که شماها را از هم جدا کنند، دشمن کنند، قشرهای مختلف درست کنند، گروه های مختلف درست کنند همه باهم دشمن و آنها نتیجه اش را ببرند. نباید ما بیدار بشویم؟! تا کی ما باید غافل باشیم؟ ما را سال های طولانی غافل کردند و کلاه ما را برداشتند، باز نباید بیدار بشویم؟! شما دانشگاهی ها نباید بیدار بشوید؟! شما علما نباید بیدار بشوید؟! با همین تفرقه افکنی ها ما را چاپیدند و بردند و بر ما حکومت کردند و جوان های ما را در حبس آنقدر زجر دادند و روحانیون ما را آنطور که دیدید کردند و سایر اقشار هم آنطور، باز ما نباید بیدار بشویم؟! باز ما باید سر یک امور جزئی که هیچ نیست، با هم اختلاف کنیم، به جان هم بیفتیم؟! منبر را، محراب و دانشگاه و اینها همه بریزند به جان هم؟! نباید ما توجه کنیم که این دست دیگری است که آمده و دارد این کار را انجام می دهد؟! نباید این ملت بیدار بشود که در ظرف دو ماه صد گروه اظهار وجود کردند؟! این هم، همچو من باب اتفاق نیست، این یک دست حساب کرده در کار است که این رمزی که دست شما بود و آن رمز پیروزی بود ازتان بگیرد.
آنها فهمیدند که با وحدت شکست خوردند، وحدت را از شما دارند می گیرند، با عمل آنها و با تبلیغات آنها و با طرح های آنها، این کی است حزب کذا، آن کی است حزب کذا، صد تا، یک همچو
عددی من به چشمم خورد که در ظرف این چند هفته صد گروه اظهار وجود کردند و مع الاسف وضع این است که گروه ها وقتی اظهار وجود می کنند همه با هم بد می شوند،اینطور نیست که همه به نفع ملت و به نفع اسلام کار بکنند، اینها با هم مختلف می شوند، گروه های مختلف و به واسطه این اختلافات که حاصل می شود، آن وحدت کلمه گرفته می شود، آن قدرت گرفته می شود. آحاد کار ازشان نمی آید، گروه گروه کار ازشان نمی آید، ملت کار ازش می آید، ملت وقتی گروه گروه شد ازش کار نمی آید.
تکلیف ما و تکلیف شما این است که توجه بکنیم به این توطئه هائی که برای تفرقه است الان و آنها را خنثی کنیم. شما که در مشهد می روید، رفقای خودتان را هم بگوئید، بگوئید آقا امروز، روز این نیست که سر یک قصه ای شما به هم بریزید. آقایانی هم که در هر جا تشریف می برند، به اهل منبر و به اهل محراب بگویند که تحت تاثیر یک دست های خبیثی که الان می خواهند این ملت را به هم بریزند و استفاده کنند و شکست بدهند، تحت تاثیر اینها واقع نشوید، از این اختلافات شخصی و جزئی دست بردارید الان وقت این است که شما قانون اساسی تان را توجه کنید به آن، خبرگانتان را توجه کنید، بعد رئیس جمهورتان را توجه کنید، مجلستان را توجه کنید، این مراحل باید بگذرد تا یک دولت مستقری پیدا بشود. الان ایران یک شیئی متزلزل است، باز اساسش درست نشده و در این موقع، الان این اختلافات بر خلاف رضای خداست، این سم قاتل برای ملت ماست این تکلیف، از من عرض کردن و از شماها نمی دانم شنیدن یا نشنیدن. انشاء الله خداوند همه تان را حفظ کند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.