پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
شنبه 2 اردیبهشت 1396 11:21 PM
تاریخ: 1358/04/04
بسم الله الرحمن الرحیم
انقلاب هائی که در دنیا واقع می شود دو جور است. یک انقلابی، انقلاب اسلامی است و یک انقلاب غیر اسلامی. انقلاب اگر انقلاب غیر اسلامی باشد، این انقلاب بعد از انقلاب دیگر بند و باری در کار نیست و هر طوری که می خواهند با مردم عمل می کنند، مهاری در کار نیست. لکن انقلاب اگر اسلامی باشد یعنی متکی به ایده اسلام، متکی به احکام اسلام باشد این باید از اول انقلاب تا آخر ابد که این انقلاب آثارش هست این اسلامی باشد و تحت احکام اسلام. ملت ما تا اینجا آمده است و بحمد الله با پیروزی به اینجا رسیده است لکن پیروزی این نیست که ما فقط طاغوت را از بین ببریم پیروزی اصیل آن است که ما بتوانیم متبدل بشویم به یک موجود انسانی، الهی، اسلامی که همه کارهایمان، همه عقایدمان، همه اخلاقمان، همه اسلامی باشد.
الان چشم همه متفکرین دنیا تقریباً دوخته شده است به ایران و توجه به این الان هست که آیا این ایرانی ها که به این پیروزی رسیدند و مدعی هستند به اینکه اسلام بالاترین مکتب است، اسلام از همه مکتب های عالم منزه تر است، آیا این مردمی که این ادعا را دارند، اینها چه جور هستند الان؟ الان که جمهوری اسلامی در ایران مستقر شده است یعنی رژیم الان رژیم جمهوری اسلامی است، آیا این نظام اسلامی در ایران چه اثری داشته است؟ همان مسائل سابق است منتها مهره ها تفاوت کرده است؟ آن روز مأمورین انتظامی و مأمورین دولتی، آنها ظلم می کردند و حالا پاسداران اسلامی و مردم اسلامی و بازار اسلام ظلم می کنند؟ فقط اسم تغییر کرد و افراد تغییر کردند لکن مطلب باقی است و مطالب باقی است؟ یا خیر، آن هم، محتوا هم تغییر کرده است؟ من خوف این را دارم که در دنیا یک شکست بزرگ بخوریم و آن شکست مکتبمان باشد. من از این بسیار خوف دارم. شکست ما اگر مکتبمان محفوظ باشد و شکست بخوریم اشکالی در کار نیست، بسیاری از اولیاء خدا در مقابل غیر، شکست خوردند اما مکتبشان محفوظ بود. اگر خدای نخواسته ما پیروز بشویم به این معنا که آن دسته ای از
ظالم ها که بودند و آن دستهای از چپاولگران که بودند بیرون کردیم لکن به جای آنها یک دسته ظلمه دیگری با یک محدودیت خاصی و چپاولگرهای دیگری با یک محدودیتی به جای او نشست، این موجب این می شود که مکتب ما در دنیا منعکس بشود که مکتب درستی نبوده، شکست در مکتب واقع بشود. آن شکستی که جبران نمی تواند بپذیرد این شکست است.
الان ما در تمام سطح ایران می بینیم که یک نابسامانی هائی هست، یک اختلافاتی هست، یک کارهائی هست که نباید بشود. چیزهائی که بر خلاف رضای خداست، بر خلاف دستور پیغمبر اکرم است، بر خلاف دستور اسلام است، در همه سطح کشور واقع می شود. نه همه می کنند، لکن در تمام سطح کشور هستند اشخاصی که همچو کارهائی می کنند و خوف این است که این به پای اسلام نوشته بشود، به پای جمهوری اسلام نوشته بشود و در خارج بگویند این هم نظام اسلام و این هم جمهوری اسلام که مثل سابق است با اختلاف افراد. همانطوری که سابق می ریختند توی خانه های مردم و می گرفتند و هیچ تحت قاعده ای نبود الا قاعده جباریت و ظلم، حالا هم بی میزان مثلاً در بعضی جاها می روند خانه مردم و چه می کنند،این پای اسلام حساب بشود.اگر پای خود ما حساب می شد، خوب مسلک بود، مسلک صحیح. لکن آنهائی که می خواهند در این مملکت باشند آنها دارند خلاف می کنند، مثل کارهای رژیم سابق، آن را به پای اسلام حساب نمی کردند آنها یک دستهای بودند که کارهائی می کردند و روی رژیم طاغوتی بود، این به مسلک ما هیچ ضرری وارد نمی آورد، به مملکت ما ضرر وارد می آورد اما مسلک ما محفوظ می ماند و آنها را خلاف اسلام می دانستند، خلاف رژیم اسلام می دانستند. لکن اگر امروز خدای نخواسته در طبقات مردم خصوصاً در طبقات روحانیین که آنها در راس هستند و آنها نماینده اسلام هستند اگر خدای نخواسته بعضی اشخاص ملبس به لباس روحانیین یک کاری بکنند به اسم روحانی، یک کاری بکنند به اسم کمیته کذا و این کار بر خلاف موازین شرعیه باشد،این را دیگر نمی آیند حساب کنند به اینکه این رژیم طاغوتی است، می گویند رژیم اسلامی است و این هم کارهایش، این هم حرف هائی است که دارند می زنند و لهذا امروز یک مسأله خطرناکی مطرح است. ما آنوقت اگر شکست خورده بودیم از طاغوت هیچ ابائی نداشتیم خوب ما شکست خوردیم حضرت امیر سلام الله علیه هم از معاویه شکست خورد آن ابائی نبود خوب ما یک مطلبی را می گفتیم، مطلب حقی داشتیم می گفتیم، نتوانستیم پیش ببریم آنها غلبه کردند بر ما. اما امروز مسأله آن نیست امروز یک صفحه دیگری در کار است و آن این است که مسلمین ملت ما شکست داد طاغوت را و رای داد به جمهوری اسلامی و شد مملکت، مملکت اسلامی. اگر امروز ما یک خطاهائی بکنیم که دشمن های ما در خارج دامن به آن بزنند، در داخل دامن به آن بزنند و منعکس کنند در خارج و داخل به اینکه اسلام هم مثل سایر مکتب ها بلکه پائین تر از او، این شکست، شکستی است که جبران ناپذیر است شکست حضرت امیر از معاویه هیچ اهمیتی نداشت برای اینکه شکست مسلک
نبود شکست شخص بود. اما اگر ما الان مدعی هستیم که اسلام است رژیم ما، ولی وقتی برویم سراغ بازار ببینیم بازار همان بازار سابق است، ربا همان ربای سابق است، چپاولگری همان چپاولگری سابق است، اجحاف و گرانفروشی فوق العاده همان است که سابق بود، برویم توی ادارات هم ببینیم همان اشخاص و همان وضع و همان نابسامانی آنجا هم هست، برویم در مثلاً دانشگاه ببینیم آنجا هم مسائل همان مسائل است، هر جا برویم همان مسائل باشد این موجب این می شود که انعکاس پیدا بکند. که رژیم فاسدی رفت یک رژیم فاسدی جایش نشست. کاری ما نکردیم جز اینکه یک رژیم فاسدی را ما از بین بردیم که آن رژیم فاسد کارهایش پای اسلام حساب نمی شد. این خطر نبود که اگر چنانچه محمد رضا یک ظلمی بکند یا سازمان امنیت مردم را چه بکند این به اسلام مربوط است. هیچ، جدا بود. حساب اسلام جدا، حساب آنها هم جدا بود. این خطر آن روز هیچ نبود بلکه هر چه آنها ظلم می کردند اسلام تقویت بیشتر می شد. (لازال یوید هذا الدین الرجل الفاجر) رجل فاجر، آدم فاسق، آدم ظالم هر چه ظلم بکند تأیید دین است برای این که دین عدل است او هر چه ظلم بکند مردم توجهشان به دین زیادتر می شود اما امروز که مملکت یک مملکت اسلامی است، رژیم یک رژیم اسلامی است و یک آزادی برای مردم پیدا بشود، از این آزادی اگر بخواهد خدای نخواسته یک استفاده های سوئی بشود و از این آزادی یک ظلمی بشود، تعدی بشود عرض می کنم که کارهائی که بر خلاف مسیر انقلاب است بشود، اینطور نیست که ما مثل شکست از محمد رضا باشد که بر ایمان اهمیت هیچ نداشت. امروز شکست مسلک شکست می خورد، این است که مهم است. باید ما همه بیدار باشیم، متوجه باشیم به اینکه از آزادی سوء استفاده نکنیم. حالا که آزاد هستیم هرج و مرج بشود، هر کسی بخواهد برای خودش، همچو آزادی در بین بشر نباید باشد، در اسلام مطرح نیست یک همچو آزادی که کسی آزاد باشد که مردم را اذیت کند، کسی آزاد باشد که اجحاف بکند و همین طور از سایر چیزها. امروز همه ما امانتدار اسلام هستیم، اسلام الان سایه افکنده بر سر ما از باب اینکه رژیم سلطنتی مبدل شد به رژیم اسلامی. الان که این امانت دست ما آمده است اگر خدای نخواسته ما به این امانت خیانت بکنیم و این را در نظر غربی ها، در نظر دشمن های ما، در نظر دشمن های داخلی و خارجی و آن اشخاصی که می خواهند این نهضت را آلوده کنند، ننگین کنند، اگر ما الان یک عملی بکنیم که بهانه دست اینها بدهیم ما خیانت به اسلام کردهایم و باید همه چشم هایمان را باز بکنیم. بالاتر از همه طبقه روحانیون هستند که باید بسیار با توجه، حالا غیر سابق است سابق روحانیون نمی توانستند کاری بکنند اگر کاری هم می کردند می گفتند که این ساواکی است. اگر یک معممی یک کار خلافی می کرد مردم می گفتند این ساواکی است، این از خدمه مثلاً ظلمه است. امروز که همچو چیزی را نمی شود گفت امروز اگر خدای نخواسته یک نفر روحانی (که نمی کند او، یک نفر صورت روحانی) بیاید در بینشان واقع بشود، یا در کمیته ها برود و یک خلافی بکند، امروز دیگر نمی گویند ساواکی است، امروز می گویند روحانی است دارد این کار را می کند، دیروز ساواکی این کار را می کرد امروز روحانی این کار را می کند و همین طور شماها دیروز بازار، بازار طاغوت بود امروز بازار اسلام است. محتوایش
فرق کرد؟ نه، رباخور همان رباخور، گرانفروش همان گرانفروش، اجحاف کن همان اجحاف کن و همین طور در هر جای مملکت که برویم اگر محتوا تغییر نکند خوف این است که مکتب ما مورد اهانت واقع بشود، مردم از مکتب ما برگردند و این بالاترین شکستی است که ممکن است بر ما وارد بشود و الا فرض کنید یک کسی هم (اینها هم نمی شود اما فرض کنید شد) اینها روابطشان را باهم درست کردند و امریکا هم پشت سرش آمد و یک کودتا هم شد ما را هم همه را کشتند و از بین بردند و خودشان جایش نشستند، این شکست مسلک نیست ما شکست نخوردیم ما شکست طبیعی خوردیم، نه شکست معنوی. اما اگر خود ما یک کارهایی بکنیم که در بین مردم، در بین جوامع، در بین متفکرین با دامن زدن دشمن های ما در داخل و خارج بر مسائل و مکتب ما اسباب این بشود که شکست بخورد، این شکست است که دیگر جبران ندارد، این شکستی است که در مقابل این، انبیا ایستادند، در مقابل این، اولیا ایستادند که این شکست واقع نشود جانشان را دادند برای اینکه مکتبشان محفوظ بماند. در هر صورت ما الحمدلله تا حالا آمده ایم لکن از این به بعد مشکلتر است مسأله و اهمیتش بیشتر است. و من از شما آقایان هم تشکر می کنم که از راه دور آمده اید با ما ملاقات کنید و به رفقای شما خودتان و به دوستان ما و به برادرهای ما سلام من را تبلیغ کنید. خداوند همه شما را تأیید کند و موفق.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.