پاسخ به:صدزن صد داستان
جمعه 18 فروردین 1396 2:19 PM
هنگامی که امام حسین (ع) خروج به عراق نمود. ام سلمه به او گفت: به طرف عراق نروف چون از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود: پسرم حسین (ع) در سرزمینی به نام «کربلا» شهید می شود. مقداری از خاک آنجا را در شیشه ای کرد و به من داد. حضرت امام حسین (ع) فرمود: به خدا قسم! که من اینگونه کشته می شوم و اگر به عراق نروم مرا خواهند کشت. امام حسین(ع) فرمودند: اگر می خواهی، مقتل خود و یارانم را به تو نشان دهم. سپس دست مبارکشان را به صورت ام سلمه کشید، خداوند به او بصیرت داد تا اینکه همه آنها را دید. حضرت مقداری از تربت آنجا را برداشت، در شیشه ای دیگر گذاشت به او داد و فرمود: هر وقت این دو شیشه، خونی گردید، بدانکه من کشته شده ام. ام سلمه می گوید وقتی روز عاشورا رسید، بعد از ظهر به هر دو شیشه نگاه کردم و دیدم خونی شده اند. ام سلمه گریه و شیون نمود. در آن روز، هیچ سنگی را بلند نکردند مگر اینکه زیرش خون تازه یافتند. 1
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.