0

خسروشاهی، سید ابراهیم

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:خسروشاهی، سید ابراهیم
جمعه 18 فروردین 1396  12:47 PM

گل گشتی در سیره عملی و تبلیغی و معنوی استاد

  • آیت الله بهاء الدینی به من فرمود که به یکی از روستاهای قم بروم. آنجا که رفتم دیدم روستا مسجد ندارد. آخر دهه به مردم گفتم بیایید در روستایتان مسجد بسازید. ۴۵۵ تومان که به من داده بودن برای ساخت مسجد اهدا کردم. وقتی برگشتم، فرزند اولم، آقا ابوالفضل بدون نیاز به دکتر و بیمارستان به دنیا آمد که آن را از برکت آن هدیه می دانم.
  • امام خمینی(ره) درباره ایشان فرمود: آنچه لازم است اهالی محترم کرمانشاه به آن توجه داشته باشند آن است  که امثال ایشان که مأنوس با حوزه های علمیه و مراکز علمی هستند، با کمال سختی از این مراکز مفارقت می کنند، بلکه بتوانند خدمتی به اسلام و مسلمین بفرمایند. تکلیف اهالی محترم آن است که در جلب رضای ایشان کوشش کنند و اجماعات خود را در مسجد و مجامع دینی هر چه می توانند بیشتر کنند.
  • از شمیران پیشنهاد شد که بیا مسجد علوی نماز بخوان. آقایی که از اهل آن مسجد بود عصرها می آمد خیابان ری و مرا برای نماز می آورد. می رفتیم آنجا و نماز می خواندیم.
  • در محله ما صدای اذان شنیده نمی شد. به فکر افتادم که در بخشی از زمین پارک فعلی که قبلاً قبرسان مسلمین بوده است، مسجد ساخته شود. با مشکلات و رفت و آمدهای بسیار بالاخره مسجدی اینجا ساخته شد تا صدای اذان به گوش برسد.
  • از آیت الله خسرو شاهی تقاضا کردیم بیایند در آموزشگاه و مرکز لجستیک نظامی ولنجک، اگر بشود امامت جماعت آنجا را عهده دار شوند، ایشان پذیرفتند و آمدند. در آنجا به با آن حالشان با جوانان به اردوی آموزشی می رفتند و جوانان مشکلات خود را با ایشان در میان می گذاشتند. ایشان برای یکی عقد می خواند، برای یکی تلاش می کرد از جایی وام بگیرد و برای برای سلامتی این جوانان به کسی پول می داد تا در راه بازگشت از اردوی رزمی گوسفندی زبح کنند(نقل از شیخ محمد باقر کریمیان).
  • یک مدتی میوه فروش محله دلخوش بود میوه هایی را که کسی نمی خرد، روی دستش نمی ماند که ضرر بکند؛ کسی هست که این میوه ها را یک جوری به مصرف برساند(کریمیان).
  • در محله خودشان آنقدر فریاد زد و دوندگی کرد تا مسجد فاطمه الزهرا(علیها السلام) ساخته شد. با آنکه برخی از افراد محله و چه بسا مسئولان متوجه نمی شدند که اهمیت مسجد چیست.
  • یکی از کارهای ایشان در زمینه توسعه مسجد کوچه اسدی است. این مسجد حدود ۴۵ سال خراب بود. نیکوکاری این مسجد را احیاء کرد. بعدها آقای خسروشاهی این مسجد را توسعه داد.
  • بعد از ازدواج دخترش با حجت‌الاسلام شیخ محسن حبیبی، به تهران کوچ می‌کند و بعد از انقلاب علی‌ رغم دعوت بزرگانی چون شهید دکتر بهشتی، به مناصب قضایی و دولتی نزدیک نمی‌شود و به اقامه نماز جماعت در مسجد المهدی(عج) و تدریس بعضی از دروس حوزوی در مدارس علمیه تهران از جمله مروی بسنده می‌کند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها