مخالفت معاویه با امیرالمومنین (ع)
شنبه 18 دی 1389 10:03 PM
معاویه كه در شام بود، همواره از احوال عثمان و طرفدارانم بنى امیه و مخالفان على بن ابى طلب علیه السلام كسب خبر مى كرد. او همه روزه از اخبار مدینه جویا مى شد تا این كه شخصى از مدینه به شام آمد و به نزد او رفت .
معاویه از او پرسید: كیستى و از كجا مى آیى ؟
گفت : من حجاج بن خزیمة تیهان هستم و از مدینه مى آیم .
معاویه گفت : اخبار مدینه را باز گو.
حجاج ، واقعه كشتن عثمان را از اول تا آخر تقریر كرد و خیر و شر آن را باز گفت . معاویه گفت : من خبر كشته شدن عثمان را شنیدم ، اگر در روز قتل عثمان شاهد قضایا بودى مرا مطلع ساز كه چه كسانى عثمانم را كشتند؟
حجاج گفت : مكشوح مرادى نزد او حاضر بود. حكیم بن جبل در حق او سعى و تلاش مى كرد. محمد بن ابى بكر او را زخمى كرد. كنانة بن بشر سیدان بن حمران مرادى به او زخم هاى مؤ ثرى زدند، بعد از آن اشتر نخعى ، عمار یاسر، عمر بن حمق خزاعى و جماعتى دیگر كه اسم آنان را نمى دانم به سراى او وارد شدند و كردند آنچه كردند.
معاویه گفت : چگونه خون عثمان ریخته نشود در حالى كه دوستان و معتمدانش او را تنها گذاشتند و یارى نكردند. به خدا سوگند اگر مرا عمر باقى باشد و اهل شام كمك یارى كنند، سزاى آن طایفه قاتلان را خواهم داد. معاویه از حجاج پرسید: چه كسى با على علیه السلام بیعت كردند؟
گفت : همه مهاجر و انصار و بزرگان حجاز و یمن و اكابر كوفه و معارف و مصر با على علیه السلام بیعت كردند، و گمان مى كنم كه اهل بصره هنوز بیعت نكرده باشند. مع ذلك تو بر على علیه السلام غلبه پیدا مى كنى و پیروز مى شوى ، چون اهل شام از تو اطاعت مى كنند و بدون چون چرا فرمانبردارند، ولى كسانى كه با على علیه السلام هستند بهانه گیرند و ره دستورى را بدون سؤ ال و جواب و چون چرا اطاعت نمى كنند. لشكر قلیل تو بهتر از لشكر فراوان على علیه السلام هستند.
اى معاویه ! على بن ابى طالب تنها با اعراق و حجاز بدون سرزمین شام راضى نخواهد شد و تو را آسوده نمى گذارد.
معاویه گفت : به خدا سوگند راست مى گویى . از امتناع و كمك به عثمان سخت پشیمانم ، او از من كمك و استمداد خواسته بود، اما به یاریش نپرداختیم .
مغیرة بن شعبه وقتى خبر گفت و گوى حجاج با معاویه را شنید به نزد امیر المؤ منین على علیه السلام شتافت و گفت : اى امیر المؤ منین ! پیش نهادى (7) دارم ، از شما تمنا دارم قبول بفرمایید.
على علیه السلام فرمودن پیشنهادت چیست ؟
گفت : غیر از معاویة بن ابى سفیان از احدى نگرانى ندارم ، فقط معاویه است كه مخالفت با شما را آشكار مى كند. او پسر عموى عثمان است و شام در چنگال اوست ، او را در حكومت شام با عهد و پیمانى كه مى پذیرد، بگمار و عبدالله ابن عامر را به حكومت بصره بفرست تا دشمنان را آرام كند.
امیرالمؤ منین على علیه السلام فرمود:
واى بر تو مغیره ! به خدا سوگند، فرمان خداى سبحان : ((و ما كنت متخذ المضلین عضدا (8))) مرا از این كار منع مى كند. خدا روزى را نیاورد كه معاویه را بر مقدرات مسلمین حاكم كنم ، اما او را به اطاعت و بیعت دعوت مى كنم ؛ اگر اجابت كند هدایت مى یابد و اگر مخالفت كند بر اساس حكم خداوند با او رفتار مى كنم .
مغیره ساكت شد و به منزلش رفت .