پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.
جمعه 6 اسفند 1395 9:38 AM
گفتم :...
گفتی :(چیزی نگفتی)
گفتم :...
گفتی :(باز هم چیزی نگفتی)
...
فقط نگاه کردی
سرمو انداختم پایین و گفتم :
سرد شدم سوختم
سرد شدم سوختم
سرد شدم سوختم
عاقبت چیزی نیاموختم!
خندیدی (لبخند نزدی) گفتی :چرا، آموختی!
این بار سرمو بالا گرفتم و با چشمای باز و براق شده گفتم :چی؟!
گفتی :آموختی که چطور سرد بشی و چطور بسوزی!
و من،و من، شدم شرمنده ی سراپا نقص و عیب که داشت، داشت، داشت، هیچی، سرشو انداخت پایین.
تمام
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.