الهی و ربی من لی غیرک !
خدایا تنها تو می دانی که من چگونه ام و در دل من چه می گذرد و من چقدر بی تابم!
خدایا! چگونه تو را بخوانم که در عمق وجود خویش فقط و فقط ذکر تو جای دهم.
فقط نام تو را همیشه بخوانم و با یادت زندگی کنم.
خدایا! هراسانم! گریزانم! به فکر خویش در زندانم!
که چرا اینگونه اند مردمانی که در فکر خویش می اندیشند که می دانند، اما نمی دانند!
خدایا! چگونه است حال آنایی که غرق در خویشتن اند و غافل از اندیشیدن در پی افکار خویش!
خدایا! بی تابم! در نمی یابم که آفریده هایت چگونه اند!
نمی فهمم کجای این جهانم! نگرانم!
نکند منم مثل اینانم! که فکرم در پی خویشتن است و از دیگران گریزانم!
الهی! لطفت را شاملم کن! عاقلم کن! باورم کن!