پاسخ به: طنز در اسارت
شنبه 18 دی 1389 12:29 PM
سواري
بعضي مواقع در آسايشگاه بچهها با عراقيها ورزشهاي دستهجمعي انجام ميدادند. يك بار يكي از برادران آزاده اهل تبريز با سرباز عراقي آسايشگاه قرار گذاشت كه هر كس قويتر بود به ديگري جايزهاي بدهد. ملاك قويتر بودن هم آن بود كه هر كدام بتواند ديگري را يك دور اطراف آسايشگاه بچرخاند، او قويتر و در نتيجه برنده است. ابتدا برادر تبريزي بر گردهي سرباز عراقي سوار شد. او هم يك دور كامل برادر آزاده را دور آسايشگاه چرخاند و مشخص بود كه در حال سواري دادن با غرور و تكبّر به ميزان قدرت و نيرومندي خود و گرفتن جايزه ميانديشد، در حالي كه هدف آن برادر آزاده از انجام چنين كاري چيز ديگري بود. بچههايي كه شاهد اين قضيه بودند از اينكه به اين سادگي آن برادر توانسته بود سرباز عراقي را بفريبد، خوشحال بودند. وقتي نوبت سرباز عراقي شد كه بر گردهي برادر آزاده سوار شود، او گفت: شما خيلي سنگينوزن هستيد و من شما را قويتر از خود ميدانم! با انجام اين مسابقه اگرچه جايزه نه چندان ارزشمندي به سرباز عراقي تعلّق گفت، اما آن برادر آزاده توانست در آن محيط خفقانآور اسارت با انجام چنين نمايش جالبي تأثير مثبتي بر روحيه بچهها بگذارد.