پاسخ به: طنز در اسارت
جمعه 17 دی 1389 8:49 PM
حكم دزد
در ايامي كه در اسارت عراقيها بوديم، هر از گاهي افرادي را در كسوت روحاني به اردوگاهها ميآوردند تا شايد بتوانند با استفاده از سخنرانيهاي آنان خللي هر چند ناچيز در اعتقادات اسرا ايجاد كنند. اين بار نيز عراقيها دو نفر روحانينما را همراه خود به آسايشگاه آوردند و آنها هم يكي پس از ديگري شروع به صحبت كردند. صحبتها همان چيزهايي بود كه هميشه ميگفتند و ما تقريباً همه را از حفظ شده بوديم: مثلاً شما گمراه شدهايد، شما از دين خارج شدهايد و ... سخنرانيهايشان كه به پايان رسيد، گفتند: حالا اگر سؤالي داريد بكنيد تا پاسخ بدهيم. يكي از اسرا بلند شد و گفت: يك سؤال شرعي دارم. حكم دزدي كه وارد خانهاي ميشود چيست؟ پاسخ دادند: كمترين كيفر قطع انگشتان يا دست اوست. برادر اسيرمان گفت: ما هم براي مجازات دزدي كه وارد خانه ما شده است ميجنگيم و اين نه تنها بيديني نيست، بلكه مطابق شرع است! در اين موقع بود كه تازه افسران بعثي توجيه سياسي متوجه مطلب شدند، اما ديگر دير شده بود. آنها به سرعت دو روحانينماي عراقي را از اردوگاه با خفت و خواري بيرون بردند.