0

اشعار دفاع مقدس

 
g_golshani_rasekhoon
g_golshani_rasekhoon
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1389 
تعداد پست ها : 1087
محل سکونت : آذربايجان غربي

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس
جمعه 17 دی 1389  2:23 PM

 

   از آسمان خدا    

 

   حسن بهرامي 
زندگينامه      

به نيلوفران شهيد زادگاهم: كريم محمدپور، محمود عليزاده، قاسم قاسمي، اسفنديار محمدي
پاييز بود و برگ درختان مي‌ريخت
گرد و غبار روي خيابان مي‌ريخت
با سنگ‌هاي كودك بازيگوشي
هر روز شيشه‌هاي دبستان مي‌ريخت
در گرگخيز ثانيه‌هايي تاريك
خون از «ني» شكسته‌ي چوپان مي‌ريخت
بر كومه‌هاي ساكت تنهايي مان
اندوه دانه، دانه‌ي باران مي‌ريخت
باراني از كبوتر، و درنا تا صبح
از شاخه‌هاي نازك و عريان مي‌ريخت
هرچند در تراكم دود و آهن
سرب مذاب بر دل و بر جان مي‌ريخت
دستي از آسمان خدا مي‌آمد
گل بر سر مزار شهيدان مي‌ريخت

 

منبع: كتاب حماسه هاي هميشه جلد1

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها