پاسخ به:داستان مدير مدرسه
سه شنبه 14 دی 1389 9:34 PM
۹
تا حقوقم به لیست اداره ی فرهنگ برسه ،سه ماه طوی کشید .فرهنگی های
گداگشنه و
خزانه ی خالی و دست های از پا دراز تر ! اما خوبیش اين بودکه در مدرسه ما فراش
جديدمان پولدار بود و به همه شان قرض داد . کم کم بانک مدرسه شد ه بود .
از سیصدو خرده ای تومان که می گرفت ، پنجاه تومان را هم خرج نمی کرد .
نه سیگار می کشید و نه اهل سینما بود و نه برج ديگری داشت . از اين گذشته ،
باغبان
يکی از دم کلفت های همان اطراف بود و باغی و دستگاهی و سور و ساتی و لبد
آشپزخانه ی مرتبی . خیلی زود معلم ها فهمیدند که يک فراش پولدار خیلی بیش تر
به درد می خورد تا يک مدير بی بو و خاصیت . اين از معلم ها . حقوق مرا هم
هنوز از مرکز می دادند .با حقوق ماه بعد هم اسم مراهم به لیست اداره منتقل کردند
.
درين مدت خودم برای خودم ورقه انجام کار می نوشتم و امضاء می کردم و می رفتم
از مدرسه ای که قبل در آن درس می دادم ، حقوقم را می گرفتم . سرو صدای
حقوق که بلند می شد معلم ها مرتب می شدند و کلس ماهی سه چهار روز کامل
داير بود .
تا ورقه انجام کار به دست شان بدهم . غیر از همان يک بار - در اوايل
کار- که برای معلم حساب پنج وشش قرمز توی دفتر گذاشتیم ، ديگر با مداد قرمز
کارینداشتیم و خیال همه شان راحت بود .وقتی برای گرفتن حقوقم به اداره رفتم ،
چنان شلوغی بود که به خودم گفتم کاش اصل حقوقم را منتقل نکرده بودم .
نه می توانستم سر صف بايستم ونه می توانستم از حقوقم بگذرم . تازه مگر مواجب
بگیر
دولت چیزی جز يک انبان گشاده ی پای صندوق است ؟..... و اگر هم
می ماندی با آن شلوغی بايد تا دو بعداز ظهر سر پا بايستی .همه ی جیره خوارهای
اداره
بوبرده بودند که مديرم .و لبد آنقدر ساده لوح بودند که فکر کنند روزی گذارشان
به مدرسه ی ما بیفتد .دنبال سفته ها می گشتند ، به حسابدا ر قبلی فحش می
دادند ، التماس
می کردند که اين ماه را نديده بگیريد و همه حق و حساب دان شده بودند و يکی که
زودتر
از نوبت پولش را می گرفت صدای همه در می امد .در لیست مدرسه ، بزرگ-
ترين رقم مال من بود . درست مثل بزرگ ترين گناه در نامه ی عمل .دو برابر فراش
جديدمان حقوق می گرفتم .از ديدن رقم های مردنی حقوق ديگران چنان خجالت
کشیدم که انگار مال آن ها را دزديده ام .و تازه خلوت که شد و ده پانزده تا امضاء که
کردم ، صندوق دار چشمش به من افتاد و با يک معذرت ، شش صد تومان پول دزدی
را گذاشت کف دستم ... مرده شور!